شوک فرهنگی در کودکان مهاجر: علائم، علل و راه های رفع آن

شوک فرهنگی نوعی شرایط روانی است که افراد مهاجر را مدتی پس از ورود تحت تاثیر قرار می دهد. در واقع تعریف و توضیح شوک فرهنگی مقداری دشوار است، زیرا اغلب افراد علائم متفاوتی را تجربه می کنند. به طور معمول شوک فرهنگی حدود ۶ ماه پس از ورود فرد به کشور خارجی رخ می دهد. یعنی زمانی که شوق و هیجانات اولیه، جذابیت های محیطی و تغییر روال زندگی فروکش می کند و فرد با این پرسش رو به رو می شود که «این واقعا همان چیزی بود که می خواستم؟». رهایی از این حس مبهم ممکن است خیلی سریع رخ دهد یا چند ماه به طول انجامد. برخی افراد اصلا دچار آن نمی شود و برخی دیگر تا زمان بازگشت به کشور خود از این حس خلاصی ندارند. کودکان نیز از این امر مستثنی نیستند. موارد زیادی از شوک فرهنگی در کودکان مهاجر دیده شده است که در این مطلب به علل و راه های رفع آن می پردازیم.

برخی از علائم روانی و عاطفی دیده شده در طول شوک فرهنگی عبارتند از:

  • غمگینی
  • تنهایی
  • احساس غربت
  • افسردگی
  • نوسانات خلقی
  • تحریک پذیری، خشم
  • گریه های زیاد
  • حالت عاطفی نامتوازن
  • نارضایتی از زندگی به طور کلی
  • ایده آل دیدن کشور و فرهنگ خود
  • درست کردن کلیشه در مورد فرهنگ خارجی
  • احساس گیجی در طنز؛ همه چیز را خیلی جدی می گیرد و یا هیچ چیز را جدی نمی گیرد
  • تعمیم دهی تمام مشکلات به وجود آمده به فرهنگ جدید و مقصر ندانستن فرهنگ خود
  • احساس انزوا، خروج شخصی از جامعه
  • ترس های سخت و غیر منطقی مربوط به کشور میزبان
  • از دست دادن هویت
  • احساس بی کفایتی و یا ناامنی
  • تصویر منفی از خود، عدم اعتماد به نفس
  • عدم تمایل به درک و اطاعت از رفتار/ قوانین / و مقررات فرهنگ جدید
  • عدم برقراری ارتباط با افراد دیگر به خصوص خارجی ها
  • بزرگ انگاری مشکلات
  • محتاط شدن در همه چیز

شوک فرهنگی در کودکان مهاجر: آنها نیز دچار این حالت می شوند

در کل، کودکان نسبت به بزرگسالان بیشتر در برابر تغییر انعطاف پذیر هستند. با این حال، شوک فرهنگی در کودکان مهاجر نیز رخ می دهد. بسته به خلقیات فرزندتان وی ممکن است حالت های متفاوتی داشته باشد و شوک فرهنگی در او به شکل های مختلفی بروز کند. حالت های خلقی وی را زیر نظر بگیرید. انزوا طلبی، نوسانات خلقی و بد اخلاقی در پی ورود به کشور خارجی می تواند نشانه ای از شوک فرهنگی در کودکان مهاجر باشد.

فرزندتان را به حرف زدن تشویق کنید و از او بخواهید که در مورد احساساتش با شما بیشتر صحبت کند. از او بپرسید چه چیزی او را آزار می دهد و حرف های وی را تجزیه و تحلیل کنید. گاهی ممکن است لازم باشد خودتان از حرف های وی مشکل واقعی را برداشت کنید.

چه چیزی باعث شوک فرهنگی در کودکان مهاجر می شود؟

شوک فرهنگی در کودکان مهاجر می تواند به هر دلیلی رخ دهد که ما به عنوان بزرگ سال حتی به آن فکر نیز نمی کنیم. با او در مورد مسائل و مشکلات حرف بزنید و هرگز برای دلداری دادن به او دروغ نگویید. اگر قرار نیست دوستانش به دیدن وی بیایند، برای آرام کردنش به او وعده ندهید که به زودی دوستانش را می بیند. اگر نمی توانید به کشور خود بازگردید یا به این زودی میسر نیست، به او وعده های دروغین ندهید. در غیر این صورت حالات روحی وی بدتر از آنچه هست می شود.

آماده سازی قبل از نقل مکان

قبل از مهاجرت به کشور خارجی، در مورد هر چیزی که فکر می کنید با آن رو به رو می شوید تحقیق کنید و در این رابطه با فرزند خود صحبت کنید. از او در مورد مجهولات ذهنی وی نیز بپرسید و در مورد آنها نیز تحقیق کنید.

خداحافظی کنید:

اطمینان یابید که فرزندتان می داند که در حال رفتن هستید. خداحافظی درست و کامل باعث می شود وی رفتن را واقعی ببیند و این امر به تسهیل روند جدایی کمک می کند.

مانند یک کودک فکر کنید:

یکی از مشکلات رایج با کودکان به خصوص در مورد کودکان کوچک تر این است که آنها متوجه تفاوت زمانی و بعد فاصله نمی شوند. آنها نمی فهمند که دیگر دوستشان نمی تواند چند دقیقه بعد در خانه ی آنها باشد، درک نمی کنند که این یک تعطیلات کوتاه مدت نیست و اینجا خانه جدید آنها است. تنها کاری که می توانید انجام دهید این است که با او صادق باشید، با او از فاصله و زمان حرف بزنید و از هر چیز مثبتی برای پرت کردن حواس وی به سمت منزل جدید استفاده کنید.

محیط اطراف ناآشنا

در داخل فضای خانه خود می توانید چیدمان را به نحوی انتخاب کنید که وی با محیط مانوس تر شود. می توانید اتاق او را تا حد ممکن مانند قبل تزیین کنید. برای مواقعی که همه چیز، به خصوص شوک فرهنگی، به یک معضل تبدیل می شوند، می توانید چیزی آشنا و ملموس در دسترس داشته باشید. مقداری از دی وی دی های مورد علاقه او را با خود به همراه داشته باشید. شاید دلتان بخواهد که وی از لحظه ورود به کشور خارجی در فرهنگ آنها غرق شود، اما فراموش نکنید که هر کس گاهی نیاز به مقداری آرامش و رهایی از استرس دارد.

زبان جدید

عدم درک از زبانی که همه در گوشه و کنار به آن صحبت می کنند یکی از علل رایج شوک فرهنگی در کودکان مهاجر و حتی بزرگ سالان است. برای جلوگیری از این مشکل، قبل از رسیدن به کشور مورد نظر کودکتان را مقداری با زبان آنها آشنا کنید.

اقلیم

تغییرات آب و هوا به وضوح خارج از کنترل شما است. اما با همراه داشتن لباس های مناسب و ایجاد شرایط مطلوب برای کودک می توانید تا حد زیادی از مشکل کم کنید.

مواد غذایی مختلف

در دسترس نبودن مواد غذایی آشنا یکی از اولین چیزهایی است که فرزندتان به محض ورود به کشور خارجی متوجه آن می شود. عجیب و غریب بودن طعم خوراکی ها و ظاهر آنها باعث بروز شوک فرهنگی در کودکان مهاجر می شود. برای هفته های اول بهتر است بعضی از غذاهای مورد علاقه ی وی را در دسترس داشته باشید. برای مثال می توانید چند بسته از غلات صبحانه ی مورد علاقه ی او را به همراه بیاورید. تا زمانی که کودکتان به منوی غذایی کشور جدید و ذائقه ی آنها عادت کند، بد نیست که گاهی غذاهای کشور خود را برای او طبخ کنید.

منبع

expatchild

زبان اقلیت: چگونه نیاز به صحبت کردن به زبان مادری را در فرزند خود به وجود آوریم

برای اینکه فرزند شما به زبان مادری شما یا همان زبان اقلیت در جامعه ی فعلی صحبت کند، باید نیازی در وی به وجود آید. اگر او نیازی به این زبان نداشته باشد، چرا باید به این زبان صحبت کند؟ کودکان، به ویژه هر چه کوچک تر باشند، برای حرف زدن به زبان مادری یا زبان اقلیت باید دلیلی داشته باشند. در این نوشته به برخی روش های ایجاد نیاز در کودک برای صحبت به زبان مادری اشاره می کنیم:

از همان ابتدا تنها به زبان مادری با فرزند خود صحبت کنید:

با صحبت کردن از روز اول به زبان مادری با فرزند خود نوعی ثبات را ایجاد کنید. حتی اگر در اطراف شما همه به زبان اکثریت حرف می زنند، شما نباید به این دلیل روش خود را عوض کنید.ممکن است به این دلیل که آنها متوجه حرف های شما نمی شوند، احساس معذب بودن بکنید یا به این فکر کنید که آنها شما را فردی بی ادب می دانند. اما اگر شرایط خود را برای آنها توضیح دهید، اغلب افراد شما را درک خواهند کرد.
اگر فرزندتان به زبان اکثریت به شما پاسخ داد، وی را به صحبت به زبان اقلیت تشویق کنید و آنچه انتظار دارید بگوید را تکرار کنید. اگر از همان ابتدا این روش را در پیش بگیرید، فرزندتان متوجه می شود که برای حرف زدن و تعامل با شما باید زبان مادری را بلد باشد و در نتیجه شما آن نیاز را ایجاد کرده اید.

کتاب ها، بازی ها و فعالیت های مورد علاقه ی وی را تنها به زبان اقلیت خریداری کنید:

یادگیری را سرگرم کننده نمایید. اگر کودکتان به بازی یا فعالیت خاصی علاقه دارد، آن را تنها به زبان مادری در دسترس وی قرار دهید تا در این مورد رقابتی وجود نداشته باشد. تعداد زیادی کتاب به زبان مادری خود خریداری کنید تا در زمان تمایل به خواندن کتاب گزینه های زیادی در اختیار وی باشد. با خرید کتاب های مورد علاقه ی وی شانس اینکه وی در کنار شما بنشیند و کتاب بخواند بیشتر می شود.

با کسانی وقت بگذرانید که به زبان اقلیت صحبت می کنند:

اگر در کشور محل سکونت شما خانواده ای با زبان مادری شما زندگی می کنند، حتما گاهی به آنها سر بزنید تا کودکتان فرصت حرف زدن با کسی به غیر از شما را نیز داشته باشد. حتی اگر آنها به هر دو زبان تکلم می کنند، از آنها خواهش کنید در طول مدت دیدار شما به زبان اقلیت صحبت کنند. در این صورت هم کودک تماس بیشتری با زبان خواهد داشت و هم برای صحبت کردن با آنها نیاز به فراگیری خواهد داشت.
سعی کنید گروه ها یا فعالیت هایی را بیابید که به صورت جمعی به زبان مادری شما انجام می شوند. در اغلب کشورها مهاجرین گروه های اقلیت تشکیل می دهند و با هم دیدار می کنند. اگر کودک شما با سایر بچه ها اخت شود، قطعا برای صحبت کردن احساس نیاز خواهد کرد.
یکی دیگر از گزینه ها یافتن پرستاری است که تنها به زبان مادری شما تکلم کند. در این صورت کودک وادار به استفاده از زبان مادری خواهد شد.

به مکان هایی سفر کنید که زبان مادری شما در آنجا صحبت می شود:

این روش البته برای تمام خانواده ها ممکن نیست، اما در صورتی که امکان پذیر باشد بهترین راه ایجاد نیاز در کودک است. اگر فامیل یا دوستی در جایی دارید که می توانید به او سر بزنید، به آنجا سفر کنید. اگر بتوانید یک مسافرت خانوادگی داشته باشید تا در زبان و فرهنگ خود غرق شوید، دیگر زبان اقلیت آن قدر هم اقلیت به نظر نخواهد رسید.

قرار گیری هر چه بیشتر در معرض زبان اقلیت:

به زبان مادری شما تنها به این دلیل زبان اقلیت گفته می شود که کودک تماس کمتری با آن دارد. همیشه راهی برای افزایش تماس با زبان وجود دارد. این راه می تواند خواندن کتاب باشد یا بازی کردن به زبان مادری، یا اینکه صرفا افراد خانواده دور هم جمع شوند و کاری انجام دهند که کودک به آن علاقه دارد. تماس با زبان کلید اصلی یادگیری است. هر چه کودک تماس بیشتری با زبان مادری داشته باشد، نیاز وی به یادگیری بیشتر می شود.

منبع

bilingualkidspot

دو زبانگی: جدا کردن تصورات غلط از واقعیت های علمی

دو زبانگی چالش بزرگی پیش روی بسیاری از والدین است. این چالش با تصورات غلط و حرف های اطرافیان می تواند دشوارتر هم شود. تصورات غلطی که نه تنها بر مبنای علم و تحقیقات نیست، که سنگی هم بر سر راه والدین است. بسیاری از والدین مهاجر با شنیدن حرف های سایرین حرف های سایرین درباره ی این تصورات در مورد تصمیم خود برای آموزش فرزند خود دچار تردید می شود و حتی برخی راه آسان تر یعنی صحبت به زبان مقصد را انتخاب می کنند. در ادامه به برخی از این تصورات، واقعیت پشت آنها، و شواهد متضاد آنها می پردازیم.

کودکی که دو زبان را با هم مخلوط می کند بدین معنی است که سردرگم شده و دچار اختلال کلامی شده است:

زمانی که کودکی در یک جمله یا مکالمه از هر دو زبان به صورت همزمان استفاده می کند، از آن با عنوان «مخلوط کردن کد» یا «تعویض کد» یاد می شود. برای مثال کودکی که در جمله ای به مادری می گوید «می خواهم اپل بخورم» کدهای زبان اول و دوم را با هم مخلوط کرده است. والدین گاهی نگران می شوند که تعویض کد نشانه ی تاخیر زبان و یا سردرگمی در آن باشد. با این حال، تعویض کد روندی کاملا طبیعی در دو زبانگی است. اگر کمی دقت کنیم متوجه می شویم که این حالت حتی در مورد بزرگ سالان دو زبانه ای که سال هاست به زبان دوم تکلم می کنند نیز رخ می دهد. در مکالمات یک بزرگسال دو زبانه نیز بسیار به مواقعی برخورد می کنیم که وی دو زبان را همزمان به کار می برد و کدها را با هم مخلوط می کند. با این حال هیچ کس مهارت های زبانی وی را زیر سوال نمی برد و کسی معتقد نیست که او دچار سردرگمی یا اختلال زبانی شده است. چنین حالتی در مورد دو زبانگی نیز طبیعی و رایج است.

کودک دو زبانه نیست مگر اینکه در هر دو زبان به یک اندازه مسلط باشد:

به ندرت می توان کسی را یافت که در هر دو زبان به یک اندازه مسلط باشد. ماهرترین فرد دو زبانه نیز غالبا روی یک زبان تسلط بیشتری دارد. زبان غالب اکثرا همان زبانی است که در جامعه ی محل سکونت فرد بیشتر صحبت می شود. زبان غالب یک فرد می تواند با سن، شرایط، آموزش و پرورش، شبکه های اجتماعی، اشتغال، و بسیاری از عوامل دیگر تغییر کند.

برای اینکه فردی دو زبانه تلقی شود باید در کودکی شروع به یادگیری کند:

در بین تئوری های زبانشناسی یک تئوری با عنوان دوره ی بحرانی توجهات زیادی را به خود جلب کرده است و معتقد است بهترین سن یادگیری زبان کودکی است. بر اساس این تئوری بسیاری از مردم بر این باورند که بهتر است یادگیری زبان در خردسالی انجام گیرد. شاید خردسالان به طور کلی تلفظ و دستورزبان بهتری داشته باشند، اما بزرگ سالان نیز در نهایت می توانند با کمی تلاش خود را به استانداردهای زبان دوم نزدیک کنند.

والدین باید از رویکرد «هر والد، یک زبان» برای رسیدن به دو زبانگی استفاده کنند:

برخی از والدین با توجه به توصیه های رایج این رویکرد را در خانه پیش می گیرند. هر چند این هم روشی برای پرورش یک کودک دو زبانه است، اما هیچ شواهد علمی مبنی بر این وجود ندارد که این روش تنها راه یا بهترین راه آموزش به کودک است یا می تواند از تغییر کد جلوگیری کند یا آن را کاهش دهد. فرقی نمی کند که والدین هر دو به زبان مادری با کودک صحبت کنند یا هر دو زبان را هم زمان به وی آموزش دهند، در هر حال فرزند آنها کدها را با هم مخلوط خواهد کرد. پس نگرانی بی مورد به خود راه ندهید. راه های زیادی به پرورش یک کودک دو زبانه ختم می شود. پس راهی را انتخاب کنید که با آن بیشتر احساس راحتی می کنید.

اگر می خواهید کودکی دو زبانه داشته باشید، حرف زدن به زبان مادری را متوقف کنید:

برخی از والدین با وجودی که در زبان کشور مقصد کاملا مسلط نیستند، ترجیح می دهند برای آموزش بهتر با کودک خود به آن زبان صحبت کنند. این به این معنی است که تعامل و مکالمه بین والدین و فرزند به قدر کافی طبیعی به نظر نمی رسد. تحقیقات شواهدی بر این مبنا نیافته اند که برای یادگیری زبان استفاده ی مکرر از آن ضروری است. علاوه بر این، فقدان دانش لازم از زبان مادری باعث جدا شدن کودک از سایر اعضای خانواده می شود که صرفا به آن زبان صحبت می کنند. تحقیقات نشان داده اند که کودکی که پایه ای قوی در زبان مادری دارد، زبان دوم را راحت تر فرا می گیرد. از سوی دیگر اگر کودک به قدر کافی در خانه در معرض زبان مادری قرار نگیرد، ممکن است دچار فراموشی و از دست دادن آن شود.

منبع

hanen

اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه: مسیرهای اشتباه

به عنوان والدین اشتباهات زیادی در تربیت کودک خود داریم. والدین بودن سفری آموزشی است و در طول این راه تحولات و تغییرات زیادی در ما رخ می دهد و مهم ترین چیز این است که از این تغییرات و از تجربیات سایر والدین چیزهای زیادی می آموزیم. در این مطلب به برخی اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه توسط والدین مهاجر می پردازیم.

تصور می کنید فرزندتان به صورت اتوماتیک دو زبانه می شود

یکی از اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه توسط والدین این است که فکر می کنند چون به یک زبان صحبت می کنند، این زبان به صورت اتوماتیک به فرزند آنها منتقل می شود. قطعا این طور نیست. پرورش کودک دو زبانه به تلاش و صبر زیادی نیاز دارد و اگر به آن اهمیت داده نشود در نهایت کودک شما به یک دو زبانه ی منفعل تبدیل خواهد شد. این اصطلاح به این معنی است که فرزندتان قادر به درک جملات شما هست، اما نمی تواند به همان زبان به شما پاسخ دهد.

برای پرورش یک کودک دو زبانه و به خصوص تقویت زبان مادری خود در کودک باید زمان زیادی را صرف صحبت کردن با او، خواندن کتاب های مختلف، و انجام فعالیت های جذاب برای تشویق وی به حرف زدن بکنید.

تصور می کنید تلویزیون به فرزند شما زبان یاد می دهد

کودکان برای یادگیری زبان به تعامل انسانی نیاز دارند. صرف قرار دادن آنها جلو تلویزیون چیزی به دانش زبانی آنها اضافه نمی کند. در صورتی که فرزند شما مقداری دانش پایه و درک ابتدایی از زبان داشته باشد، در این صورت تلویزیون مقداری به پیشرفت وی کمک می کند. با این حال، حرف زدن، خواندن، نوشتن و بازی با کودک بهترین راه آموزش زبان به او است.

اسباب بازی ها و وسایل کمک آموزشی بسیار گران می خرید

فرزند شما برای یادگیری زبان به تعداد زیادی چیز گران قیمت نیازی ندارد. مقداری وسیله ی کمک آموزشی ارزان قیمت هم کفایت می کند. مهم ترین چیز استفاده از آنها به شیوه ی درست برای تشویق فرزند به صحبت کردن است. کتاب ها از این نظر بسیار عالی هستند. خواندن کتاب بهترین راه برای تقویت واژگان و درک وی از زبان است.

فرزند خود را بیش از حد تصحیح می کنید

زمانی که به طور دائم اشتباهات فرزند خود را تصحیح می کنید، در واقع جریان صحبت کردن و تفکر وی را قطع می کنید و در آن اختلال ایجاد می کنید. در حالی که باید اشتباهات بزرگ و مهم را تصحیح کنید، اما از بسیاری از اشتباهات جزئی چشم پوشی کنید. جملاتی که اشتباه هستند اما در هر صورت شما متوجه معنی و منظور آن می شوید، نیازی به اصلاح ندارند. این اشتباهات در طول زمان به صورت خود به خود تصحیح می شوند. این مسئله جز اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه است و باعث ناامیدی کودک و در برخی موارد خودداری وی از حرف زدن می شود.

قانونمند نیستید

یکی دیگر از اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه، این است که قانونمند نیستید. اگر برنامه ای تعیین کرده اید و در راه آموزش کودک خود روشی را برگزیده اید، به آن پایبند باشید و دائما روش خود را تغییر ندهید. فراموش نکنید که درست مانند هر چیز دیگری، تمرین کردن جواب می دهد.

فکر می کنید دیر شده است

هرگز فکر نکنید که دیر شده است. اگر چند سالی از مهاجرت شما گذشته است و تازه به فکر حرف زدن کودک خود به زبان مادری افتاده اید، هنوز هم دیر نیست. هنوز هم وقت کافی برای معرفی زبان جدید و ایجاد ورودی کافی و با کیفیت برای کودک شما هست. هر چند هر چه بچه کوچک تر باشد، این مسیر آسان تر است، اما به هر حال کودکان در هر سنی می توانند زبان را فرابگیرند. این امر در مورد بزرگسالان نیز صادق است.

به مشورت ها و توصیه های غلط دیگران گوش می دهید

تصمیم گرفته اید که زبان مادری خود را نیز به فرزندتان آموزش دهید. از همین امروز با کلی نظر و ایده ی عجیب رو به رو خواهید شد. یکی از مهلک ترین اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه گوش دادن به نظرات غیرتخصصی و مشاوره های منفی اطرافیان است. تصورات غلطی درباره ی پرورش کودکان دو زبانه بین مردم رایج است که خیلی از آنها باعث ناامیدی شما می شوند. بهترین چیز این است که از نظرات و مشاوره های منفی چشم پوشی کنید و به تصمیم درست خود پایبند باشید.

چگونه اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه خود را برطرف کنیم؟

هرگز تسلیم نشوید. هر چند به نظر در ابتدای مسیر سخت می آید، اما ارزش آن را دارد. کودک شما قرار نیست یک شبه زبان مادری شما را فرا گیرد، از وی انتظار غیر منطقی نداشته باشید. صبر و تحمل و پشتکار داشته باشید و با ارائه ی ورودی با کیفیت و در کمیت مناسب این مسیر را برای فرزند خود تسهیل کنید.

منبع

bilingualkidspot

 

تاخیر در گفتار کودکان: آیا دو زبانه بودن عامل اصلی است؟

بسیاری از افراد تصور می کنند که دو زبانگی موجب اختلال در ارتباط کلامی (برای مثال تاخیر در گفتار کودک) می شود. به همین دلیل و برای اجتناب از مشکل بسیاری از خانواده های مهاجر از آموزش زبان مادری به فرزند خود پرهیز می کنند. تحقیقات هرگونه ارتباط بین دو زبانگی و اختلال در زبان یا تاخیر در گفتار را مردود می دانند. این گونه باورها حاصل تعصب و جهل نسبت به نتیجه ی تحقیقات زبانی و شناختی است. تفاوت های ارتباطی کودکان دو زبانه باید از اختلالات ارتباطی متمایز گردد. عدم ایجاد این تمایز مهم تا حدودی به دلیل اشتباهات اساسی در ارزیابی و طبقه بندی رخ می دهد.

دلایل تصور افراد مبنی بر تاخیر در گفتار کودکان دو زبانه:

این تصور اغلب به این دلیل پیش می آید که کودک در یکی از زبان هایی ارزیابی می شود که ضعیف تر است. برای مثال کودکی که در چهار سالگی مهاجرت کرده است، پایه ای قوی در زبان مادری دارد و مدتی طول می کشد تا به زبان دوم مسلط شود. این امر موجب مقداری تاخیر در کلام و خطا می شود. گاها ارزیابی معلمان در مدرسه از چنین کودکی اختلال کلام است. در صورتی که اگر این کودک در زبان مادری آزموده شود چنین اختلالی دیده نمی شود. با این حال در اغلب موارد مهارت وی نادیده گرفته می شود.

از سوی دیگر گنجینه ی محدود تر کلمات در هر زبان در کودکان دو زبانه نسبت به کودکان تک زبانه باعث این تصور غلط می شود که این کودکان دچار تاخیر در گفتار هستند. در صورتی که اگر تعداد کلمات یک کودک دو زبانه ی دو ساله را در هر دو زبان بشماریم، چیزی معادل کودکی تک زبانه در همین سن و سال است. گنجینه ی کمتر کلمات در هر زبان برای این گونه کودکان طبیعی است و نشانه ای از اختلال گفتاری نیست.

نتیجه این طور است که در چنین شرایطی و با معیارها و تصورات غلط، کودک با برچسب ناتوانی زبانی یا حتی ناتوانی یادگیری رو به رو می شود. بسیاری از خانواده هایی پرورش کودک دو زبانه را برای خود انتخاب می کنند، اغلب با این پیش آگاهی ها رو به رو می شوند که اگر فرزندتان دیرتر به حرف افتاد نگران نشوید. برخی حتی برای اجتناب از سوال از سوی اطرافیان از قبل به همه هشدار می دهند که ممکن است کودک آنها دیرتر از سایرین صحبت کند. با این حال همان طور که قبلا هم گفته شد نتیجه ی تحقیقات ثابت کرده اند که دو زبانگی ارتباطی با اختلال یا تاخیر در گفتار ندارد. تحقیقات ثابت کرده اند که با وجود باور والدین کودکان دو زبانه هم زمان با کودکان تک زبانه یا در حدود زمانی آنها به حرف می افتند.

تفاوت فردی عامل اصلی مشکل:

نمونه های زیادی از کودکان دو زبانه در تحقیقات دیده شده اند که حتی زودتر از همسالان تک زبانه ی خود شروع به تکلم کرده اند. در اینجا ذکر این نکته ضروری است که بیشتر از آنکه دو زبانگی عامل تاخیر در گفتار باشد، فاکتور تفاوت های فردی در این امر دخیل است. همان طور که تمام کودکان تک زبانه همه در سنی یکسان شروع به حرف زدن نمی کنند، تمام کودکان دو زبانه نیز با هم یکسان نیستند.

محققان هشدار داده اند که تنها در صورتی کودکی دچار اختلال یا تاخیر در گفتار است که در هر دو زبان به صورت مشابه دچار مشکل باشد. در غیر این صورت تفاوت های فردی بین کودکان دو زبانه درست مانند کودکان تک زبان هست. همان گونه که برخی کودکان تک زبانه بسیار دیرتر یا زودتر از سایرین صحبت می کنند، کودکان دو زبانه نیز ممکن است همان قدر دیر تر یا حتی در برخی موارد زودتر به حرف بیافتند. در نتیجه، تصورات غلط مبنی بر تاخیر در گفتار نباید والدین مهاجر را از آموزش زبان مادری به کودکان خود منصرف سازد.

منبع

multilingualliving

آموزش به فرزند: رفتار وی مهم تر از هوش او است

زمانی که صحبت از آموزش به فرزند پیش می آید، همه آن را گامی به سوی یک دنیای شاد می بینیم. همه می خواهیم کودک خود را خوشحال ببینیم. برای برخی این به این معنا است که فرزندمان باید معدل خوبی کسب کند تا در یک دانشگاه خوب پذیرفته شود. گرفتن یک مدرک دانشگاهی نقش زیادی در آینده ی شغلی آنها دارد. شغل خوبی که آنها را خوشحال کند به پرورش کودکان خوشحال دیگری نیز کمک می کند.

مشکل این طرز تفکر چیست؟

به طور خلاصه بیشتر از سود ضرر دارد. در واقع کاملا اشتباه است. با تمرکز بر نمره، مدرک و موفقیت، آنها را با تفکری بزرگ می کنیم که از آغاز انها را با شکست روبه رو می کند. بر اساس مطالعات انجام گرفته، توجه زیاد به تحسین هوش باعث می شود که کودک از روبه رو شدن با وظایف دشوار دوری کند.

زمانی که صحبت از مقابله با مشکلات زندگی می شود، دو نوع تفکر عمده وجود دارد: رشد و ثابت. ما نه تنها بر اساس آنچه تحسین می کنیم بلکه بر اساس نحوه ی تحسین نیز، چگونگی برخورد با چالش ها را به فرزندان خود می آموزیم. در ادامه هر طرز تقکر و نتیجه ی آن بررسی می شود.

تفکر ثابت: اجتناب از چالش ها

این طرز تفکر بیشتر بر اساس ستایش هوش و ذکاوت، یا استعداد کودک بنا شده است. همه ی این موارد خارج از کنترل وی است. آنها همین طور که هستند خلق شده اند. این طرزتفکر به آنها می آموزد که آنها هرگز نمی توانند خود را بهبود ببخشند و در حالتی ثابت قرار دارند.

تفکر رشد: تلاش مساوی موفقیت

تحسین در طرز تفکر رشد شامل ستایش کار سخت و پشتکار می شود. از آنجا که این کودکان با این طرز تفکر بزرگ می شوند که تلاش با موفقیت همراه است، بیشتر به روی آوردن به چالش و وظایف دشوار تمایل دارند.

نحوه ی آموزش به فرزند

اگر بعد از خواندن این نوشته به این نتیجه رسیدید که در حال تشویق تفکر ثابت در فرزند خود هستید و حس کردید که دوست دارید روش خود را تغییر دهید، نگران نباشید. هنوز هم وقت دارید که تاثیر زیادی در آموزش به فرزند خود و طرز فکر او داشته باشید.

اول از همه، یاد بگیرید که به جای نمره، تلاش وی را تشویق کنید. همه ی ما به دنبال ایجاد انگیزه در فرزند خود هستیم. انگیزه با خود کار و پشتکار و در نهایت موفقیت به همراه می آورد. شاید فرزند شما از رتبه ی ضعیف در دروس خود به متوسط رسیده باشد. به یاد داشته باشید که نمره به اندازه ی تلاش به موفقیت ختم نمی شود. اجازه دهید که آنها بدانند که شما متوجه تلاش انها هستید.

به عنوان روشی دیگر، اگر متوجه شدید آنها در کلاسی با تلاش کم یا عدم تلاش موفق می شوند، به انها چیزی دشوارتر را پیشنهاد دهید که آنها را به چالش می کشد. به آنها یاد دهید که تا زمانی که در حال تلاش هستند، رسیدن به نمرات عالی اهمیت چندانی ندارد. ایجاد این طرز فکر در کودک باعث می شود که وی برای زندگی بهتر تلاش کند و به چیزی که می خواهد برسد.

منبع

aplatformforgood

چرا والدین مهاجر باید به زبان مادری با فرزند خود صحبت کنند؟

هر روز شاهد والدین مهاجر بیشتری هستیم که ترجیح می دهند با کودک خود به زبان مادری صحبت نکنند یا متقاعد شده اند که در صورتی که زبان رسمی و آکادمیک کشور متفاوت باشد، صحبت به زبان مادری به فرزند آنها به لحاظ اجتماعی یا تحصیلی صدمه می زند. این آمار هر روز به طرز غیرقابل باوری بالاتر می رود.

مقالات و پیشینه تحقیق گسترده و قابل اعتمادی در موضوع دو زبانگی وجود دارد و در اغلب آنها بر منافع عمده ی این سبک از زندگی تاکید شده است. منافع این امر به حدی است که حتی می توان از تاخیر در گفتار که در کودکان دو زبانه رایج است، چسم پوشی کرد. با نگاهی به روند و تمایل کنونی در اغلب مهاجران برای صحبت به زبان کشور فعلی با فرزند خود، صحبت در مورد دلایل و فواید یادگیری زبان مادری در این کودکان ضروری به نظر می رسد.

دلایل آموزش زبان مادری به کودک

اولین و ساده ترین دلیل این توصیه این است که زبان مادری به احتمال زیاد زبانی است که والدین مهاجر در آن بالاترین مهارت و تسلط را دارند. در نتیجه قادر به ارائه ی ورودی کافی، با کیفیت و صحیحی از زبان هستند. در عین حال می توانند به طور مداوم از زبان آموزش داده شده پشتیبانی کنند و آن را در کوودک تقویت نمایند.

حتی اگر والدین مهاجر قادر به یادگیری خوب زبان کشور فعلی باشند، به احتمال بسیار زیادی دایره ی لغت، مهارت های دستور زبانی و سهولت در ارتباط آنها در زبان مادری قوی تر است. به والدین مهاجر گاهی بسیار توصیه می شود که برای جلوگیری از تاخیر در گفتار، عدم ایجاد سردرگمی در بچه و عملکرد بهتر در مدرسه، از صحبت به زبان مادری با وی خودداری کنند. اما نتیجه ی تحقیقات علمی کاملا خلاف این توصیه را ثابت می کند.

حالت دیگری که به نظر می رسد بسیار شایع است، صحبت کردن به زبان مادری تا قبل از مهدکودک و مدرسه و تغییر ناگهانی به زبان دوم پس از ورود به مدرسه و اجتماع  و توقف استفاده از زبان مادری است. مشکل این روش این است که به بهای یادگیری زبان دوم پایه های زبان اول در کودک سست می شود. نتایج پژوهش ها نشان می دهد که کودکانی که در زبان اول مهارت بسیار بالایی دارند و پایه های زبان در آنها شکل گرفته است، راحت تر آماده ی یادگیری زبان دوم می شوند. به عبارت دیگر اگر پایه های زبان اول محکم نباشد و استفاده از آن استمرار نیابد، کودک در یادگیری زبان دوم با مشکلات بیشتری رو به رو می شود. عدم صحبت به زبان مادری در خانواده های مهاجر و توقف استفاده از آن تنها به رشد زبانی کودک آسیب می زند و در دراز مدت اثراتی منفی بر وی دارد.

توصیه می شود که کودکان مهاجر قبل از شروع برقراری ارتباط در جامعه، در خانه به استفاده از زبان و برقراری ارتباط تشویق شوند. بدین صورت که حتی در کودکان دچار تاخیر در گفتار نیز نباید زبان مادری حذف شود.

توصیه هایی برای والدین مهاجر:

با وجود تفاوت زبانی، همچنان می توانید در تکالیف و پروژه های مدرسه به فرزند خود کمک کنید. می توانید تکالیف و متن درسی را به زبان کشور فعلی برای وی بخوانید. اما اطمینان یابید که تمام تعاملات کلامی در رابطه با درس و پروژه ها و صحبت های رایج در خانه به زبان مادری انجام می شود.

به عبارت دیگر، دستورالعمل ها باید به زبان مادری باشد. سوالات را به زبان مادری برای وی شرح دهید. متن را یک بار هم به زبان مادری برای وی توضیح دهید. تغییر زبان در حین مکالمه و پرش بین دو زبان امری طبیعی در افراد دو زبانه است. این روش به هیچ روی نشانه و موجب سردرگمی کودک نیست و کاملا برای افراد دو زبانه قابل قبول و مناسب است.

در کنار تکالیف مردسه، در گفتگو ها و روتین روزمره ی خانواده و در طول گردش و جشن ها به زبان مادری خود صحبت کنید! کودکان برای تقویت مهارت های زبانی خود به ورودی با کیفیت و دارای کمیت نیاز دارند و والدین مهاجر اولین کسانی هستند که می توانند این ورودی را در اختیار آنها قرار دهند.

منبع

multilingualliving

کودکان دو زبانه و والدین تک زبانه: استراتژی های آموزشی

بسیاری از والدین همواره از خود می پرسند که آیا می توانند کودکان دو زبانه پرورش دهند؟ آیا در این راه موفق خواهند بود؟ بیشتر مطالعات انجام گرفته در دهه ی ۶۰-۸۰ در مورد والدین تک زبانه ای بود که به دنبال پرورش کودکان دو زبانه بودند. برخی از این والدین زبان مشترکی داشتند و زبان رایج در جامعه زبان دوم بود. در برخی موارد تنها یکی از والدین به زبان رایج در جامعه صحبت می کرد.

امروزه تک زبانه بودن هر روز دشوارتر می شود، به این دلیل که صحبت کردن به یک زبان، حداقل برای غیر انگلیسی زبانان، تقریبا غیرممکن است. هر کسی در برهه ای از زندگی خود زبانی را مطالعه می کند و از آن چیزی می آموزد. بنابراین امروزه والدین تک زبانه بودن و زندگی در محیطی صرفا تک زبانه غیرممکن است. به خصوص اگر گویش ها را زبان به حسب بیاریم این امر بسیار دشوارتر نیز می شود.

تعریف کودکان دو زبانه

برخی از محققین دوزبانه ها را این طور تعریف کرده اند: کودکان دو زبانه به کسانی گفته می شود که در زندگی خود از دو یا چند زبان (یا گویش) استفاده کنند. بدین ترتیب تک زبانه به کسی گفته می شود که: تنها از یک زبان (گویش) در زندگی روزمره ی خود استفاده کند.

طرح آموزش زبان

هر خانواده ای که در حال پرورش کودکان دو زبانه است، به طرح زبان نیاز دارد. استراتژی های مختلفی برای خانواده ها یا والدین تک زبانه وجود دارد. والدین به زبان مادری خود صحبت می کنند و کودک زبان دوم را به فرد یا محل خاصی ارتباط می دهد، مانند کلاس های ویژه و یا سفر جهت بازدید از خویشاوندان یا دوستان. در مواردی که والدین در محلی زندگی می کنند که تکلم به زبان مادری آنها محدود است، باید خود ورودی کافی را برای فرزندشان فراهم کنند. در ادامه سناریوهای مختلف آموزش زبان اول و دوم به کودک را در خانواده های مختلف بررسی می کنیم.

والدینی که تک زبانه هستند و می خواهند زبان اول خود را نیز به کودک آموزش دهند باید از تمام تلاش خود و ابزارهای امروزی بهره ببرند. با کمک تکنولوژی خانواده ها می توانند در طولانی مدت فرزندانی دوزبانه داشته باشند و خود نیز به تدریج به زبان دوم مسلط شوند.

اگر یکی از والدین به زبان دوم تسلط دارد و خانواده در جامعه ی دیگری زندگی می کند، بهتر است یکی از والدین به زبان اصلی خود و دیگری به زبان جامعه یا زبان دوم با کودک صحبت کند. این استراتژی به تلاش زیادی از جانب والدین برای فراهم کردن ورودی کافی برای کودک نیاز دارد. اما مزیت آن این است که کودک همواره کسی را در اختیار دارد که به زبان مورد نظر خود با وی صحبت کند. در دراز مدت کودک می تواند شرکای بیشتری برای هم صحبتی پیدا کند، برای مثال پدر و مادر بزرگی که از طریق تماس تصویری با وی ارتباط برقرار کرده اند. از سوی دیگر معلمان، هم سالان و دوستان در جامعه ی دوم می توانند ورودی کافی برای زبان دوم را برای وی فراهم آورند.

اگر هر دو والدین زبان مشترکی دارند اما در کشور دیگری زندگی می کنند، استراتژی بدین صورت می شود که والدین در خانه به زبان مادری خود صحبت می کنند و یادگیری زبان دوم را به سادگی بر عهده ی جامعه می گذارند. در این شرایط یادگیری زبان دوم در مدرسه و محیط خارج از خانه رخ می دهد و والدین در تعامل روزانه ی خود در خانه زبان اول را تقویت می کنند. معمولا در این شرایط در نقطه ای والدین به کودک رسیده و زبان دوم را نیز فرامی گیرند و می توانند به زبان دوم نیز با وی ارتباط برقرار کنند.

نکته ی مهم در هر کدام از روش های گفته شده این است که والدین باید بر سر طرحی به توافق برسند که باعث افزایش اعتماد به نفس خانواده می شود و در عین حال خلاق، متعهد، سازگار و انعطاف پذیر نیز هست.

منبع

expatsincebirth

صحبت نکردن کودک به زبان مادری: ۱۰ دلیل و راه چاره

برای یافتن دلیل صحبت نکردن کودک به زبان مادری سردرگم مانده اید؟ بیان دلیل این امر که چرا کودکی زبان دوم را مشتاقانه صحبت می کند اما در برابر زبان مادر و پدر خود مقاومت می کند دشوار است. در ادامه ده دلیل برای این امر آمده است. آیا برخی از آنها شما را به یاد شرایط خودتان نمی اندازد؟

دلایل صحبت نکردن کودک به زبان مادری چیست؟

صحبت نکردن کودک به زبان اول باعث آزار بسیاری از خانواده های مهاجر می شود. بسیاری از والدین نگران قضاوت افراد فامیل هستند. گاهی حتی این امر به دلخوری و دعوا در خانه منجر می شود. در صورتی که دچار این مشکل هستید، دلیل آن هر چه باشد، به یاد داشته باشید که زمان و پشتکار شما حلال مشکلات است.

۱٫ صبر کنید:

به خودتان زمان بدهید. برای شما و فرزندتان مدتی طول می کشد تا همه چیز عادی شود. اگر حتی شما به زبان مادری خود مسلط هستید و از ان به خوبی استفاده می کنید، همه چیز کمی زمان می برد. زمانی که این روند شروع شد، برای طی کردن هر گام کمی زمان اختصاص دهید. فرزند خود را تحت فشار نگذارید، این امر همه چیز را بدتر می کند. به یاد داشته باشید که شما در حال پرورش یک کودک چند زبانه هستید، نه در حال شرکت در یک مسابقه.

۲٫ به او آرامش دهید:

آیا فرزندتان از حرف زدن به زبان مادری احساس ناراحتی می کند؟ هرگز او را در جمع با جملاتی نظیر بلندتر صحبت کن شرمنده نسازید و از او نخواهید در موقعیت های ناراحت کننده صحبت کند. از آرامش درون خانه شروع کنید و هر بار یک گام فراتر بروید. گاهی اوقات این والدین هستند که به دلیل اقلیت بودن در استفاده از زبان مادری خود احساس راحتی نمی کنند. اگر این موارد در مورد شما یا فرزندتان صادق است، صحبت نکردن کودک به زبان مادری عجیب نیست. به عنوان یک خانواده در مورد آن با هم صحبت کنید. در مورد موقعیت ها و عللی صحبت کنید که باعث معذب شدن یا شرمساری شما از صحبت به زبان مادری می شود.

۳٫ سن وی مهم است:

فرزندان ما از مراحل زیادی در زندگی خود می گذرند. رابطه ی آنها با زبان مادری ما نیز به همین شکل است. اگر فرزندتان در حال تطبیق خود با مدرسه ی جدید است، رد کردن زبان مادری بخشی از این فرآیند است. با فرزند خود با ملایمت رفتار کنید و با صحبت نکردن کودک به زبان مادری همانند سایر تغییرات در رفتار وی برخورد کنید. سعی کنید حال فرزند خود را درک کنید. اگر لازم است با وی در مورد احساسش در مورد صحبت کردن به زبان اقلیت حرف بزنید. برای حرف زدن به زبان مادری با فرزند خود به توافقی برسید که برای هر دو شما حال خوبی را به همراه می آورد.

۴٫ آیا منابع وی کافی است:

آیا منابع فرزند شما برای یادگیری زبان کافی است؟ در مورد کتاب های آموزش زبان خشک و خالی حرف نمی زنیم، در مورد کتاب های جذابی به زبان مادری صحبت می کنیم. منبع بزرگی از دی وی دی ها، بازی های رایانه ای، کارتن های زیبا و مواردی از این دست به زبان مادری به سرعت گرفتن فراگیری زبان در فرزند شما کمک می کنند. عدم وجود منابع کافی از زبان مادری، کودک را به سرعت کسل می کند و وی را به سوی زبان جامعه با تمام جذابیت های ان سوق می دهد. علایق فرزند خود را در نظر بگیرید و برای گردآوری منابع از خانواده و یا سفارشات آنلاین کمک بگیرید.

۵٫ الگو باشید:

چه مقدار در صحبت نکردن کودک به زبان مادری دخیل هستید؟ شما چه الگویی برای فرزند خود هستید؟ آیا تمام مدت از زبان اول استفاده می کنید یا اینکه حتی بدون اینکه آگاه باشید دائما به زبان دوم با فرزند خود صحبت می کنید؟ در تحقیقات هزاران مورد پدر و مادر دیده شده است که اصرار داشته اند که تمام مدت به زبان مادری خود با فرزندشان صحبت می کنند، اما در بازدید از خانه ی آنها دیده شده است که در اکثر اوقات در حال حرف زدن به زبان جامعه ی فعلی با فرزند خود هستند و حتی از این امر آگاه نیز نیستند. باور کنید که گیر کردن در این الگو بسیار ساده و رایج است. می توانید این مشکل را با آگاه بودن از مدت زمان صحبت کردن خود به زبان مادری و زبان دوم با فرزندتان حل کنید. هر بار که متوجه شدید در حال حرف زدن به زبان دوم هستید، به زبان مادری خود بازگردید. از خود بپرسید که چرا مایلید به زبان دوم با فرزند خود صحبت کنید. اگر بتوانید دلیلی برای این حرکت بیابید، گام بزرگی برای حل آن برداشته اید.

۶٫ آموزش ندهید، زندگی کنید:

قرار نیست زبان مادری را مانند یکی از دروس مدرسه به وی آموزش دهید. باید با آن زندگی کنید و عشق به آن را از طریق سبک زندگی خود، نه از طریق کتب آموزشی، به وی انتقال دهید. تا جایی که ممکن است با وی صحبت کنید: در حال رانندگی، در حال پخت و پز، در حال خرید و غیره. این زبان را بخشی از هر قسمت از زندگی فرزند خود قرار دهید. به زبان مادری برای وی آهنگ بگذارید و با او برقصید. داستان هایی از فرهنگ خود برای وی تعریف کنید و از زندگی خود در کشور مادری داستان هایی برای او تعریف کنید.

۷٫ از آن لذت ببرید:

آیا استفاده از زبان مادری برای فرزندتان جذاب است یا کسل کننده؟ صحبت نکردن کودک به زبان مادری شاید به دلیل کسالت بار بودن روش شما باشد. اطمینان یابید که حرف زدن و یادگیری زبان مادری برای وی لذت بخش و سرگرم کننده است. به زبان مادری با وی بازی کنید. به دیدار دوستان و آشنایانی بروید که به این زبان گفتگو می کنند. اجازه ندهید که زبان را در مغز فرزندتان با مته فرو کنید. این کار بهترین راه برای متنفر کردن فرزندتان از زبان مادری است. بسیاری از والدین متوجه می شوند که پس از انجام یک بازی به زبان مادری فرزندشان شروع به استفاده از این زبان می کند. این کار نه تنها به فرزندتان زبان را آموزش می دهد، بلکه خانواده را نیز گردهم جمع می کند.

۸٫ قانون مند باشید (نه سخت گیر):

آیا فرزندتان می داند با چه کسی، چه زمانی و به چه زبانی صحبت کند؟ آیا دائما در حال تغییر زبان هستید و از هر زبان به صورت تصادفی و دلخواه استفاده می کنید؟ البته تغییر مداوم زبان آخر دنیا نیست، اما اگر از یک قانون و طرح مشخص پیروی کنید طی کردن مسیر آسان تر می شود. اگر فرزندتان نداند که در هر موقعیت چه انتظاری از وی می رود و باید به چه زبانی صحبت کند، ناامیدی حاصل از این امر باعث صحبت نکردن کودک به زبان مادری می شود.

۹٫ نیاز داشتن ضروری است:

چرا باید فرزندتان از زبان اقلیت استفاده کند؟ اگر فرزندتان تمام نیازهای خود را از طریق زبان دوم برآورده سازد، نیازی به استفاده از زبان مادری نمی بیند. این نیاز در قالب های مختلف به وجود می آید: نیاز به بازی به زبان اول، نیاز به حرف زدن با کسی که تنها به زبان مادری مسلط است، یا درک کردن زبان یک کارتن یا دی وی دی آموزشی. برخی از والدین تا زمان حرف زدن کودک به زبان مادری از پاسخ دادن به وی اجتناب می کنند. هر چند این راه چندان توصیه نمی شود اما برای برخی کاربرد دارد. در اینجاست که خانواده ها باید بسته به شرایط خود و منابعی که در اختیار دارند در ایجاد این نیاز خلاق باشند.

۱۰٫ وی به اندازه ی کافی در معرض زبان مادری قرار ندارد:

آیا فرزندتان به طور مداوم و منظم در معرض زبان مادری قرار دارد؟ شاید برخی پاسخ دهند که ۳۰ درصد چنین است. ۳۰ درصد برای یادگیری یک زبان کافی نیست. این مقدار چندزبانگی را در فرزند شما تضمین نمی کند. هر چند در کنار اعداد عوامل دیگری هم در یادگیری دخیل هستند، اما افزایش این درصد به موفقیت شما کمک شایانی می کند.

منبع

multilingualliving

زبان مادری: زبان قلب و ذهن

مروری بر آمارهای جمعیت دانش آموزی در کشورهای جهان تأیید می کند به طور تقریبی نزدیک به نیمی از کودکان و نوجوانان لازم التعلیم به مدرسه راه نیافته اند. هر کودک (فرد ۵-۶ تا ۱۷-۱۸ سال) باید بتواند به حق آموزش خود برسد. از سوی دیگر، او باید به آموزش شایسته هم دسترسی داشته باشد. در واقع، در کنار برآورده شدن حق آموزش باید آموزش مناسب و متناسبی هم تدارک شود. یکی از راه های متناسب و مناسب سازی آموزش، آموزش به زبان مادری است. فراهم نشدن آموزش به زبان مادری به معنای عدم رعایت فرصت برابر آموزشی و یادگیری است. دانش آموزی که زبان مادری او فارسی است و آموزش هم به زبان او فراهم می آید نسبت به دانش آموزی که زبان او کردی یا ترکمنی است، فرصت یادگیری بیشتری به دست می­آورد.

آموزشی که به زبان مادری دانش آموز فراهم نمی آید، او را در معرض بسیاری از آسیب های تحصیلی و اجتماعی قرار می دهد.

از سوی دیگر، دولت هایی که حق آموختن به زبان مادری را نادیده می گیرند، به طور آشکار فرصت نابرابر آموزشی هم فراهم می آورند. در واقع، غنی را غنی تر می سازند. تاکنون در ایران هیچ دولتی به رفع این نابرابری آموزشی توجه نشان نداده است.

باری، عدم توجه به آموزش و یادگیری زبان مادری، به اندازه دست کم ۱۲ سال کودکان را از تجربه و اندیشیدن به زبان مادری باز می دارد. کودکان با محروم ماندن از یادگیری زبان مادری، زبان دل و ذهن خود را از دست می دهند و درست پس از پایان تحصیلات مدرسه ای یا دانشگاهی که وارد تجربه واقعی زندگی اجتماعی می شوند با کاستی حاصل از زبان مادری روبرو می شوند.

هر زبانی در جهان بازنمایانندۀ فرهنگی خاص است. زبان به مثابه یک پدیده اجتماعی حامل فرهنگ، لحن، طرز تفکر و طرز نگرش به جهان است. برتر از همه، آنچه می ­توان تصور کرد، محتوای زبان مادری است. زبان مادری، یگانه زبانی است که آمیخته با احساس یادگرفته می شود، احساسی که بدیلی برای آن وجود ندارد.

اگر چه آموختن زبانی دیگر چونان پنجره جدیدی برای نگریستن و معنادادن به زندگی است، ولی در قیاس با زبانی دیگر، زبان مادری خودِ پنجره است. فروگذاشتن این زبان به بهانه یا به دلیل آموختن زبان رسمی(نه ملّی) یا زبان مدرسه ای به معنای دست انداختن به خس و خاشاکی برای نجات یافتن از غرق شدن است. شاهد چنین ادعایی سخن نلسون ماندلا است. ماندلا می­گوید: “اگر با شخصی به زبانی سخن بگویی که بفهمد، آن سخن به ذهن او می نشیند. اگر با او به زبان خودش سخن بگویی، آن سخن به دلش می نشیند.” تجربه نشان نداده است اشخاص از رسیدن به کسی که به زبان مادری ایشان سخن می گوید ناخرسند باشند. از این رو است که، هر کس در هر جایی که هست می­کوشد همزبانش را پیدا کند. کسانی که با توسل به سخن حضرت مولانا، ادعا می کنند همدلی از همزبانی بهتر است، بیراه و گزافه نمی گویند. با این همه، دانستن این نکته خالی از لطف نیست که نظر مولانا کاستن از ارزش زبان مادری نبوده است. بنا بر این، استناد به اهمیت همدلی، مقدمۀ خوبی برای به کنار نهادن کبرایی چون زبان مادری نیست.

در ادامه این نوشتار به چند دلیل تأکید بر آموختن زبان مادری پرداخته می شود.

زبان مادری پیش‌نیاز رشد هیجانی و ذهنی

زبان مادری و یادگیری آن توأمان آثار پرباری بر شکل گیری چگونگی هر شخص دارند. زبان شناسان، زیست شناسان و زیست روان شناسان بر این باور هستند که آهنگ، رنگ و زیبایی صدایی مادری از زمانی که کودک در رحم مادر هست به او انتقال می یابد. به دیگر سخن، بخشی از میراثی که نوزاد با خود به دنیا می آورد اندوخته هایی از زبان مادری است. بر این اساس است که، نوزاد به صدای مادر و پدر زودتر و بیش از هر کس دیگر واکنش نشان می دهد. توصیه عمومی و تخصصی به همه کسانی که از کودکان مراقبت می کنند آن است که برای ارتباط با کودکان به جای زبان آمرانه از زبان مادرانه استفاده کنند.

زبان کودک، زبان ساده و پیش پا افتاده نیست. زبان کودک آکنده از هیجان، احساسات، تصویرها و تخیلات است. بنا بر این، وقتی بیان می شود شایسته است با کودک به زبان کود سخن گفت، بدان معنا نیست که به ساده ترین شکل ممکن با او سخن گفته شود. زبان کودک همانا زبان مادر او است. رشد مغزی، عاطفی و هیجانی کودک در سال های اولیه زندگی، یعنی تا پایان دوره ابتدایی مرهون بهره مندی از زبان مادری است.

نخستین مفهوم سازی های کودک از خود و جهان اطرافش بر پایه زبان مادری اش شکل می گیرد. به همین ترتیب، کودک نخستین تجربه های عاطفی و شناختی خود از جهان را هم با زبان مادری ابراز می کند.

از این رو، بر پایه دیدگاه های روان­شناسان رشدنگر، شناخت نگر و ساخت گرا، می توان گفت، بن مایه ها و ساخت های پایه ای ذهنِ هر شخص با مصالح زبانی مادر و در درجه دوم خانواده ای که کودک در آن قرار دارد ساخته می شود.

مردم دنیا از هر تیره و قبیله ای که باشند و به هر چند زبان سخن بگویند، زبان مادری برای آنان در درجه نخست اهمیت قرار دارد. کسانی که نمی توانند به زبان مادری صحبت کنند، بنویسند و ابراز عقیده کنند همیشه در حسرت بهره جستن از زبان مادری هستند. تجربه نیایشگری و برگزاری مراسم عبادی و آیینی در هر کجای مؤید آن است که مردم ترجیح می دهند عمیق ترین عواطف و احساسات و برداشت های خود را به زبان مادری خود شکل بدهند. بر این اساس، برای مردم، بهترین ترانه ها، لالایی ها، سوگ نامه ها و اندرزنامه ها آن هایی هستند که به زبان مادری ایشان فراهم آمده است.

وقتی شخص به زبان مادری اش سخن می گوید ارتباط مستقیمی بین دل، مغز و زبان او برقرار می شود. سخن گفتن به زبان مادری به شخص جرأت می بخشد. مردم به آن مقدار که از بی سوادی می ترسند، از سخن گفتن به زبان دیگر هم می ترسند. در مطالعه ای به مترجمان همزمان(دیلماج) ایتالیایی زبان که به زبان انگلیسی هم تسلط کامل داشتند، دو دسته واژه نشان داده شد(انگلیسی و ایتالیایی) در هر بار سرعت شناخت واژگان و واکنش آنان به واژه به وسیله موج نگارهای مغزی ثبت شدند. مقایسه اطلاعات به دست آمده نشان داد، شرکت کنندگان پژوهش، در شناخت و واکنش به واژه های ایتالیایی نسبت به شناخت و واکنش به واژه های انگلیسی عملکرد بهتری داشته اند. پروفسور آلیس مادو پرووربیو، استاد الکتروفیزیولوژی شناختی در دانشگاه Milano-Bicocca به دست آمدن چنین نتیجه ای را متأثر از آموخته های حاصل از زبان مادری می داند.

زبان مادری شاخصی برای هویت فرهنگی

کودک با استفاده از زبان مادری اش با والدین، خانواده، نزدیکان و منسوبان، فرهنگ، تاریخ، هویت و دین اش ارتباط برقرار می­ کند. زبان مادری، کودک را با فرهنگ جامعه ای که از آن برآمده است و هویت اش در آن شکل گرفته است پیوند می­ دهد. کودکی که زبان مادری اش را نداند از اثرگذارترین و کارآمدترین ابزاری که می تواند با استفاده از آن در دامان فرهنگ تربیت یابد، محروم می ماند.

زبان مادری ابزار سرآمدی برای انتقال فرهنگ و حفظ علقه های فرهنگی است. کودکی که از فرهنگ و تاریخ اش ناآگاه باشد در هر جای جهان باشد، در وطن یا در محل زندگی دیگر جرئت ورزانه زندگی نخواهد کرد. هر کسی با زبان و فرهنگ اش قد می کشد و احساس سرافرازی می کند. بریده ماندن کودک از زبان مادری اش به گلی می ماند که بدون ریشه در داخل گلدان آبی گذاشته شده است. زبان، انسان را نامیرا می سازد. عمر زبان ها بلندتر از عمر انسان ها هستند.

غفلت رسمی و غیررسمی، عمدی و غیرعمدی خانواده ها و دولت ها از ایجاد زمینه برای رشد کودک با زبان مادری اش، جفا در حق کودک، فرهنگ و جامعه است. نادیده گرفتن زبان مادری کودکان و تحمل یک زبان به مثابه زبان ملّی که به غایت نادرست است حاصلی جز سست کردن هویت فردی، قومی و ملی نخواهد داشت. زبان رسمی یا زبان مدرسه ای، زبان ملی نیست. زبان مادری هر کس زبان ملی او است. چون زبان متعلق به آب و خاکی است که کودک در آن زندگی می کند. زبان انگلیسی در هند و پاکستان زبان رسمی هست ولی زبان ملی نیست. در مقابل، زبان های هندی، سندی، پنجابی و اردو زبان های ملی هستند. این زبان ها زاییده هند و پاکستان هستند. به همین قیاس، زبان فارسی زبان رسمی و مدرسه ای ایران است و زبان ملّی نیست. هفتاد و پنج زبان و حتی بیشتر از آن که در ایران یافت می شود همگی زبان های ملی هستند. ملی بودن چیزی به معنای تعلق داشتن آن به همه آحاد جامعه است. مردم ایران در هر جای کشور که باشند زبان ترکمنی را متعلق به خود می دانند.

زبان های موجود در هر کشوری پرچمی برای نمایاندن فرهنگ آن کشورهستند.

زبان مادری بنیانی برای یادگیری زبان های دیگر

جیم کامینز بر این باور است که، “کودکانی که با پیشینه قویی از زبان مادری وارد مدرسه می شوند، غنای زبان مادری آنان سبب می شود مهارت های زبانی زبانِ مدرسه را بهتر و سریع تر بیاموزند. توصیه به آن نیست که کودکان پیش از ورود به مدرسه زبان مدرسه را بیاموزند، بلکه اصرار بر آن است والدین و نزدیکانِ کودک پیش از ورود او به مدرسه برای او داستان های به زبان مادری بگویند و بخوانند. از این رو، وجود منابع گوناگون چاپی به زبان مادری کودک حیاتی است. داستان خوانی و داستان گویی های پیش از مدرسه ضمن رشد دادن و عمق بخشیدن به ریشه های زبان مادری به ایجاد هویت فرهنگی و مانا نگه داشتن بخش اصیلی از فرهنگ یاری می کند. کودکانی که دارای پیشینه غنی ای از زبان مادری هستند پیشرفت تحصیلی بیشتری نسبت به همتایان خود نشان می دهند.”

توانایی صحبت کردن به زبانی دیگر مدیون زبان مادری است. کودکی که با ظرافت های زبان مادری خود آشنا باشد، با مهارت های فراشناختی بالاتری برای یافتن راهی برای آموختن زبان دیگر می کوشد. چنین کوشش آگاهانه نتایج شایسته تری را برای یادگیرنده زبانی به جز زبان مادری به ارمغان می آورد. بر خلاف نظر کسانی که زبان مادری را مخل آموختن زبان مدرسه می دادند و اصرار دارند که کودک باید زبان مدرسه را پیش از مدرسه بیاموزد، مهارت های زبانی قابل انتقال هستند. این بدان معنا است که اگر یادگیرنده ای در زبان اول توانا باشد برای یادگیری زبان دوم از آموخته های زبان اول بهره خواهد جست. این پدیده درست مانند، مهارت های ظریف هنری یا غیره است. کسی که نخست ساز دوتار را آموخته است حتمن برای آموختن سه تار، تار و گیتار مهارت های پایه ای خود را به کار خواهد گرفت. بدین سبب نمی توان و نباید گفت، برای آموختن گیتار نباید کسی پیشتر هیچ سازی را بیاموزد.

تجربه و پژوهش کشورهای مهاجر پذیر اروپایی و امریکایی نشان می دهد که کودکان در آموختن زبان مدرسه، زبان عمومی و زبان درسی، دچار دشواری اساسی نمی شوند. در این کشورها تأکید بیش از آن به آموختن زبان مدرسه باشد تمرکز بر فراموش نشدن زبان مادری است. دلیل اساسی این است که آن­ها به تجربه دریافته اند کودکان از ناحیه یادگیری زبان مدرسه آسیب نمی بینند، بلکه آسیب جدی از سر گسسته شدن ارتباط زبانی کودک با فرهنگ خانوادگی و ملی خود است.

چه باید کرد؟

۱٫ عمل به تعهدات قانونی و ملّی برای ایجاد فرصت یادگیری پایه ای زبان مادری پیش از مدرسه و در مدرسه. کسانی که از درک این ضرورت عاجز هستند از درک فرهنگ و اهمیت آن هم عاجز هستند یا دانسته از کنار موضوع می گذرند.

۲٫ پرداخت هزینه عدم تأمین آموزش به زبان مادری یا پرداخت هزینه نابرابری آموزشی. هر سال، از بودجه ملی برای فراهم کردن آموزشی نابرابر هزینه کلانی می شود. بنا بر این، برای جبران، هزینه ای که از حساب دانش آموزانی که زبان اولشان زبان مدرسه نیست، شده است، دولت باید دست به اقدامات جبرانی بزند. بر اساس محاسباتی که صورت می گیرد، دولت باید هزینه یادگیری زبان مادری را به دانش آموزان محروم از آموزش به زبان مادری بپردازد.

۳٫ حمایت مالی و نهادی از نویسندگان زبان های در معرض خطر. بخشی از جبران هزینه های نابرابری آموزشی، می تواند به صورت حمایت از نویسندگانی که به زبان های مادری تولید اثر می کنند صورت بگیرد. بند های شماره های ۴ تا ۸ هم می تواند تحت شمول توضیح بند شماره ۳ باشند.

۴٫ تخصیص یارانه حمایت از نشریه های ویژه زبان های ملّی.

۵٫ ایجاد فرهنگ سراهای زبان مادری و حمایت مادی، مالی و معنوی از آن­ها.

۶٫ حمایت از شبکه های اینترنتی، سازمان های مردم نهاد فعال در ترویج زبان های های ملّی/مادری.

۷٫ راه اندازی و حمایت از شبکه های رادیویی به زبان های های ملّی.

۸٫ ایجاد فرصت یادگیری بدیل برای یادگیری دروس مدرسه ای به زبان مادری.

نویسنده

محرم آقازاده – مدیر انجمن کانادایی نوآوری های آموزشی – عصر ایران