روش یک والد- یک زبان: محبوب ترین روش پرورش کودک دو زبانه

یکی از شناخته شده ترین روش های پرورش کودک دو زبانه استفاده از روش یک والد- یک زبان است. در این روش هر یک از والدین به یک زبان خاص با کودک صحبت می کند. این روش صرفا در خانواده هایی به کار می رود که حداقل یکی از والدین به زبان دوم کشور فعلی مسلط باشد. این روش تحت عنوان روش OPOL نیز خوانده می شود.

سابقه علمی روش یک والد- یک زبان:

این راهبرد احتمالا اولین بار با رواج ازدواج در بین افراد متعلق به گروه های زبانی مختلف در جوامع به کار رفته است. با این حال تاریخ دقیق آن به ۱۹۰۸ باز می گردد. در آن سال که پسر بچه ای به نام لوئیس در خانواده رونجات در فرانسه متولد شد. ژول رونجات، زبان شناس فرانسوی، همسری آلمانی داشت و آنها می خواستند پسری دو زبانه داشته باشند. بنابراین ژول نظر همکار خود، موریس گرامونت، که در رشد زبان تحقیقاتی کرده بود، را در این مورد جویا شد.

گرامونت مدت کوتاهی پس از تولد لوئیس پاسخ ژول را داد. ژول ده خط از نامه همکار خود را در کتابی چاپ کرد که در مورد دو زبانگی لوئیس می نگاشت. گرامونت به ژول توصیه کرده بود که هر والد با یک زبان متفاوت با کودک صحبت کند. بنابراین، ژول می بایست همیشه به فرانسه و همسرش همیشه به آلمانی با لوئیس صحبت کنند و هرگز این الگو را معکوس نکنند.

کتاب ژول رونجات بعدها به تایید بسیاری از زبان شناسان رسید و مورد ارجاع قرار گرفت. از آن زمان، روش یک والد- یک زبان به عنوان رویکرد زبان شناسی برای پرورش کودک دو زبانه به طور مداوم استفاده شده است و نتایج آن در تحقیقات مختلف گزارش شده است.

پرورش از روز اول:

روش یک والد- یک زبان برای والدینی جذاب است که دوست دارند فرزند خود را از روز اول دو زبانه پرورش دهند. در این روش هر والد زبانی را صحبت می کند که به آن مسلط تر است. با استفاده از این ورودی دوگانه، کودکان به سرعت قادر به تولید صدا، هجا، و کلمات در هر زبان می شوند و به طور قابل ملاحظه ای در استفاده از هر زبان با هر والد از خود مهارت نشان می دهند.

آغاز مشکلات:

با این حال، با گذشت زمان، مشکلات روش یک والد- یک زبان شروع به ظاهر شدن می کند. از آنجا که قرار گرفتن در معرض هر دو زبان به ندرت برابر است، به ویژه هنگامی که کودک شروع به برقراری ارتباط با جهان خارج می کند، زبانی که ورودی کمتری دارد دچار مشکل می شود. این زبان اغلب زبان اقلیت در جامعه است. مشکل زمانی حادتر می شود که والدی که به زبان اقلیت صحبت می کند به زبان دوم هم مسلط باشد. کودک با درک این مسئله، کم کم شروع به صحبت به زبان دوم با والد زبان اقلیت می کند. در اخر، والدین با کودکی روبه رو می شوند که در زبان اقلیت تنها دارای مهارت گیرنده ای است. یعنی زبان را می فهمد اما پاسخ نمی دهد.

استراتژی تطبیقی:

استفاده از این روش برای برخی استرس آور است. والدی که به زبان اقلیت صحبت می کند و با کودکی رو به رو می شود که پاسخ او را با زبان غالب می دهد، دچار سردرگمی می شود. والدین در محیط هایی که زبان غالب صحبت می شود (مکان های عمومی) دچار سردرگمی در استفاده از زبان می شوند. در بعضی موارد، محیط آنها را وادار به تغییر استراتژی می کند. گاهی نیز والدین از خود می پرسند پس در مقابل کودک با یکدیگر به چه زبانی صحبت کنند. در این مورد خاص باید گفت برای کودک مهم نیست والدین با هم به چه زبانی صحبت می کنند. می توانید به هر زبانی با هم حرف بزنید. با این حال در مواردی که زبان اقلیت ورودی کمتری دریافت می کند، توصیه می شود که به زبان اقلیت صحبت کنید. در روش یک والد- یک زبان، پس از بروز این موقعیت ها والدین متوجه می شوند که از چارچوب های این روش بیرون آمده اند و استراتژی تطبیقی خود را بر اساس نیازهایشان اتخاذ کرده اند. برای مثال والدی که به زبان اقلیت صحبت می کرده است در بازار به زبان دوم با کودک خود حرف می زند.

آنچه باید بدانید این است که چسبیدن به تمام اصول یک روش در اغلب موارد ممکن نیست. اینکه شما کلیت یک روش را رعایت کرده اید و در موارد استثنا از آن تخطی کرده اید، مشکل چندانی ایجاد نمی کند. آنچه در روند یادگیری زبان کودک اهمیت دارد، مقدار ورودی و کیفیت آن در تعاملات با کودک است.

در آخر باید به نوشته سوزان هاروت بارون در یکی از کتاب هایش بر اساس روش یک والد- یک زبان اشاره کرد:

«گاهی شک می کنم که این روش بهترین راه پرورش کودک دو زبانه باشد. شاید اینکه بتوانیم به طور موثر موقعیت صحیح استفاده از هر زبان را بشناسیم و هر یک را در موقعیت درست به کار ببریم، بهترین راه برای آموزش فرزندمان باشد.»

منبع

psychologytoday

 

خواندن متون فارسی: راه های ساده و سریع برای والدین مهاجر

هر چند آموزش زبان مادری کمی دشوار به نظر می رسد، اما به هر حال آموزش صحبت کردن مسلما از خواندن متون فارسی آسان تر است. در حالی که صحبت کردن به صورت خودکار انجام می گیرد، آموزش حروف و خواندن نیاز به توجه خودآگاه دارد. برخی از کودکان فارسی زبان در خارج از کشور به فارسی می توانند صحبت کنند، اما فاقد دانش لازم برای خواندن هستند. در این نوشتار به روش های ساده و سریع آموزش خواندن متون فارسی می پردازیم.

برای خواندن متون فارسی صبر داشته باشید:

شاید خواندن متون فارسی برای شما آسان باشد، اما فرزند شما به تازگی این راه را شروع کرده است. شما با خواندن متن، صدا و تصویر سریعا در ذهنتان مجسم می شود. اما کودک باید حروفی درهم برهم و کلمات را در خاطر بسپارد. و از همه بدتر وقتی دو یا چند حرف در کنار هم قرار می گیرند استثنا می شوند و صدای دیگری از خود تولید می کنند. چقدر خوب بود اگر همانطور که حرف می زدیم می خواندیم. اما این طور نیست. مشکلات خود را در زمان یادگیری حروف الفبا زبان دوم به یاد بیاورید و در برابر خطاهای فرزند خود صبور باشید.

زمان بندی اهمیت زیادی دارد:

زمان بهترین عملکرد فرزند خود را بشناسید. ممکن است فرزندتان قبل از شروع مدرسه یا پس از آن عملکرد بهتری در خواندن متون فارسی داشته باشد. در هر صورت از انتخاب زمانی درست قبل ناهار یا شام به دلیل گرسنگی بیش از حد کودک یا قبل از خواب شب و چرت روزانه به دلیل خستگی او اجتناب کنید.

غذای مغز را آماده کنید:

آنچه فرزندتان می خورد واقعا در عملکرد وی در طول خواندن متون فارسی تاثیر دارد. مغز برای خواندن از انرژی زیادی استفاده می کند. درست مانند وقتی که بچه ها را می خواهید به ورزش ببرید، برای خواندن هم غذایی مقوی برای مغز او آماده کنید. قبل از تمرین خواندن، خوراکی های مقوی و پروتئینی انرژی مورد نیاز مغز کودک را تامین می کنند.

از منابع مناسب استفاده کنید:

استفاده از منابع آسان برای افزایش اعتماد به نفس فرزندتان هیچ اشکالی ندارد. تنها اطمینان یابید که برای به چالش کشیدن فرزند خود در بین آنها از کتاب های دشوارتر نیز استفاده کنید. استفاده از منابع بسیار سخت که فراتر از سطح کودک شما هستند، تنها اعتماد به نفس، انگیزه و اشتیاق او را برای یادگیری کاهش می دهد. برای یافتن سطح کتاب می توانید از کتاب های طبقه بندی شده استفاده کنید. سطح دشواری کتاب در پشت جلد آن نوشته شده است.

مثبت باشید:

برای تشویق فرزند خود تردید نکنید. هر از گاهی در بین خواندن متون فارسی وی را تشویق کنید. اگر در جایی قادر به خواندن نیست برای کمک به او بشتابید. این احتمال وجود دارد که پس از چند بار کمک کردن به او در یک کلمه، کودک آن را بشناسد و درست تلفظ کند. هرگز تلاش فرزند خود را برای خواندن با تحقیر، عصبانیت و سرزنش پاسخ ندهید. این کار تنها اوضاع را بدتر می کند. فراموش نکنید که یادگیری برای لذت بردن فرزند شما است، نه ایجاد احساس بد و شرمندگی در او.

کلمات دشوار را تمرین کنید:

اگر متوجه شدید که خواندن برخی کلمات به دلیل شباهت یا تولید صداهای متعدد برای کودک دشوار است، آن را به شکل سرگرم کننده ای آموزش دهید. کلمات را روی فلش کارت بنویسید و برای خواندن آنها امتیاز تعیین کنید. با استفاده از کارت بازی های جدید اختراع کنید اما تمرین هر کلمه را بیشتر از ۵ یا ۶ بار انجام ندهید زیرا خسته کننده می شود.

هرچه کوتاه تر، بهتر:

طول جلسات را حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه حفظ کنید. در غیر این صورت خواندن متون فارسی برای کودک خسته کننده می شود. بهتر است جلسه را با یک آفرین شیرین به پایان ببرید.

از متوقف کردن جلسه نترسید:

اگر متوجه شدید که این جلسه نتیجه ای ندارد، آن را متوقف کنید. بعدا در زمان دیگری می توانید تمرین را ادامه دهید. اگر فرزندتان در خواندن متون فارسی دچار مشکل شده است و شما او را به یادگیری وادار کنید، در هر حال او در آن روز چیزی یاد نخواهد گرفت.

پاداش، پاداش، پاداش دهید:

همیشه موفقیت های کودک خود را جشن بگیرید. یک پوستر پاداش درست کنید و برای تمام کردن هر کتاب به او ستاره ای بدهید. روی پوستر مسیری پر پیچ و خم را به سوی موفقیت بکشید که ایستگاه های مختلفی دارد. هر ایستگاه را با ستاره ای تزئین کنید تا به مرحله آخر برسید. آن را به جایی آویزان کنید که دست کودک به ان می رسد. وقتی کودک مراحل را تمام کرد جشنی خانوادگی در کنار هم بگیرید.

یادگیری خواندن متون فارسی آسان نیست و مسیری طولانی را باید به سمت موفقیت طی کنید. به یاد داشته باشید که هرچه در این مسیر جلوتر بروید، لذت سفر بیشتر می شود.

 

آیا کودک شما فارسی خواندن بلد است؟ فارسی حرف زدن چطور؟ چه تجربه ای در مورد آموزش خواندن متون فارسی به فرزند خود دارید؟ آن را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

 

منبع:

mommymaestra

هویت فرهنگی: دو زبانگی، تطابق با محیط جدید و زندگی مهاجران

سراغ هر سایت یا راهنمای مهاجرتی که بروید به شما گفته می شود که تطبیق با فرهنگ کشوری که اکنون ساکن آن هستید اهمیت زیادی دارد. اما یک مهاجر چگونه می تواند در عین حفظ هویت فرهنگی خود این کار را انجام دهد؟

اجتماع، من که هستم؟

شدت گرفتن روابط اجتماعی در سطح جهانی در رابطه با قومیت، ملیت، زبان، دین و جنسیت به تنوع اجتماعی منجر شده است. این جمله یکی از بزرگ ترین چالش های پیش روی مهاجران در کشور غریب را نمایان کرده است: جستجو برای هویت فرهنگی خود.

تطابق با محیط جدید، حفظ هویت فرهنگی خود:

مهاجرت به کشوری دیگر و شروع یک زندگی جدید مزایا و مضرات خود را دارد. برای ایجاد تعادل باید: زبان جدید فراگرفت، با سبک زندگی خانوادگی تطبیق یافت، دوستان جدید پیدا کرد، و هویت فرهنگی خود را نیز رشد داد. با این حال باید از خود پرسید در طی این مسیر چه گام هایی برداشته ایم؟

زبان، راه ارتباطی ما:

به طرز شگفت آوری ۵۴ درصد از اروپاییان می توانند به دو یا چند زبان به طور مسلط صحبت کنند. این رقم در آمریکا تنها ۹ درصد است. اگر چه زبان تنها راه ما برای انتقال مفهوم است. انگیزه یک مهاجر برای یادگیری زبان دوم در سطح مسلط چیست؟ بهترین راه برای یادگیری زبان دوم غرق شدن در جامعه است تا این مسئله به طور خود به خود صورت گیرد. بسیاری از مهاجران پس از ساکن شدن در کشور خارجی شروع به یافتن دوستان خارجی می کنند. به حدی که تعداد آنها از دوستان هم وطن نیز بیشتر می شود. بدین ترتیب زبان را سریع تر فرامی گیرند و احساس تعلق به جامعه می کنند. از سوی دیگر قابلیت های آنان در زبان مادری افت پیدا می کند. به حدی که گاهی باید بپرسند فلان چیز چه می شود. پس از مدتی فرد متوجه می شود که دوزبانگی به دوفرهنگی شدن او منجر شده است. هویتی دو فرهنگی که تنها مشخصه خود او است.

زندگی با هویت دو فرهنگی و ایجاد هویت سوم:

تعریف خود به عنوان فردی دو فرهنگی برای اطرافیان گیج کننده است. افراد سادگی را دوست دارند و شما با این اصطلاحات آنها را سردرگم می کنید. پس از مدتی متوجه پدیده ای جالب در هنگام تغییر فرهنگی می شوید: شما تعدادی قابلیت در زندگی دارید که برای فرهنگ دوم مناسب است و تعدادی قابلیت دیگر دارید که در فرهنگ اول پذیرفته است. در اینجا است که صحبت از تئوری فرهنگ سوم پیش می آید. افرادی که هویت دو فرهنگی موفقی دارند، یک هویت سوم درونی در خود شکل می دهند که از قابلیت های هر دو فرهنگ تشکیل شده است.

سازگار شدن در عین حفظ هویت فرهنگی قبلی

فرد با زندگی در خارج از کشور، دائما در حال دریافت ورودی هایی است که وی را وادار به پرسش، رشد، و تعریف هویت فرهنگی خود می کند. قبل از مهاجرت به این مسئله فکر کنید و از تعریف مجدد خود نترسید. تعریف مجدد خود بخشی از زندگی فرد است. گاهی درک هویت فرهنگی و تعریف جدید از خود سال ها طول می کشد . با این حا باید بدانید که هویت فرهنگی دائما در حال تغییر است و تحت تاثیر محیط قرار می گیرد.

منبع

internations

دلتنگی برای وطن در کودک مهاجر: راه حل های رفع مشکل

اغلب مهاجران دچار این حس می شوند، خوشحالند، احساس قدم زدن روی ابرها را دارند، همه چیز قشنگ است، و از بودن در خانه جدید حسی بسیار شگفت انگیز دارند. ولی ناگهان صبح از خواب بیدار می شوند و از خود می پرسند «من اینجا چه کار می کنم؟» اصطلاحا در هنگام بروز چنین حسی گفته می شود که دوران ماه عسل مهاجرت تمام شده است و فرد تازه با سختی ها و دلتنگی های آن روبه رو شده است. این حس فقط مخصوص بزرگسالان نیست. کودکان هم دچار حس دلتنگی برای وطن می شوند، گاهی حتی با شدت بیشتر. از بین بردن احساس دلتنگی برای وطن در کودک مهاجر چندان هم سخت نیست، کافی است با راه های آن آشنا شوید.

کودکان فرشته های بی بال هستند. از دویدن در ساحل لذت می برند. از اینکه می توانند بدون کفش روی ماسه ها و زیر آفتاب بازی کنند غرق شادی می شوند. از گشتن در محله جدید استقبال می کنند. از اینکه سفر کرده اند خوشحالند. اما آنها هم روزی بالاخره به یاد دوست قدیمی خود در شهر قبلی می افتند. آنجاست که خانواده با معزلی به نام احساس دلتنگی برای وطن در کودک مهاجر رو به رو می شوند. هیچ چیز بدتر از کودکی نیست که هر لحظه بهانه دوستان و فامیل را می گیرد.

وقتی می گویند دلتنگ شده اند به آنها گوش دهید:

واقعا گوش دهید. هر کاری را که انجام می دهید متوقف کنید، خود را هم قد آنها کنید، به چشم هایش نگاه کنید و گوش دهید. اغلب وقتی بدانند کسی به آنها توجه کرده و گوش کرده است، آرام تر می شوند و احساس بهتری پیدا می کنند.

احساس آنها را تایید کنید:

به او بگویید «می دانم چقدر دلت برای مریم تنگ شده، منم دلم برایش تنگ شده است». وقتی کودک بداند در احساس غربت و غم تنها نیست، احساس بهتری پیدا خواهد کرد. از او درباره احساسش سوالات جزئی تری بپرسید. ببینید دلش برای دقیقا چه چیز آن موضوع تنگ شده است.

به شکل شادی آوری تجدید خاطره کنید:

عکس های نوزادی و کودکیش در خانه قبلی را به او نشان دهید. در کنار هم فیلم های آن زمان را بینید و با آنها بخندید یا درباره ی شادی های آن زمان حرف بزنید.

آنها را با محیط اطراف پیوند دهید:

دنیای بچه ها کوچک است. با کمی آشنایی به سرعت به محیط اخت می شوند. آنها را بیرون ببرید و منطقه را به آنها نشان دهید. بعضی چیزهای شاخص مثل یک درخت بزرگ، پارک یا مدرسه ای در آن نزدیکی را برایش پر رنگ تر کنید. در مورد آن و جزئیاتش با او حرف بزنید. بدین ترتیب دفعه بعد که با ماشین از آنجا رد شدید می توانید به آنها اشاره کنید و محیط را برای وی یادآوری کنید. احساس دلتنگی برای وطن در کودک مهاجر با آشنایی با محیط جدید کمتر می شود.

صادق باشید:

احساس دلتنگی برای وطن در کودک مهاجر مسئله ای واقعی است. سعی نکنید آن را نادیده یا دست کم بگیرید. بنابراین وقتی از شما سوالی پرسیده می شود، رک و راستگو باشید. بچه ها را دست به سر نکنید. باز هم بازمی گردد با سوالی دشوارتر! پس بهتر است وقتی از شما می پرسد کی به خانه قبلی بازمیگردیم بگویید «دقیقا نمی دانم کی بازمی گردیم، اما چند سالی در این شهر هستیم زیرا اینجا خانه فعلی ماست.» صحبت درباره خانه قدیم را ممنوع نکنید، اما همیشه در مورد محل فعلی خانه صریح و صادق باشید.

از هنر و تکنولوژی کمک بگیرید:

وقتی  احساس دلتنگی برای وطن در کودک مهاجر به نهایت می رسد، خلاق باشید. اگر به نقاشی علاقه دارد، از او بخواهید شکل خانه قبلی و دوستانش را بکشد. اگر می توانید راهی برای ارتباط تصویری با دوست قدیمی او بیابید. گرفن شماره والدین او قبل از مهاجرت راه حل خوبی برای این مواقع است. با استفاده از اسکایپ و سایر راه های تماس تصویری دلتنگی کودک خود را برای دوست و فامیل کمتر کنید.

احساس دلتنگی برای وطن در کودک مهاجر: واقعی اما گذرا

شاید کودک شما با گریه ها و بهانه جویی هایش لحظات سختی را در غربت برای شما رقم زده باشد، اما نگران نباشید. هر چند این احساس کودک را به اندازه شما آزار می دهد، اما قدرت تطبیق پذیری بچه ها بیشتر از بزرگسالان است. با گذشت زمان و به خصوص وارد شدن وی به اجتماع دوستان جدید از میزان این دلتنگی کاسته می شود. تا رسیدن به این زمان، از انکار این حس در فرزند خود، بدرفتاری با او به دلیل بهانه جویی هایش و دروغ گفتن برای رهایی از دست سوالاتش به شدت پرهیز کنید.

منبع:

expitterpattica

خطاهای زبانی کودک مهاجر: آیا باید دائما آنها را اصلاح کرد یا نادیده گرفت؟

فرض کنید از شخصی عصبانی هستید و در حال توضیح واقعه برای همسایه خود هستید. اما او دائما حرف شما را قطع می کند و اشکالات شما را در زبان دوم رفع می کند. در چنین شرایطی چه حالی به شما دست می دهد؟ واکنش شما به کار او چیست؟ همان طور که بزرگسالان نسبت به اصلاح خطاهای زبانی خود واکنش های مختلفی دارند، کودکان نیز در حالت های روحی مختلف واکنش های متفاوتی دارند. فرزندتان از مدرسه برگشته است و با اشتیاق از اردوی علمی کلاس برای بازدید از مارها صحبت می کند. اما شما برای اصلاح خطاهای زبانی کودک مهاجر خود هر جمله او را قطع می کنید. بعد از مدتی او از حرف زدن با شما احساس معذب بودن و ناراحتی می کند.

پس آیا هرگز نباید خطاهای زبانی کودک مهاجر خود را اصلاح نمود؟

اصلا این طور نیست! باید خطاهای زبانی کودک مهاجر خود را به صورتی کاملا طبیعی و در بافت مکالمات روزمره اصلاح نمود. باید در مکالمات خود با کودک حس خوبی در وی ایجاد کنیم و به صورت نامعلوم اشکالات را اصلاح کنیم. این کار آسان نیست و باید با صبر و کنترل خویشتن انجام شود. گاهی نیز باید اشکال را به طور کامل نادیده گرفت و آن را به مکالمه ای دیگر موکول نمود. اعتبار دادن به فرزند خود بسیار مهم تر از اصلاح دستور زبان وی است. گاهی فراموش می کنیم که زبان وسیله ای برای ارتباط یافتن است، نه مهارتی که باید در آن استاد شویم.

راه های اصلاح خطاهای زبانی کودک مهاجر بدون ایجاد شرم و ناراحتی:

جمله را به صورت درست تکرار کنید:

زمانی که کودک در حال تعریف چیزی است و جمله ای را اشتباه تکرار می کند، لبخند بزنید، سرتان را تکان دهید و جمله او را به صورت صحیح تکرار کنید. بدین ترتیب شما حرف او راقطع نکرده اید، بلکه حرفهایش را تایید کرده اید و نشان داده اید که به او گوش می دهید. در عوض او نیز جمله را به صورت صحیح می شنود. این بهترین راه توصیه شده برای اصلاح خطاهای زبانی کودک مهاجر است. اغلب کودک مهاجر نیز شما را با تکرار جمله صحیح قبل از ادامه حرف هایش شگفت زده خواهد کرد.

حالت های صورت و زبان بدن مهم است:

در زمان اصلاح خطاهای زبانی کودک مهاجر زبان بدن و صورت شما چه پیامی می دهد؟ کودک درباره خطای رخ داده از صورت شما بیشتر از گفته های شما پیام میگیرد. آیا در زمان اصلاح خطا حالت آرامی دارید یا آزرده و ناراحت هستید؟

در مورد خطای زبانی بعدا صحبت کنید:

اگر کودکتان دائما در حال تکرار یک خطای یکسان است، برای صحبت در مورد آن تردید نکنید. با این حال این کار را در بین حرف های کودک انجام ندهید. در زمانی که همه در آرامش هستید یا در بین شام بگویید «راستی من متوجه شدم که تو می گویی … در حالی که باید بگوییم …» بدین صورت شما به خطاهای زبانی کودک مهاجر اشاره کرده اید، اماحرف های او را قطع نکرده اید.

به او گزینه بدهید:

زمانی که گفته های او تمام شد، جمله ای را که اشتباه گفته بود تکرار کنید و قبل از خطا جمله را قطع کنید. به او کمی زمان دهید تا آن را با عبارت صحیح تکمیل کند. در صورتی که نتوانست جمله را با عبارت صحیح کامل کند، به او دو گزینه بدهید که دومی حاوی عبارت صحیح است. سپس روال عادی مکالمه را پیش بگیرید.

خطا را نادیده بگیرید:

اگر قرار باشد، همه خطاها را اصلاح کنید به زودی با کودکی روبه رو می شوید که تنها به زبان دوم تکلم می کند. خطاها به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند: خطاهایی که مانع از ادراک معنی و مفهوم می شوند و خطاهایی که تنها به ظاهر دستور زبان جمله خدشه وارد می کنند. به یاد داشته باشید که بهتر است جملاتی را اصلاح کنید که به لحاظ انتقال معنی و مفهوم دچار اشکال عمده هستند و درک شما را از جمله به چالش کشیده اند. جملاتی که حاوی خطاهای جزئی در دستور زبان اند، به تدریج با تقلید کودک از شما و در اثر تکرار و تمرین حل می شوند.

منبع

multilingualliving

حمایت از زبان مادری در مدارس بین المللی: ضرورت ها و مزایای آن

برخی از مهاجران تمایل دارند که فرزند خود را در مدارس بین المللی ثبت نام کنند. در این صورت کودک در طی تحصیل فرصت فراگیری زبان دیگری را نیز دارد. در این گونه مدارس از سال های ابتدایی و طلایی رشد کودک برای پرورش توانایی های زبانی او استفاده می شود. در این مطلب، با اهمیت حمایت از زبان مادری در کنار زبان بین المللی آموزش داده شده آشنا می شویم.

محققین بر اهمیت دو زبانگی و یادگیری زبان مادری در کنار استفاده از انگلیسی به عنوان ابزار آموزش تاکید دارند. تحقیقات نشان داده اند که کودکانی که بنیانی قوی در زبان مادری خود دارند در مدرسه عملکرد بهتری دارند و از هویت قوی تر و اعتماد به نفس بهتری برخوردار هستند.

بسته به نوع مدرسه بین المللی، پشتیبانی از یادگیری زبان های بیشتر به چند روش انجام می شود:

  • برنامه درسی با یک زبان آموزشی اصلی، که می تواند زبان مادری یا زبان دوم باشد
  • برنامه آموزشی دو زبانه که اغلب اوقات یکی از آنها زبان مادری دانش آموز است
  • برنامه ای که از دانش آموزانی حمایت می کند که در زبان دوم جدید مهارت ندارند و در کنار آن مقداری زبان مادری هم آموزش داده می شود.

حمایت از زبان مادری:

روش آموزش هر چه باشد، استقبال از فرهنگ مادری ضرورتی در حمایت از زبان مادری کودک است. هویت یک کودک و فرهنگ او باید مورد توجه قرار گیرند تا کودک به طور ذاتی و برونی به یادگیری زبان مادری علاقه نشان دهد. پژوهش های انجام گرفته در فراگیری زبان دوم و دو زبانگی نشان دهنده ارتباط بین مهارت در زبان اول و پیشرفت تحصیلی در زبان دوم است.

کامینز (۱۹۷۹) عنوان می کند که کودکان باید به سطح قابل قبولی از مهارت در زبان مادری برسند تا از عواقب شناختی منفی جلوگیری شود و در نتیجه موفقیت در فراگیری زبان دوم افزایش یابد.

مزایای برنامه آموزشی مشمول زبان مادری:

محققان معتقدند کودکی که در مدرسه ای تحصیل می کند که زبان مادری نیز در آن آموزش داده می شود، از مزایای زیر بهره مند می شود:

  • جلوگیری از فراموشی زبان و دو زبانگی مخرب (یادگیری زبان دوم باعث پس رفت در زبان مادری می شود)
  • عملکرد مساوی یا حتی بهتر در دروس اصلی (علوم، ریاضی و غیره) همانند کودکان تک زبانه
  • عملکرد مساوی یا حتی بهتر در دروس اصلی (علوم، ریاضی و غیره) همانند کودکانی که زبان مادری خود را فرانگرفته اند.

چگونه در طول تحصیل از زبان مادری حمایت شود؟

  • تشویق کودک به انجام پروژه های مشابه به زبان مادری
  • خواندن کتاب برای آنها و تفسیر آن در گروه یا خواندن کتاب های دو زبانه
  • توضیح مسائل درسی یک بار به زبان دوم و یک بار زبان مادری
  • حل و رفع مشکل در تمرین های درسی به زبان مادری
  • مقایسه دستور زبان آموزش داده شده به زبان مدرسه با زبان مادری

منبع

magicyears

مادر مهاجر: چگونه سختی های راه از شما فردی قوی می سازند؟

مادری، حتی بدون پستی و بلندی های زندگی مهاجران، چالش برانگیز است. با این حال، زندگی به عنوان مهاجر از شما والدینی انعطاف پذیر می سازد. مادری شغلی دشوار و بدون حقوق است. مادری حادثه ای مهم در زندگی هر زنی است که آن را به قبل و بعد از خود تقسیم می کند. حادثه ای است که اگر هویت شما را مجددا تعریف نکند، آن را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. مادر مهاجر بودن گاهی شما را زیر فشارهای خود خم می کند. اما شما نمی شکنید، باز هم قامت صاف می کنید و محکم تر به راه خود ادامه می دهید.

تجربه کردن مادری بدون شبکه حامیان:

مادر شدن پس از مهاجرت تجربه دشواری برای اغلب زنان است. در بهترین حالت مادر خودتان چند ساعتی از شما فاصله دارد. همسرتان باید خیلی زود به کار بازگردد و کم و بیش دوستانی هم که در این مدت برای خود دست و پا کرده اید، آن قدر گرفتار هستند که نمی توانند زیاد به شما کمک کنند.

اما کودک رشد خواهد کرد، و شما نیز با او به عنوان مادر رشد خواهید کرد. راه های جایگزینی برای تماس با خانواده پیدا خواهید کرد و برای ایجاد یک شبکه حامی جدید استراتژی های بهتری شکل می دهید. همه این کارها را به تنهایی انجام خواهید داد و زمانی که به پشت سر نگاه کنید، احساس موفقیت و مدبر بودن خواهید داشت.

دوره پس از زایمان تنها زمانی نیست که فقدان حمایت خانواده را حس خواهید کرد. کودک رشد می کند و روال زندگی شما تغییر خواهد کرد. برای انجام کاری در بیرون از خانه به پرستار کودک نیاز خواهید داشت. کودک بیمار می شود و شما برای انجام سایر امور باید ترتیبات متفاوتی را اجرا کنید. پس از موفقیت در همه این مراحل به عنوان یک مادر مهاجر مدال افتخاری باید نصیب شما شود.

باید با یک همسر اقماری زندگی کنید:

زندگی مهاجرتی همیشه خوش و جذاب نیست. گاهی علاوه بر مهاجرت از کشوری به کشور دیگر، همسرتان هم باید برای کار خود دائما در حال سفر باشد. برخی از مهاجران در مشاغلی استخدام می شوند که مستلزم حضور اقماری فرد است. در چنین حالتی زن متوجه می شود که در نبود فرد استراتژی های جبرانی برای دلتنگی های بچه ها ترتیب داده است، امور زندگی را می چرخاند، و حتی برخی امور شخصی همسر را نیز انجام می دهد.

مادر مهاجر ستون مرکزی خانواده خود است:

چه هر دو شاغل باشید، چه همسرتان شاغل اقماری باشد، و حتی در مواردی که شریک زندگی شما در خانه می ماند، هنوز هم شما مادر هستید. مادر مهاجر مانند چسبی است که خانواده مهاجر را بدون شبکه حامیان کنار هم نگه می دارد. بنابراین شما نه تنها مسئول اجرای همه چیز هستید، بلکه مرکز ثقل احساسات خانواده نیز هستید. در دنیای همیشه در حال تغییر مهاجران، بچه ها به نیروی ثابت و مرجعی محکم برای متکی بودن نیاز دارند که آن شما هستید. بچه ها وقتی با شوک فرهنگی، اضطراب جابه جایی یا مشکلات زبانی دست به گریبان هستند، به شما رجوع می کنند. این شما هستید که برای تمام مشکلات مهاجرت باید راه حلی داشته باشید. بنابراین باید یاد بگیرید که با احساسات منفی خود در اثر مهاجرت کنار بیایید و احساس آرامش و اطمینان خاطر را به فرزند و همسر خود منتقل کنید.

در چیزهایی متخصص می شوید که قبلا هرگز به آن فکر هم نمی کردید:

در تلاش برای ایجاد ثبات و آرامش در خانواده مهاجر خود، شروع به یادگیری چیزهایی می کنید که هرگز قبلا به آن فکر هم نمی کردید. احتمالا در کشور خود هرگز به روش های دوست یابی فکر نمی کردید اما اکنون در آن به یک فرد حرفه ای تبدیل شده اید که نه تنها برای خود بلکه فرشته های کوچکتان نیز دوست پیدا می کنید.

احتمالا به سرعت در سیستم تحصیل کشور مقیم هم متخصص خواهید شد. از آنجا که مادران به تحصیل فرزندان اهمیت زیادی می دهند و در هر حالتی آخرین چیزی که می خواهند آسیب دیدن تحصیل فرزندشان است، به سرعت تصویر واضحی از سیستم آموزشی محل زندگی خود و بهترین مدارس پیدا خواهید کرد. زمانی که هویت شما به یک مادر مهاجر تغییر پیدا کند، به صورت خودکار قابلیت هایی پیدا خواهید کرد که از آن شگفت زده خواهید شد.

ظاهر خانواده را شما تعیین خواهید کرد:

به عنوان یک مادر مهاجر که پشتیبانی ندارد، این شما هستید که باید فرهنگ و زبان مادری خود را در خانه جاری کنید. در عین حال، دیگر کسی در اطراف شما نیست که شما را وادار به اجرای رسوم یا روش هایی در تربیت فرزند کند که به آن اعتقادی ندارید. این شما هستید که هویت خانواده خود را به عنوان مهاجران در کشوری جدید شکل می دهید.

سختی های مادر مهاجر بودن بیشتر از این چند مورد است.  اما دیدن این وضعیت از جنبه دیگر بسیار انگیزه بخش تر است. تمام سختی هایی که از آن عبور کرده اید، تمام استرس ها و فشارها، همه برای قوی تر کردن شما بوده اند. شما هم برای فارسیمیا از تجربه خود از مادری در غربت و چیزهایی که باعث قوی تر شدن شما گشته اند بنویسید.

منبع

internations

 

کودک چند فرهنگی: دشواری های زندگی او و مسئولیت های والدین

آیا شما و همسرتان در یک کشور به دنیا آمده اید، فرزندتان در کشوری دیگر بزرگ شده است و اکنون در کشور دیگری زندگی می کنید؟ در چنین حالتی کودک شما اصطلاحا چند فرهنگی خوانده می شود. یعنی کودکی که در خانه با فرهنگ والدین خود بزرگ شده است، تا مدتی در جامعه ای غریبه بزرگ شده و به مدرسه رفته و در آنجا با فرهنگ کشوری رشد یافته است، اما اکنون به مقتضای شرایط در کشور دیگری به سر می برد. زندگی به عنوان یک کودک چند فرهنگی دشواری های زیادی دارد و مستلزم کار و تلاش زیادی از سوی والدین برای تسهیل آن است.

غریبه بودن همیشگی یک کودک چند فرهنگی:

کودکی که در هر دوره ای از زندگی خود با فرهنگ خاصی رو به رو بوده است، ممکن است نتواند به راحتی خود را در محیط اطراف وارد کند. در عوض ممکن است همیشه و در همه جا به عنوان یک غریبه دیده شود. اگرچه یک کودک چند فرهنگی از تنوع فرهنگی در زندگی خود بهره می برد، اما ممکن است هرگز با هیچ یک از فرهنگ ها به طور کامل سازگار نشود.

فراگیری زبان نیز مسئله دیگری است. اغلب خانواده هایی که مدام در حال تغییر مکان هستند، کودکان خود را در مدرسه های بین المللی ثبت نام می کنند. هر چند عملکرد درسی آنها ممکن است مناسب باشد، اما در بزرگسالی اغلب به جز زبان مادری که در خانه صحبت می شود و زبان انگلیسی که در مدرسه رایج تر است، از سایر زبان ها تنها چیزهای کمی به یاد می آورند. همین موضوع پیوند آنها را با گروه های دوستی کم رنگ تر می کند.

از دل برود هر آنکه از دیده برفت؟

خداحافظی های دائمی و دوستیابی های جدید برای یک کودک چند فرهنگی امری رایج حساب می شود. هر چند این روش زندگی می تواند باعث گسترده شدن شبکه دوستی فرد شود، اما از سوی دیگر باعث سبک زندگی «از دل برود هر آنکه از دیده برفت» هم می شود. حفظ رابطه های دوستی قدیمی برای این کودکان دشوار است و این امر می تواند زندگی و عواطف آنها را تحت تاثیر قرار دهد.

غریبه بودن در فرهنگ خویشتن:

برگشت به کشور مادری برای یک کودک چند فرهنگی از هر کاری سخت تر است. در حالی که او در تمام عمر در تمام کشورهای محل زندگی خود به عنوان یک غریبه دیده می شده است، در بازگشت به وطن ناگهان همه از او می خواهند به مانند بقیه رفتار کند.

با ورود به گروه دوستان، این کودکان هر چند زبانی مشترک با بقیه دارند، اما به لحاظ فکری فاصله ای بسیار دور از بقیه دارند. آنها از برنامه های جذاب در حال پخش از شبکه ملی، از جریانات روز کشور، بازی های رایج در بین نوجوانان، آخرین آهنگ خواننده محبوب کشور، و مد فعلی خبر ندارند. برخی از این کودکان به خوبی با فرهنگ مادری خود ارتباط نداشته اند و اکنون نمی توانند به مانند سایرین رفتار کنند. بدین ترتیب در جامعه خود غریبه می شوند.

اگرچه کودک چند فرهنگی در بازگشت به کشور خود باید هویت غریبه بودن را از دست بدهد، اما مشخص می شود که او اکنون از هر زمان دیگری غریبه تر است. گروه های دوستی که اکنون آنها ملاقات می کنند با تصویر ایده آلی که از وطن ساخته بودند کیلومترها فاصله دارد.

چه کمکی از والدین برای حل غریبه بودن کودک چند فرهنگی بر می آید؟

فراموش نکنید که در هر کشوری که زندگی می کنید، فرق نمی کند. آموزش فرهنگ مادری باید جز اولویت های زندگی شما و فرزندتان باشد. مهم نیست قرار است بازگردید یا خیر، او باید با کشور شما آشنا شود. حداقل چند ساعت در هفته، تلویزیون کشور خود را در خانه ببینید. پیگیر اخبار کشور خود باشید و با همسرتان پیش روی بچه ها از مسائل درون کشور صحبت کنید. با گروه های هم وطن خود بیشتر ارتباط داشته باشید و سعی کنید فرزندتان در هر جایی حداقل یک دوست هم وطن داشته باشد. یادگیری زبان کشور فعلی به واسطه تحصیل به صورت خودکار در دستور کار فرزندتان قرار دارد. آنچه از شما به عنوان والدین انتظار می رود، تقویت پایه های زبان مادری در خانه به صورت دائمی است.

منبع

internations

دوستیابی کودکان مهاجر: ۶ راه حل برای والدین جهت تسهیل این روند

مهاجرت به مکانی ناشناخته، به خصوص برای کودکانی که مجبور به ترک گروه های دوستی خود هستند، می تواند مشکل آفرین باشد. به عنوان والدین می توانید به روش های مختلف به دوستیابی کودکان مهاجر خود کمک کنید و به آنها در خانه جدید احساس بهتری بدهید. فرقی نمی کند فرزند شما در زمان مهاجرت چند ساله باشد، وی پشت سر خود دوستان و آشنایانی را جا گذاشته است. بنابراین یافتن شبکه حامیان جدید برای او اهمیت زیادی دارد.

دوستیابی کودکان مهاجر: شرط اول

دوستی چیزی جز ارتباط گرفتن با افراد نیست. ارتباط یافتن نیز به حرف زدن نیاز دارد. اولین مشکلی که بر سر راه دوستیابی کودکان مهاجر وجود دارد، یادگیری زبان دوم است. اگر مهاجرت شما برنامه ای از پیش تعیین شده بوده است، گنجاندن آموزش زبان به فرزندتان قبل از مهاجرت ایده خوبی است. لازم نیست وی تسلط کامل به زبان پیدا کند. در حد رفع نیاز کفایت می کند. پس از ورود به جامعه دوستان، او با سرعتی باور نکردنی پیشرفت خواهد کرد. در صورتی که فرزندتان آموزش لازم را ندیده است و اکنون در کشور خارجی هستید، باز هم مسئله مهمی نیست. شاید در ابتدای رابطه وی کمی مشکل داشته باشد، اما بچه ها روش های خود را برای سرگرم شدن دارند. فوتبال در همه جای دنیا زبان مشترکی دارد.

قبل از مهاجرت تحقیق کنید:

در دنیای دیجیتال امروز، با گشتی در دنیای مجازی می توانید وارد گروه های مهاجرین در کشور مقصد خود شوید. با پست کردن اطلاعات در گروه می توانید با پدر و مادرها آشنا شوید و قبل از رسیدن به مقصد آشنایان و دوستانی برای فرزند خود ایجاد کنید. در عین حال می توانید در مورد بهترین مدرسه در محل زندگی آینده خود، امکانات و هزاران موضوع دیگر با آنها تبادل نظر کنید.

در کلاس ثبت نام کنید:

برای نوپایان و خردسالان پیش از سن مدرسه، کلاس های ورزشی، هنر و موسیقی بهترین مکان برای دوستیابی کودکان مهاجر (و البته شما) است. برای کودکانی که در سن مدرسه هستند، تیم های ورزشی مناسب اند. سعی کنید به چیزی فکر کنید که فرزندتان به آن علاقه دارد و از قبل کمی در آن مهارت و آشنایی دارد. در این صورت وی در همان جلسه اول احساس اعتماد به نفس خواهد داشت.

محل مناسبی را برای زندگی انتخاب کنید:

بودجه، امنیت مکان، متراژ و فاصله آن تا محل کار، از اولین ملاحظات در هنگام انتخاب منزل است. اما مدرسه را نیز فراموش نکنید. مکانی را انتخاب کنید که در نزدیکی یک مدرسه خوب قرار دارد. اگر در محلی نزدیک مدرسه زندگی کنید، شانس آشنایی با خانواده ای از همان مدرسه افزایش می یابد.

کلوپی بیابید:

در کشورهایی که تعداد مهاجران زیاد است، کلوب های خانوادگی زیادی پیدا می شود. لازم نیست حتما دارای ملیت همان کلوپ باشید تا بتوانید از آن استفاده کنید. در عوض این کلوپ ها محیطی خانوادگی در کنار امکاناتی نظیر زمین بازی و استخر فراهم می کنند. مهاجران یکدیگر را بهتر درک می کنند. بنابراین، دوستیابی کودکان مهاجر در چنین کلوپ هایی راحت تر است.

کودکتان را بیرون بفرستید:

این توصیه به امنیت منطقه زندگی شما بستگی دارد. زمانی که در خانه جدید ساکن شدید، کودکتان را تشویق کنید که بیرون برود و خودش دوستی پیدا کند. او را به نزدیک ترین پارک ببرید. در جایی بنشینید و اجازه دهید خودش به تنهایی به گروه بچه ها بپیوندند.

منبع

internations

راه های رفع دلتنگی برای وطن: احساسی ناخوشایند و مانع پیشرفت

مهاجرت باعث خوشحالی، افزایش انرژی و تجربه فردی است. اما می تواند چالش برانگیز هم باشد که فراتر از صرفا عادت کردن به فرهنگی است که ساعت ۱۰ شام نمی خورند. یکی از مهمترین چالش های پیش روی مهاجران، به خصوص افرادی که برای اولین بار مهاجرت کرده اند، دلتنگی است. فارسیمیا اینجا است که به شما در ارائه ی راه های رفع دلتنگی برای وطن کمک کند. اجازه ندهید که دلتنگی مانع لذت بردن از این تجربه شود.

اول به عنوان یک توریست، بعد به عنوان مهاجر، شروع کنید:

بعد از وارد شدن به کشور فعلی از محل های دیدنی و جذاب آن دیدن کنید تا با فرهنگ و رسوم آنها نیز آشنا شوید. بعد از اینکه در مورد این محل احساس خوبی پیدا کردید، جاهایی را بیابید که در آن احساس راحتی میکنید. رستورانی که عاشق غذاهایش شده اید، پارکی که از قدم زدن در آن حس خوبی دارید و به طور کلی هر چیزی که در زندگی روزمره شما مهم بوده است.

خود را در مسائل درگیر کنید:

اگر مسئله ای وجود دارد که باعث دلتنگی شما می شود، خود را در آن غرق کنید. برای مثال اگر ساکن شهری ساکت و خلوت بوده اید و حالا از بازارهای شلوغ اینجا احساس بدی دارید، آن قدر به این بازارها بروید تا به آنها عادت کنید و احساس راحتی داشته باشید. در عین اینکه شما محیط را می شناسید، محیط اطراف هم می فهمد شما که هستید!

برای خانه هدیه بفرستید:

در تماس بودن با خانواده یکی از بهترین راه های رفع دلتنگی برای وطن است. با ارسال هدیه برای دوستان و خانواده علاوه بر اینکه روزی شاد برای خود می سازید، تجربه خود از کشور دیگر را نیز با آنها سهیم می شوید.

با استفاده از تکنولوژی به خود استراحت بدهید:

تکنولوژی راه های رفع دلتنگی برای وطن را گسترش داده و به کیفیت آن افزوده است. هیچ چیز بهتر از دیدن صورت مادرتان در مانیتور کامپیوتر و حرف زدن با او نیست. با این حال فراموش نکنید که تماس های متعدد حتی می توانند مشکل شما را بدتر بکنند. اگر قرار باشد روزی دو ساعت در اتاق بنشینید و با خانواده حرف بزنید، دیگر زمانی برای آشنایی با محیط اطراف و ملاقات آدم های جدید نمی ماند. در حالی که یافتن دوستان و دلبستگی های جدید سریع تر مشکل شما را حل می کند.

عادت های خود را حفظ کنید:

خیلی چیزها پس از مهاجرت تغییر می کنند، اما قرار نیست همه چیز عوض شود. اگر در وطن عضو تیم، گروه یا فعالیتی بوده باشید، طبیعی است که حالا دلتان برای آن تنگ شود. پس چرا سعی نکنیم که نسخه ای از آن را در محیط فعلی خود درست کنیم؟ به عنوان یکی از راه های رفع دلتنگی برای وطن، حفظ فعالیت ها و ورزش های قبلی به متعادل کردن فعالیت های روزمره و افزایش دلبستگی به محیط فعلی کمک زیادی می کند. در باشگاهی ثبت نام کنید یا فعالیت های قبلی خود را به نحوی از سر بگیرید. فکر نکنید باید تسلیم شوید. در هر جایی از دنیا افرادی زندگی می کنند که فعالیت هایی مشابه شما دارند. کافی است کمی تحقیق کنید و آنها را بیابید.

زمانی را به خود اختصاص دهید:

پنهان کردن مشکل از خودتان کمکی به شما نمی کند. زمانی را در آسایش کامل در محیطی ساکت صرف کنید. در مورد نکات مثبت زندگی فعلی در دفتری بنویسید و برای نکات منفی راه حلی بیابید. یا آن قدر در مورد آنها در دفترتان غر بزنید تا تخلیه شوید. اتاقی ساکت و نیمه تاریک بیابید. دراز بکشید و چشم های خود را ببندید. نفس هایی از ته دل بکشید و آرام شوید. این گونه استراحت ها بسیار به آرامش روح و روان شما کمک می کنند.

سازگار شوید:

اینکه صدها یا هزاران کیلومتر از خانواده خود دور هستید و دیگر نمی توانید در چند دقیقه آنها را ببینید، به این معنی نیست که دیگر نمی توانید شبکه افراد حامی برای خود درست کنید. دوستانی را بیابید که شما را به خانه خود دعوت می کنند و اگر روز بدی داشته اید با آنها درد دل کنید. در اغلب کشورها، خانواده هایی داوطلب اسکان مهاجرین در منزل خود هستند. هر چند ایده هم خانه شدن با افرادی غریبه ممکن است عجیب برسد، اما تاثیر شگفتی در سرعت آشنایی شما با محیط و دوست یابی دارد.

چیزی جدید فرا بگیرید:

یکی از راه های رفع دلتنگی برای وطن منحرف کردن فکر خود از این احساس است. چه فرصتی بهتر از این برای یادگیری زبانی جدید، آشپزی به سبک کشور فعلی یا فراگیری رقص مخصوص آن کشور؟

دوستی هموطن خود بیابید:

دوست یابی در کشور جدید بسیار خوب است. اما گاهی نیاز به کسی دارید که وقتی می خواهید از کشور خود حرف بزنید یا از شرایط فعلی شکایت کنید، شما را درک کند. نیازی نیست خود را به غریبه ها محدود کنید، یافتن دوست هایی با پس زمینه مشترک به رفع احساس دلتنگی در شما کمک زیادی می کند.

راه های رفع دلتنگی برای وطن، یکی به جای همه:

اگر هر روز به خود بگویید من در اینجا غریبه هستم، این حس در شما درونی می شود. به جای این افکار منفی به چیزهای مثبت و شاد فکر کنید. به خود بگویید که قرار است دوستان جدیدی در اینجا بیابید. روزهای خوبی در انتظار شما است و به زودی احساس دلتنگی شما رفع می شود.

منبع

gooverseas