انتخاب مدرسه یا مهدکودک برای کودکان مهاجر: دو زبانه یا تک زبانه؟

اگر با نوپا یا خردسالی مهاجرت کرده باشید، متوجه می شوید که انطباق آنها با شرایط بسیار راحت تر از نوجوانان و کودکان است. و البته این امر امتیازی هم برای شما به شمار می رود. به واسطه آنها سریع تر دوست یابی می کنید و سریع تر در جامعه وارد می شوید. خردسالان به راحتی یخ رابطه ها را می شکنند و باعث تلطیف فضا می شوند. انتخاب مدرسه یا مهدکودک برای کودکان مهاجر می تواند بسیار چالش برانگیز باشد، اما خوبیش این است که خیلی سریع با شرایط کنار می آیند. ثبت نام زودهنگام آنها در مهدکودک ها می تواند آنها را سریع تر با سیستم آموزشی و زبان کشور جدید آشنا کند. انتخاب های اجتماعی و آموزشی در سال های اولیه رشد کودک درست به اندازه سایر مراحل زندگی وی اهمیت دارد. فراموش نکنید که مبنای استقلال، تمایل به یادگیری و اعتماد به نفس در این سال ها شکل می گیرد.

تفاوت در قوانین آموزشی در کشورها:

مدارس، مراکز نگهداری از بچه ها و مهدکودک ها قوانین مربوط به خود را در هر کشوری دارند. بنابراین تحقیق و تفحص از سوی والدین در انتخاب مدرسه یا مهدکودک برای کودکان مهاجر اهمیت زیادی دارد. برای مثال در اغلب کشورها آموزش اجباری قبل از ۶ یا ۷ سالگی شروع نمی شود و مهدکودک ها بر مبنای بازی آموزش می دهند. در این صورت کودک ۵ ساله ای که از انگلستان به کشورهایی با این سیستم مهاجرت کند، احساس پس رفت می کند. زیرا وی از قبل آموزش اجباری را آغاز کرده است، احساس بزرگ شدن داشته و حالا باید مجددا به مهدکودک برگردد. این گونه تفاوت ها را در یابید و سعی کنید به کودک خود کمک کنید.

نحوه انتخاب مدرسه یا مهدکودک برای کودکان مهاجر:

ترجیحا قبل از عزیمت در مورد قوانین مدارس کشور مقصد خود تحقیق کنید. بعد از تصمیم گیری در مورد ثبت نام فرزند خود در مدرسه و یا مهدکودک به مراکز نزدیک محل زندگی خود سر بزنید و با پرسنل، قوانین، روش ها، امکانات، و ساختار فعالیت روزانه بچه ها آشنا شوید. برخی دیگر از روش های آشنایی با مراکز عبارتند از:

  • به جای اینکه بروشور آن مرکز را بخوانید با پرسنل حرف بزنید.
  • سعی کنید مرکزی در نزدیکی محل زندگی خود انتخاب کنید که با کمی پیاده روی دسترسی به آن امکان پذیر است. زیرا هوای پاک و تازه صبح به افزایش قدرت تمرکز کودک کمک می کند.
  • فضای بیرونی مرکز را بررسی کنید و در مورد مقدار ساعتی که بچه ها در فضای باز هستند و سرانه متر مربع به ازای هر دانش آموز سوال کنید.
  • در مورد دو زبانه بودن مرکز سوال کنید.
  • از سایر والدینی که در آن نزدیکی زندگی می کنند سوال کنید. خجالت نکشید. شاد بودن حق شما و فرزندتان است.

مزایای انتخاب مهدکودک یا مدرسه تک زبانه:

با اینکه بسیار به شما توصیه می شود که زبان مادری خود را به فرزندتان آموزش دهید، در این مورد خاص بهتر است فرزندتان را در مرکزی ثبت نام کنید که به زبان جامعه فعلی تکلم می کنند. در سال های ابتدایی رشد زبانی و شخصیتی کودک در جامعه مهاجر بهتر است وی را در مراکزی تک زبانه ثبت نام کنید. این امر برای توسعه مهارت های زبانی وی بسیار مفید است.

از آنجا که سرعت اکتساب زبان در بچه های کوچک بسیار بالاست، آنها به سرعت زبان کشور مقصد را فرامی گیرند. محققین ثابت کرده اند که با افزایش سن سرعت یادگیری کندتر می شود، بنابراین خردسالان در یادگیری زبان دشواری کمتری را تجربه می کنند. ثبت نام آنها در مدارس تک زبانه به توسعه سریع این مهارت کمک بیشتری می کند. این امر به خصوص در مورد خانواده هایی که صرفا برای چند سال محدود مهاجرت کرده اند و قرار است در نهایت به کشور خود بازگردند اهمیت بیشتری دارد. کودک می تواند در این مراکز زبان را به سرعت و بدون دشواری فرا بگیرد.

در عین حال، شما و همسرتان نیز می توانید در خانه با او به زبان مادری تکلم کنید و پایه زبان مادری کودک خود را همچنان مستحکم حفظ کنید. در صورتی که کودک در دو محل متفاوت با دو زبان متفاوت رو به رو شود و قانون استفاده از زبان در هر دو مکان حفظ شود، کودک مقاومت کمتری در برابر زبان ها خواهد داشت و به مهارت های زبانی خود می افزاید.

ماندن در خانه؟

برخی از والدین از فرستادن کودک خود به مهدکودک ناراضی هستند. به خصوص خانواده هایی که یکی از والدین در خانه است و قرار نیست برای همیشه در کشور خارجی بمانند، تمایلی به فرستادن  فرزند نوپا یا خردسال خود به مهدکودک ندارند. جدا از اینکه آموزش در خانه در برخی از کشورها غیرقانونی است، به یاد داشته باشید که فرزند شما به دوست هم سن و سال و وارد شدن در اجتماع نیاز دارد. از سوی دیگر مزایای دو زبانه شدن به قدری زیاد است که چند ساعت دوری از فرزند دلبندتان در کشوری غریب ارزش آن را دارد.

مهمترین چیزی که در مهاجرت باید به یاد داشته باشید این است که فرزندتان برای انطابق با شرایط به تشویق و حمایت شما نیاز دارد. انتخاب مدرسه یا مهدکودک برای کودکان مهاجر اهمیت زیادی دارد. برای برخی از کودکان جدا شدن از محیط قبلی دشوار است. این مشکل با وارد شدن به محیطی جدید و غریب ممکن است تشدید شود. در صورتی که پس از چند ماه فرزندتان هنوز هم با مهدکودک یا مدرسه خود ارتباط برقرار نکرده است، بهتر است به فکر تغییر محل آن یا مشورت گرفتن از متخصصین تربیت کودک باشید.

منبع

expatchild

 

دو زبانگی: جدا کردن تصورات غلط از واقعیت های علمی

دو زبانگی چالش بزرگی پیش روی بسیاری از والدین است. این چالش با تصورات غلط و حرف های اطرافیان می تواند دشوارتر هم شود. تصورات غلطی که نه تنها بر مبنای علم و تحقیقات نیست، که سنگی هم بر سر راه والدین است. بسیاری از والدین مهاجر با شنیدن حرف های سایرین حرف های سایرین درباره ی این تصورات در مورد تصمیم خود برای آموزش فرزند خود دچار تردید می شود و حتی برخی راه آسان تر یعنی صحبت به زبان مقصد را انتخاب می کنند. در ادامه به برخی از این تصورات، واقعیت پشت آنها، و شواهد متضاد آنها می پردازیم.

کودکی که دو زبان را با هم مخلوط می کند بدین معنی است که سردرگم شده و دچار اختلال کلامی شده است:

زمانی که کودکی در یک جمله یا مکالمه از هر دو زبان به صورت همزمان استفاده می کند، از آن با عنوان «مخلوط کردن کد» یا «تعویض کد» یاد می شود. برای مثال کودکی که در جمله ای به مادری می گوید «می خواهم اپل بخورم» کدهای زبان اول و دوم را با هم مخلوط کرده است. والدین گاهی نگران می شوند که تعویض کد نشانه ی تاخیر زبان و یا سردرگمی در آن باشد. با این حال، تعویض کد روندی کاملا طبیعی در دو زبانگی است. اگر کمی دقت کنیم متوجه می شویم که این حالت حتی در مورد بزرگ سالان دو زبانه ای که سال هاست به زبان دوم تکلم می کنند نیز رخ می دهد. در مکالمات یک بزرگسال دو زبانه نیز بسیار به مواقعی برخورد می کنیم که وی دو زبان را همزمان به کار می برد و کدها را با هم مخلوط می کند. با این حال هیچ کس مهارت های زبانی وی را زیر سوال نمی برد و کسی معتقد نیست که او دچار سردرگمی یا اختلال زبانی شده است. چنین حالتی در مورد دو زبانگی نیز طبیعی و رایج است.

کودک دو زبانه نیست مگر اینکه در هر دو زبان به یک اندازه مسلط باشد:

به ندرت می توان کسی را یافت که در هر دو زبان به یک اندازه مسلط باشد. ماهرترین فرد دو زبانه نیز غالبا روی یک زبان تسلط بیشتری دارد. زبان غالب اکثرا همان زبانی است که در جامعه ی محل سکونت فرد بیشتر صحبت می شود. زبان غالب یک فرد می تواند با سن، شرایط، آموزش و پرورش، شبکه های اجتماعی، اشتغال، و بسیاری از عوامل دیگر تغییر کند.

برای اینکه فردی دو زبانه تلقی شود باید در کودکی شروع به یادگیری کند:

در بین تئوری های زبانشناسی یک تئوری با عنوان دوره ی بحرانی توجهات زیادی را به خود جلب کرده است و معتقد است بهترین سن یادگیری زبان کودکی است. بر اساس این تئوری بسیاری از مردم بر این باورند که بهتر است یادگیری زبان در خردسالی انجام گیرد. شاید خردسالان به طور کلی تلفظ و دستورزبان بهتری داشته باشند، اما بزرگ سالان نیز در نهایت می توانند با کمی تلاش خود را به استانداردهای زبان دوم نزدیک کنند.

والدین باید از رویکرد «هر والد، یک زبان» برای رسیدن به دو زبانگی استفاده کنند:

برخی از والدین با توجه به توصیه های رایج این رویکرد را در خانه پیش می گیرند. هر چند این هم روشی برای پرورش یک کودک دو زبانه است، اما هیچ شواهد علمی مبنی بر این وجود ندارد که این روش تنها راه یا بهترین راه آموزش به کودک است یا می تواند از تغییر کد جلوگیری کند یا آن را کاهش دهد. فرقی نمی کند که والدین هر دو به زبان مادری با کودک صحبت کنند یا هر دو زبان را هم زمان به وی آموزش دهند، در هر حال فرزند آنها کدها را با هم مخلوط خواهد کرد. پس نگرانی بی مورد به خود راه ندهید. راه های زیادی به پرورش یک کودک دو زبانه ختم می شود. پس راهی را انتخاب کنید که با آن بیشتر احساس راحتی می کنید.

اگر می خواهید کودکی دو زبانه داشته باشید، حرف زدن به زبان مادری را متوقف کنید:

برخی از والدین با وجودی که در زبان کشور مقصد کاملا مسلط نیستند، ترجیح می دهند برای آموزش بهتر با کودک خود به آن زبان صحبت کنند. این به این معنی است که تعامل و مکالمه بین والدین و فرزند به قدر کافی طبیعی به نظر نمی رسد. تحقیقات شواهدی بر این مبنا نیافته اند که برای یادگیری زبان استفاده ی مکرر از آن ضروری است. علاوه بر این، فقدان دانش لازم از زبان مادری باعث جدا شدن کودک از سایر اعضای خانواده می شود که صرفا به آن زبان صحبت می کنند. تحقیقات نشان داده اند که کودکی که پایه ای قوی در زبان مادری دارد، زبان دوم را راحت تر فرا می گیرد. از سوی دیگر اگر کودک به قدر کافی در خانه در معرض زبان مادری قرار نگیرد، ممکن است دچار فراموشی و از دست دادن آن شود.

منبع

hanen

تاخیر در گفتار کودکان: آیا دو زبانه بودن عامل اصلی است؟

بسیاری از افراد تصور می کنند که دو زبانگی موجب اختلال در ارتباط کلامی (برای مثال تاخیر در گفتار کودک) می شود. به همین دلیل و برای اجتناب از مشکل بسیاری از خانواده های مهاجر از آموزش زبان مادری به فرزند خود پرهیز می کنند. تحقیقات هرگونه ارتباط بین دو زبانگی و اختلال در زبان یا تاخیر در گفتار را مردود می دانند. این گونه باورها حاصل تعصب و جهل نسبت به نتیجه ی تحقیقات زبانی و شناختی است. تفاوت های ارتباطی کودکان دو زبانه باید از اختلالات ارتباطی متمایز گردد. عدم ایجاد این تمایز مهم تا حدودی به دلیل اشتباهات اساسی در ارزیابی و طبقه بندی رخ می دهد.

دلایل تصور افراد مبنی بر تاخیر در گفتار کودکان دو زبانه:

این تصور اغلب به این دلیل پیش می آید که کودک در یکی از زبان هایی ارزیابی می شود که ضعیف تر است. برای مثال کودکی که در چهار سالگی مهاجرت کرده است، پایه ای قوی در زبان مادری دارد و مدتی طول می کشد تا به زبان دوم مسلط شود. این امر موجب مقداری تاخیر در کلام و خطا می شود. گاها ارزیابی معلمان در مدرسه از چنین کودکی اختلال کلام است. در صورتی که اگر این کودک در زبان مادری آزموده شود چنین اختلالی دیده نمی شود. با این حال در اغلب موارد مهارت وی نادیده گرفته می شود.

از سوی دیگر گنجینه ی محدود تر کلمات در هر زبان در کودکان دو زبانه نسبت به کودکان تک زبانه باعث این تصور غلط می شود که این کودکان دچار تاخیر در گفتار هستند. در صورتی که اگر تعداد کلمات یک کودک دو زبانه ی دو ساله را در هر دو زبان بشماریم، چیزی معادل کودکی تک زبانه در همین سن و سال است. گنجینه ی کمتر کلمات در هر زبان برای این گونه کودکان طبیعی است و نشانه ای از اختلال گفتاری نیست.

نتیجه این طور است که در چنین شرایطی و با معیارها و تصورات غلط، کودک با برچسب ناتوانی زبانی یا حتی ناتوانی یادگیری رو به رو می شود. بسیاری از خانواده هایی پرورش کودک دو زبانه را برای خود انتخاب می کنند، اغلب با این پیش آگاهی ها رو به رو می شوند که اگر فرزندتان دیرتر به حرف افتاد نگران نشوید. برخی حتی برای اجتناب از سوال از سوی اطرافیان از قبل به همه هشدار می دهند که ممکن است کودک آنها دیرتر از سایرین صحبت کند. با این حال همان طور که قبلا هم گفته شد نتیجه ی تحقیقات ثابت کرده اند که دو زبانگی ارتباطی با اختلال یا تاخیر در گفتار ندارد. تحقیقات ثابت کرده اند که با وجود باور والدین کودکان دو زبانه هم زمان با کودکان تک زبانه یا در حدود زمانی آنها به حرف می افتند.

تفاوت فردی عامل اصلی مشکل:

نمونه های زیادی از کودکان دو زبانه در تحقیقات دیده شده اند که حتی زودتر از همسالان تک زبانه ی خود شروع به تکلم کرده اند. در اینجا ذکر این نکته ضروری است که بیشتر از آنکه دو زبانگی عامل تاخیر در گفتار باشد، فاکتور تفاوت های فردی در این امر دخیل است. همان طور که تمام کودکان تک زبانه همه در سنی یکسان شروع به حرف زدن نمی کنند، تمام کودکان دو زبانه نیز با هم یکسان نیستند.

محققان هشدار داده اند که تنها در صورتی کودکی دچار اختلال یا تاخیر در گفتار است که در هر دو زبان به صورت مشابه دچار مشکل باشد. در غیر این صورت تفاوت های فردی بین کودکان دو زبانه درست مانند کودکان تک زبان هست. همان گونه که برخی کودکان تک زبانه بسیار دیرتر یا زودتر از سایرین صحبت می کنند، کودکان دو زبانه نیز ممکن است همان قدر دیر تر یا حتی در برخی موارد زودتر به حرف بیافتند. در نتیجه، تصورات غلط مبنی بر تاخیر در گفتار نباید والدین مهاجر را از آموزش زبان مادری به کودکان خود منصرف سازد.

منبع

multilingualliving

کودکان دو زبانه و والدین تک زبانه: استراتژی های آموزشی

بسیاری از والدین همواره از خود می پرسند که آیا می توانند کودکان دو زبانه پرورش دهند؟ آیا در این راه موفق خواهند بود؟ بیشتر مطالعات انجام گرفته در دهه ی ۶۰-۸۰ در مورد والدین تک زبانه ای بود که به دنبال پرورش کودکان دو زبانه بودند. برخی از این والدین زبان مشترکی داشتند و زبان رایج در جامعه زبان دوم بود. در برخی موارد تنها یکی از والدین به زبان رایج در جامعه صحبت می کرد.

امروزه تک زبانه بودن هر روز دشوارتر می شود، به این دلیل که صحبت کردن به یک زبان، حداقل برای غیر انگلیسی زبانان، تقریبا غیرممکن است. هر کسی در برهه ای از زندگی خود زبانی را مطالعه می کند و از آن چیزی می آموزد. بنابراین امروزه والدین تک زبانه بودن و زندگی در محیطی صرفا تک زبانه غیرممکن است. به خصوص اگر گویش ها را زبان به حسب بیاریم این امر بسیار دشوارتر نیز می شود.

تعریف کودکان دو زبانه

برخی از محققین دوزبانه ها را این طور تعریف کرده اند: کودکان دو زبانه به کسانی گفته می شود که در زندگی خود از دو یا چند زبان (یا گویش) استفاده کنند. بدین ترتیب تک زبانه به کسی گفته می شود که: تنها از یک زبان (گویش) در زندگی روزمره ی خود استفاده کند.

طرح آموزش زبان

هر خانواده ای که در حال پرورش کودکان دو زبانه است، به طرح زبان نیاز دارد. استراتژی های مختلفی برای خانواده ها یا والدین تک زبانه وجود دارد. والدین به زبان مادری خود صحبت می کنند و کودک زبان دوم را به فرد یا محل خاصی ارتباط می دهد، مانند کلاس های ویژه و یا سفر جهت بازدید از خویشاوندان یا دوستان. در مواردی که والدین در محلی زندگی می کنند که تکلم به زبان مادری آنها محدود است، باید خود ورودی کافی را برای فرزندشان فراهم کنند. در ادامه سناریوهای مختلف آموزش زبان اول و دوم به کودک را در خانواده های مختلف بررسی می کنیم.

والدینی که تک زبانه هستند و می خواهند زبان اول خود را نیز به کودک آموزش دهند باید از تمام تلاش خود و ابزارهای امروزی بهره ببرند. با کمک تکنولوژی خانواده ها می توانند در طولانی مدت فرزندانی دوزبانه داشته باشند و خود نیز به تدریج به زبان دوم مسلط شوند.

اگر یکی از والدین به زبان دوم تسلط دارد و خانواده در جامعه ی دیگری زندگی می کند، بهتر است یکی از والدین به زبان اصلی خود و دیگری به زبان جامعه یا زبان دوم با کودک صحبت کند. این استراتژی به تلاش زیادی از جانب والدین برای فراهم کردن ورودی کافی برای کودک نیاز دارد. اما مزیت آن این است که کودک همواره کسی را در اختیار دارد که به زبان مورد نظر خود با وی صحبت کند. در دراز مدت کودک می تواند شرکای بیشتری برای هم صحبتی پیدا کند، برای مثال پدر و مادر بزرگی که از طریق تماس تصویری با وی ارتباط برقرار کرده اند. از سوی دیگر معلمان، هم سالان و دوستان در جامعه ی دوم می توانند ورودی کافی برای زبان دوم را برای وی فراهم آورند.

اگر هر دو والدین زبان مشترکی دارند اما در کشور دیگری زندگی می کنند، استراتژی بدین صورت می شود که والدین در خانه به زبان مادری خود صحبت می کنند و یادگیری زبان دوم را به سادگی بر عهده ی جامعه می گذارند. در این شرایط یادگیری زبان دوم در مدرسه و محیط خارج از خانه رخ می دهد و والدین در تعامل روزانه ی خود در خانه زبان اول را تقویت می کنند. معمولا در این شرایط در نقطه ای والدین به کودک رسیده و زبان دوم را نیز فرامی گیرند و می توانند به زبان دوم نیز با وی ارتباط برقرار کنند.

نکته ی مهم در هر کدام از روش های گفته شده این است که والدین باید بر سر طرحی به توافق برسند که باعث افزایش اعتماد به نفس خانواده می شود و در عین حال خلاق، متعهد، سازگار و انعطاف پذیر نیز هست.

منبع

expatsincebirth