دلتنگی بعد از مهاجرت: چه عواملی باعث تشدید مشکل می شود؟

مهاجرت به هر دلیل و در هر شرایطی که باشد، در هر حال سخت است. هر کس به شما غیر از این بگوید دروغ می گوید. هر چند مدتی که از مهاجرت بگذرد همه چیز بهتر می شود، اما برای رسیدن به این نقطه مراحل سخت زیادی پیش روی فرد است. یکی از آنها دلتنگی بعد از مهاجرت است. پیش از این کمی در مورد دلتنگی برای وطن و تحلیل های روانشناسی مرتبط با آن صحبت کردیم. بهتر است قبل از پرداختن به راه حل های رفع دلتنگی به کارهایی تمرکز کنیم که اوضاع روحی شما را در این شرایط بدتر می کنند.

دلتنگی بعد از مهاجرت: آن را قبول کنید:

بزرگسالان فکر می کنند چون بچه نیستند حق احساساتی شدن ندارند. همه چیز را یا در خود می ریزند یا انکار می کنند. فراموش نکنید که عواطف بشری سن و سال ندارد. از اینکه دلتنگی خود را قبول کنید و به دیگران ابراز کنید شرمنده نباشید. حرف زدن در چنین شرایطی بسیار بهتر از نشستن گوشه یک اتاق دلگیر و در خود ماندن به شما کمک می کند. با دوستان و آشنایان خود تماس بگیرید و به آنها ابراز علاقه کنید.

زیاده روی نکنید:

هر چقدر هم که دلتنگی بعد از مهاجرت برای خانواده و آشنایان طبیعی باشد، فراموش نکنید که قرار است از این مرحله بحرانی گذر کنید و به ثبات روحی و فکری برسید. اینکه کار و زندگی خود را رها کنید و دائما در حال تماس با والدین یا دوستان خود باشید، جز بدتر کردن اوضاع کمک چندانی نمی کند. متعادل باشید. پس از مدتی تماس های هر روزه را به تماس های یک روز در میان تبدیل کنید. همین مقدار تماس را نیز برای برخی افراد مانند دوست صمیمی قدیمی به یک بار در هفته کاهش دهید. قرار است شما با شرایط فعلی خود کنار بیایید و با افراد جدیدی آشنا شوید. چسبیدن به آدم های گذشته شما را از ملاقات با آدم های جدید دور می کند.

از ایده آل سازی گذشته خود دست بکشید:

اغلب افراد وقتی دلتنگ می شود، شروع به ایده آل سازی کشور و هم وطنان خود می کنند و همه چیزهای بد را فراموش می کنند. «در ایران مردم صمیمی تر بودند.» «وقتی در کوچه راه می رفتم می توانستم به هر کسی سلام کنم و پاسخی گرم بگیرم. اما اینجا نمی شود چنین کاری کرد.» حتی اگر این گفته ها درست باشد، مردم هر کشوری بدی های خود را دارند. اما این چیزها وقتی در حال ایده آل سازی کشور خود هستید به ذهنتان نمی رسد. مثلا به این فکر نمی کنید که قبلا از همین سلام و احوال پرسی های گرم در کوچه، وقتی صحبت به مسائل خصوصی و خانوادگی شما کشیده می شد، چقدر متنفر بودید. اما حالا همه چیز را فراموش کرده اید و همه چیز وطن برایتان خوش آیندتر است: «چمن های کشورم سبزتر از اینجا بود!» کمی دلتنگی و یاد از گذشته بد نیست، اما چسبیدن به گذشته زمانی شما را دچار مشکل می کند که از قدردانی از آنچه حالا به دست آورده اید و دیدن تجربه ها و افراد جدید باز بمانید.

منزوی نشوید:

دلتنگی بعد از مهاجرت فقط برای شما پیش نیامده است و قرار هم نیست خود به خود از درون شما بخار شود و به هوا برود. برای رفع این حالت هیچ کس جز خودتان نمی تواند کاری بکند. اگر دائما در خانه بنشینید و حسرت خوشی های قبل را بخورید و از مقابله با سختی های این راه خودداری کنید، تنها از موفقیت دور می شوید. از خلوت خود و لابه لای آلبوم های عکس بیرون بیایید و وارد اجتماع شوید. گذشته رفته است و حالا باید آینده را بسازید. پس هر چه قدر هم که سخت باشد، برای ملاقات با آدم های جدید خود را آماده کنید.

منبع

lifehacker

دلتنگی برای وطن: عامل ایجاد چنین حسی در مهاجر چیست؟

مهاجرت اغلب به دلایل خوبی رخ می دهد: پیشرفت تحصیلی، پیشرفت شغلی، داشتن زندگی مرفه تر یا حتی کسب تجربه های جدید. رسیدن به این مزایا سختی های خود را دارد. با این حال هرچه قدر هم اوضاع خوب باشد، کمتر مهاجری دچار دلتنگی برای وطن نمی شود. دوست مهاجری داشتم که می گفت پس از یک هفته اقامت در خارج از کشور به شدت دلم برای همه چیز تنگ شده بود، حتی ترافیک و دود تهران! با این حال جرات ابراز احساسم را به کسی نداشتم. من مرد بالغی بودم که از او انتظار نمی رفت دلش برای مادرش تنگ شود و از اینکه دوستانش هنوز می توانند آخر هفته ها دورهم جمع شوند احساس ناراحتی کند، درحالی که او باید با مشکلات مهاجرت دست و پنجه نرم کند. ناراحت نباشید، حتی اگر ۶۰ سالتان هم باشد دلتنگی برای وطن پس از مهاجرت امری طبیعی است.

دلتنگی برای وطن واقعا چه حسی است؟

ممکن است مدتی پس از اقامت در کشور خارجی، از اینکه نمی توانید خانواده خود را ببینید احساس خشم و سرخوردگی کنید. نسبت به آدم های اطراف خود دچار پیش داوری می شوید. احساس می کنید هیچ کس دوست قدیمی شما نمی شود. اما همه مشکل فقط این است که دلتان برای زندگی قدیم خود تنگ شده است.

روانشناسان بالینی معتقدند که دلتنگی برای وطن در واقع نیاز ذاتی ما به عشق، امنیت و حمایت است، یعنی کیفیت هایی که به طور خاص با خانه پیوند خورده اند. بنابراین وقتی در فضای کنونی خود چنین چیزی را حس نکنید، دچار دلتنگی برای خانه می شوید. وقتی به محل جدیدی مهاجرت می کنید، افراد جدیدی را ملاقات می کنید. دریافت احساس عشق، امنیت و حمایت از سوی افراد جدید بسیار دشوار است.

ریسک فاکتورها:

روانشناسان معتقدند چهار عامل ریسک ابتلا به دلتنگی برای وطن را افزایش می دهند:

تجربه: اگر هرگز قبلا از خانه دور نبوده اید و هرگز تجربه سفر به تنهایی را نداشته اید، احتمال دلتنگ شدن برای خانه بیشتر می شود. در این صورت شما با احساس غریب بودن آشنایی ندارید و نمی توانید به راحتی با آن کنار بیایید.

نگرش: گاهی احساس دلتنگی برای وطن نوعی پیشگویی از طرف خویشتن است. اگر از قبل آماده احساس ناراحتی در موقعیت جدید باشید، به احتمال زیاد چنین چیزی رخ می دهد.

شخصیت: محققان در مورد کودکان و پرستاران جدید آنها از اصطلاح «دلبستگی ناامن» استفاده می کنند. اما به طور کلی اگر شما در ایجاد ارتباط گرم با افراد جدید دچار مشکل هستید، این امر به طور حتم توان شما را برای سازگاری با محیط جدید تحت تاثیر قرار می دهد.

عوامل بیرونی: البته میزان دلتنگی شما برای وطن به میزان تمایل شما برای مهاجرت نیز ارتباط مستقیم دارد. آیا مجبور به این کار بوده اید؟ یا از این اتفاق به شدت استقبال کرده اید؟ احساس دلتنگی برای وطن در شما به نحوه برخورد خانواده با مهاجرت نیز ارتباط دارد.

به طور کلی، عوامل زیادی در ایجاد این حس در فرد دخیل هستند و بروز و شدت آن در هر کس متفاوت از دیگری است. بهتر است بدانید که در این وادی تنها نیستید و کمتر کسی دچار آن نمی شود. به طور معمول بروز این حس در فرد مانع ادامه کار و فعالیت او می شود و فرد در خانه منزوی می شود. برای غلبه بر این حس اولین گام تشخیص علت و شدت دلتنگی است. در مطالب بعدی، فارسیمیا با راه حل های غلبه بر دلتنگی برای وطن به کمک شما می آید.

منبع

lifehacker

بزرگترین مشکلات مهاجران: این مشکلات چیست و چگونه با آنها کنار بیاییم

بررسی های اخیر از افراد مقیم در خارج از وطن خود، برخی از بزرگترین مشکلات مهاجران را مشخص ساخته است که سایه ای تیره بر زندگی آنها انداخته است. این مشکلات هر یک به تنهایی می توانند پیشرفت و رشد مهاجر را کند سازند. در ادامه به این مشکلات رایج و راه های حل و فصل آنها می پردازیم.

تنهایی، از بزرگترین مشکلات مهاجران:

با جدا کردن ریشه های خود از وطن، تنهایی تقریبا اجتناب ناپذیر است. تنهایی به این دلیل در شما به وجود می آید که تصمیم گرفته اید به یک کشور خارجی بروید و باید با فرهنگ و زبان آنها منطبق شوید. چیزهایی هست که دلتنگ آنها می شوید به خصوص غذاها و افراد خانواده. به همین دلیل مهاجران بسیاری را می بینیم که به دلیل مشکل در تطبیق یابی با محیط جدید تا ماه ها خود را در خانه حبس می کنند. فائق آمدن بر فاز اولیه ی انطباق با محیط جدید مقداری زمان می طلبد با این حال سعی کنید مثبت باشید در غیر این صورت سلامت جسمی و روانی شما تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. فراموش نکنید که شوک فرهنگی و افسردگی پس از مهاجرت از رایج ترین موارد در بین بزرگترین مشکلات مهاجران است. بنابراین شما تنها فردی نیستید که دچار این حالت می شوید.

تفاوت های فرهنگی:

اگر به کشور دیگری مهاجرت کرده باشید، به خصوص اگر این کشور در قاره ای دیگر باشد، موضوع تفاوت های فرهنگی بسیار رایج است. بسیاری از مهاجران درک فرهنگ های دیگر و جذب آن در اعتقادات خود را در ابتدا دشوار می بینند. با این حال، باید نسبت به ایده ها و عقاید جدید باز و پذیرا باشید تا در مورد دیگران دچار سوءتفاهم نشوید. پذیرش و احترام به شیوه ها و فرهنگ محلی باعث ادغام سریع تر شما در جامعه می شود.

علاوه بر این، باید سبک زندگی خود را با کشور جدید منطبق کنید. به عنوان مثال شاید لازم باشد روش رفت و آمد خود را تغییر دهید. هزینه های بالای حمل و نقل در برخی کشورها یا سبک رانندگی مشکلات زیادی برای مهاجران به وجود می آورد. وقتی می خواهید محلی را برای سکونت انتخاب کنید باید ویژگی های جمعیتی آن را در نظر بگیرید. برای مثال محلی که اجاره اش ارزان است شاید محله ای بسیار پر سر و صدا و شلوغ باشد. بنابراین در مورد فرهنگ کشور و مسائل ریز آن از قبل تحقیق کنید.

مسائل زبانی:

یکی از بزرگترین چالش های تطبیق با یک فرهنگ جدید در بین بزرگترین مشکلات مهاجران یادگیری برقراری ارتباط موثر است. بر اساس گزارش اکسپلورر اکسپت توسط موسسه بین المللی  HSBC، پنجاه و هشت درصد از افراد مورد پرسش اظهار کرده اند که یادگیری زبان محلی بزرگ ترین چالش پیش روی آنها بوده است. این مورد به قدری مهم است که حتی در امریکا و انگلیس، با وجود استفاده از زبان انگلیسی به عنوان فرم اصلی ارتباط، مسائل زبانی به دلیل تفاوت در تلفظ و زبان عامیانه باعث ایجاد مشکل در روابط مهاجرین می شود. یک نظر کاملا مودبانه می تواند در فرهنگ دیگر بی ادبانه تفسیر شود. بنابراین برای جلوگیری از موقعیت های خجالت آور باید از تفاوت های فرهنگی و زبانی آگاه بود.

هزینه زندگی:

شکی نیست که افزایش دستمزد و درآمد بهتر یکی از مهم ترین دلایل مهاجرت است. با این حال فرصت دریافت حقوق بیشتر به معنی هزینه زندگی بالاتر نیز هست. باید به یاد داشت که در برخی کشورها هزینه زندگی در حومه یک شهر بزرگ از هزینه زندگی در شهری بزرگ در وطن بیشتر است. در این رابطه باید جنبه های زیادی را در نظر گرفت، از جمله املاک، مواد غذایی، آب و برق، مالیات های محلی و مسائل دیگر. با این حال در بین بزرگترین مشکلات مهاجران، هزینه های بالای زندگی در کشورهای خارجی نگران کننده ترین آنها است. مشورت گرفتن از یک مشاور مالی قبل و بعد از مهاجرت توصیه می شود.

بهداشت و درمان:

یکی دیگر از بزرگترین مشکلات مهاجران که در سال های اخیر تبدیل به یک مسئله عمده شده است افزایش هزینه های مراقبت های بهداشتی خصوصی است. از سوی دیگر سطح بهداشت و درمان عمومی نیز در برخی از کشورها افت داشته است. در ماه های اول بدن مهاجران با مواد غذایی و آب و هوای کشور فعلی تطابق نیافته است، در نتیجه آنها سریعا قربانی آنفلوانزا، مسمومیت، سرماخوردگی و بیماری های دیگر می شوند. بسیاری از مهاجران در ماه های اول نمی دانند برای مراقبت های پزشکی به کجا مراجعه کنند و بدون مزایای درمانی و بیمه، هر بار مراجعه به پزشک هزینه ی زیادی برای آنها در پی دارد. در نتیجه خرید یک بیمه پزشکی در اسرع وقت به نفع مهاجران است. در اغلب کشورها می توان این بیمه را با مشورت وکیل مهاجرت هماهنگ و خریداری کرد.

منبع

asiaexpatguides

 

انتخاب مدرسه یا مهدکودک برای کودکان مهاجر: دو زبانه یا تک زبانه؟

اگر با نوپا یا خردسالی مهاجرت کرده باشید، متوجه می شوید که انطباق آنها با شرایط بسیار راحت تر از نوجوانان و کودکان است. و البته این امر امتیازی هم برای شما به شمار می رود. به واسطه آنها سریع تر دوست یابی می کنید و سریع تر در جامعه وارد می شوید. خردسالان به راحتی یخ رابطه ها را می شکنند و باعث تلطیف فضا می شوند. انتخاب مدرسه یا مهدکودک برای کودکان مهاجر می تواند بسیار چالش برانگیز باشد، اما خوبیش این است که خیلی سریع با شرایط کنار می آیند. ثبت نام زودهنگام آنها در مهدکودک ها می تواند آنها را سریع تر با سیستم آموزشی و زبان کشور جدید آشنا کند. انتخاب های اجتماعی و آموزشی در سال های اولیه رشد کودک درست به اندازه سایر مراحل زندگی وی اهمیت دارد. فراموش نکنید که مبنای استقلال، تمایل به یادگیری و اعتماد به نفس در این سال ها شکل می گیرد.

تفاوت در قوانین آموزشی در کشورها:

مدارس، مراکز نگهداری از بچه ها و مهدکودک ها قوانین مربوط به خود را در هر کشوری دارند. بنابراین تحقیق و تفحص از سوی والدین در انتخاب مدرسه یا مهدکودک برای کودکان مهاجر اهمیت زیادی دارد. برای مثال در اغلب کشورها آموزش اجباری قبل از ۶ یا ۷ سالگی شروع نمی شود و مهدکودک ها بر مبنای بازی آموزش می دهند. در این صورت کودک ۵ ساله ای که از انگلستان به کشورهایی با این سیستم مهاجرت کند، احساس پس رفت می کند. زیرا وی از قبل آموزش اجباری را آغاز کرده است، احساس بزرگ شدن داشته و حالا باید مجددا به مهدکودک برگردد. این گونه تفاوت ها را در یابید و سعی کنید به کودک خود کمک کنید.

نحوه انتخاب مدرسه یا مهدکودک برای کودکان مهاجر:

ترجیحا قبل از عزیمت در مورد قوانین مدارس کشور مقصد خود تحقیق کنید. بعد از تصمیم گیری در مورد ثبت نام فرزند خود در مدرسه و یا مهدکودک به مراکز نزدیک محل زندگی خود سر بزنید و با پرسنل، قوانین، روش ها، امکانات، و ساختار فعالیت روزانه بچه ها آشنا شوید. برخی دیگر از روش های آشنایی با مراکز عبارتند از:

  • به جای اینکه بروشور آن مرکز را بخوانید با پرسنل حرف بزنید.
  • سعی کنید مرکزی در نزدیکی محل زندگی خود انتخاب کنید که با کمی پیاده روی دسترسی به آن امکان پذیر است. زیرا هوای پاک و تازه صبح به افزایش قدرت تمرکز کودک کمک می کند.
  • فضای بیرونی مرکز را بررسی کنید و در مورد مقدار ساعتی که بچه ها در فضای باز هستند و سرانه متر مربع به ازای هر دانش آموز سوال کنید.
  • در مورد دو زبانه بودن مرکز سوال کنید.
  • از سایر والدینی که در آن نزدیکی زندگی می کنند سوال کنید. خجالت نکشید. شاد بودن حق شما و فرزندتان است.

مزایای انتخاب مهدکودک یا مدرسه تک زبانه:

با اینکه بسیار به شما توصیه می شود که زبان مادری خود را به فرزندتان آموزش دهید، در این مورد خاص بهتر است فرزندتان را در مرکزی ثبت نام کنید که به زبان جامعه فعلی تکلم می کنند. در سال های ابتدایی رشد زبانی و شخصیتی کودک در جامعه مهاجر بهتر است وی را در مراکزی تک زبانه ثبت نام کنید. این امر برای توسعه مهارت های زبانی وی بسیار مفید است.

از آنجا که سرعت اکتساب زبان در بچه های کوچک بسیار بالاست، آنها به سرعت زبان کشور مقصد را فرامی گیرند. محققین ثابت کرده اند که با افزایش سن سرعت یادگیری کندتر می شود، بنابراین خردسالان در یادگیری زبان دشواری کمتری را تجربه می کنند. ثبت نام آنها در مدارس تک زبانه به توسعه سریع این مهارت کمک بیشتری می کند. این امر به خصوص در مورد خانواده هایی که صرفا برای چند سال محدود مهاجرت کرده اند و قرار است در نهایت به کشور خود بازگردند اهمیت بیشتری دارد. کودک می تواند در این مراکز زبان را به سرعت و بدون دشواری فرا بگیرد.

در عین حال، شما و همسرتان نیز می توانید در خانه با او به زبان مادری تکلم کنید و پایه زبان مادری کودک خود را همچنان مستحکم حفظ کنید. در صورتی که کودک در دو محل متفاوت با دو زبان متفاوت رو به رو شود و قانون استفاده از زبان در هر دو مکان حفظ شود، کودک مقاومت کمتری در برابر زبان ها خواهد داشت و به مهارت های زبانی خود می افزاید.

ماندن در خانه؟

برخی از والدین از فرستادن کودک خود به مهدکودک ناراضی هستند. به خصوص خانواده هایی که یکی از والدین در خانه است و قرار نیست برای همیشه در کشور خارجی بمانند، تمایلی به فرستادن  فرزند نوپا یا خردسال خود به مهدکودک ندارند. جدا از اینکه آموزش در خانه در برخی از کشورها غیرقانونی است، به یاد داشته باشید که فرزند شما به دوست هم سن و سال و وارد شدن در اجتماع نیاز دارد. از سوی دیگر مزایای دو زبانه شدن به قدری زیاد است که چند ساعت دوری از فرزند دلبندتان در کشوری غریب ارزش آن را دارد.

مهمترین چیزی که در مهاجرت باید به یاد داشته باشید این است که فرزندتان برای انطابق با شرایط به تشویق و حمایت شما نیاز دارد. انتخاب مدرسه یا مهدکودک برای کودکان مهاجر اهمیت زیادی دارد. برای برخی از کودکان جدا شدن از محیط قبلی دشوار است. این مشکل با وارد شدن به محیطی جدید و غریب ممکن است تشدید شود. در صورتی که پس از چند ماه فرزندتان هنوز هم با مهدکودک یا مدرسه خود ارتباط برقرار نکرده است، بهتر است به فکر تغییر محل آن یا مشورت گرفتن از متخصصین تربیت کودک باشید.

منبع

expatchild

 

پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه

در بررسی پدر و مادرهایی که از خانه مهاجرت کرده اند و در آرزوی داشتن فرزندی مسلط به هر دو زبان مبدا و مقصد به سر می برند، با الگوی خاصی رو به رو می شویم که ما آن را پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه می خوانیم. والدینی که آرزو می کردند ای کاش برخی موارد را تغییر داده بودند تا نتیجه ی بهتر و سریع تری گرفته بودند. خبر خوب این است که می توانید با دوری از این موارد و اتخاذ اقدامات مناسب از پشیمانی جلوگیری کنید.

ای کاش تلاشی را که برای پرورش یک کودک دو زبانه نیاز بود دست کم نمی گرفتم:

این گزینه یکی از رایج ترین پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه است. اهمیت آن به این دلیل است که مقداری آگاهی بیشتر می تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. اساسا، برخی از والدین تصور می کنند که کودک آنها ساده و اتوماتیک مانند سایر کودکان تک زبانه زبان مادری را فرا خواهد گرفت. اما، برخلاف میل آنها نتایج حاصله با انتظارات آنها مطابق نیست. والدین زمانی متوجه می شوند که در دوره ای نزدیک به شروع دوره ی تحصیل، کودک تسلط کاملی به زبان کشور مقصد دارد اما در زبان مادری دچار ضعف عمده است. این امر چالش بزرگی پیش روی والدین قرار می دهد در حالی که کودک نیز مقاومت شدیدی در برابر یادگیری از خود بروز می دهد. همانطور که قبلا گفته شد تلاش آگاهانه و فعال، می تواند از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کند و تاثیر بسیار زیادی در موفقیت بلند مدت خانواده دارد.

ای کاش زمان بیشتری را با کودک خود گذرانده بودم و وی را بیشتر در معرض زبان قرار می دادم:

این پشیمانی بیشتر در بین والدینی دیده می شود که شاغل هستند و کودک آنها در مهدکودک های تک زبانه بزرگ می شود. ریشه ی این تاسف به مورد اول باز می گردد. از آنجا که والدین اهمیت آموزش زبان اقلیت را دست کم می گیرند، زمان کمتری را به فرزند خود اختصاص می دهند. نتیجه این است که والدین نه تنها در رابطه با نتیجه ای که از دوزبانگی گرفته اند پشیمان می شوند، در خصوص رابطه ی والدین و فرزندی خود نیز احساس پشیمانی می کنند. کودکان برای توسعه مهارت های زبانی خود و بهبود ارتباط عاطفی با والدین به ورودی کمی و کیفی از طرف آنها نیاز دارند.

ای کاش از زبان مادری خود به طور مداوم تر استفاده کرده بودم:

یکی دیگر از پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه عدم استفاده مداوم و قانون مند از زبان مادری است. زمانی که زبان مادری کمتر استفاده می شود یا در ترکیب با زبان اکثریت استفاده می شود، این تصور برای کودک به وجود می آید که نیازی به استفاده از زبان مادری نیست. اغلب اوقات استفاده بیش از حد از زبان اکثریت به دلیل شرایط خاص خانواده در جامعه جدید و محاصره شدن آنها با زبان اکثریت صورت می گیرد. در واقع چنین ترکیبی بیشتر در والدین جوان دیده می شود. با این حال خانواده ها باید بدانند که استفاده از این الگو در بچه هایی که هنوز به زبان مادری تسلط نیافته اند و به نحوه استفاده از آن عادت نکرده اند درست نیست. کودک زمانی با این الگو می تواند رشد کند که بداند محل و افراد مرتبط با استفاده از زبان مادری و زبان اکثریت کجا و چه کسانی هستند.

ای کاش تلاش بیشتری برای یافتن منابعی به زبان مادری کرده بودم:

جواب اغلب والدینی که بچه های آنها در استفاده از زبان مادری مقاومت می کنند به این سوال مثبت است: «آیا منابع متعددی به زبان مادری در دسترس داشته اید؟» با این حال اگر سری به خانه آنها بزنید متوجه می شوید که جز چند کتاب کهنه و تکراری چیزی در کتابخانه نیست. بچه ها برای یادگیری به منابع گسترده و جذاب نیاز دارند. تکنولوژی در یادگیری آنها تاثیر زیادی دارد. با حجم زیاد نرم افزارها و دی وی دی های موجود در بازار و اینترنت به زبان های مختلف دیگر این اهمال از سوی والدین پذیرفته نیست. کسانی که یادگیری را برای کودک خود شاد، متنوع و جذاب کنند هرگز دچار پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه نمی شوند.

ای کاش برای فرزندم کتاب خوانده بودم:

شاید به نظر خیلی تکراری برسد، اما نتیجه اغلب تحقیقات نشان داده است که خواندن مطلب با صدای بلند تاثیر بسیار زیادی در مهارت های زبانی کودک دارد. نگران مشغله های خود نباشید. ۱۵ دقیقه در روز قبل از خواب هم کافی است و اثر زیادی دارد. بلند خواندن مطالب برای کودک بستر مناسبی برای یادگیری زبان مادری در همه ی انها، بدون استثنا، فراهم می کند. پدر و مادری که به این برنامه پایبند نباشند، تلاش لازم برای پیشرفت فرزند خود را نادیده گرفته اند.

پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه؛ خبر های خوب:

می دانیم که بحث در مورد پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه کمی افسرده کننده است. با این حال فراموش نکنید که نمی توانید انتظار داشته باشید که تلاش نکنید اما جز استثناها باشید. شانس یادگیری بدون رعایت اصول توصیه شده کم است. در پایان شما می مانید و کودکی که به زبان مادری شما مسلط نیست. با این وجود نگران نباشید. حتی اگر فرزند شما بزرگ تر شده است، هنوز هم دیر نیست. حتی اگر امروز پر از احساس پشیمانی هستید، هنوز هم فرصت دارید که برای پیشرفت فرزند خود تلاش کنید.

منبع

bilingualmonkeys

فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه

حتی با وجود حمایت کامل دوستان و اطرافیان، پرورش یک کودک دو زبانه چالش های زیادی، هم به لحاظ فیزیکی و هم روانی، پیش روی والدین قرار می دهد. آموزش زبان مادری نه تنها به تلاش فیزیکی زیادی به صورت روزمره نیاز دارد، بلکه گاهی فشارهای روانی زیادی هم به والدین وارد می آورد. یکی از آنها احساس تنهایی در این مسیر است. این احساس به خصوص در صورت فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه بدتر و شدیدتر هم می شود.

امروزه شکایت های زیادی در این رابطه از سوی برخی از مهاجرین می شنویم: همسر، وابستگان، یا دوستانی که از یادگیری زبان مادری حمایت نمی کنند، یا حتی به وضوح با آن مخالفت می کنند. چالش هر کس با دیگری متفاوت است، اما مبنای مشکل مشابه است:

چگونه فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه را مدیریت کنم تا بر احساس ناامیدی و تنهایی خود فائق آیم و به آموزش فرزند خود ادامه دهم؟

پاسخی همگانی به این سوال وجود ندارد و دلیل این فقدان حمایت در هر خانواده ای متفاوت است. راه حل این مشکل تا حد زیادی به شرایط خانواده بستگی دارد. با این حال می توان گفت دلیل عمده فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه، عدم ارزش گذاری به زبان مادری و عدم توجه به مزایای دو زبانه بودن کودک است.  بر این اساس کمک به سایرین در درک ارزش زبان مادری و دو زبانه بودن، می تواند در جلب حمایت آنها در این روند و افزایش آگاهی آنها تاثیر زیادی داشته باشد.

راه های غلبه بر فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه:

ارزش دو زبانه بودن به طور کلی

در حال حاضر شواهد علمی زیادی مبنی بر تاثیر مثبت دو زبانه بودن بر مغز وجود دارد. این تاثیر نه تنها در کودکی بلکه در سراسر دوران زندگی فرد دیده می شود. شواهد نشان داده اند که دو زبانه بودن از وقوع زوال عقلی در پیری تا حد زیادی جلوگیری می کند. بنابراین به اطرافیان توضیح دهید که دو زبانه بودن تاثیر مثبتی در مغز و پردازش فکری دارد.

ارزش دو زبانه بودن در زندگی کودک

فرقی نمی کند که زبان مادری چه باشد. والدین نمی توانند در مورد آینده تصمیم گیری کنند. شاید در جامعه فعلی زبان مادری کاربرد زیادی نداشته باشد، اما چه کسی می داند فردا کودک چه تصمیمی برای ادامه کار و زندگی خود می گیرد؟ دنیای امروز به قدری کوچک شده است که دو زبانه بودن قطعا به غنی تر کردن زندگی انسان کمک زیادی می کند.

ارزش دو زبانه بودن کودک در زندگی دیگران

مسلما دو زبانه بودن تاثیر مثبتی در زندگی فردی کودک دارد. این مزایا در اغلب موارد به زندگی دیگران نیز بسط داده می شود. مادربزرگ و پدربزرگی که می توانند از راه دور و از طریق تماس تصویری با نوه خود صحبت کنند، مسلما از شما بابت این آموزش تشکر می کنند.

دلیل فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه چیزی جز عدم آگاهی نیست. راه حل این مشکل نه سرزنش کردن، بلکه آموزش دادن است. با آموزش صبورانه فرد از طریق برقراری ارتباط مثبت و توصیف ارزش های زبان اقلیت می توانید تا حد زیادی در جهت مثبت حرکت کنید.

شما تنها نیستید:

در نهایت، به یاد داشته باشید، که در این راه تنها نیستید. حتی با وجود فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه می توانید حمایتی گرم از سوی فارسیمیا دریافت کنید. صدها پدر و مادر دیگر در اینجا با شرایط شما حضور دارند که می توانیم در کنار هم این مسیر را هموار سازیم.

منبع

bilingualmonkeys

تقویت واژگان زبان مادری در کودکان مهاجر: روش های جذاب وساده

حرف زدن هر کودکی برای والدینش شیرینی بسیاری دارد و همه منتظر آن لحظه طلایی هستند. واژه ها نقشی کلیدی در شروع این روند دارند. به همین دلیل، تقویت واژگان زبان مادری در کودکان مهاجر باید جدی گرفته شود. تقویت مهارت های زبانی کودک باعث افزایش موفقیت وی در مدرسه و موقعیت هایی فراتر از آن می شود. شما به عنوان پدر و مادر نقش مهمی در این راستا دارید. بسیاری از والدین تصور می کنند که برای آموزش زبان به خصوص زبان مادری در کشوری دیگر به تلاش زیادی نیاز است. اما باید بدانید که فرزند شما زمانی که حتی متوجه آن هم نمی شوید در حال یادگیری است. تقویت واژگان زبان مادری در کودکان مهاجر اهمیت زیادی دارد. اگر به عنوان والدین زمان کافی برای نشستن و وقت گذراندن با فرزند خود جهت آموزش ندارید، این نوشته به شما راه های آموزش زبان مادری را در طول فعالیت های روزمره آموزش می دهد.

تقویت واژگان زبان مادری در کودکان مهاجر در حین لباس پوشیدن:

هر روز مطمئنا با لباس پوشیدن فرزند خود سر و کار دارید. فرزند شما در هر سنی که قرار دارد فرقی نمی کند؛ در حین لباس پوشیدن کلمات جدید را به او آموزش دهید. می توانید به وی امکان انتخاب بدهید. از او بپرسید، «امروز دوست داری با تیشرت زردت شلوار لی بپوشی یا کتان؟». در مورد مراحل لباس پوشیدن با وی صحبت کنید. وقتی در حال بستن دکمه هایش هستید، به جای اینکه سریع و خودکار دکمه ها را ببندید، به او بگویید « خب حالا نوبت دکمه ها است، یکی، دو تا، سه تا، ….». به جز موقع لباس پوشیدن از هر موقعیت دیگری، مانند تکلیف نوشتن، بازی کردن و غیره برای تقویت واژگان زبان مادری در کودکان مهاجر استفاده کنید.

در طول صبحانه خوردن چیزی بخوانید:

در زمان محدودی که در اختیار دارید از هر راهی بهره بگیرید. احتمالا در کشوری که در حال حاضر زندگی می کنید می توانید محصولات خوراکی مخصوص کشور خود را نیز بیابید. پاکت غلات صبحانه را به فرزند خود نشان دهید و از او بخواهید حرف یا حروف به خصوصی را روی آن بیابد. کلمات روی پاکت را برای وی بخوانید. اگر چنین چیزی در محل زندگی شما وجود ندارد، در طول زمان آزاد خود برای وی کمی کتاب بخوانید. بدین ترتیب وی به تدریج با حروف الفبا و نوشتار نیز آشنا می شود. آشنایی با حروف و نوشتار تاثیر زیادی در تقویت واژگان زبان مادری در کودکان مهاجر دارد.

با کلمات بازی کنید:

برای تقویت واژگان زبان مادری در کودکان مهاجر، در طول رساندن وی به مدرسه یا مهدکودک برایش حرف بزنید. از هر چیزی از ماشین ها گرفته تا درخت و گل حرف بزنید. اگر در سفر هستید، از او بخواهید منظره ها را برای شما توصیف کند. می توانید در طول راه با کلمات بازی کنید. برای مثال به او بگویید که یکی از اشیای رو به روی شما جواب معما است و حرف اول آن «ک» است. فرزندتان باید حدس بزند که جواب این بازی کامیون بزرگی است که در جاده در حال رانندگی است.

معرفی واژگان هنگام خرید کردن:

خرید کردن با کودکان می تواند به سخت ترین کار دنیا تبدیل شود. آنها خیلی زود بی حوصله می شوند و احساس خستگی می کنند. این مشکل بیشتر به این دلیل است که در طول خرید شما صرفا به اطراف خود توجه دارید و او تنها مانده است. زمانی که در حال انتخاب مواد لازم خود هستید، نام چیزها را برای او بگویید و با هم تعداد چیزهایی را که برای خرید برداشته اید بشمارید. خریدهای خود را برای او توصیف کنید. مثلا بگویید که سیب قرمز است و گرد. از او در مورد خریدهای خود نظر بخواهید.

در حمام آواز بخوانید:

زمان حمام گرفتن موقعیت خوبی برای آموزش اجزا بدن است. از او بخواهید اعضای بدنش را برای شما بگوید. از اعضا ساده تر بگذرید و کتف، شانه، زانو، ران را نیز به او آموزش دهید. با هم شعری در مورد اعضای بدن بخوانید و به آنها اشاره کنید. همین روش را می توانید در مورد سایر موارد نیز به کار ببرید. کودکان عاشق شعر و آواز هستند. اشعار کودکانه ی زیادی برای آموزش لغات مختلف مانند میوه ها، وسایل نقلیه، و حیوانات به زبان مادری شما وجود دارد.

در آخر به یاد داشته باشید که برای یادگیری کودکان باید کلمات جدید را چندین بار بشنوند. با یک بار تکرار از آنها انتظار نداشته باشید که از فردا شروع به صحبت کردن بکنند. کودکان قبل از صحبت کردن اول زبان را درک می کنند. با انجام فعالیت های روزمره و تکرار و تمرین وی بالاخره می تواند از واژگان جدید استفاده کند.

منبع

bilingualkidspot

شوک فرهنگی در کودکان مهاجر: علائم، علل و راه های رفع آن

شوک فرهنگی نوعی شرایط روانی است که افراد مهاجر را مدتی پس از ورود تحت تاثیر قرار می دهد. در واقع تعریف و توضیح شوک فرهنگی مقداری دشوار است، زیرا اغلب افراد علائم متفاوتی را تجربه می کنند. به طور معمول شوک فرهنگی حدود ۶ ماه پس از ورود فرد به کشور خارجی رخ می دهد. یعنی زمانی که شوق و هیجانات اولیه، جذابیت های محیطی و تغییر روال زندگی فروکش می کند و فرد با این پرسش رو به رو می شود که «این واقعا همان چیزی بود که می خواستم؟». رهایی از این حس مبهم ممکن است خیلی سریع رخ دهد یا چند ماه به طول انجامد. برخی افراد اصلا دچار آن نمی شود و برخی دیگر تا زمان بازگشت به کشور خود از این حس خلاصی ندارند. کودکان نیز از این امر مستثنی نیستند. موارد زیادی از شوک فرهنگی در کودکان مهاجر دیده شده است که در این مطلب به علل و راه های رفع آن می پردازیم.

برخی از علائم روانی و عاطفی دیده شده در طول شوک فرهنگی عبارتند از:

  • غمگینی
  • تنهایی
  • احساس غربت
  • افسردگی
  • نوسانات خلقی
  • تحریک پذیری، خشم
  • گریه های زیاد
  • حالت عاطفی نامتوازن
  • نارضایتی از زندگی به طور کلی
  • ایده آل دیدن کشور و فرهنگ خود
  • درست کردن کلیشه در مورد فرهنگ خارجی
  • احساس گیجی در طنز؛ همه چیز را خیلی جدی می گیرد و یا هیچ چیز را جدی نمی گیرد
  • تعمیم دهی تمام مشکلات به وجود آمده به فرهنگ جدید و مقصر ندانستن فرهنگ خود
  • احساس انزوا، خروج شخصی از جامعه
  • ترس های سخت و غیر منطقی مربوط به کشور میزبان
  • از دست دادن هویت
  • احساس بی کفایتی و یا ناامنی
  • تصویر منفی از خود، عدم اعتماد به نفس
  • عدم تمایل به درک و اطاعت از رفتار/ قوانین / و مقررات فرهنگ جدید
  • عدم برقراری ارتباط با افراد دیگر به خصوص خارجی ها
  • بزرگ انگاری مشکلات
  • محتاط شدن در همه چیز

شوک فرهنگی در کودکان مهاجر: آنها نیز دچار این حالت می شوند

در کل، کودکان نسبت به بزرگسالان بیشتر در برابر تغییر انعطاف پذیر هستند. با این حال، شوک فرهنگی در کودکان مهاجر نیز رخ می دهد. بسته به خلقیات فرزندتان وی ممکن است حالت های متفاوتی داشته باشد و شوک فرهنگی در او به شکل های مختلفی بروز کند. حالت های خلقی وی را زیر نظر بگیرید. انزوا طلبی، نوسانات خلقی و بد اخلاقی در پی ورود به کشور خارجی می تواند نشانه ای از شوک فرهنگی در کودکان مهاجر باشد.

فرزندتان را به حرف زدن تشویق کنید و از او بخواهید که در مورد احساساتش با شما بیشتر صحبت کند. از او بپرسید چه چیزی او را آزار می دهد و حرف های وی را تجزیه و تحلیل کنید. گاهی ممکن است لازم باشد خودتان از حرف های وی مشکل واقعی را برداشت کنید.

چه چیزی باعث شوک فرهنگی در کودکان مهاجر می شود؟

شوک فرهنگی در کودکان مهاجر می تواند به هر دلیلی رخ دهد که ما به عنوان بزرگ سال حتی به آن فکر نیز نمی کنیم. با او در مورد مسائل و مشکلات حرف بزنید و هرگز برای دلداری دادن به او دروغ نگویید. اگر قرار نیست دوستانش به دیدن وی بیایند، برای آرام کردنش به او وعده ندهید که به زودی دوستانش را می بیند. اگر نمی توانید به کشور خود بازگردید یا به این زودی میسر نیست، به او وعده های دروغین ندهید. در غیر این صورت حالات روحی وی بدتر از آنچه هست می شود.

آماده سازی قبل از نقل مکان

قبل از مهاجرت به کشور خارجی، در مورد هر چیزی که فکر می کنید با آن رو به رو می شوید تحقیق کنید و در این رابطه با فرزند خود صحبت کنید. از او در مورد مجهولات ذهنی وی نیز بپرسید و در مورد آنها نیز تحقیق کنید.

خداحافظی کنید:

اطمینان یابید که فرزندتان می داند که در حال رفتن هستید. خداحافظی درست و کامل باعث می شود وی رفتن را واقعی ببیند و این امر به تسهیل روند جدایی کمک می کند.

مانند یک کودک فکر کنید:

یکی از مشکلات رایج با کودکان به خصوص در مورد کودکان کوچک تر این است که آنها متوجه تفاوت زمانی و بعد فاصله نمی شوند. آنها نمی فهمند که دیگر دوستشان نمی تواند چند دقیقه بعد در خانه ی آنها باشد، درک نمی کنند که این یک تعطیلات کوتاه مدت نیست و اینجا خانه جدید آنها است. تنها کاری که می توانید انجام دهید این است که با او صادق باشید، با او از فاصله و زمان حرف بزنید و از هر چیز مثبتی برای پرت کردن حواس وی به سمت منزل جدید استفاده کنید.

محیط اطراف ناآشنا

در داخل فضای خانه خود می توانید چیدمان را به نحوی انتخاب کنید که وی با محیط مانوس تر شود. می توانید اتاق او را تا حد ممکن مانند قبل تزیین کنید. برای مواقعی که همه چیز، به خصوص شوک فرهنگی، به یک معضل تبدیل می شوند، می توانید چیزی آشنا و ملموس در دسترس داشته باشید. مقداری از دی وی دی های مورد علاقه او را با خود به همراه داشته باشید. شاید دلتان بخواهد که وی از لحظه ورود به کشور خارجی در فرهنگ آنها غرق شود، اما فراموش نکنید که هر کس گاهی نیاز به مقداری آرامش و رهایی از استرس دارد.

زبان جدید

عدم درک از زبانی که همه در گوشه و کنار به آن صحبت می کنند یکی از علل رایج شوک فرهنگی در کودکان مهاجر و حتی بزرگ سالان است. برای جلوگیری از این مشکل، قبل از رسیدن به کشور مورد نظر کودکتان را مقداری با زبان آنها آشنا کنید.

اقلیم

تغییرات آب و هوا به وضوح خارج از کنترل شما است. اما با همراه داشتن لباس های مناسب و ایجاد شرایط مطلوب برای کودک می توانید تا حد زیادی از مشکل کم کنید.

مواد غذایی مختلف

در دسترس نبودن مواد غذایی آشنا یکی از اولین چیزهایی است که فرزندتان به محض ورود به کشور خارجی متوجه آن می شود. عجیب و غریب بودن طعم خوراکی ها و ظاهر آنها باعث بروز شوک فرهنگی در کودکان مهاجر می شود. برای هفته های اول بهتر است بعضی از غذاهای مورد علاقه ی وی را در دسترس داشته باشید. برای مثال می توانید چند بسته از غلات صبحانه ی مورد علاقه ی او را به همراه بیاورید. تا زمانی که کودکتان به منوی غذایی کشور جدید و ذائقه ی آنها عادت کند، بد نیست که گاهی غذاهای کشور خود را برای او طبخ کنید.

منبع

expatchild

زبان اقلیت: چگونه نیاز به صحبت کردن به زبان مادری را در فرزند خود به وجود آوریم

برای اینکه فرزند شما به زبان مادری شما یا همان زبان اقلیت در جامعه ی فعلی صحبت کند، باید نیازی در وی به وجود آید. اگر او نیازی به این زبان نداشته باشد، چرا باید به این زبان صحبت کند؟ کودکان، به ویژه هر چه کوچک تر باشند، برای حرف زدن به زبان مادری یا زبان اقلیت باید دلیلی داشته باشند. در این نوشته به برخی روش های ایجاد نیاز در کودک برای صحبت به زبان مادری اشاره می کنیم:

از همان ابتدا تنها به زبان مادری با فرزند خود صحبت کنید:

با صحبت کردن از روز اول به زبان مادری با فرزند خود نوعی ثبات را ایجاد کنید. حتی اگر در اطراف شما همه به زبان اکثریت حرف می زنند، شما نباید به این دلیل روش خود را عوض کنید.ممکن است به این دلیل که آنها متوجه حرف های شما نمی شوند، احساس معذب بودن بکنید یا به این فکر کنید که آنها شما را فردی بی ادب می دانند. اما اگر شرایط خود را برای آنها توضیح دهید، اغلب افراد شما را درک خواهند کرد.
اگر فرزندتان به زبان اکثریت به شما پاسخ داد، وی را به صحبت به زبان اقلیت تشویق کنید و آنچه انتظار دارید بگوید را تکرار کنید. اگر از همان ابتدا این روش را در پیش بگیرید، فرزندتان متوجه می شود که برای حرف زدن و تعامل با شما باید زبان مادری را بلد باشد و در نتیجه شما آن نیاز را ایجاد کرده اید.

کتاب ها، بازی ها و فعالیت های مورد علاقه ی وی را تنها به زبان اقلیت خریداری کنید:

یادگیری را سرگرم کننده نمایید. اگر کودکتان به بازی یا فعالیت خاصی علاقه دارد، آن را تنها به زبان مادری در دسترس وی قرار دهید تا در این مورد رقابتی وجود نداشته باشد. تعداد زیادی کتاب به زبان مادری خود خریداری کنید تا در زمان تمایل به خواندن کتاب گزینه های زیادی در اختیار وی باشد. با خرید کتاب های مورد علاقه ی وی شانس اینکه وی در کنار شما بنشیند و کتاب بخواند بیشتر می شود.

با کسانی وقت بگذرانید که به زبان اقلیت صحبت می کنند:

اگر در کشور محل سکونت شما خانواده ای با زبان مادری شما زندگی می کنند، حتما گاهی به آنها سر بزنید تا کودکتان فرصت حرف زدن با کسی به غیر از شما را نیز داشته باشد. حتی اگر آنها به هر دو زبان تکلم می کنند، از آنها خواهش کنید در طول مدت دیدار شما به زبان اقلیت صحبت کنند. در این صورت هم کودک تماس بیشتری با زبان خواهد داشت و هم برای صحبت کردن با آنها نیاز به فراگیری خواهد داشت.
سعی کنید گروه ها یا فعالیت هایی را بیابید که به صورت جمعی به زبان مادری شما انجام می شوند. در اغلب کشورها مهاجرین گروه های اقلیت تشکیل می دهند و با هم دیدار می کنند. اگر کودک شما با سایر بچه ها اخت شود، قطعا برای صحبت کردن احساس نیاز خواهد کرد.
یکی دیگر از گزینه ها یافتن پرستاری است که تنها به زبان مادری شما تکلم کند. در این صورت کودک وادار به استفاده از زبان مادری خواهد شد.

به مکان هایی سفر کنید که زبان مادری شما در آنجا صحبت می شود:

این روش البته برای تمام خانواده ها ممکن نیست، اما در صورتی که امکان پذیر باشد بهترین راه ایجاد نیاز در کودک است. اگر فامیل یا دوستی در جایی دارید که می توانید به او سر بزنید، به آنجا سفر کنید. اگر بتوانید یک مسافرت خانوادگی داشته باشید تا در زبان و فرهنگ خود غرق شوید، دیگر زبان اقلیت آن قدر هم اقلیت به نظر نخواهد رسید.

قرار گیری هر چه بیشتر در معرض زبان اقلیت:

به زبان مادری شما تنها به این دلیل زبان اقلیت گفته می شود که کودک تماس کمتری با آن دارد. همیشه راهی برای افزایش تماس با زبان وجود دارد. این راه می تواند خواندن کتاب باشد یا بازی کردن به زبان مادری، یا اینکه صرفا افراد خانواده دور هم جمع شوند و کاری انجام دهند که کودک به آن علاقه دارد. تماس با زبان کلید اصلی یادگیری است. هر چه کودک تماس بیشتری با زبان مادری داشته باشد، نیاز وی به یادگیری بیشتر می شود.

منبع

bilingualkidspot

دو زبانگی: جدا کردن تصورات غلط از واقعیت های علمی

دو زبانگی چالش بزرگی پیش روی بسیاری از والدین است. این چالش با تصورات غلط و حرف های اطرافیان می تواند دشوارتر هم شود. تصورات غلطی که نه تنها بر مبنای علم و تحقیقات نیست، که سنگی هم بر سر راه والدین است. بسیاری از والدین مهاجر با شنیدن حرف های سایرین حرف های سایرین درباره ی این تصورات در مورد تصمیم خود برای آموزش فرزند خود دچار تردید می شود و حتی برخی راه آسان تر یعنی صحبت به زبان مقصد را انتخاب می کنند. در ادامه به برخی از این تصورات، واقعیت پشت آنها، و شواهد متضاد آنها می پردازیم.

کودکی که دو زبان را با هم مخلوط می کند بدین معنی است که سردرگم شده و دچار اختلال کلامی شده است:

زمانی که کودکی در یک جمله یا مکالمه از هر دو زبان به صورت همزمان استفاده می کند، از آن با عنوان «مخلوط کردن کد» یا «تعویض کد» یاد می شود. برای مثال کودکی که در جمله ای به مادری می گوید «می خواهم اپل بخورم» کدهای زبان اول و دوم را با هم مخلوط کرده است. والدین گاهی نگران می شوند که تعویض کد نشانه ی تاخیر زبان و یا سردرگمی در آن باشد. با این حال، تعویض کد روندی کاملا طبیعی در دو زبانگی است. اگر کمی دقت کنیم متوجه می شویم که این حالت حتی در مورد بزرگ سالان دو زبانه ای که سال هاست به زبان دوم تکلم می کنند نیز رخ می دهد. در مکالمات یک بزرگسال دو زبانه نیز بسیار به مواقعی برخورد می کنیم که وی دو زبان را همزمان به کار می برد و کدها را با هم مخلوط می کند. با این حال هیچ کس مهارت های زبانی وی را زیر سوال نمی برد و کسی معتقد نیست که او دچار سردرگمی یا اختلال زبانی شده است. چنین حالتی در مورد دو زبانگی نیز طبیعی و رایج است.

کودک دو زبانه نیست مگر اینکه در هر دو زبان به یک اندازه مسلط باشد:

به ندرت می توان کسی را یافت که در هر دو زبان به یک اندازه مسلط باشد. ماهرترین فرد دو زبانه نیز غالبا روی یک زبان تسلط بیشتری دارد. زبان غالب اکثرا همان زبانی است که در جامعه ی محل سکونت فرد بیشتر صحبت می شود. زبان غالب یک فرد می تواند با سن، شرایط، آموزش و پرورش، شبکه های اجتماعی، اشتغال، و بسیاری از عوامل دیگر تغییر کند.

برای اینکه فردی دو زبانه تلقی شود باید در کودکی شروع به یادگیری کند:

در بین تئوری های زبانشناسی یک تئوری با عنوان دوره ی بحرانی توجهات زیادی را به خود جلب کرده است و معتقد است بهترین سن یادگیری زبان کودکی است. بر اساس این تئوری بسیاری از مردم بر این باورند که بهتر است یادگیری زبان در خردسالی انجام گیرد. شاید خردسالان به طور کلی تلفظ و دستورزبان بهتری داشته باشند، اما بزرگ سالان نیز در نهایت می توانند با کمی تلاش خود را به استانداردهای زبان دوم نزدیک کنند.

والدین باید از رویکرد «هر والد، یک زبان» برای رسیدن به دو زبانگی استفاده کنند:

برخی از والدین با توجه به توصیه های رایج این رویکرد را در خانه پیش می گیرند. هر چند این هم روشی برای پرورش یک کودک دو زبانه است، اما هیچ شواهد علمی مبنی بر این وجود ندارد که این روش تنها راه یا بهترین راه آموزش به کودک است یا می تواند از تغییر کد جلوگیری کند یا آن را کاهش دهد. فرقی نمی کند که والدین هر دو به زبان مادری با کودک صحبت کنند یا هر دو زبان را هم زمان به وی آموزش دهند، در هر حال فرزند آنها کدها را با هم مخلوط خواهد کرد. پس نگرانی بی مورد به خود راه ندهید. راه های زیادی به پرورش یک کودک دو زبانه ختم می شود. پس راهی را انتخاب کنید که با آن بیشتر احساس راحتی می کنید.

اگر می خواهید کودکی دو زبانه داشته باشید، حرف زدن به زبان مادری را متوقف کنید:

برخی از والدین با وجودی که در زبان کشور مقصد کاملا مسلط نیستند، ترجیح می دهند برای آموزش بهتر با کودک خود به آن زبان صحبت کنند. این به این معنی است که تعامل و مکالمه بین والدین و فرزند به قدر کافی طبیعی به نظر نمی رسد. تحقیقات شواهدی بر این مبنا نیافته اند که برای یادگیری زبان استفاده ی مکرر از آن ضروری است. علاوه بر این، فقدان دانش لازم از زبان مادری باعث جدا شدن کودک از سایر اعضای خانواده می شود که صرفا به آن زبان صحبت می کنند. تحقیقات نشان داده اند که کودکی که پایه ای قوی در زبان مادری دارد، زبان دوم را راحت تر فرا می گیرد. از سوی دیگر اگر کودک به قدر کافی در خانه در معرض زبان مادری قرار نگیرد، ممکن است دچار فراموشی و از دست دادن آن شود.

منبع

hanen