مدارس مونته سوری: راهی برای پرورش کودک مهاجر به دو زبان

روش مونته سوری نوعی رویکرد با تمرکز بر خلاقیت، خود انظباطی و استقلال طلبی در کودک است. این روش سال های زیادی است که در برخی مدارس در سراسر جهان برای آموزش کودکان استفاده می شود. دکتر ماریا مونته سوری، مبتکر این روش، معتقد بود که بهتر است آموزش خلاقیت و استقلال به کودک از ۲ سالگی آغاز شود. در مدارس مونته سوری کودکان ۲ تا ۶ سال در کنار هم فرا می گیرند و علاوه بر یادگیری مسائل به کمک یکدیگر روابط اجتماعی بهبود یافته ای هم پیدا می کنند. بسیاری از اصول مونته سوری را می توان برای پرورش کودک دو زبانه استفاده کرد. هر چند تمامی این اصول در خانه نیز قابل اجرا هستند، اما فرستادن کودک به یک مدرسه مونته سوری دو زبانه می تواند همسانی و پشتیبانی بهتری از آموزش به عمل آورد.

روش کار در مدارس مونته سوری:

روش مونته سوری به قدری توجهات را به خود جلب کرده است، که در اغلب کشورهای مهاجر پذیر می توان مراکز نگهداری از کودک و پیش دبستانی هایی را یافت که اصول این روش را مرکز توجه کار خود قرار داده اند. وسایل و اسباب بازی های خاصی نیز در مدارس مونته سوری مورد استفاده قرار می گیرند. این اسباب بازی ها روند منطقی و منظمی را دنبال می کنند و هر یک کنترل خطا دارند. بدین صورت که کودک در پایان کار با وسیله به درست یا غلط بودن عملکردش پی می برد.

محیط کلاس های مدارس مونته سوری نیز آرام و آزاد است. کودکان احترام به یکدیگر را می آموزند و هر یک می توانند به صورت آزادانه به فعالیت دلخواه خود بپردازند. البته حدود فعالیت ها را مدرس های آموزش دیده این مراکز تعیین می کنند.

مربیان مدارس مونته سوری مشاهده گر هستند. آنها کودک را به نحوی هدایت می کنند که کودک بیش از حد متوجه حضور انها نشود. مدرس همیشه آماده ارائه کمک هست اما هرگز روند فکری و کاری کودک را تا زمان درخواست خود او قطع نمی کند. او کاری نمی کند که کودک احساس کند اشتباه کرده است یا نمی فهمد. کودک در مدارس مونته سوری خود تجربه می کند و مدرس راهنمای او است. مدرسان مونته سوری کاملا آموزش دیده هستند و می توانند آموزش زبان را به شیوه ای شخصی سازی شده در فرزند شما تقویت کنند.

آموزش زبان دوم در مدارس مونته سوری:

روش دو زبانه به خوبی در این مدارس قابل به کارگیری است. در این مدارس فعالیت ها و اسباب بازی ها به هر دو زبان آموزش داده شده ارائه می شوند. معمولا در هر پایه دو مدرس وجود دارد که هر یک به زبان جداگانه ای با بچه ها صحبت می کنند. در واقع روش مونته سوری از روش یک والد- یک زبان استفاده می کند. بچه ها قبل از یادگیری خواندن و نوشتن، از طریق فعالیت های روزمره صحبت کردن به هر دو زبان را فرامی گیرند. انها زبان ها را به صورت هم زمان فرا می گیرند و بدین ترتیب پایه ای قوی برای دو زبانگی در آنها ایجاد می شود.

اگر در محل زندگی شما چنین مدارسی وجود دارند، و زبان های مورد نظر شما در این مراکز تدریس می شوند، حتما سری به آنجا بزنید و از امکانات آنها باخبر شوید.

منبع

bilingualkidspot

تاثیر سن در یادگیری زبان مادری در کودک مهاجر: آیا برای آموزش دیر شده است؟

در اغلب تحقیقات بر وجود دوره بحرانی در آموزش زبان تاکید می شود. گفته می شود که سن ۳ سال بهترین سن آموزش زبان دوم به کودک است. اما اگر کودک مهاجری داشته باشیم که تنها به زبان کشور خارجی مسلط است، آموزشی در زبان مادری ندیده است، و الان در سن مدرسه است، امیدی به یادگیری او نیست؟ نگران نباشید. تمام تحقیقات نشان می دهند که در هر سنی بشر قادر به یادگیری و استفاده از زبان است. تنها مسئله میزان تلاش، زمان مورد نیاز و سهولت مسیر است. بنابراین اگر فرزندی دارید که سن بحرانی آموزش زبان را گذرانده است، ناامید نباشید. آموزش زبان دوم انقدر مزایای زیادی دارد، که می توان با کمی تلاش از تاثیر سن در یادگیری زبان مادری در کودک مهاجر خود صرف نظر کرد. تحقیقات مزایای زیادی در یادگیری زبان در سنین بالاتر یافته اند که در ادامه ذکر می شوند. فرزند شما هم می تواند از این مزایا بهره مند شود.

مزایای یادگیری زبان مادری در کودک مهاجر در سن بالاتر:

اول از همه باید روشن کنیم که منظور از سن بالاتر در یادگیری زبان دوم، پس از دوره بلوغ است. سال های زیادی زبان شناسان، روانشناسان و مدرسین برای یافتن پاسخ این سوال تلاش کرده اند: آیا می توان پس از بلوغ به مهارت بومی در زبان دوم دست یافت؟ به منظور پاسخ دهی به این سوال باید عوامل زیر را در نظر گرفت: اول از همه، بزرگسالان (به عبارت دیگر افراد پس از بلوغ) دارای دو مزیت مهم در یادگیری زبان هستند: بلوغ شناختی و تجربه آنها از سیستم زبان به طور کلی. این افراد از طریق دانش قبلی خود از زبان اول، نه تنها می توانند شرایط یادگیری بهتری نسبت به کودکان داشته باشند، بلکه می توانند راحت تر از آنها قواعد دستوری و پدیده نحوی را درک کنند. بر اساس نظر محققین، یادگیری زبان یک فرایند تجمعی است که به ما امکان ساخت دانش جدید بر پایه دانش قبلی را می دهد. کودکان نمی توانند به راحتی پدیده های پیچیده مورفولوژیکی و دستوری را فرابگیرند.

یکی از مواردی که باعث تمایز کودکان از بزرگسالان در یادگیری زبان می شود و به تاثیر سن در یادگیری زبان مادری در کودک مهاجر ارتباط داده می شود، تلفظ بهتر و لهجه صحیح تر آنان در زبان ها است. در اینجا ذکر این نکته ضروری است که گاهی اوقات تلفظ نادرست بیشتر از آنکه به توانایی ارتباط داشته باشد، مسئله اراده است. با توجه به بررسی های مختلف، بزرگسالان زمانی که به زبان خارجی صحبت می کنند احساس می کنند که خودشان نیستند و تلفظ را یک شاخص قومی زبانی هویت می دانند. نگرش مثبت یا منفی نسبت به یک زبان خارجی را نباید دست کم گرفت. برای فرزند شما که همیشه در کشوری خارجی بزرگ شده است و  تصوری از کشور مادری شما ندارد، زبان مادری شما زبان بیگانه محسوب می شود. به همین دلیل، تلفظ صحیح از زبان مادری شما بیشتر مسئله نگرش وی به آن است تا فاکتور سن در یادگیری زبان دوم در کودک مهاجر. عامل دیگری که در نظر گرفته می شود انگیزه بزرگسالان در یادگیری یک زبان است. هنگامی که یک فرد بالغ شروع به یادگیری زبان دوم می کند همیشه باید دلیلی برای آن وجود داشته باشد: آموزش و پرورش، منزلت اجتماعی، حرفه و یا ادغام اجتماعی. دلیل آخر، به ویژه برای مهاجران، اهمیت بیشتری دارد. اگر فرزند شما به یادگیری زبان و استفاده از آن برای ارتباط یافتن با افراد فامیل در کشور مادری نیازی نبیند، انگیزه ای هم برای یادگیری نخواهد داشت. نبود انگیزه و نیاز را نباید به تاثیر سن در یادگیری زبان مادری در کودک مهاجر ارتباط داد.

دیر یاد گرفتن بهتر از هرگز یاد نگرفتن است:

واضح است که فرایند های یادگیری زبان در کودکان و بزرگسالان دارای مزایا و معایبی است. سن عامل مهمی است اما همه چیز نیست. همه افراد، صرف نظر از سن، فرایند یادگیری زبان را به صورت متفاوت و جداگانه درک می کنند. شخصیت و استعداد می تواند این روند را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهد: همه ما کودکان خجالتی و بزرگسالان بسیار اجتماعی دیده ایم. نتیجه گیری فارسیمیا چیست؟ بهتر است یادگیری زبان مادری در کودک مهاجر در سنین پایین رخ دهد. انعطاف پذیری کودک و سرعت یادگیری وی مزایایی هستند که نباید از آنها چشم پوشید. اما اگر فرزندی دارید که دوره بلوغ را گذرانده اما هنوز به زبان مادری شما مسلط نیست، نباید از هدف خود دست بکشید. انگیزه بیشتر، نیاز به ارتباط اجتماعی با افراد فارسی زبان، و نگرش مثبت تر به کشور مادری شما عواملی است که می توانند تاثیر سن در یادگیری زبان مادری در کودک مهاجر شما را شکست دهند.

منبع

termcoord

لهجه صحیح در زبان دوم: آیا واقعا آن قدر که فکر می کنیم اهمیت دارد؟

بسیاری از افرادی که در حال یادگیری زبان دوم هستند دچار وسواس داشتن لهجه خوب و صحیح می شوند. انگار که صحبت کردن به زبان دیگر کافی نیست، بر داشتن لهجه صحیح اصرار می ورزند.

اما لهجه مناسب چیست؟

حتی اگر از انگلیسی زبان ها بپرسید، تجربه های جالبی برای شما نقل می کنند. آنها در سفرهای خود با استرالیایی ها، انگلیسی ها و آمریکایی های زیادی برخورد می کنند که همه به زبان مشترکی صحبت می کنند. اما گاهی عنوان می کنند که درک صحبت های یک غیر انگلیسی زبان برای آنها از صحبت با یک استرالیایی راحت تر است. تا به حال به حرف زدن استرالیایی ها و آمریکایی ها دقت کرده اید؟ جملات را به هم متصل می کنند و انتهای آنها را حذف می کنند. انگلیسی ها برخی حروف را تلفظ نمی کنند. اصطلاحات وارد شده در هر فرهنگ نیز جای خود را دارد.

گاهی اوقات حتی درک صحبت های یک انگلیسی زبان برای یک انگلیسی زبان دیگر از کشوری دیگر دشوار است، چه برسد به خارجی هایی که انگلیسی زبان دوم آنها است.

شاید مسئله لهجه نیست، بلکه حرف زدن ما است.

تا به حال به این فکر کرده اید که چرا باید به خاطر لهجه خود از دیگران عذر خواهی کنید؟ شما حداقل در این کشور خارجی به دو زبان مسلط هستید. اما دائما به خاطر لهجه خود در زبان دوم از افراد تک زبانه معذرت خواهی می کنید! تا به حال به این فکر کرده اید که شما قادر به انتقال منظور خود در زبان دوم هستید و این اعتباری برای شما نسبت به افراد تک زبانه آن جامعه است؟

انتقال مفهوم:

مسئله مهم در تسلط به یک زبان توانایی انتقال مفهوم و درک شدن توسط دیگران است. تا زمانی که قواعد دستوری زبانی را رعایت می کنید و به واژگان آن مسلط هستید، لهجه صحیح اهمیتی ندارد. مگر این همان هدف اصلی نیست، صحبت کردن حتی با لهجه و درک شدن توسط دیگران؟

قوانین صحبت به یک زبان

واضح صحبت کردن:

هر کلمه را به وضوح تلفظ کنید و کلمات را به هم متصل نکنید.

به آرامی صحبت کنید:

خب، نه آنقدر آهسته که شنونده حوصله اش سر برود و نه ۱۰۰ مایل در ساعت. نکته اصلی خود را فدای سرعت نکنید.

دهانتان را باز کنید:

با لبان نیمه بسته صحبت نکنید. دهانتان را به قدر کافی باز کنید و با صدای مناسب صحبت کنید.

بین جملات خود صبر کنید:

اجازه دهید که جملات شما درک شوند و سپس ادامه دهید. بین هر جمله نفس بکشید.

لهجه صحیح در طول زمان به وجود می آید:

با تداوم تلاش و صحبت به یک زبان بالاخره می توانید به زیر و بم لهجه یک زبان مسلط شوید.

منبع

bilingualkidspot

روش مونته سوری: راه جدیدی برای پرورش کودک دو زبانه

امروزه در بین خانواده ها پرورش کودک در محیط مونته سوری بسیار رایج شده است. برای والدینی که در حال تربیت یک کودک دو زبانه هستند، روش مونته سوری می تواند مکمل خوبی باشد.

تاریخچه:

روش آموزشی مونته سوری توسط یک مدرس ایتالیایی، ماریا مونته سوری، در اولیل دهه ۱۹۰۰ ابداع شد. مهم ترین هدف این روش پرورش کودکی مستقل، مسئولیت پذیر، منظم و عاشق یادگیری بود. فلسفه روش دکتر مونته سوری احترام به کودک و نیازهای او بود. وی معتقد بود کودک با شرکت فعال در فعالیت های واقعی روزمره فرامی گیرد.

دوره بحرانی برای پرورش کودک به روش مونته سوری:

ماریا مونته سوری معتقد بود که شش سال اول زندگی کودک در رشد او تاثیر زیادی دارد و کودک باید از ابتدای تولد محرک های مناسبی دریافت کند. این مسئله مورد توافق بسیاری از زبان شناسان نیز هست. کودک با آشنایی هر چه سریع تر با زبان دوم شانس بهتری برای یادگیری آن دارد. بنابراین اگر علاقه مند به پرورش کودکی دو زبانه به روش مونته سوری هستید، باید از همان ابتدای تولد از اصول آن تبعیت کنید.

چگونه می توان با استفاده از اصول روش مونته سوری کودکی دو زبانه تربیت کرد؟

از فرزند خود تبعیت کنید:

مهم است که به کودک خود انتخاب دهید و او بر اساس دلیلی و در محدوده علاقه خود یکی را انتخاب کند. باید فعالیت ها و منابعی از هر دو زبان را در اختیار کودک دو زبانه قرار داد. بدین ترتیب او بسته به شخصی که قرار است با او بازی کند، همیشه منبع و فعالیتی برای انتخاب کردن دارد.

فرزند خود را مستقل پرورش دهید:

کودک چه در حال لباس پوشیدن باشد، یا غذا خوردن یا بازی کردن، در روش مونته سوری به کار به صورت مستقل از همان ابتدا تشویق می شود. از والدین خواسته می شود که اجازه دهند فرزندشان خودش کارهایش را انجام دهد. قبل از اینکه سریع به کمکشان بروید، صبر کنید و ببینید تا کجا می توانند پیشرفت کنند. تنها وقتی به کمک آنها بروید که از شما خواسته می شود.

تمایل آنها را به یادگیری فعال کنید:

آیا همه ما نمی خواهیم فرزندی داشته باشیم که عاشق یادگیری است؟ روش مونته سوری به دنبال همین هدف است. با ارائه فعالیت ها و مکالمات محرک، و تشویق کودکان، آن به یادگیری اشتیاق بیشتری پیدا می کنند. اگر فرزند دو زبانه شما از حرف زدن به زبان مادری شما اجتناب می کند، فعالیتی را به او پیشنهاد دهید که از انجام آن لذت می برد. از وادار کردن آنها به کاری که مایل به انجام آن نیستند اجتناب کنید. در عوض با ارائه فعالیت های جذاب، او را به مسیری هدایت کنید که هدف هر دو شما برآورده شود.

مشاهده کنید:

فعالیت های او را از دور نظاره کنید، اما اجازه دهید خودش کار را تکمیل کند. در زمان معرفی یک فعالیت جدید، نحوه انجام کار را به او آموزش دهید، کنار بروید و اجازه دهید خودش آن را ادامه دهد.

ارتباط داشته باشید:

ارتباط یافتن مهم ترین عنصر در آموزش کودک است. نحوه حرف زدن شما حتی از آن هم مهم تر است. برای کودک دو زبانه ای که در حال یادگیری دو زبان به صورت هم زمان است، اغلب ارتباط نیاز به توجه ویژه ای دارد. به جای دستور دادن، به او انتخاب بدهید. به یاد داشته باشید که کودکان با نمونه برداری یاد می گیرند. نحوه حرف زدن شما، همان شیوه ای است که دوست دارید فرزندتان با دیگران حرف بزند.

محیط را آماده کنید:

یک محیط تمیز، آماده و مرتب تضمین می کند که فرزندتان می تواند از محرک ها برای پرورش خلاقیت خود استفاده کند. محیط باید امن باشد و به کودک توان اکتشاف به صورت مستقل را بدهد. کودک باید اسباب بازی و فعالیت هایی در اطراف خود داشته باشد که به او امکان تمرکز و پرورش قوه تخیل را بدهد. به جای خرید اسباب بازی های پرسر و صدای پلاستیکی که حواس او را پرت می کنند، به او اسباب بازی هایی بدهید که نیازمند کار با دست، ساختن، مرتب کردن و چیدن است.

با اغلب اسباب بازی می توان به هر زبانی بازی کرد. اما اگر فرزند شما به قدری بزرگ شده است که می تواند بخواند و بنویسد باید برای فعال کردن این توانایی اسباب بازی های جدایی برای هر زبان داشته باشید.

تنها در صورتی به او کمک کنید که از شما خواسته شود:

فعالیت به صورت مستقل و تکمیل کارها توسط کودک اهمیت زیادی در روش مونته سوری دارد. اگر فرزند دو زبانه شما در حین حرف زدن کلمه ای را فراموش کرده یا در حین خواندن متن بر سر تلفظ کلمه ای مانده است، صبر کنید تا تلاش خود را بکند، به حافظه و دانش خود رجوع کند. به جای اینکه سریعا کلمه را برای او بگویید، اجازه دهید خودش بر روی آن کار کند.

منبع

bilingualkidspot

تاثیر سن در یادگیری زبان: مزایای آموزش زودهنگام زبان مادری به کودک مهاجر چیست؟

آیا سن مطلوبی برای فراگیری زبان دوم وجود دارد؟ همه موافق هستند که سن عامل بسیار مهمی در یادگیری زبان است. با این حال، اینکه تا چه سنی هنوز هم سوال بی جوابی باقی مانده است. عوامل زیادی می توانند یادگیری زبان دوم را تحت تاثیر قرار دهند: عوامل بیولوژیکی، زبان اول، هوش، محیط یادگیری، احساسات، و انگیزه است. یکی دیگر از عواملی که به آن بسیار اشاره می شود تاثیر سن در یادگیری زبان است. فرضیه دوره بحرانی لنینبرگ (۱۹۶۷) نشان می دهد که یک دوره بیولوژیکی در طول زندگی وجود دارد که در آن یادگیری زبان می تواند به راحتی انجام شود. فراتر از این زمان، یادگیری زبان دشوار تر است. اغلب محققان این دوره بحرانی را حدود ۳ سال تا نهایتا دوره بلوغ می دانند. تحقیقات متمرکز بر تاثیر سن در یادگیری زبان، نشان می دهند که از دست دادن انعطاف پذیری مغز پس از این دوره عامل نیاز به زمان و تلاش بیشتر در افراد بزرگسال در مقایسه با کودکان در یادگیری زبان دوم است.

مزایای آموزش زودهنگام زبان مادری به کودک مهاجر چیست؟

در اوایل دوران کودکی، تبدیل شدن به یک فرد دو زبانه اغلب یک رویداد ناخودآگاه است. همان قدر که یادگیری راه رفتن یا دوچرخه سواری طبیعی رخ می دهد، تاثیر سن در یادگیری زبان هم به همین صورت عمل می کند. اما چرا؟ با توجه بررسی های علمی، فراگیری جنبه های زبان مانند تلفظ و زیر و بمی صدا در دروان کودکی آسان تر انجام می شود. دلیل این سهولت مکانیسم های عصبی و عضلانی است که تنها تا سن ۱۲ سالگی فعال است. یکی دیگر از توضیحات احتمالی صحبت کردن کودک به زبان های مختلف بدون بروز لهجه در آن، قابلیت زیاد آنها در تقلید است. این قابلیت تا حد قابل توجهی پس از بلوغ محو می شود. عامل دیگری که باید در نظر گرفته شود این است که کودکان نسبت به تجربه های جدید انعطاف پذیری، خودانگیختگی و تحمل بیشتری دارند. کودکان و نوجوانان نسبت به بزرگسالان تمایل بیشتری به برقراری ارتباط دارند، آنها کنجکاو هستند و از اشتباه کردن نمی ترسند.

آنها در صورتی که کلمه ای را ندانند به راحتی با استفاده از روش های خلاق برای برقراری ارتباط، مانند روش های غیر کلامی و استفاده از کلمات ابداعی موقعیت را اداره کند. همچنین ایده تمدن خارجی هنوز در ذهن آنها تشکیل نشده است. تنها در آغاز سن ۸ سالگی است که آنها تا حدی متوجه تفاوت های قومی و فرهنگی می شوند. در عین حال، جنبه هایی مانند زمان، یادگیری و ظرفیت بیشتر حافظه از مزایای یادگیری زبان در سن پایین است.

تاثیر سن در یادگیری زبان: دست بجنبانید:

اگر مهاجرت کرده اید و کودکی خردسالی در خانه دارید، منتظر تکمیل زبان خارجی در وی نباشید. از سن بحرانی در او استفاده کنید و وارد مسیر پر پیچ و خم آموزش دو زبانگی به او شوید. اطمینان داشته باشید که او به زودی به هر دو زبان مسلط خواهد شد. فراگیری بهتر تلفظ کلمات، صحبت کردن بدون لهجه به هر دو زبان، تسلط بیشتر به دستور زبان و سرعت بیشتر در یادگیری مزایایی هستند که نباید از آنها به سادگی بگذرید.

منبع

termcoord

بهترین سن یادگیری زبان دوم: تا کی برای پرورش کودک دو زبانه خود وقت دارم؟

همه پژوهشگران موافقند که یادگیری زبان هرچه در سن پایین تری رخ دهد، بهتر است. برای این عقیده شواهد و دلایل زیادی ذکر شده است. اما بهترین سن یادگیری زبان دوم چه سنی است؟ برخی از محققان می گویند که اوج اکتساب زبان دوم در و یا قبل از سن ۶ یا ۷ سال است. برخی دیگر ادعا می کنند که پنجره یادگیری زبان تا سن بلوغ هم باز است. اما، تقریبا همه موافق هستند که فراگیری زبان فراتر از سن بلوغ برای بچه دشوارتر می شود.

بهترین سن یادگیری زبان دوم: چرا باید در سن ۳ یا ۴ شروع کنیم؟

اگر چند سال پیش این سوال را می پرسیدید، همه به شما طوری نگاه می کردند که انگار در این سیاره نبوده اید. سال ها پیش برای افراد غیر قابل تصور بود که کودکان زیر سه سال، با توجه به عدم تسلط کامل به زبان مادری خود، زبان دوم فرا بگیرند. امروزه پژوهش ها چیز کاملا متفاوتی را نشان می دهند.

مطالعات انجام شده در دانشگاه هاروارد نشان می دهد که خلاقیت، مهارت های تفکر انتقادی، و انعطاف پذیری ذهن با یادگیری زبان دوم در سنین ابتدایی عمر کودک به طور قابل توجهی افزایش می یابد. محققان به این نتیجه رسیده اند که به عنوان بهترین سن یادگیری زبان دوم همان سال های قبل از مدرسه، به ویژه سه سال اول زندگی است. این سن به عنوان دوره حیاتی در زندگی کودک شناخته می شود. در این سال ها است که پایه نگرش، تفکر و یادگیری، و سایر قابلیت ها گذاشته می شود.

شروع کنید:

برای کودکان مهاجر و والدین آنها یادگیری زبان دوم چالش بزرگی به حساب می آید. اغلب این کودکان زبان کشور خارجی را در مهدکودک یا تعامل با دوستان خارجی فرامی گیرند. در این صورت زبان مادری در اقلیت قرار می گیرد و به نوعی زبان دوم برای او محسوب می شود. بسیاری از والدین تصور می کنند که آموزش زبان مادری به این کودکان کار بسیار دشواری است. اما باید بدانند که هرچه زودتر شروع کنند، کار راحت تر است. محققان ثابت کرده اند که یادگیری زبان دوم در این سن به راحتی زبان اول است. قابلیت های مغز به حدی است که آموزش و یادگیری تا حد زیادی به صورت خودکار صورت می گیرد.

قابلیت های مغز به روایت آمار:

بر اساس اطلاعات محققان، هرچیزی که در چند سال اول زندگی خود دریافت می کنیم در مراحل بعدی زندگی گسترش می یابد. تحقیقات نشان داده است که ۵۰٪ از توانایی ما برای یادگیری در سن ۴ سالگی و ۳۰ درصد دیگر در سن ۸ سالگی توسعه می یابد. به همین دلیل است که سه سالگی به عنوان بهترین سن یادگیری زبان دوم شناخته می شود.

با این حال، این بدان معنا نیست که ۸۰ درصد از دانش و یا هوش فرد تا زمان ۸ سالگی شکل یافته است. بلکه به این معناست که کودکان در طول چند سال اول زندگی مسیر اصلی یادگیری خود را ایجاد می کنند.

تجربه:

در مطالعه ای از دو خانواده مهاجر، یکی از آنها آموزش زبان مادری را قبل از سن ۴ سال و دیگری آن را به بعد از تکمیل زبان کشور مهاجر یعنی حدود ۷ سالگی موکول کرد. نتیجه نشان داد که یادگیری دستورزبان، تلفظ و به طور کلی روانی در یادگیری در خانواده اول بهتر انجام شد. این تحقیق نشان داد که آموزش در بهترین سن یادگیری زبان دوم، یعنی حدود ۳ تا ۴ سال، به نحوی اتفاق می افتد که کودک حتی متوجه نمی شود در حال یادگیری است. چرا؟ زیرا مطالعات نشان داده اند که هرچه کودک کم سن تر باشد، بهتر قادر به تولید صداهای جدید است. در سن سه تا چهار سالگی کودک می تواند از طریق بازی آموزش ببیند زیرا ذهن او هنوز توسط حقایق و اطلاعاتی که باید ذخیره و تحلیل شود، غرق نشده است.

یادگیری زبان دوم در خانواده مهاجر:

همه چیز به شما بستگی دارد. این شما هستید که باید مدل آموزشی خود را انتخاب کنید. در هر صورت باید بدانید که هر چه زودتر شروع کنید، بهتر و سریع تر به نتیجه خواهید رسید. نگران یادگیری فرزند خود نباشید. او می تواند هر دو زبان را در کنار هم و هم زمان فرابگیرد.

منبع:

parent

پرورش کودک دو زبانه: پنج گام اصلی به سمت موفقیت در این راه

سابق بر این رایج ترین راه پرورش کودک دو زبانه ثبت نام وی در مدارس شبانه روزی بین المللی بود که هزینه اش هم سر به فلک می گذاشت. خوشبختانه از آن دوران مدت های زیادی گذشته است و الان والدین خودشان کودکان دو زبانه تربیت می کنند. کودکان مانند محیط اطراف خود بزرگ می شوند و در این بین پدر و مادر خود را نیز بهتر می شناسند. با این حال، چند نکته می تواند این مسیر را هموار تر کند.

رایج ترین سوالی که در این بین والدین می پرسند این است: «بهترین راه تربیت یک کودک دو زبانه چیست؟» پاسخ به این سوال ساده است: «تنها با آنها حرف بزنید!». هر چقدر هم که این توصیه کوتاه باشد، اما عملی است. نوزادی که تنها اصوات محدودی را می تواند تولید کند، با گذشت زمان به یک سخنور حرفه ای تبدیل خواهد شد. اما برای رسیدن به این نتیجه ما پنج گام اول را به شما معرفی می کنیم:

توافق خانواده در پرورش کودک دو زبانه:

همکاری و توافق نظر خانواده اولین شرط در موفقیت در پرورش کودک دو زبانه است. اگر شما و همسرتان زبان مشترکی ندارید، همسرتان ممکن است از اینکه شما و کودک با هم به زبانی صحبت کنید که او بلد نیست احساس بدی پیدا کند. او از این زبان سری بین شما دو نفر احساس ناامنی خواهد کرد. حتی والدینی هم که زبان مشترک دارند ممکن است در این مورد توافق نظر نداشته باشند. در این صورت چاره حرف زدن و مصالحه است. بسیار مهم است که والدین به چاره ای برسند که برای هر دو قابل قبول است و برای کودک نیز مفید است.

اشتیاق، اما واقع گرایانه:

زمانی که توافق بر سر دو زبان انجام شد، بسیاری از والدین برای آموزش زبان بعدی نیز وسوسه می شوند. معمولا تعداد زبانی که در خانه صحبت می شود برای پرورش کودک دو زبانه کافی است، با این حال تحقیقات نشان داده اند که به شرط ایجاد ورودی کافی، تا چهار زبان را می توان به طور موفقیت آمیز و همزمان آموزش داد. از سوی دیگر تحقیقات نشان داده اند که برای یادگیری زبان، کودک باید در زمان بیداری حداقل ۳۰ درصد با یک زبان برخورد داشته باشد تا بتواند به طور فعال به آن زبان صحبت کند. از آنجایی که زمان بیداری کودک محدود است، یادگیری زبان نیز به همین صورت است.

برنامه عملی:

برنامه ای برای پرورش کودک دو زبانه انتخاب کنید. روش های زیادی در این راه وجود دارد. یکی را انتخاب کنید و به آن پایبند باشید. یکی از رایج ترین آنها صحبت به یک زبان توسط هر والد است. یکی دیگر از آنها صحبت کردن کل خانواده به زبانی است که در موقعیت ضعیف تر قرار دارد. در صورتی که هیچ یک از شما فرصت آموزش و ایجاد ورودی کافی برای فرزند خود را ندارید راه دیگر استفاده از پرستار، کلاس های بیرون از خانه یا فامیل است.

کنارهم بودن:

ایجاد شبکه حمایتی یکی از نادیده گرفته شده ترین عوامل موفقیت است. بنابراین افرادی را بیابید که مانند شما در حال پرورش کودک دو زبانه هستند. در کنار آنها می توانید تردیدها، مسائل، شادی ها و موفقیت های خود را بیان کنید. می توانید بازی ها، روش ها، و نرم افزارهایی که برای آموزش زبان اقلیت هستند را با هم به اشتراک بگذارید و تبادل نظر کنید. فارسیمیا برای همین کار ایجاد شده است.

صبر و بردباری:

پرورش کودک دو زبانه مستلزم صبر زیاد است. زمان های زیادی پیش می آید که دچار تردید می شوید. همانند دیگر جنبه های پدر و مادر شدن، آموزش زبان مادری یا زبان دوم نیز تعهدی بلند مدت است و فراز و فرودهای زیادی دارد. اما فراموش نکنید که بسیاری از مواردی که برای شما پیش می آید برای والدین کودکان تک زبانه هم رخ می دهد. بنابراین اگر فرزندتان مانند دوستانش به سرعت به دو زبان مسلط نشد یا حرف نزد، ناامید نشوید. برعکس، بر موفقیت او اصرار کنید و به رشد مغز او کمک کنید. او را دائما تشویق کنید و هر روز بر مقدار تشویق خود بیافزایید.

فراموش نکنید که تنها نیستید. مدونا و آنتونیا باندراس هم کودک دو زبانه پرورش داده اند. اگر آنها توانسته اند، چرا شما نتوانید؟

منبع

omniglot

اشتباهات دستور زبانی در کودک دو زبانه: چه برخوردی بکنیم؟

اشتباهات دستور زبانی در کودک دو زبانه بسیار رایج است. کودک قواعد دستوری دو زبان را به هم تعمیم می دهد. برخی والدین مهاجر به این نوع استفاده از دستور زبان حساس هستند و به آن واکنش بعضا شدید نشان می دهند. اما واقعا برای مواقع بروز اشتباهات دستور زبانی در کودک دو زبانه چه توصیه ای می شود؟ اشتباهات دستوری نباید همیشه به صورت منفی دیده شوند.

فازهای رشد زبانی:

تئوری های زبان شناسی نشان می دهند که کودک در سنین مختلف در ساختاربندی زبانی خود فازهای مختلفی را طی می کند. در برخی از این فازها کودک شروع به استفاده از تفسیر خود از ساختار دستور زبانی می کند. این فاز به خصوص در سنین بین ۵ تا ۷ سالگی دیده می شود. در این سن بروز اشتباهات دستور زبانی در کودک دو زبانه به صورت سهوی و رایج دیده می شود. در حالی که برای برخی از والدین بروز اشتباهات دستور زبانی به معنی گیج شدن کودک یا اختلال زبانی است، تحقیقات برعکس این تصورات را ثابت کرده اند. تفسیر کودک از دستور زبان هر دو زبان، هر چه قدر اشتباه، نشان دهنده پیشرفت وی در یادگیری و درک او از سیستم پیچیده زبان ها است.

از والدین برای رفع اشتباهات دستور زبانی در کودک دو زبانه چه کاری ساخته است؟

همان طور که گفته شد، این اشتباهات کاملا طبیعی هستند و بخشی از فاز تکامل زبانی در کودک است. توصیه های زیر در این مواقع به کار والدین می آید:

  • صبر کنید. کودکی که به صورت دو زبانه پرورش داده شده باشد، تا حد زیادی، به صورت مستقل و ناخودآگاه قواعد دستور زبان را فرامی گیرد. با گذشت زبان و شنیدن قواعد صحیح از زبان شما و اطرافیان، کودک تفسیر خود را از دستور زبان تغییر می دهد و در نهایت به ثبات در کلام می رسد.
  • بر تفاوت و شباهت های قواعد دستوری دو زبان تاکید داشته باشید. فراموش نکنید که هرگز این کار را در بین صحبت های کودک انجام ندهید. اجازه دهید او جمله خود را تمام کند. وقتی حرف هایش تمام شد، می توانید جمله صحیح را برای او تکرار کنید و تفاوت دستوری را برای او در یک جمله توضیح دهید.
  • دانش او از قواعد دستور زبانی را با استفاده از مواد و منابع مختلف، مانند نرم افزارهای آموزشی شاد و جذاب، تقویت کنید.
  • سعی نکنید که تمام اشتباهات دستوری کودک خود را اصلاح کنید. این کار تمایل وی به یادگیری را کاهش می دهد. گاهی اوقات از برخی اشتباهات چشم پوشی کنید.
  • اگر کودکتان در چت یا کنار نقاشی اش برای مادربزرگ یا پدربزرگش پیغامی نوشته است که پر از غلط های املایی و دستور زبانی است، از کنار آن بگذرید. او با عشق این کار را انجام داده است. اینجا کلاس دستور زبان نیست و قرار نیست به او نمره داده شود.

منبع

raising-bilingual-children

روش یک والد- یک زبان: محبوب ترین روش پرورش کودک دو زبانه

یکی از شناخته شده ترین روش های پرورش کودک دو زبانه استفاده از روش یک والد- یک زبان است. در این روش هر یک از والدین به یک زبان خاص با کودک صحبت می کند. این روش صرفا در خانواده هایی به کار می رود که حداقل یکی از والدین به زبان دوم کشور فعلی مسلط باشد. این روش تحت عنوان روش OPOL نیز خوانده می شود.

سابقه علمی روش یک والد- یک زبان:

این راهبرد احتمالا اولین بار با رواج ازدواج در بین افراد متعلق به گروه های زبانی مختلف در جوامع به کار رفته است. با این حال تاریخ دقیق آن به ۱۹۰۸ باز می گردد. در آن سال که پسر بچه ای به نام لوئیس در خانواده رونجات در فرانسه متولد شد. ژول رونجات، زبان شناس فرانسوی، همسری آلمانی داشت و آنها می خواستند پسری دو زبانه داشته باشند. بنابراین ژول نظر همکار خود، موریس گرامونت، که در رشد زبان تحقیقاتی کرده بود، را در این مورد جویا شد.

گرامونت مدت کوتاهی پس از تولد لوئیس پاسخ ژول را داد. ژول ده خط از نامه همکار خود را در کتابی چاپ کرد که در مورد دو زبانگی لوئیس می نگاشت. گرامونت به ژول توصیه کرده بود که هر والد با یک زبان متفاوت با کودک صحبت کند. بنابراین، ژول می بایست همیشه به فرانسه و همسرش همیشه به آلمانی با لوئیس صحبت کنند و هرگز این الگو را معکوس نکنند.

کتاب ژول رونجات بعدها به تایید بسیاری از زبان شناسان رسید و مورد ارجاع قرار گرفت. از آن زمان، روش یک والد- یک زبان به عنوان رویکرد زبان شناسی برای پرورش کودک دو زبانه به طور مداوم استفاده شده است و نتایج آن در تحقیقات مختلف گزارش شده است.

پرورش از روز اول:

روش یک والد- یک زبان برای والدینی جذاب است که دوست دارند فرزند خود را از روز اول دو زبانه پرورش دهند. در این روش هر والد زبانی را صحبت می کند که به آن مسلط تر است. با استفاده از این ورودی دوگانه، کودکان به سرعت قادر به تولید صدا، هجا، و کلمات در هر زبان می شوند و به طور قابل ملاحظه ای در استفاده از هر زبان با هر والد از خود مهارت نشان می دهند.

آغاز مشکلات:

با این حال، با گذشت زمان، مشکلات روش یک والد- یک زبان شروع به ظاهر شدن می کند. از آنجا که قرار گرفتن در معرض هر دو زبان به ندرت برابر است، به ویژه هنگامی که کودک شروع به برقراری ارتباط با جهان خارج می کند، زبانی که ورودی کمتری دارد دچار مشکل می شود. این زبان اغلب زبان اقلیت در جامعه است. مشکل زمانی حادتر می شود که والدی که به زبان اقلیت صحبت می کند به زبان دوم هم مسلط باشد. کودک با درک این مسئله، کم کم شروع به صحبت به زبان دوم با والد زبان اقلیت می کند. در اخر، والدین با کودکی روبه رو می شوند که در زبان اقلیت تنها دارای مهارت گیرنده ای است. یعنی زبان را می فهمد اما پاسخ نمی دهد.

استراتژی تطبیقی:

استفاده از این روش برای برخی استرس آور است. والدی که به زبان اقلیت صحبت می کند و با کودکی رو به رو می شود که پاسخ او را با زبان غالب می دهد، دچار سردرگمی می شود. والدین در محیط هایی که زبان غالب صحبت می شود (مکان های عمومی) دچار سردرگمی در استفاده از زبان می شوند. در بعضی موارد، محیط آنها را وادار به تغییر استراتژی می کند. گاهی نیز والدین از خود می پرسند پس در مقابل کودک با یکدیگر به چه زبانی صحبت کنند. در این مورد خاص باید گفت برای کودک مهم نیست والدین با هم به چه زبانی صحبت می کنند. می توانید به هر زبانی با هم حرف بزنید. با این حال در مواردی که زبان اقلیت ورودی کمتری دریافت می کند، توصیه می شود که به زبان اقلیت صحبت کنید. در روش یک والد- یک زبان، پس از بروز این موقعیت ها والدین متوجه می شوند که از چارچوب های این روش بیرون آمده اند و استراتژی تطبیقی خود را بر اساس نیازهایشان اتخاذ کرده اند. برای مثال والدی که به زبان اقلیت صحبت می کرده است در بازار به زبان دوم با کودک خود حرف می زند.

آنچه باید بدانید این است که چسبیدن به تمام اصول یک روش در اغلب موارد ممکن نیست. اینکه شما کلیت یک روش را رعایت کرده اید و در موارد استثنا از آن تخطی کرده اید، مشکل چندانی ایجاد نمی کند. آنچه در روند یادگیری زبان کودک اهمیت دارد، مقدار ورودی و کیفیت آن در تعاملات با کودک است.

در آخر باید به نوشته سوزان هاروت بارون در یکی از کتاب هایش بر اساس روش یک والد- یک زبان اشاره کرد:

«گاهی شک می کنم که این روش بهترین راه پرورش کودک دو زبانه باشد. شاید اینکه بتوانیم به طور موثر موقعیت صحیح استفاده از هر زبان را بشناسیم و هر یک را در موقعیت درست به کار ببریم، بهترین راه برای آموزش فرزندمان باشد.»

منبع

psychologytoday

 

حمایت از زبان مادری در مدارس بین المللی: ضرورت ها و مزایای آن

برخی از مهاجران تمایل دارند که فرزند خود را در مدارس بین المللی ثبت نام کنند. در این صورت کودک در طی تحصیل فرصت فراگیری زبان دیگری را نیز دارد. در این گونه مدارس از سال های ابتدایی و طلایی رشد کودک برای پرورش توانایی های زبانی او استفاده می شود. در این مطلب، با اهمیت حمایت از زبان مادری در کنار زبان بین المللی آموزش داده شده آشنا می شویم.

محققین بر اهمیت دو زبانگی و یادگیری زبان مادری در کنار استفاده از انگلیسی به عنوان ابزار آموزش تاکید دارند. تحقیقات نشان داده اند که کودکانی که بنیانی قوی در زبان مادری خود دارند در مدرسه عملکرد بهتری دارند و از هویت قوی تر و اعتماد به نفس بهتری برخوردار هستند.

بسته به نوع مدرسه بین المللی، پشتیبانی از یادگیری زبان های بیشتر به چند روش انجام می شود:

  • برنامه درسی با یک زبان آموزشی اصلی، که می تواند زبان مادری یا زبان دوم باشد
  • برنامه آموزشی دو زبانه که اغلب اوقات یکی از آنها زبان مادری دانش آموز است
  • برنامه ای که از دانش آموزانی حمایت می کند که در زبان دوم جدید مهارت ندارند و در کنار آن مقداری زبان مادری هم آموزش داده می شود.

حمایت از زبان مادری:

روش آموزش هر چه باشد، استقبال از فرهنگ مادری ضرورتی در حمایت از زبان مادری کودک است. هویت یک کودک و فرهنگ او باید مورد توجه قرار گیرند تا کودک به طور ذاتی و برونی به یادگیری زبان مادری علاقه نشان دهد. پژوهش های انجام گرفته در فراگیری زبان دوم و دو زبانگی نشان دهنده ارتباط بین مهارت در زبان اول و پیشرفت تحصیلی در زبان دوم است.

کامینز (۱۹۷۹) عنوان می کند که کودکان باید به سطح قابل قبولی از مهارت در زبان مادری برسند تا از عواقب شناختی منفی جلوگیری شود و در نتیجه موفقیت در فراگیری زبان دوم افزایش یابد.

مزایای برنامه آموزشی مشمول زبان مادری:

محققان معتقدند کودکی که در مدرسه ای تحصیل می کند که زبان مادری نیز در آن آموزش داده می شود، از مزایای زیر بهره مند می شود:

  • جلوگیری از فراموشی زبان و دو زبانگی مخرب (یادگیری زبان دوم باعث پس رفت در زبان مادری می شود)
  • عملکرد مساوی یا حتی بهتر در دروس اصلی (علوم، ریاضی و غیره) همانند کودکان تک زبانه
  • عملکرد مساوی یا حتی بهتر در دروس اصلی (علوم، ریاضی و غیره) همانند کودکانی که زبان مادری خود را فرانگرفته اند.

چگونه در طول تحصیل از زبان مادری حمایت شود؟

  • تشویق کودک به انجام پروژه های مشابه به زبان مادری
  • خواندن کتاب برای آنها و تفسیر آن در گروه یا خواندن کتاب های دو زبانه
  • توضیح مسائل درسی یک بار به زبان دوم و یک بار زبان مادری
  • حل و رفع مشکل در تمرین های درسی به زبان مادری
  • مقایسه دستور زبان آموزش داده شده به زبان مدرسه با زبان مادری

منبع

magicyears