آموزش زبان فارسی به کودک مهاجر: چگونه در آشپزخانه به او زبان یاد دهیم؟

آیا عاشق آشپزی هستید؟ فرزندتان کمک کردن به شما در آشپزخانه را دوست دارد؟ در حین یاد دادن مهارت های مختلف از طریق پخت و پز، می توانید آموزش زبان فارسی به کودک مهاجر خود را نیز در برنامه تان قرار دهید.

آموزش زبان فارسی به کودک مهاجر: با سرآشپز کوچولوی خود مشغول شوید

کودکان را می توان به راحتی هیجان زده کرد. هنگامی که آنها به چیزی علاقه مند شوند و از آن لذت ببرند، بهتر فرا می گیرند.  آموزش زبان فارسی به کودک مهاجر در حین آشپزی و بازی باعث می شود که متوجه یادگیری نشود و مهارت های خود را در طول کار بهبود ببخشد.

کودکان از تمام حواس برای پخت و پز استفاده می کنند. با کمک به آنها در یادگیری اسم مواد غذایی و پخت و پز، راحت تر با غذاهای مختلف کنار می آیند. اینکه از فرزند خود بخواهید سر میز شام سبزیجات بخورد، نتیجه ای در بر ندارد. اما اگر خودش آنها را پخته باشد، امید بیشتری به خورده شدنشان هست. بنابراین در کنار آشپزی، آموزش زبان فارسی، و تقویت حس همدلی و همیاری، منافع زیاد دیگری نیز نصیب فرزندتان می شود.

مزایای آشپزی در آموزش زبان فارسی به کودک مهاجر

بهبود مهارت های حرکتی: رنده کردن، مخلوط کردن، و برش با قیچی های پلاستیکی و یا چاقوهای مخصوص کودک همه به او در شناخت بهتر دست و انگشتان کمک می کنند.

افزایش مهارت های ریاضی: یاد گرفتن تعداد و شماره ها، وزن و اندازه گیری

خواندن و درک مطلب: خواندن دستور العمل ها. اگر از روی دستور آشپزی کنید، می توانید به سادگی او را با کلمات و نوشتار فارسی درگیر کنید.

زمان و اندازه گیری: زمان مورد نیاز برای پخت و تنظیم تایمر.

افزایش دایره واژگان: آموزش مواد مختلف با استفاده از کلمات توصیفی، توضیح بو و مزه مواد، رنگ و شکل آنها در زبان فارسی

نکاتی برای یادگیری زبان در آشپزخانه:

این ایده ها را می توان به هر زبانی انجام داد.  سعی کنید از فعالیت ها و سوالات ساده در زبان فارسی شروع کنید.

از کاسه میوه استفاده کنید:

  • می توانی میوه های درون کاسه را نام ببری؟
  • آن ها چه رنگی اند؟
  • چند تا از آنها در کاسه است؟
  • چه بویی می دهد؟
  • مزه اش چطور است؟

کشو کارد و چنگال را باز کنید:

  • اسم اینها چیست؟
  • می دانی هر کدام برای چه کاری استفاده می شود؟

از هنر استفاده کنید:

با استفاده از مقوا شکل برخی وسایل آشپزخانه و غذاها را درست کنید، و روی در یخچال، فریزر، سینک، کمد، کشو، و دیوارها بچسبانید. با فرزند خود بازی سرد و گرم کنید. یکی از عکس ها را انتخاب کنید و فرزندتان باید با سوال و جواب، آن را حدس بزند. هر چه به جواب نزدیک می شود، باید بگویید داغ تر و هر چه حدس او دورتر است بگویید سردتر.

دسر مورد علاقه:

دستور غذا یا دسر مورد علاقه او را پرینت بگیرید و در کنار هم آن را درست کنید.

قبل از شروع پخت و پز:

به مواد تشکیل دهنده با هم نگاه کنید و لیست خرید درست کنید. با هم به فروشگاه بروید و مقدار و مواد را تکرار کنید.

آماده برای طبخ:

به فرزند خود موادی را که باید آماده کند بگویید:

از یخچال، به …. نیاز داریم. از کشو، به …. نیاز داریم. از کابینت، به …. نیاز داریم. عبارات ساده را با هم تمرین کنید. من …. را دوست دارم اما این یکی طعمش بهتر است.

اگر کودک خردسالی دارید که هر روز در خانه است، از تمام اوقات خود برای آموزش زبان فارسی استفاده کنید. فرقی نمی کند کجا باشید. کودکان زبان را در موقعیت و در حین استفاده از آن فرا می گیرند. آموزش زبان فارسی به کودک مهاجر در آشپزخانه تنها مثالی بود از ده ها موقعیتی که می توانید به عنوان مادر یا پدر در خانه برای آموزش فرزند خود از آن ها بهره ببرید.

منبع

bilingualkidspot

جملات ناامید کننده درباره پرورش کودک دو زبانه: پاسخ های دندان شکن والدین

به عنوان پدر و مادر مهاجر ، در موقعیت های زیادی گیر کرده اید که دیگران شما را با جملات ناامید کننده درباره پرورش کودک دو زبانه و توصیه های خود بمباران کرده اند. گاهی انقدر این جملات ناامید کننده هستند که ایده درخشان شما را برای ادامه راه از بین می برند. فارسیمیا اینجاست تا به شما پاسخ های دندان شکنی در مواجهه با این حرف های غیر علمی یاد بدهد.

بچه گیج خواهد شد:

شاید فکر کنید که این افسانه تا به حال از بین رفته باشد، اما این طور نیست. باید آن را به نحو دیگری بیان کرد. کودکان می توانند زبان ها را به طور کامل از هم تفکیک کنند و در خانواده ای با بیش از یک زبان به هیچ وجه گیج نخواهند شد. آنها می توانند با هر کس به زبان خود صحبت کنند.

دچار تاخیر در گفتار خواهد شد:

دوزبانگی موجب تاخیر در گفتار نمی شود. تحقیقات قبلی که بر تاخیر در گفتار کودک دو زبانه اشاره داشته اند، روش تحقیق نادرستی را انتخاب کرده بوده اند: در این تحقیقات کودکان دو زبانه به اشتباه بر اساس استانداردهای تک زبانه ارزیابی شده اند و کلیت مهارت زبانی آنها درنظر گرفته نشده است. مجموع کلمات و جملات کودک دو زبانه در هر دو زبان معادل توانایی کودک تک زبانه در یک زبان است. محققان به اشتباه مهارت های زبانی را تفکیک کرده و تعداد جملات کمتر در هر زبان را معادل تاخیر در گفتار قرار داده اند. سرعت یادگیری زبان در کودکان دو زبانه دقیقا مشابه کودکان تک زبانه از هر فرد به فرد دیگر متفاوت است و این امر هیچ ارتباطی با تعداد زبان های درحال آموزش ندارد.

در مدرسه دچار تاخیر خواهد شد:

همه جملات ناامید کننده درباره پرورش کودک دو زبانه به کنار، تصورات مربوط به تاخیر در یادگیری در مدرسه هر پدر و مادری را به شک می اندازد. با اطمینان به همه بگویید که دانستن یک زبان دیگر به هیچ وجه توانایی یادگیری فرزند شما را از بین نمی برد. برعکس در تحقیقات ثابت شده است که به دلیل تلاش مداوم دو زبانه ها برای تمرکز بر صحبت به یک زبان خاص در هر موقعیت، توانایی این کودکان در تمرکز حواس و یادگیری بسیار بیشتر است. این امر به موفقیت آنها در یادگیری در مدرسه کمک شایانی می کند.

دو زبان برای یک بچه کوچک زیاد است:

اکثر جمعیت جهان به بیش از یک زبان صحبت می کند. میلیون ها نفر از کودکان ثابت کرده اند که حتی می توانند تا چهار زبان را بدون هیچ زحمتی همزمان فرا بگیرند.

تفاوت های رشدی؟ تنها به یک زبان با آنها صحبت کنید:

این که فرزند شما مبتلا به طیف اوتیسم یا هرنوع اختلال در رشد دیگری باشد، دلیل بر عدم توانایی وی در دو زبانگی نیست. با او باید همانند بچه های عادی رفتار کرد و تنها تکنیک های متفاوتی را برای موفقیت به کار برد.

زبان شما برای آنها فایده ای ندارد:

در بین جملات ناامید کننده درباره پرورش کودک دو زبانه این مورد از زبان غریبه ها زیاد شنیده می شود. هر زبانی مفید است و به طور خاص زبان خانواده و زبان مادری برای کودک بسیار اهمیت دارد. زبان نه تنها یک وسیله ارتباطی است، بلکه راهی به سوی استقبال از فرهنگ دیگر است. دانستن زبان خانواده به فرزند دو زبانه اعتماد به نفس می دهد و به او در کشف و درک هویت خود کمک می کند.

باید بر روی زبان جامعه تمرکز کنید:

در حالی که ما هم معتقدیم در شرایط شما یادگیری زبان کشور فعلی اهمیت زیادی برای کودکتان دارد، اما این به این معنا نیست که باید زبان مادری قربانی شود به خصوص که می توان آن را به راحتی اموزش داد و حفظ کرد. کودکان همیشه می توانند از طریق ارتباط در جامعه و تحصیل زبان جامعه فعلی را فرا بگیرند، اما اگر از زبان مادری در خانه استفاده نشود به راحتی فراموش می شود.

زبان مادری شما به یادگیری او در زبان اکثریت آسیب می زند:

یکی دیگر از جملات ناامید کننده درباره پرورش کودک دو زبانه که والدین را دچار تردید می کند، همین جمله است. نگران نباشید. دانستن زبان اقلیت هیچ گونه اثر منفی بر یادگیری زبان اکثریت ندارد. بر خلاف عقیده عموم، وجود بنیان قوی در هر زبانی به یادگیری زبان های بیشتر کمک می کند.

برای اموزش زبان مادری خود تا زمانی که کودک به زبان مدرسه مسلط می شود، صبر کنید!

کودکان برای یادگیری چندین زبان به صورت هم زمان ظرفیت کافی دارند. دوزبانگی همزمان روشی رایج برای یادگیری زبان است، بنابراین لازم نیست برای آموزش زبان خود به کودک تا مدرسه رفتن او صبر کنید. به خصوص که زبان مادری شما منبع ورودی خوبی نظیر شما و همسرتان دارد. در واقع حقیقت این است که اگر برای اموزش زبان اقلیت تا زمان مدرسه صبر کنید، شانس یادگیری آن را به دلیل کم بودن ورودی داده در مقایسه با زبان اکثریت کاهش می دهید. هر چند که این کار در هر حال شدنی است، اما در این صورت نیاز به تلاش زیادی از سوی شما و همسرتان دارد.

باید به زبان کشور فعلی با فرزند خود صحبت کنید:

کسی که چنین حرفی به شما می زند دیدی تنگ نظرانه به دنیا دارد. شما نمی توانید دید افراد را تغییر دهید. این از آن دسته جملات ناامید کننده درباره پرورش کودک دو زبانه است، که باید در مقابل آن تنها لبخند بزنید، سری تکان دهید و پس از رفتن فرد تمام حرف های او را به باد فراموشی بسپارید.

شما که نمی خواهید فرزندتان با دیگران متفاوت باشد؟

هر بچه ای از دیگری متفاوت است. هر بچه ای قابلیت مخصوص به خود را دارد. دو زبانگی چیزی است که او باید به آن افتخار کند. مهم نیست که دوستانش در مدرسه او را به خاطر تفاوت لهجه یا زبان مسخره کنند، او در آینده به این قابلیت خود، فرهنگ کشور مادری و زبانش افتخار خواهد کرد.

ما نمی فهمیم او چه می گوید:

برخی از نزدیکان ممکن است با نظرات خود در مورد لهجه و توانایی فرزندتان در صحبت به فارسی شما را ناامید کنند. یکی از رایج ترین جملات ناامید کننده درباره پرورش کودک دو زبانه زیر سوال بردن کودک در تسلط به زبان است. به آنها بگویید که در شرایط فعلی او در مرحله خوبی قرار دارد و به زودی از مزایای دو زبانگی بهره مند خواهد شد.

همیشه فراموش نکنید که این شما هستید که در مورد نوع تربیت و روش آموزش فرزند خود تصمیم گیری می کنید. زمانی که تصمیم گرفتید که کودک خود را با فرهنگ، زبان و کشور خود آشنا کنید، تمام جملات ناامید کننده درباره پرورش کودک دو زبانه را نشنیده بگیرید یا برای آنها جوابی علمی بیابید، اما هرگز از تصمیم خود منصرف نشوید.

منبع

multilingualparenting

مخالفان آموزش زبان مادری به کودک مهاجر: جواب معلمان و اطرافیان را چه بدهم؟

در دنیای امروز کمی عجیب است اگر با کسی برخورد کنید که از شما بخواهد که آموزش زبان مادری خود را به فرزندتان متوقف کنید. اما متاسفانه هنوز هم والدین زیادی با ورود کودک خود به مدرسه با کسانی رو به رو می شوند که مخالفان آموزش زبان مادری به کودک مهاجر ساکن در جامعه دوم هستند. گاهی این مخالفت ها به شکستن مقاومت والدین و رها شدن آموزش می انجامد.

چرا نباید زبان مادریم را به فرزندم آموزش بدهم؟

اول از همه از خود بپرسید که کسی که چنین حرفی را به شما می زند چه تخصصی در مورد کودکان دو زبانه دارد؟ آیا در این حوزه دانش کافی دارد؟ آیا اصلا چیزی در این مورد می داند؟ به احتمال زیاد آنها فاقد چنین دانشی هستند، که اگر متخصص این حوزه بودند اصلا چنین چیزی را از شما نمی خواستند و جز دسته مخالفان آموزش زبان مادری به کودک مهاجر نبودند. سپس به انگیزه آنها در مطرح کردن چنین خواسته ای بیاندیشید؟ آنها چه نفعی از این می برند که فرزند شما تنها به یک زبان صحبت کند ( که از نظر آنها باید زبان اکثریت باشد)؟ چه کسی روبه روی شما ایستاده و چرا چنین درخواستی از شما دارد؟ ما واقعا با معلمان و پرستاران کودکان مهاجر دو زبانه همدردی می کنیم. ما تلاش آنها را در پرورش گروه بزرگی از کودکان مهاجر که زبان مادری آنها زبان سیستم آموزشی جامعه نیست می ستاییم. قدردان الزام و تعهد آنها به آموزش کودکان هستیم، اما مطرح کردن چنین درخواستی نیز روش صحیح نیست. درست است که گاهی کودک شما با حرف زدن به زبان مادری معلم را سردرگم و در روند آموزش کلاس اخلال ایجاد می کند، اما همه باید بدانند که پایه قوی در زبان مادری مهارت کودک را در یادگیری زبان دوم تقویت می کند. در چنین شرایطی باید از والدین مهاجر و دو زبانه حمایت شود و در این راه تشویق شوند.

برخورد صحیح با مخالفان آموزش زبان مادری به کودک مهاجر:

هنگامی که مخالف و علت مخالفت او را با آموزش زبان مادری خود شناسایی کردید، به دنبال راهی برای قانع کردن او باشید. اگر معلم فرزند شما با این روش فرزند پروری مخالف است، تمام توان خود را در قانع کردن او به کار بگیرید. اکثر مخالفان آموزش زبان مادری به کودک مهاجر به تصور خود خیرخواه فرزند شما هستند. مخالفت این افراد به دلیل تصور آنها مبنی بر مهارت کمتر فرزند شما در زبان دوم است. برای مثال ممکن است همه شاگردان مدرس فرزند شما برای یک مفهوم واحد، سه کلمه هم معنی بشناسند. اما کودک مهاجر شما تنها دو کلمه مرتبط با این مفهوم را در زبان اکثریت بلد است. در نظر این معلم مهارت فرزند شما در زبان اکثریت نسبت به سایرین کمتر است. به او یادآور شوید که در عوض فرزندتان دو کلمه هم در رابطه با این مفهوم به زبان مادری بلد است، پس از این زاویه او حتی از کودکان دیگر هم بهتر است.

در عین حال، او را مطمئن سازید که در کنار آموزش زبان مادری، زبان اکثریت هم برای شما اهمیت دارد. برای مثال روش استفاده از آن را برای مدرس توضیح دهید. مثلا می توانید به او بگویید که در حین تمرین دروس با فرزند خود تنها به زبان اکثریت با او حرف می زنید و زبان مادری شما صرفا مخصوص مکالمات روزمره در خانه است.

در هر صورت، اگر در مورد مهارت های فرزند خود در صحبت به زبان مادری و تاثیر آن بر زبان دوم دچار شک و تردید شدید، تنها با یک متخصص دو زبانگی مشورت کنید و تحت تاثیر توصیه های غلط افراد عادی قرار نگیرید. تصمیم شما به گواه تمام تحقیقات انجام گرفته در این حوزه به نفع آینده و قدرت فکری و یادگیری فرزند شما است، صرفا به دلیل برخی مخالفت های غیر علمی از تصمیم خود دلسرد نشوید.

منبع

multilingualparenting

کودک مهاجر یک زبانه: مزایایی که در زندگی از دست خواهد داد

اگر به عنوان والدین تصمیم گرفته اید که کودک مهاجر یک زبانه ای داشته باشید که صرفا به زبان کشور خارجی مسلط است، بهتر است مجددا به تصمیم خود فکر کنید. در این مطلب به پنج موردی اشاره می کنیم که فرزند شما در صورت عدم تسلط به زبان مادری از دست خواهد داد.

هویت مستقل و قوی:

یادگیری زبان دوم، به خصوص زبان مادری در کودکان مهاجر، تاثیر زیادی در شکل گیری هویت فرهنگی آنان دارد. کودک مهاجری که به تازگی در کشوری سکونت یافته است، هنوز پیوندهای قوی و ریشه دار در آنجا ندارد. کودک مهاجری که ریشه های خود را بشناسد و با تعلقات خود در جای دیگری از دنیا آشنا شود، هویت محکم تری نسبت به کودکانی دارد که صرفا به یک زبان و فرهنگ تسلط دارند. او می تواند به گذشته خود رجوع کند و از میراث فرهنگی خود برای ارتباط یافتن با دیگران استفاده کند.

تجربه بازی با مادربزرگ:

شاید آن قدر درگیر آشنا کردن فرزند خود با فرهنگ کشور خارجی شده اید و آن قدر به فکر دوست یابی برای او هستید، که خانواده خود در وطن را فراموش کرده اید. انسان ها با حرف زدن با یکدیگر پیوندهای عاطفی را شکل می دهند. هر چقدر هم که این راه دور باشد، فرزندتان می تواند از طریق تماس تصویری ارتباط خود را با خانواده حفظ کند و با آنها ارتباط داشته باشد. کودک مهاجر یک زبانه از چنین موهبتی محروم می شود و لذت داشتن یک خانواده گسترده را از دست می دهد.

آشنایی با شما و علت رفتارهایتان:

رفتارهای شما وابسته به فرهنگ است. شما حداقل دو دهه با نوعی از تربیت و فرهنگ رو به رو بوده اید و در آن رشد یافته اید. مهاجرت به هر جایی از دنیا هرگز نمی تواند تمام جنبه های رفتاری و شخصیت شما را تغییر دهد. هر چقدر هم که با کشور خارجی، زبان و فرهنگ آنها آشنا شوید، ریشه های شما نحوه رفتارتان را متمایز می کنند. کودک مهاجر تک زبانه ای که با زبان و فرهنگ والدین خود آشنایی ندارد، نمی تواند علت بسیاری از توصیه ها، نصیحت ها و شیوه های تربیتی آنها را درک کند. این عدم آشنایی در طولانی مدت باعث دور شدن افراد خانواده از هم می شود.

کسب احترام از سوی اطرافیان:

فراموش نکردن ریشه ها در هر کشوری مورد احترام است. اینکه قدرت کشور فعلی نسبت به وطن شما چقدر زیادتر است نباید مانع آموزش زبان مادری به کودک مهاجر شود. آشنایی فرزندتان با زبان و فرهنگ مادری، نه تنها باعث احترام افراد خانواده تان بلکه دوستان خارجی به او می شود. از سوی دیگر، با تصمیم به پرورش کودک مهاجر یک زبانه لذت افتخاری که در پی تشویق اطرافیان نسبت به دو زبانگی فرزندتان نصیب شما می شود را از خود نگیرید.

رشد مغزی و فکری:

تمامی تحقیقات نشان دهنده مزیت فکری و مغزی کودکان دوزبانه نسبت به کودکان تک زبانه است. کودکان دو زبانه با کسب مهارت های فکری و شناختی بیشتر، موفقیت بیشتری در تحصیل و کار دارند. در تحقیقات ثابت شده است که تاثیر شگرفی که دو زبانگی بر ساختار و حجم مغز دارد، در دوران سالمندی از ابتلا به آلزایمر و فراموشی پیشگیری می کند. با پرورش کودک مهاجر یک زبانه در مواقع او را از مزایای فکری و هوشی دو زبانگی محروم می سازید.

منبع

babbel

لهجه صحیح در زبان دوم: آیا واقعا آن قدر که فکر می کنیم اهمیت دارد؟

بسیاری از افرادی که در حال یادگیری زبان دوم هستند دچار وسواس داشتن لهجه خوب و صحیح می شوند. انگار که صحبت کردن به زبان دیگر کافی نیست، بر داشتن لهجه صحیح اصرار می ورزند.

اما لهجه مناسب چیست؟

حتی اگر از انگلیسی زبان ها بپرسید، تجربه های جالبی برای شما نقل می کنند. آنها در سفرهای خود با استرالیایی ها، انگلیسی ها و آمریکایی های زیادی برخورد می کنند که همه به زبان مشترکی صحبت می کنند. اما گاهی عنوان می کنند که درک صحبت های یک غیر انگلیسی زبان برای آنها از صحبت با یک استرالیایی راحت تر است. تا به حال به حرف زدن استرالیایی ها و آمریکایی ها دقت کرده اید؟ جملات را به هم متصل می کنند و انتهای آنها را حذف می کنند. انگلیسی ها برخی حروف را تلفظ نمی کنند. اصطلاحات وارد شده در هر فرهنگ نیز جای خود را دارد.

گاهی اوقات حتی درک صحبت های یک انگلیسی زبان برای یک انگلیسی زبان دیگر از کشوری دیگر دشوار است، چه برسد به خارجی هایی که انگلیسی زبان دوم آنها است.

شاید مسئله لهجه نیست، بلکه حرف زدن ما است.

تا به حال به این فکر کرده اید که چرا باید به خاطر لهجه خود از دیگران عذر خواهی کنید؟ شما حداقل در این کشور خارجی به دو زبان مسلط هستید. اما دائما به خاطر لهجه خود در زبان دوم از افراد تک زبانه معذرت خواهی می کنید! تا به حال به این فکر کرده اید که شما قادر به انتقال منظور خود در زبان دوم هستید و این اعتباری برای شما نسبت به افراد تک زبانه آن جامعه است؟

انتقال مفهوم:

مسئله مهم در تسلط به یک زبان توانایی انتقال مفهوم و درک شدن توسط دیگران است. تا زمانی که قواعد دستوری زبانی را رعایت می کنید و به واژگان آن مسلط هستید، لهجه صحیح اهمیتی ندارد. مگر این همان هدف اصلی نیست، صحبت کردن حتی با لهجه و درک شدن توسط دیگران؟

قوانین صحبت به یک زبان

واضح صحبت کردن:

هر کلمه را به وضوح تلفظ کنید و کلمات را به هم متصل نکنید.

به آرامی صحبت کنید:

خب، نه آنقدر آهسته که شنونده حوصله اش سر برود و نه ۱۰۰ مایل در ساعت. نکته اصلی خود را فدای سرعت نکنید.

دهانتان را باز کنید:

با لبان نیمه بسته صحبت نکنید. دهانتان را به قدر کافی باز کنید و با صدای مناسب صحبت کنید.

بین جملات خود صبر کنید:

اجازه دهید که جملات شما درک شوند و سپس ادامه دهید. بین هر جمله نفس بکشید.

لهجه صحیح در طول زمان به وجود می آید:

با تداوم تلاش و صحبت به یک زبان بالاخره می توانید به زیر و بم لهجه یک زبان مسلط شوید.

منبع

bilingualkidspot

روش مونته سوری: راه جدیدی برای پرورش کودک دو زبانه

امروزه در بین خانواده ها پرورش کودک در محیط مونته سوری بسیار رایج شده است. برای والدینی که در حال تربیت یک کودک دو زبانه هستند، روش مونته سوری می تواند مکمل خوبی باشد.

تاریخچه:

روش آموزشی مونته سوری توسط یک مدرس ایتالیایی، ماریا مونته سوری، در اولیل دهه ۱۹۰۰ ابداع شد. مهم ترین هدف این روش پرورش کودکی مستقل، مسئولیت پذیر، منظم و عاشق یادگیری بود. فلسفه روش دکتر مونته سوری احترام به کودک و نیازهای او بود. وی معتقد بود کودک با شرکت فعال در فعالیت های واقعی روزمره فرامی گیرد.

دوره بحرانی برای پرورش کودک به روش مونته سوری:

ماریا مونته سوری معتقد بود که شش سال اول زندگی کودک در رشد او تاثیر زیادی دارد و کودک باید از ابتدای تولد محرک های مناسبی دریافت کند. این مسئله مورد توافق بسیاری از زبان شناسان نیز هست. کودک با آشنایی هر چه سریع تر با زبان دوم شانس بهتری برای یادگیری آن دارد. بنابراین اگر علاقه مند به پرورش کودکی دو زبانه به روش مونته سوری هستید، باید از همان ابتدای تولد از اصول آن تبعیت کنید.

چگونه می توان با استفاده از اصول روش مونته سوری کودکی دو زبانه تربیت کرد؟

از فرزند خود تبعیت کنید:

مهم است که به کودک خود انتخاب دهید و او بر اساس دلیلی و در محدوده علاقه خود یکی را انتخاب کند. باید فعالیت ها و منابعی از هر دو زبان را در اختیار کودک دو زبانه قرار داد. بدین ترتیب او بسته به شخصی که قرار است با او بازی کند، همیشه منبع و فعالیتی برای انتخاب کردن دارد.

فرزند خود را مستقل پرورش دهید:

کودک چه در حال لباس پوشیدن باشد، یا غذا خوردن یا بازی کردن، در روش مونته سوری به کار به صورت مستقل از همان ابتدا تشویق می شود. از والدین خواسته می شود که اجازه دهند فرزندشان خودش کارهایش را انجام دهد. قبل از اینکه سریع به کمکشان بروید، صبر کنید و ببینید تا کجا می توانند پیشرفت کنند. تنها وقتی به کمک آنها بروید که از شما خواسته می شود.

تمایل آنها را به یادگیری فعال کنید:

آیا همه ما نمی خواهیم فرزندی داشته باشیم که عاشق یادگیری است؟ روش مونته سوری به دنبال همین هدف است. با ارائه فعالیت ها و مکالمات محرک، و تشویق کودکان، آن به یادگیری اشتیاق بیشتری پیدا می کنند. اگر فرزند دو زبانه شما از حرف زدن به زبان مادری شما اجتناب می کند، فعالیتی را به او پیشنهاد دهید که از انجام آن لذت می برد. از وادار کردن آنها به کاری که مایل به انجام آن نیستند اجتناب کنید. در عوض با ارائه فعالیت های جذاب، او را به مسیری هدایت کنید که هدف هر دو شما برآورده شود.

مشاهده کنید:

فعالیت های او را از دور نظاره کنید، اما اجازه دهید خودش کار را تکمیل کند. در زمان معرفی یک فعالیت جدید، نحوه انجام کار را به او آموزش دهید، کنار بروید و اجازه دهید خودش آن را ادامه دهد.

ارتباط داشته باشید:

ارتباط یافتن مهم ترین عنصر در آموزش کودک است. نحوه حرف زدن شما حتی از آن هم مهم تر است. برای کودک دو زبانه ای که در حال یادگیری دو زبان به صورت هم زمان است، اغلب ارتباط نیاز به توجه ویژه ای دارد. به جای دستور دادن، به او انتخاب بدهید. به یاد داشته باشید که کودکان با نمونه برداری یاد می گیرند. نحوه حرف زدن شما، همان شیوه ای است که دوست دارید فرزندتان با دیگران حرف بزند.

محیط را آماده کنید:

یک محیط تمیز، آماده و مرتب تضمین می کند که فرزندتان می تواند از محرک ها برای پرورش خلاقیت خود استفاده کند. محیط باید امن باشد و به کودک توان اکتشاف به صورت مستقل را بدهد. کودک باید اسباب بازی و فعالیت هایی در اطراف خود داشته باشد که به او امکان تمرکز و پرورش قوه تخیل را بدهد. به جای خرید اسباب بازی های پرسر و صدای پلاستیکی که حواس او را پرت می کنند، به او اسباب بازی هایی بدهید که نیازمند کار با دست، ساختن، مرتب کردن و چیدن است.

با اغلب اسباب بازی می توان به هر زبانی بازی کرد. اما اگر فرزند شما به قدری بزرگ شده است که می تواند بخواند و بنویسد باید برای فعال کردن این توانایی اسباب بازی های جدایی برای هر زبان داشته باشید.

تنها در صورتی به او کمک کنید که از شما خواسته شود:

فعالیت به صورت مستقل و تکمیل کارها توسط کودک اهمیت زیادی در روش مونته سوری دارد. اگر فرزند دو زبانه شما در حین حرف زدن کلمه ای را فراموش کرده یا در حین خواندن متن بر سر تلفظ کلمه ای مانده است، صبر کنید تا تلاش خود را بکند، به حافظه و دانش خود رجوع کند. به جای اینکه سریعا کلمه را برای او بگویید، اجازه دهید خودش بر روی آن کار کند.

منبع

bilingualkidspot

تاثیر سن در یادگیری زبان: مزایای آموزش زودهنگام زبان مادری به کودک مهاجر چیست؟

آیا سن مطلوبی برای فراگیری زبان دوم وجود دارد؟ همه موافق هستند که سن عامل بسیار مهمی در یادگیری زبان است. با این حال، اینکه تا چه سنی هنوز هم سوال بی جوابی باقی مانده است. عوامل زیادی می توانند یادگیری زبان دوم را تحت تاثیر قرار دهند: عوامل بیولوژیکی، زبان اول، هوش، محیط یادگیری، احساسات، و انگیزه است. یکی دیگر از عواملی که به آن بسیار اشاره می شود تاثیر سن در یادگیری زبان است. فرضیه دوره بحرانی لنینبرگ (۱۹۶۷) نشان می دهد که یک دوره بیولوژیکی در طول زندگی وجود دارد که در آن یادگیری زبان می تواند به راحتی انجام شود. فراتر از این زمان، یادگیری زبان دشوار تر است. اغلب محققان این دوره بحرانی را حدود ۳ سال تا نهایتا دوره بلوغ می دانند. تحقیقات متمرکز بر تاثیر سن در یادگیری زبان، نشان می دهند که از دست دادن انعطاف پذیری مغز پس از این دوره عامل نیاز به زمان و تلاش بیشتر در افراد بزرگسال در مقایسه با کودکان در یادگیری زبان دوم است.

مزایای آموزش زودهنگام زبان مادری به کودک مهاجر چیست؟

در اوایل دوران کودکی، تبدیل شدن به یک فرد دو زبانه اغلب یک رویداد ناخودآگاه است. همان قدر که یادگیری راه رفتن یا دوچرخه سواری طبیعی رخ می دهد، تاثیر سن در یادگیری زبان هم به همین صورت عمل می کند. اما چرا؟ با توجه بررسی های علمی، فراگیری جنبه های زبان مانند تلفظ و زیر و بمی صدا در دروان کودکی آسان تر انجام می شود. دلیل این سهولت مکانیسم های عصبی و عضلانی است که تنها تا سن ۱۲ سالگی فعال است. یکی دیگر از توضیحات احتمالی صحبت کردن کودک به زبان های مختلف بدون بروز لهجه در آن، قابلیت زیاد آنها در تقلید است. این قابلیت تا حد قابل توجهی پس از بلوغ محو می شود. عامل دیگری که باید در نظر گرفته شود این است که کودکان نسبت به تجربه های جدید انعطاف پذیری، خودانگیختگی و تحمل بیشتری دارند. کودکان و نوجوانان نسبت به بزرگسالان تمایل بیشتری به برقراری ارتباط دارند، آنها کنجکاو هستند و از اشتباه کردن نمی ترسند.

آنها در صورتی که کلمه ای را ندانند به راحتی با استفاده از روش های خلاق برای برقراری ارتباط، مانند روش های غیر کلامی و استفاده از کلمات ابداعی موقعیت را اداره کند. همچنین ایده تمدن خارجی هنوز در ذهن آنها تشکیل نشده است. تنها در آغاز سن ۸ سالگی است که آنها تا حدی متوجه تفاوت های قومی و فرهنگی می شوند. در عین حال، جنبه هایی مانند زمان، یادگیری و ظرفیت بیشتر حافظه از مزایای یادگیری زبان در سن پایین است.

تاثیر سن در یادگیری زبان: دست بجنبانید:

اگر مهاجرت کرده اید و کودکی خردسالی در خانه دارید، منتظر تکمیل زبان خارجی در وی نباشید. از سن بحرانی در او استفاده کنید و وارد مسیر پر پیچ و خم آموزش دو زبانگی به او شوید. اطمینان داشته باشید که او به زودی به هر دو زبان مسلط خواهد شد. فراگیری بهتر تلفظ کلمات، صحبت کردن بدون لهجه به هر دو زبان، تسلط بیشتر به دستور زبان و سرعت بیشتر در یادگیری مزایایی هستند که نباید از آنها به سادگی بگذرید.

منبع

termcoord

تقویت مغز کودک: چگونه با ۵ فعالیت رایج و ساده روزانه به نتایج بزرگ دست پیدا کنیم؟

تقویت مغز کودک وظیفه و آرزوی هر والدینی است. همه دوست دارند فرزند باهوش و زرنگی داشته باشند. اما چگونه؟ راه های زیادی پیشنهاد می شود. از اسباب بازی های فکری گران قیمت تا کلاس های آموزشی. اما راه های راحت تری هم هست. با استفاده از ۵ عادت روزانه در بچه ها می توانید مغز آنها را پرورش دهید.

اجازه دهید بدوند:

در مطالعه ای در سال  ۲۰۱۴ توسط محققان در دانشگاه ایلینوی نشان داده شد که نمرات آزمون های شناختی در برخی شاخص ها در کودکان هشت تا نه ساله ای که بعد از مدرسه در برنامه ورزشی شرکت کرده بودند بهتر از غیر ورزشکاران بود. ورزشکاران همچنین در جلوگیری از بروز اطلاعات بی ربط (توجه) و تمرکز بر روی کار در حال انجام بهتر بودند.

به اندازه کافی بخوابند:

کودکان و خواب مثل سرکه و روغن هستند. هر پدر و مادری که کودکی دارند که در مقابل خواب مقاومت می کند می داند از چه حرف می زنیم. اما تحقیقات نشان داده اند که زره پوشیدن برای این مبارزه، خواباندن کودک، ارزش بسیاری در تقویت مغز کودک دارد.

کودکی که به اندازه کافی می خواند  کمتر احتمال دارد به: بروز علائم ADHD،  چاقی و استفاده از مواد مخدر و الکل به عنوان یک نوجوان دچار شود. به طور کلی کودکی که به اندازه کافی می خوابد از اثرات منفی بروز یافته در پی آن دور می ماند.

به آنها غذای خوب بدهید:

وادار کردن کودکان و نوجوانان به سالم غذا خوردن سالم سخت است (کلم بروکلی، عمرا!). اما، با توجه به تحقیقات، این کار تاثیر زیادی در تقویت مغز کودک دارد. با توجه به داده های سنجش تغذیه و سلامت ملی، بیشتر بچه ها به اندازه کافی ویتامین D و ویتامین E دریافت نمی کنند و تقریبا ۲۵ درصد از بچه ها به اندازه کافی کلسیم دریافت نمی کنند.

کمبود ویتامین D با تمام چیزهای بد (مانند سرطان) در ارتباط است. کودک شما می تواند ویتامین D را از خورشید و با خوردن ماهی های چرب، قارچ، و شیر غنی شده با ویتامین D دریافت کند. ویتامین E برای داشتن سیستم ایمنی قوی و پوست سالم و چشم ضروری است. این ویتامین در آجیل و سبزیجات برگ سبز یافت می شود. کلسیم نقش مهمی در سلامت استخوانها دارد و همچنین به حفظ ریتم قلب، عملکرد ماهیچه، و غیره کمک می کند. بچه ها می توانند کلسیم را با خوردن محصولات لبنی، کلم پیچ و کلم بروکلی دریافت کنند.

برای آنها کتاب بخوانید:

همه می دانند که کتاب خواندن با صدای بلند برای کودکان خوب است. با توجه به تحقیقات آکادمی اطفال آمریکا، «کودکانی که برای آنها در دوران شیرخوارگی و دوران مهدکودک کتاب خوانده می شود مهارت های زبانی بهتری دارند و در دوران مدرسه عملکرد بهتری خواهند داشت.

برای تقویت مغز کودک او را به فراگیری موسیقی تشویق کنید:

کار با الات موسیقی قشر خاکستری مغز را افزایش می دهد و به رفع اثر پیری در مغز کمک می کند. به طور خاص، مطالعه سال ۲۰۰۳ توسط یک متخصص مغز و اعصاب دانشگاه هاروارد نشان داد که نوازندگان حرفه ای نسبت به غیر موسیقی دانان حجم قشر خاکستری در قسمت موتور، شنوایی، و مناطق بصری فضایی مغز خود دارند. مطالعه ۲۰۱۲ نشان داد که افرادی که قبل از سن نه سالگی موسیقی یاد گرفته اند حافظه کلامی، روانی کلامی، حافظه بصری فضایی، و توابع برنامه ریزی بهتری دارند.

عادات بالا تقریبا هر روز انجام نمی شوند. اصرار به این امر واقع بینانه نیست. اما با قرار دادن آنها در زندگی روزمره فرزند خود و رعایت آنها در حداقل ۶۰ درصد مواقع، راه زیادی را در تقویت مغز کودک خود خواهید پیمود.

منبع:

parent

بهترین سن یادگیری زبان دوم: تا کی برای پرورش کودک دو زبانه خود وقت دارم؟

همه پژوهشگران موافقند که یادگیری زبان هرچه در سن پایین تری رخ دهد، بهتر است. برای این عقیده شواهد و دلایل زیادی ذکر شده است. اما بهترین سن یادگیری زبان دوم چه سنی است؟ برخی از محققان می گویند که اوج اکتساب زبان دوم در و یا قبل از سن ۶ یا ۷ سال است. برخی دیگر ادعا می کنند که پنجره یادگیری زبان تا سن بلوغ هم باز است. اما، تقریبا همه موافق هستند که فراگیری زبان فراتر از سن بلوغ برای بچه دشوارتر می شود.

بهترین سن یادگیری زبان دوم: چرا باید در سن ۳ یا ۴ شروع کنیم؟

اگر چند سال پیش این سوال را می پرسیدید، همه به شما طوری نگاه می کردند که انگار در این سیاره نبوده اید. سال ها پیش برای افراد غیر قابل تصور بود که کودکان زیر سه سال، با توجه به عدم تسلط کامل به زبان مادری خود، زبان دوم فرا بگیرند. امروزه پژوهش ها چیز کاملا متفاوتی را نشان می دهند.

مطالعات انجام شده در دانشگاه هاروارد نشان می دهد که خلاقیت، مهارت های تفکر انتقادی، و انعطاف پذیری ذهن با یادگیری زبان دوم در سنین ابتدایی عمر کودک به طور قابل توجهی افزایش می یابد. محققان به این نتیجه رسیده اند که به عنوان بهترین سن یادگیری زبان دوم همان سال های قبل از مدرسه، به ویژه سه سال اول زندگی است. این سن به عنوان دوره حیاتی در زندگی کودک شناخته می شود. در این سال ها است که پایه نگرش، تفکر و یادگیری، و سایر قابلیت ها گذاشته می شود.

شروع کنید:

برای کودکان مهاجر و والدین آنها یادگیری زبان دوم چالش بزرگی به حساب می آید. اغلب این کودکان زبان کشور خارجی را در مهدکودک یا تعامل با دوستان خارجی فرامی گیرند. در این صورت زبان مادری در اقلیت قرار می گیرد و به نوعی زبان دوم برای او محسوب می شود. بسیاری از والدین تصور می کنند که آموزش زبان مادری به این کودکان کار بسیار دشواری است. اما باید بدانند که هرچه زودتر شروع کنند، کار راحت تر است. محققان ثابت کرده اند که یادگیری زبان دوم در این سن به راحتی زبان اول است. قابلیت های مغز به حدی است که آموزش و یادگیری تا حد زیادی به صورت خودکار صورت می گیرد.

قابلیت های مغز به روایت آمار:

بر اساس اطلاعات محققان، هرچیزی که در چند سال اول زندگی خود دریافت می کنیم در مراحل بعدی زندگی گسترش می یابد. تحقیقات نشان داده است که ۵۰٪ از توانایی ما برای یادگیری در سن ۴ سالگی و ۳۰ درصد دیگر در سن ۸ سالگی توسعه می یابد. به همین دلیل است که سه سالگی به عنوان بهترین سن یادگیری زبان دوم شناخته می شود.

با این حال، این بدان معنا نیست که ۸۰ درصد از دانش و یا هوش فرد تا زمان ۸ سالگی شکل یافته است. بلکه به این معناست که کودکان در طول چند سال اول زندگی مسیر اصلی یادگیری خود را ایجاد می کنند.

تجربه:

در مطالعه ای از دو خانواده مهاجر، یکی از آنها آموزش زبان مادری را قبل از سن ۴ سال و دیگری آن را به بعد از تکمیل زبان کشور مهاجر یعنی حدود ۷ سالگی موکول کرد. نتیجه نشان داد که یادگیری دستورزبان، تلفظ و به طور کلی روانی در یادگیری در خانواده اول بهتر انجام شد. این تحقیق نشان داد که آموزش در بهترین سن یادگیری زبان دوم، یعنی حدود ۳ تا ۴ سال، به نحوی اتفاق می افتد که کودک حتی متوجه نمی شود در حال یادگیری است. چرا؟ زیرا مطالعات نشان داده اند که هرچه کودک کم سن تر باشد، بهتر قادر به تولید صداهای جدید است. در سن سه تا چهار سالگی کودک می تواند از طریق بازی آموزش ببیند زیرا ذهن او هنوز توسط حقایق و اطلاعاتی که باید ذخیره و تحلیل شود، غرق نشده است.

یادگیری زبان دوم در خانواده مهاجر:

همه چیز به شما بستگی دارد. این شما هستید که باید مدل آموزشی خود را انتخاب کنید. در هر صورت باید بدانید که هر چه زودتر شروع کنید، بهتر و سریع تر به نتیجه خواهید رسید. نگران یادگیری فرزند خود نباشید. او می تواند هر دو زبان را در کنار هم و هم زمان فرابگیرد.

منبع:

parent

پرورش کودک دو زبانه: پنج گام اصلی به سمت موفقیت در این راه

سابق بر این رایج ترین راه پرورش کودک دو زبانه ثبت نام وی در مدارس شبانه روزی بین المللی بود که هزینه اش هم سر به فلک می گذاشت. خوشبختانه از آن دوران مدت های زیادی گذشته است و الان والدین خودشان کودکان دو زبانه تربیت می کنند. کودکان مانند محیط اطراف خود بزرگ می شوند و در این بین پدر و مادر خود را نیز بهتر می شناسند. با این حال، چند نکته می تواند این مسیر را هموار تر کند.

رایج ترین سوالی که در این بین والدین می پرسند این است: «بهترین راه تربیت یک کودک دو زبانه چیست؟» پاسخ به این سوال ساده است: «تنها با آنها حرف بزنید!». هر چقدر هم که این توصیه کوتاه باشد، اما عملی است. نوزادی که تنها اصوات محدودی را می تواند تولید کند، با گذشت زمان به یک سخنور حرفه ای تبدیل خواهد شد. اما برای رسیدن به این نتیجه ما پنج گام اول را به شما معرفی می کنیم:

توافق خانواده در پرورش کودک دو زبانه:

همکاری و توافق نظر خانواده اولین شرط در موفقیت در پرورش کودک دو زبانه است. اگر شما و همسرتان زبان مشترکی ندارید، همسرتان ممکن است از اینکه شما و کودک با هم به زبانی صحبت کنید که او بلد نیست احساس بدی پیدا کند. او از این زبان سری بین شما دو نفر احساس ناامنی خواهد کرد. حتی والدینی هم که زبان مشترک دارند ممکن است در این مورد توافق نظر نداشته باشند. در این صورت چاره حرف زدن و مصالحه است. بسیار مهم است که والدین به چاره ای برسند که برای هر دو قابل قبول است و برای کودک نیز مفید است.

اشتیاق، اما واقع گرایانه:

زمانی که توافق بر سر دو زبان انجام شد، بسیاری از والدین برای آموزش زبان بعدی نیز وسوسه می شوند. معمولا تعداد زبانی که در خانه صحبت می شود برای پرورش کودک دو زبانه کافی است، با این حال تحقیقات نشان داده اند که به شرط ایجاد ورودی کافی، تا چهار زبان را می توان به طور موفقیت آمیز و همزمان آموزش داد. از سوی دیگر تحقیقات نشان داده اند که برای یادگیری زبان، کودک باید در زمان بیداری حداقل ۳۰ درصد با یک زبان برخورد داشته باشد تا بتواند به طور فعال به آن زبان صحبت کند. از آنجایی که زمان بیداری کودک محدود است، یادگیری زبان نیز به همین صورت است.

برنامه عملی:

برنامه ای برای پرورش کودک دو زبانه انتخاب کنید. روش های زیادی در این راه وجود دارد. یکی را انتخاب کنید و به آن پایبند باشید. یکی از رایج ترین آنها صحبت به یک زبان توسط هر والد است. یکی دیگر از آنها صحبت کردن کل خانواده به زبانی است که در موقعیت ضعیف تر قرار دارد. در صورتی که هیچ یک از شما فرصت آموزش و ایجاد ورودی کافی برای فرزند خود را ندارید راه دیگر استفاده از پرستار، کلاس های بیرون از خانه یا فامیل است.

کنارهم بودن:

ایجاد شبکه حمایتی یکی از نادیده گرفته شده ترین عوامل موفقیت است. بنابراین افرادی را بیابید که مانند شما در حال پرورش کودک دو زبانه هستند. در کنار آنها می توانید تردیدها، مسائل، شادی ها و موفقیت های خود را بیان کنید. می توانید بازی ها، روش ها، و نرم افزارهایی که برای آموزش زبان اقلیت هستند را با هم به اشتراک بگذارید و تبادل نظر کنید. فارسیمیا برای همین کار ایجاد شده است.

صبر و بردباری:

پرورش کودک دو زبانه مستلزم صبر زیاد است. زمان های زیادی پیش می آید که دچار تردید می شوید. همانند دیگر جنبه های پدر و مادر شدن، آموزش زبان مادری یا زبان دوم نیز تعهدی بلند مدت است و فراز و فرودهای زیادی دارد. اما فراموش نکنید که بسیاری از مواردی که برای شما پیش می آید برای والدین کودکان تک زبانه هم رخ می دهد. بنابراین اگر فرزندتان مانند دوستانش به سرعت به دو زبان مسلط نشد یا حرف نزد، ناامید نشوید. برعکس، بر موفقیت او اصرار کنید و به رشد مغز او کمک کنید. او را دائما تشویق کنید و هر روز بر مقدار تشویق خود بیافزایید.

فراموش نکنید که تنها نیستید. مدونا و آنتونیا باندراس هم کودک دو زبانه پرورش داده اند. اگر آنها توانسته اند، چرا شما نتوانید؟

منبع

omniglot