روش یک والد- یک زبان: محبوب ترین روش پرورش کودک دو زبانه

یکی از شناخته شده ترین روش های پرورش کودک دو زبانه استفاده از روش یک والد- یک زبان است. در این روش هر یک از والدین به یک زبان خاص با کودک صحبت می کند. این روش صرفا در خانواده هایی به کار می رود که حداقل یکی از والدین به زبان دوم کشور فعلی مسلط باشد. این روش تحت عنوان روش OPOL نیز خوانده می شود.

سابقه علمی روش یک والد- یک زبان:

این راهبرد احتمالا اولین بار با رواج ازدواج در بین افراد متعلق به گروه های زبانی مختلف در جوامع به کار رفته است. با این حال تاریخ دقیق آن به ۱۹۰۸ باز می گردد. در آن سال که پسر بچه ای به نام لوئیس در خانواده رونجات در فرانسه متولد شد. ژول رونجات، زبان شناس فرانسوی، همسری آلمانی داشت و آنها می خواستند پسری دو زبانه داشته باشند. بنابراین ژول نظر همکار خود، موریس گرامونت، که در رشد زبان تحقیقاتی کرده بود، را در این مورد جویا شد.

گرامونت مدت کوتاهی پس از تولد لوئیس پاسخ ژول را داد. ژول ده خط از نامه همکار خود را در کتابی چاپ کرد که در مورد دو زبانگی لوئیس می نگاشت. گرامونت به ژول توصیه کرده بود که هر والد با یک زبان متفاوت با کودک صحبت کند. بنابراین، ژول می بایست همیشه به فرانسه و همسرش همیشه به آلمانی با لوئیس صحبت کنند و هرگز این الگو را معکوس نکنند.

کتاب ژول رونجات بعدها به تایید بسیاری از زبان شناسان رسید و مورد ارجاع قرار گرفت. از آن زمان، روش یک والد- یک زبان به عنوان رویکرد زبان شناسی برای پرورش کودک دو زبانه به طور مداوم استفاده شده است و نتایج آن در تحقیقات مختلف گزارش شده است.

پرورش از روز اول:

روش یک والد- یک زبان برای والدینی جذاب است که دوست دارند فرزند خود را از روز اول دو زبانه پرورش دهند. در این روش هر والد زبانی را صحبت می کند که به آن مسلط تر است. با استفاده از این ورودی دوگانه، کودکان به سرعت قادر به تولید صدا، هجا، و کلمات در هر زبان می شوند و به طور قابل ملاحظه ای در استفاده از هر زبان با هر والد از خود مهارت نشان می دهند.

آغاز مشکلات:

با این حال، با گذشت زمان، مشکلات روش یک والد- یک زبان شروع به ظاهر شدن می کند. از آنجا که قرار گرفتن در معرض هر دو زبان به ندرت برابر است، به ویژه هنگامی که کودک شروع به برقراری ارتباط با جهان خارج می کند، زبانی که ورودی کمتری دارد دچار مشکل می شود. این زبان اغلب زبان اقلیت در جامعه است. مشکل زمانی حادتر می شود که والدی که به زبان اقلیت صحبت می کند به زبان دوم هم مسلط باشد. کودک با درک این مسئله، کم کم شروع به صحبت به زبان دوم با والد زبان اقلیت می کند. در اخر، والدین با کودکی روبه رو می شوند که در زبان اقلیت تنها دارای مهارت گیرنده ای است. یعنی زبان را می فهمد اما پاسخ نمی دهد.

استراتژی تطبیقی:

استفاده از این روش برای برخی استرس آور است. والدی که به زبان اقلیت صحبت می کند و با کودکی رو به رو می شود که پاسخ او را با زبان غالب می دهد، دچار سردرگمی می شود. والدین در محیط هایی که زبان غالب صحبت می شود (مکان های عمومی) دچار سردرگمی در استفاده از زبان می شوند. در بعضی موارد، محیط آنها را وادار به تغییر استراتژی می کند. گاهی نیز والدین از خود می پرسند پس در مقابل کودک با یکدیگر به چه زبانی صحبت کنند. در این مورد خاص باید گفت برای کودک مهم نیست والدین با هم به چه زبانی صحبت می کنند. می توانید به هر زبانی با هم حرف بزنید. با این حال در مواردی که زبان اقلیت ورودی کمتری دریافت می کند، توصیه می شود که به زبان اقلیت صحبت کنید. در روش یک والد- یک زبان، پس از بروز این موقعیت ها والدین متوجه می شوند که از چارچوب های این روش بیرون آمده اند و استراتژی تطبیقی خود را بر اساس نیازهایشان اتخاذ کرده اند. برای مثال والدی که به زبان اقلیت صحبت می کرده است در بازار به زبان دوم با کودک خود حرف می زند.

آنچه باید بدانید این است که چسبیدن به تمام اصول یک روش در اغلب موارد ممکن نیست. اینکه شما کلیت یک روش را رعایت کرده اید و در موارد استثنا از آن تخطی کرده اید، مشکل چندانی ایجاد نمی کند. آنچه در روند یادگیری زبان کودک اهمیت دارد، مقدار ورودی و کیفیت آن در تعاملات با کودک است.

در آخر باید به نوشته سوزان هاروت بارون در یکی از کتاب هایش بر اساس روش یک والد- یک زبان اشاره کرد:

«گاهی شک می کنم که این روش بهترین راه پرورش کودک دو زبانه باشد. شاید اینکه بتوانیم به طور موثر موقعیت صحیح استفاده از هر زبان را بشناسیم و هر یک را در موقعیت درست به کار ببریم، بهترین راه برای آموزش فرزندمان باشد.»

منبع

psychologytoday

 

0 پاسخ ها

یک جواب دهید

پیشنهاد, مشکل یا سوالی دارید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *