پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه

در بررسی پدر و مادرهایی که از خانه مهاجرت کرده اند و در آرزوی داشتن فرزندی مسلط به هر دو زبان مبدا و مقصد به سر می برند، با الگوی خاصی رو به رو می شویم که ما آن را پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه می خوانیم. والدینی که آرزو می کردند ای کاش برخی موارد را تغییر داده بودند تا نتیجه ی بهتر و سریع تری گرفته بودند. خبر خوب این است که می توانید با دوری از این موارد و اتخاذ اقدامات مناسب از پشیمانی جلوگیری کنید.

ای کاش تلاشی را که برای پرورش یک کودک دو زبانه نیاز بود دست کم نمی گرفتم:

این گزینه یکی از رایج ترین پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه است. اهمیت آن به این دلیل است که مقداری آگاهی بیشتر می تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. اساسا، برخی از والدین تصور می کنند که کودک آنها ساده و اتوماتیک مانند سایر کودکان تک زبانه زبان مادری را فرا خواهد گرفت. اما، برخلاف میل آنها نتایج حاصله با انتظارات آنها مطابق نیست. والدین زمانی متوجه می شوند که در دوره ای نزدیک به شروع دوره ی تحصیل، کودک تسلط کاملی به زبان کشور مقصد دارد اما در زبان مادری دچار ضعف عمده است. این امر چالش بزرگی پیش روی والدین قرار می دهد در حالی که کودک نیز مقاومت شدیدی در برابر یادگیری از خود بروز می دهد. همانطور که قبلا گفته شد تلاش آگاهانه و فعال، می تواند از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کند و تاثیر بسیار زیادی در موفقیت بلند مدت خانواده دارد.

ای کاش زمان بیشتری را با کودک خود گذرانده بودم و وی را بیشتر در معرض زبان قرار می دادم:

این پشیمانی بیشتر در بین والدینی دیده می شود که شاغل هستند و کودک آنها در مهدکودک های تک زبانه بزرگ می شود. ریشه ی این تاسف به مورد اول باز می گردد. از آنجا که والدین اهمیت آموزش زبان اقلیت را دست کم می گیرند، زمان کمتری را به فرزند خود اختصاص می دهند. نتیجه این است که والدین نه تنها در رابطه با نتیجه ای که از دوزبانگی گرفته اند پشیمان می شوند، در خصوص رابطه ی والدین و فرزندی خود نیز احساس پشیمانی می کنند. کودکان برای توسعه مهارت های زبانی خود و بهبود ارتباط عاطفی با والدین به ورودی کمی و کیفی از طرف آنها نیاز دارند.

ای کاش از زبان مادری خود به طور مداوم تر استفاده کرده بودم:

یکی دیگر از پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه عدم استفاده مداوم و قانون مند از زبان مادری است. زمانی که زبان مادری کمتر استفاده می شود یا در ترکیب با زبان اکثریت استفاده می شود، این تصور برای کودک به وجود می آید که نیازی به استفاده از زبان مادری نیست. اغلب اوقات استفاده بیش از حد از زبان اکثریت به دلیل شرایط خاص خانواده در جامعه جدید و محاصره شدن آنها با زبان اکثریت صورت می گیرد. در واقع چنین ترکیبی بیشتر در والدین جوان دیده می شود. با این حال خانواده ها باید بدانند که استفاده از این الگو در بچه هایی که هنوز به زبان مادری تسلط نیافته اند و به نحوه استفاده از آن عادت نکرده اند درست نیست. کودک زمانی با این الگو می تواند رشد کند که بداند محل و افراد مرتبط با استفاده از زبان مادری و زبان اکثریت کجا و چه کسانی هستند.

ای کاش تلاش بیشتری برای یافتن منابعی به زبان مادری کرده بودم:

جواب اغلب والدینی که بچه های آنها در استفاده از زبان مادری مقاومت می کنند به این سوال مثبت است: «آیا منابع متعددی به زبان مادری در دسترس داشته اید؟» با این حال اگر سری به خانه آنها بزنید متوجه می شوید که جز چند کتاب کهنه و تکراری چیزی در کتابخانه نیست. بچه ها برای یادگیری به منابع گسترده و جذاب نیاز دارند. تکنولوژی در یادگیری آنها تاثیر زیادی دارد. با حجم زیاد نرم افزارها و دی وی دی های موجود در بازار و اینترنت به زبان های مختلف دیگر این اهمال از سوی والدین پذیرفته نیست. کسانی که یادگیری را برای کودک خود شاد، متنوع و جذاب کنند هرگز دچار پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه نمی شوند.

ای کاش برای فرزندم کتاب خوانده بودم:

شاید به نظر خیلی تکراری برسد، اما نتیجه اغلب تحقیقات نشان داده است که خواندن مطلب با صدای بلند تاثیر بسیار زیادی در مهارت های زبانی کودک دارد. نگران مشغله های خود نباشید. ۱۵ دقیقه در روز قبل از خواب هم کافی است و اثر زیادی دارد. بلند خواندن مطالب برای کودک بستر مناسبی برای یادگیری زبان مادری در همه ی انها، بدون استثنا، فراهم می کند. پدر و مادری که به این برنامه پایبند نباشند، تلاش لازم برای پیشرفت فرزند خود را نادیده گرفته اند.

پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه؛ خبر های خوب:

می دانیم که بحث در مورد پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه کمی افسرده کننده است. با این حال فراموش نکنید که نمی توانید انتظار داشته باشید که تلاش نکنید اما جز استثناها باشید. شانس یادگیری بدون رعایت اصول توصیه شده کم است. در پایان شما می مانید و کودکی که به زبان مادری شما مسلط نیست. با این وجود نگران نباشید. حتی اگر فرزند شما بزرگ تر شده است، هنوز هم دیر نیست. حتی اگر امروز پر از احساس پشیمانی هستید، هنوز هم فرصت دارید که برای پیشرفت فرزند خود تلاش کنید.

منبع

bilingualmonkeys

فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه

حتی با وجود حمایت کامل دوستان و اطرافیان، پرورش یک کودک دو زبانه چالش های زیادی، هم به لحاظ فیزیکی و هم روانی، پیش روی والدین قرار می دهد. آموزش زبان مادری نه تنها به تلاش فیزیکی زیادی به صورت روزمره نیاز دارد، بلکه گاهی فشارهای روانی زیادی هم به والدین وارد می آورد. یکی از آنها احساس تنهایی در این مسیر است. این احساس به خصوص در صورت فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه بدتر و شدیدتر هم می شود.

امروزه شکایت های زیادی در این رابطه از سوی برخی از مهاجرین می شنویم: همسر، وابستگان، یا دوستانی که از یادگیری زبان مادری حمایت نمی کنند، یا حتی به وضوح با آن مخالفت می کنند. چالش هر کس با دیگری متفاوت است، اما مبنای مشکل مشابه است:

چگونه فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه را مدیریت کنم تا بر احساس ناامیدی و تنهایی خود فائق آیم و به آموزش فرزند خود ادامه دهم؟

پاسخی همگانی به این سوال وجود ندارد و دلیل این فقدان حمایت در هر خانواده ای متفاوت است. راه حل این مشکل تا حد زیادی به شرایط خانواده بستگی دارد. با این حال می توان گفت دلیل عمده فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه، عدم ارزش گذاری به زبان مادری و عدم توجه به مزایای دو زبانه بودن کودک است.  بر این اساس کمک به سایرین در درک ارزش زبان مادری و دو زبانه بودن، می تواند در جلب حمایت آنها در این روند و افزایش آگاهی آنها تاثیر زیادی داشته باشد.

راه های غلبه بر فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه:

ارزش دو زبانه بودن به طور کلی

در حال حاضر شواهد علمی زیادی مبنی بر تاثیر مثبت دو زبانه بودن بر مغز وجود دارد. این تاثیر نه تنها در کودکی بلکه در سراسر دوران زندگی فرد دیده می شود. شواهد نشان داده اند که دو زبانه بودن از وقوع زوال عقلی در پیری تا حد زیادی جلوگیری می کند. بنابراین به اطرافیان توضیح دهید که دو زبانه بودن تاثیر مثبتی در مغز و پردازش فکری دارد.

ارزش دو زبانه بودن در زندگی کودک

فرقی نمی کند که زبان مادری چه باشد. والدین نمی توانند در مورد آینده تصمیم گیری کنند. شاید در جامعه فعلی زبان مادری کاربرد زیادی نداشته باشد، اما چه کسی می داند فردا کودک چه تصمیمی برای ادامه کار و زندگی خود می گیرد؟ دنیای امروز به قدری کوچک شده است که دو زبانه بودن قطعا به غنی تر کردن زندگی انسان کمک زیادی می کند.

ارزش دو زبانه بودن کودک در زندگی دیگران

مسلما دو زبانه بودن تاثیر مثبتی در زندگی فردی کودک دارد. این مزایا در اغلب موارد به زندگی دیگران نیز بسط داده می شود. مادربزرگ و پدربزرگی که می توانند از راه دور و از طریق تماس تصویری با نوه خود صحبت کنند، مسلما از شما بابت این آموزش تشکر می کنند.

دلیل فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه چیزی جز عدم آگاهی نیست. راه حل این مشکل نه سرزنش کردن، بلکه آموزش دادن است. با آموزش صبورانه فرد از طریق برقراری ارتباط مثبت و توصیف ارزش های زبان اقلیت می توانید تا حد زیادی در جهت مثبت حرکت کنید.

شما تنها نیستید:

در نهایت، به یاد داشته باشید، که در این راه تنها نیستید. حتی با وجود فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه می توانید حمایتی گرم از سوی فارسیمیا دریافت کنید. صدها پدر و مادر دیگر در اینجا با شرایط شما حضور دارند که می توانیم در کنار هم این مسیر را هموار سازیم.

منبع

bilingualmonkeys

تقویت واژگان زبان مادری در کودکان مهاجر: روش های جذاب وساده

حرف زدن هر کودکی برای والدینش شیرینی بسیاری دارد و همه منتظر آن لحظه طلایی هستند. واژه ها نقشی کلیدی در شروع این روند دارند. به همین دلیل، تقویت واژگان زبان مادری در کودکان مهاجر باید جدی گرفته شود. تقویت مهارت های زبانی کودک باعث افزایش موفقیت وی در مدرسه و موقعیت هایی فراتر از آن می شود. شما به عنوان پدر و مادر نقش مهمی در این راستا دارید. بسیاری از والدین تصور می کنند که برای آموزش زبان به خصوص زبان مادری در کشوری دیگر به تلاش زیادی نیاز است. اما باید بدانید که فرزند شما زمانی که حتی متوجه آن هم نمی شوید در حال یادگیری است. تقویت واژگان زبان مادری در کودکان مهاجر اهمیت زیادی دارد. اگر به عنوان والدین زمان کافی برای نشستن و وقت گذراندن با فرزند خود جهت آموزش ندارید، این نوشته به شما راه های آموزش زبان مادری را در طول فعالیت های روزمره آموزش می دهد.

تقویت واژگان زبان مادری در کودکان مهاجر در حین لباس پوشیدن:

هر روز مطمئنا با لباس پوشیدن فرزند خود سر و کار دارید. فرزند شما در هر سنی که قرار دارد فرقی نمی کند؛ در حین لباس پوشیدن کلمات جدید را به او آموزش دهید. می توانید به وی امکان انتخاب بدهید. از او بپرسید، «امروز دوست داری با تیشرت زردت شلوار لی بپوشی یا کتان؟». در مورد مراحل لباس پوشیدن با وی صحبت کنید. وقتی در حال بستن دکمه هایش هستید، به جای اینکه سریع و خودکار دکمه ها را ببندید، به او بگویید « خب حالا نوبت دکمه ها است، یکی، دو تا، سه تا، ….». به جز موقع لباس پوشیدن از هر موقعیت دیگری، مانند تکلیف نوشتن، بازی کردن و غیره برای تقویت واژگان زبان مادری در کودکان مهاجر استفاده کنید.

در طول صبحانه خوردن چیزی بخوانید:

در زمان محدودی که در اختیار دارید از هر راهی بهره بگیرید. احتمالا در کشوری که در حال حاضر زندگی می کنید می توانید محصولات خوراکی مخصوص کشور خود را نیز بیابید. پاکت غلات صبحانه را به فرزند خود نشان دهید و از او بخواهید حرف یا حروف به خصوصی را روی آن بیابد. کلمات روی پاکت را برای وی بخوانید. اگر چنین چیزی در محل زندگی شما وجود ندارد، در طول زمان آزاد خود برای وی کمی کتاب بخوانید. بدین ترتیب وی به تدریج با حروف الفبا و نوشتار نیز آشنا می شود. آشنایی با حروف و نوشتار تاثیر زیادی در تقویت واژگان زبان مادری در کودکان مهاجر دارد.

با کلمات بازی کنید:

برای تقویت واژگان زبان مادری در کودکان مهاجر، در طول رساندن وی به مدرسه یا مهدکودک برایش حرف بزنید. از هر چیزی از ماشین ها گرفته تا درخت و گل حرف بزنید. اگر در سفر هستید، از او بخواهید منظره ها را برای شما توصیف کند. می توانید در طول راه با کلمات بازی کنید. برای مثال به او بگویید که یکی از اشیای رو به روی شما جواب معما است و حرف اول آن «ک» است. فرزندتان باید حدس بزند که جواب این بازی کامیون بزرگی است که در جاده در حال رانندگی است.

معرفی واژگان هنگام خرید کردن:

خرید کردن با کودکان می تواند به سخت ترین کار دنیا تبدیل شود. آنها خیلی زود بی حوصله می شوند و احساس خستگی می کنند. این مشکل بیشتر به این دلیل است که در طول خرید شما صرفا به اطراف خود توجه دارید و او تنها مانده است. زمانی که در حال انتخاب مواد لازم خود هستید، نام چیزها را برای او بگویید و با هم تعداد چیزهایی را که برای خرید برداشته اید بشمارید. خریدهای خود را برای او توصیف کنید. مثلا بگویید که سیب قرمز است و گرد. از او در مورد خریدهای خود نظر بخواهید.

در حمام آواز بخوانید:

زمان حمام گرفتن موقعیت خوبی برای آموزش اجزا بدن است. از او بخواهید اعضای بدنش را برای شما بگوید. از اعضا ساده تر بگذرید و کتف، شانه، زانو، ران را نیز به او آموزش دهید. با هم شعری در مورد اعضای بدن بخوانید و به آنها اشاره کنید. همین روش را می توانید در مورد سایر موارد نیز به کار ببرید. کودکان عاشق شعر و آواز هستند. اشعار کودکانه ی زیادی برای آموزش لغات مختلف مانند میوه ها، وسایل نقلیه، و حیوانات به زبان مادری شما وجود دارد.

در آخر به یاد داشته باشید که برای یادگیری کودکان باید کلمات جدید را چندین بار بشنوند. با یک بار تکرار از آنها انتظار نداشته باشید که از فردا شروع به صحبت کردن بکنند. کودکان قبل از صحبت کردن اول زبان را درک می کنند. با انجام فعالیت های روزمره و تکرار و تمرین وی بالاخره می تواند از واژگان جدید استفاده کند.

منبع

bilingualkidspot

زبان اقلیت: چگونه نیاز به صحبت کردن به زبان مادری را در فرزند خود به وجود آوریم

برای اینکه فرزند شما به زبان مادری شما یا همان زبان اقلیت در جامعه ی فعلی صحبت کند، باید نیازی در وی به وجود آید. اگر او نیازی به این زبان نداشته باشد، چرا باید به این زبان صحبت کند؟ کودکان، به ویژه هر چه کوچک تر باشند، برای حرف زدن به زبان مادری یا زبان اقلیت باید دلیلی داشته باشند. در این نوشته به برخی روش های ایجاد نیاز در کودک برای صحبت به زبان مادری اشاره می کنیم:

از همان ابتدا تنها به زبان مادری با فرزند خود صحبت کنید:

با صحبت کردن از روز اول به زبان مادری با فرزند خود نوعی ثبات را ایجاد کنید. حتی اگر در اطراف شما همه به زبان اکثریت حرف می زنند، شما نباید به این دلیل روش خود را عوض کنید.ممکن است به این دلیل که آنها متوجه حرف های شما نمی شوند، احساس معذب بودن بکنید یا به این فکر کنید که آنها شما را فردی بی ادب می دانند. اما اگر شرایط خود را برای آنها توضیح دهید، اغلب افراد شما را درک خواهند کرد.
اگر فرزندتان به زبان اکثریت به شما پاسخ داد، وی را به صحبت به زبان اقلیت تشویق کنید و آنچه انتظار دارید بگوید را تکرار کنید. اگر از همان ابتدا این روش را در پیش بگیرید، فرزندتان متوجه می شود که برای حرف زدن و تعامل با شما باید زبان مادری را بلد باشد و در نتیجه شما آن نیاز را ایجاد کرده اید.

کتاب ها، بازی ها و فعالیت های مورد علاقه ی وی را تنها به زبان اقلیت خریداری کنید:

یادگیری را سرگرم کننده نمایید. اگر کودکتان به بازی یا فعالیت خاصی علاقه دارد، آن را تنها به زبان مادری در دسترس وی قرار دهید تا در این مورد رقابتی وجود نداشته باشد. تعداد زیادی کتاب به زبان مادری خود خریداری کنید تا در زمان تمایل به خواندن کتاب گزینه های زیادی در اختیار وی باشد. با خرید کتاب های مورد علاقه ی وی شانس اینکه وی در کنار شما بنشیند و کتاب بخواند بیشتر می شود.

با کسانی وقت بگذرانید که به زبان اقلیت صحبت می کنند:

اگر در کشور محل سکونت شما خانواده ای با زبان مادری شما زندگی می کنند، حتما گاهی به آنها سر بزنید تا کودکتان فرصت حرف زدن با کسی به غیر از شما را نیز داشته باشد. حتی اگر آنها به هر دو زبان تکلم می کنند، از آنها خواهش کنید در طول مدت دیدار شما به زبان اقلیت صحبت کنند. در این صورت هم کودک تماس بیشتری با زبان خواهد داشت و هم برای صحبت کردن با آنها نیاز به فراگیری خواهد داشت.
سعی کنید گروه ها یا فعالیت هایی را بیابید که به صورت جمعی به زبان مادری شما انجام می شوند. در اغلب کشورها مهاجرین گروه های اقلیت تشکیل می دهند و با هم دیدار می کنند. اگر کودک شما با سایر بچه ها اخت شود، قطعا برای صحبت کردن احساس نیاز خواهد کرد.
یکی دیگر از گزینه ها یافتن پرستاری است که تنها به زبان مادری شما تکلم کند. در این صورت کودک وادار به استفاده از زبان مادری خواهد شد.

به مکان هایی سفر کنید که زبان مادری شما در آنجا صحبت می شود:

این روش البته برای تمام خانواده ها ممکن نیست، اما در صورتی که امکان پذیر باشد بهترین راه ایجاد نیاز در کودک است. اگر فامیل یا دوستی در جایی دارید که می توانید به او سر بزنید، به آنجا سفر کنید. اگر بتوانید یک مسافرت خانوادگی داشته باشید تا در زبان و فرهنگ خود غرق شوید، دیگر زبان اقلیت آن قدر هم اقلیت به نظر نخواهد رسید.

قرار گیری هر چه بیشتر در معرض زبان اقلیت:

به زبان مادری شما تنها به این دلیل زبان اقلیت گفته می شود که کودک تماس کمتری با آن دارد. همیشه راهی برای افزایش تماس با زبان وجود دارد. این راه می تواند خواندن کتاب باشد یا بازی کردن به زبان مادری، یا اینکه صرفا افراد خانواده دور هم جمع شوند و کاری انجام دهند که کودک به آن علاقه دارد. تماس با زبان کلید اصلی یادگیری است. هر چه کودک تماس بیشتری با زبان مادری داشته باشد، نیاز وی به یادگیری بیشتر می شود.

منبع

bilingualkidspot

دو زبانگی: جدا کردن تصورات غلط از واقعیت های علمی

دو زبانگی چالش بزرگی پیش روی بسیاری از والدین است. این چالش با تصورات غلط و حرف های اطرافیان می تواند دشوارتر هم شود. تصورات غلطی که نه تنها بر مبنای علم و تحقیقات نیست، که سنگی هم بر سر راه والدین است. بسیاری از والدین مهاجر با شنیدن حرف های سایرین حرف های سایرین درباره ی این تصورات در مورد تصمیم خود برای آموزش فرزند خود دچار تردید می شود و حتی برخی راه آسان تر یعنی صحبت به زبان مقصد را انتخاب می کنند. در ادامه به برخی از این تصورات، واقعیت پشت آنها، و شواهد متضاد آنها می پردازیم.

کودکی که دو زبان را با هم مخلوط می کند بدین معنی است که سردرگم شده و دچار اختلال کلامی شده است:

زمانی که کودکی در یک جمله یا مکالمه از هر دو زبان به صورت همزمان استفاده می کند، از آن با عنوان «مخلوط کردن کد» یا «تعویض کد» یاد می شود. برای مثال کودکی که در جمله ای به مادری می گوید «می خواهم اپل بخورم» کدهای زبان اول و دوم را با هم مخلوط کرده است. والدین گاهی نگران می شوند که تعویض کد نشانه ی تاخیر زبان و یا سردرگمی در آن باشد. با این حال، تعویض کد روندی کاملا طبیعی در دو زبانگی است. اگر کمی دقت کنیم متوجه می شویم که این حالت حتی در مورد بزرگ سالان دو زبانه ای که سال هاست به زبان دوم تکلم می کنند نیز رخ می دهد. در مکالمات یک بزرگسال دو زبانه نیز بسیار به مواقعی برخورد می کنیم که وی دو زبان را همزمان به کار می برد و کدها را با هم مخلوط می کند. با این حال هیچ کس مهارت های زبانی وی را زیر سوال نمی برد و کسی معتقد نیست که او دچار سردرگمی یا اختلال زبانی شده است. چنین حالتی در مورد دو زبانگی نیز طبیعی و رایج است.

کودک دو زبانه نیست مگر اینکه در هر دو زبان به یک اندازه مسلط باشد:

به ندرت می توان کسی را یافت که در هر دو زبان به یک اندازه مسلط باشد. ماهرترین فرد دو زبانه نیز غالبا روی یک زبان تسلط بیشتری دارد. زبان غالب اکثرا همان زبانی است که در جامعه ی محل سکونت فرد بیشتر صحبت می شود. زبان غالب یک فرد می تواند با سن، شرایط، آموزش و پرورش، شبکه های اجتماعی، اشتغال، و بسیاری از عوامل دیگر تغییر کند.

برای اینکه فردی دو زبانه تلقی شود باید در کودکی شروع به یادگیری کند:

در بین تئوری های زبانشناسی یک تئوری با عنوان دوره ی بحرانی توجهات زیادی را به خود جلب کرده است و معتقد است بهترین سن یادگیری زبان کودکی است. بر اساس این تئوری بسیاری از مردم بر این باورند که بهتر است یادگیری زبان در خردسالی انجام گیرد. شاید خردسالان به طور کلی تلفظ و دستورزبان بهتری داشته باشند، اما بزرگ سالان نیز در نهایت می توانند با کمی تلاش خود را به استانداردهای زبان دوم نزدیک کنند.

والدین باید از رویکرد «هر والد، یک زبان» برای رسیدن به دو زبانگی استفاده کنند:

برخی از والدین با توجه به توصیه های رایج این رویکرد را در خانه پیش می گیرند. هر چند این هم روشی برای پرورش یک کودک دو زبانه است، اما هیچ شواهد علمی مبنی بر این وجود ندارد که این روش تنها راه یا بهترین راه آموزش به کودک است یا می تواند از تغییر کد جلوگیری کند یا آن را کاهش دهد. فرقی نمی کند که والدین هر دو به زبان مادری با کودک صحبت کنند یا هر دو زبان را هم زمان به وی آموزش دهند، در هر حال فرزند آنها کدها را با هم مخلوط خواهد کرد. پس نگرانی بی مورد به خود راه ندهید. راه های زیادی به پرورش یک کودک دو زبانه ختم می شود. پس راهی را انتخاب کنید که با آن بیشتر احساس راحتی می کنید.

اگر می خواهید کودکی دو زبانه داشته باشید، حرف زدن به زبان مادری را متوقف کنید:

برخی از والدین با وجودی که در زبان کشور مقصد کاملا مسلط نیستند، ترجیح می دهند برای آموزش بهتر با کودک خود به آن زبان صحبت کنند. این به این معنی است که تعامل و مکالمه بین والدین و فرزند به قدر کافی طبیعی به نظر نمی رسد. تحقیقات شواهدی بر این مبنا نیافته اند که برای یادگیری زبان استفاده ی مکرر از آن ضروری است. علاوه بر این، فقدان دانش لازم از زبان مادری باعث جدا شدن کودک از سایر اعضای خانواده می شود که صرفا به آن زبان صحبت می کنند. تحقیقات نشان داده اند که کودکی که پایه ای قوی در زبان مادری دارد، زبان دوم را راحت تر فرا می گیرد. از سوی دیگر اگر کودک به قدر کافی در خانه در معرض زبان مادری قرار نگیرد، ممکن است دچار فراموشی و از دست دادن آن شود.

منبع

hanen

اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه: مسیرهای اشتباه

به عنوان والدین اشتباهات زیادی در تربیت کودک خود داریم. والدین بودن سفری آموزشی است و در طول این راه تحولات و تغییرات زیادی در ما رخ می دهد و مهم ترین چیز این است که از این تغییرات و از تجربیات سایر والدین چیزهای زیادی می آموزیم. در این مطلب به برخی اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه توسط والدین مهاجر می پردازیم.

تصور می کنید فرزندتان به صورت اتوماتیک دو زبانه می شود

یکی از اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه توسط والدین این است که فکر می کنند چون به یک زبان صحبت می کنند، این زبان به صورت اتوماتیک به فرزند آنها منتقل می شود. قطعا این طور نیست. پرورش کودک دو زبانه به تلاش و صبر زیادی نیاز دارد و اگر به آن اهمیت داده نشود در نهایت کودک شما به یک دو زبانه ی منفعل تبدیل خواهد شد. این اصطلاح به این معنی است که فرزندتان قادر به درک جملات شما هست، اما نمی تواند به همان زبان به شما پاسخ دهد.

برای پرورش یک کودک دو زبانه و به خصوص تقویت زبان مادری خود در کودک باید زمان زیادی را صرف صحبت کردن با او، خواندن کتاب های مختلف، و انجام فعالیت های جذاب برای تشویق وی به حرف زدن بکنید.

تصور می کنید تلویزیون به فرزند شما زبان یاد می دهد

کودکان برای یادگیری زبان به تعامل انسانی نیاز دارند. صرف قرار دادن آنها جلو تلویزیون چیزی به دانش زبانی آنها اضافه نمی کند. در صورتی که فرزند شما مقداری دانش پایه و درک ابتدایی از زبان داشته باشد، در این صورت تلویزیون مقداری به پیشرفت وی کمک می کند. با این حال، حرف زدن، خواندن، نوشتن و بازی با کودک بهترین راه آموزش زبان به او است.

اسباب بازی ها و وسایل کمک آموزشی بسیار گران می خرید

فرزند شما برای یادگیری زبان به تعداد زیادی چیز گران قیمت نیازی ندارد. مقداری وسیله ی کمک آموزشی ارزان قیمت هم کفایت می کند. مهم ترین چیز استفاده از آنها به شیوه ی درست برای تشویق فرزند به صحبت کردن است. کتاب ها از این نظر بسیار عالی هستند. خواندن کتاب بهترین راه برای تقویت واژگان و درک وی از زبان است.

فرزند خود را بیش از حد تصحیح می کنید

زمانی که به طور دائم اشتباهات فرزند خود را تصحیح می کنید، در واقع جریان صحبت کردن و تفکر وی را قطع می کنید و در آن اختلال ایجاد می کنید. در حالی که باید اشتباهات بزرگ و مهم را تصحیح کنید، اما از بسیاری از اشتباهات جزئی چشم پوشی کنید. جملاتی که اشتباه هستند اما در هر صورت شما متوجه معنی و منظور آن می شوید، نیازی به اصلاح ندارند. این اشتباهات در طول زمان به صورت خود به خود تصحیح می شوند. این مسئله جز اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه است و باعث ناامیدی کودک و در برخی موارد خودداری وی از حرف زدن می شود.

قانونمند نیستید

یکی دیگر از اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه، این است که قانونمند نیستید. اگر برنامه ای تعیین کرده اید و در راه آموزش کودک خود روشی را برگزیده اید، به آن پایبند باشید و دائما روش خود را تغییر ندهید. فراموش نکنید که درست مانند هر چیز دیگری، تمرین کردن جواب می دهد.

فکر می کنید دیر شده است

هرگز فکر نکنید که دیر شده است. اگر چند سالی از مهاجرت شما گذشته است و تازه به فکر حرف زدن کودک خود به زبان مادری افتاده اید، هنوز هم دیر نیست. هنوز هم وقت کافی برای معرفی زبان جدید و ایجاد ورودی کافی و با کیفیت برای کودک شما هست. هر چند هر چه بچه کوچک تر باشد، این مسیر آسان تر است، اما به هر حال کودکان در هر سنی می توانند زبان را فرابگیرند. این امر در مورد بزرگسالان نیز صادق است.

به مشورت ها و توصیه های غلط دیگران گوش می دهید

تصمیم گرفته اید که زبان مادری خود را نیز به فرزندتان آموزش دهید. از همین امروز با کلی نظر و ایده ی عجیب رو به رو خواهید شد. یکی از مهلک ترین اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه گوش دادن به نظرات غیرتخصصی و مشاوره های منفی اطرافیان است. تصورات غلطی درباره ی پرورش کودکان دو زبانه بین مردم رایج است که خیلی از آنها باعث ناامیدی شما می شوند. بهترین چیز این است که از نظرات و مشاوره های منفی چشم پوشی کنید و به تصمیم درست خود پایبند باشید.

چگونه اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه خود را برطرف کنیم؟

هرگز تسلیم نشوید. هر چند به نظر در ابتدای مسیر سخت می آید، اما ارزش آن را دارد. کودک شما قرار نیست یک شبه زبان مادری شما را فرا گیرد، از وی انتظار غیر منطقی نداشته باشید. صبر و تحمل و پشتکار داشته باشید و با ارائه ی ورودی با کیفیت و در کمیت مناسب این مسیر را برای فرزند خود تسهیل کنید.

منبع

bilingualkidspot

 

چرا والدین مهاجر باید به زبان مادری با فرزند خود صحبت کنند؟

هر روز شاهد والدین مهاجر بیشتری هستیم که ترجیح می دهند با کودک خود به زبان مادری صحبت نکنند یا متقاعد شده اند که در صورتی که زبان رسمی و آکادمیک کشور متفاوت باشد، صحبت به زبان مادری به فرزند آنها به لحاظ اجتماعی یا تحصیلی صدمه می زند. این آمار هر روز به طرز غیرقابل باوری بالاتر می رود.

مقالات و پیشینه تحقیق گسترده و قابل اعتمادی در موضوع دو زبانگی وجود دارد و در اغلب آنها بر منافع عمده ی این سبک از زندگی تاکید شده است. منافع این امر به حدی است که حتی می توان از تاخیر در گفتار که در کودکان دو زبانه رایج است، چسم پوشی کرد. با نگاهی به روند و تمایل کنونی در اغلب مهاجران برای صحبت به زبان کشور فعلی با فرزند خود، صحبت در مورد دلایل و فواید یادگیری زبان مادری در این کودکان ضروری به نظر می رسد.

دلایل آموزش زبان مادری به کودک

اولین و ساده ترین دلیل این توصیه این است که زبان مادری به احتمال زیاد زبانی است که والدین مهاجر در آن بالاترین مهارت و تسلط را دارند. در نتیجه قادر به ارائه ی ورودی کافی، با کیفیت و صحیحی از زبان هستند. در عین حال می توانند به طور مداوم از زبان آموزش داده شده پشتیبانی کنند و آن را در کوودک تقویت نمایند.

حتی اگر والدین مهاجر قادر به یادگیری خوب زبان کشور فعلی باشند، به احتمال بسیار زیادی دایره ی لغت، مهارت های دستور زبانی و سهولت در ارتباط آنها در زبان مادری قوی تر است. به والدین مهاجر گاهی بسیار توصیه می شود که برای جلوگیری از تاخیر در گفتار، عدم ایجاد سردرگمی در بچه و عملکرد بهتر در مدرسه، از صحبت به زبان مادری با وی خودداری کنند. اما نتیجه ی تحقیقات علمی کاملا خلاف این توصیه را ثابت می کند.

حالت دیگری که به نظر می رسد بسیار شایع است، صحبت کردن به زبان مادری تا قبل از مهدکودک و مدرسه و تغییر ناگهانی به زبان دوم پس از ورود به مدرسه و اجتماع  و توقف استفاده از زبان مادری است. مشکل این روش این است که به بهای یادگیری زبان دوم پایه های زبان اول در کودک سست می شود. نتایج پژوهش ها نشان می دهد که کودکانی که در زبان اول مهارت بسیار بالایی دارند و پایه های زبان در آنها شکل گرفته است، راحت تر آماده ی یادگیری زبان دوم می شوند. به عبارت دیگر اگر پایه های زبان اول محکم نباشد و استفاده از آن استمرار نیابد، کودک در یادگیری زبان دوم با مشکلات بیشتری رو به رو می شود. عدم صحبت به زبان مادری در خانواده های مهاجر و توقف استفاده از آن تنها به رشد زبانی کودک آسیب می زند و در دراز مدت اثراتی منفی بر وی دارد.

توصیه می شود که کودکان مهاجر قبل از شروع برقراری ارتباط در جامعه، در خانه به استفاده از زبان و برقراری ارتباط تشویق شوند. بدین صورت که حتی در کودکان دچار تاخیر در گفتار نیز نباید زبان مادری حذف شود.

توصیه هایی برای والدین مهاجر:

با وجود تفاوت زبانی، همچنان می توانید در تکالیف و پروژه های مدرسه به فرزند خود کمک کنید. می توانید تکالیف و متن درسی را به زبان کشور فعلی برای وی بخوانید. اما اطمینان یابید که تمام تعاملات کلامی در رابطه با درس و پروژه ها و صحبت های رایج در خانه به زبان مادری انجام می شود.

به عبارت دیگر، دستورالعمل ها باید به زبان مادری باشد. سوالات را به زبان مادری برای وی شرح دهید. متن را یک بار هم به زبان مادری برای وی توضیح دهید. تغییر زبان در حین مکالمه و پرش بین دو زبان امری طبیعی در افراد دو زبانه است. این روش به هیچ روی نشانه و موجب سردرگمی کودک نیست و کاملا برای افراد دو زبانه قابل قبول و مناسب است.

در کنار تکالیف مردسه، در گفتگو ها و روتین روزمره ی خانواده و در طول گردش و جشن ها به زبان مادری خود صحبت کنید! کودکان برای تقویت مهارت های زبانی خود به ورودی با کیفیت و دارای کمیت نیاز دارند و والدین مهاجر اولین کسانی هستند که می توانند این ورودی را در اختیار آنها قرار دهند.

منبع

multilingualliving

صحبت نکردن کودک به زبان مادری: ۱۰ دلیل و راه چاره

برای یافتن دلیل صحبت نکردن کودک به زبان مادری سردرگم مانده اید؟ بیان دلیل این امر که چرا کودکی زبان دوم را مشتاقانه صحبت می کند اما در برابر زبان مادر و پدر خود مقاومت می کند دشوار است. در ادامه ده دلیل برای این امر آمده است. آیا برخی از آنها شما را به یاد شرایط خودتان نمی اندازد؟

دلایل صحبت نکردن کودک به زبان مادری چیست؟

صحبت نکردن کودک به زبان اول باعث آزار بسیاری از خانواده های مهاجر می شود. بسیاری از والدین نگران قضاوت افراد فامیل هستند. گاهی حتی این امر به دلخوری و دعوا در خانه منجر می شود. در صورتی که دچار این مشکل هستید، دلیل آن هر چه باشد، به یاد داشته باشید که زمان و پشتکار شما حلال مشکلات است.

۱٫ صبر کنید:

به خودتان زمان بدهید. برای شما و فرزندتان مدتی طول می کشد تا همه چیز عادی شود. اگر حتی شما به زبان مادری خود مسلط هستید و از ان به خوبی استفاده می کنید، همه چیز کمی زمان می برد. زمانی که این روند شروع شد، برای طی کردن هر گام کمی زمان اختصاص دهید. فرزند خود را تحت فشار نگذارید، این امر همه چیز را بدتر می کند. به یاد داشته باشید که شما در حال پرورش یک کودک چند زبانه هستید، نه در حال شرکت در یک مسابقه.

۲٫ به او آرامش دهید:

آیا فرزندتان از حرف زدن به زبان مادری احساس ناراحتی می کند؟ هرگز او را در جمع با جملاتی نظیر بلندتر صحبت کن شرمنده نسازید و از او نخواهید در موقعیت های ناراحت کننده صحبت کند. از آرامش درون خانه شروع کنید و هر بار یک گام فراتر بروید. گاهی اوقات این والدین هستند که به دلیل اقلیت بودن در استفاده از زبان مادری خود احساس راحتی نمی کنند. اگر این موارد در مورد شما یا فرزندتان صادق است، صحبت نکردن کودک به زبان مادری عجیب نیست. به عنوان یک خانواده در مورد آن با هم صحبت کنید. در مورد موقعیت ها و عللی صحبت کنید که باعث معذب شدن یا شرمساری شما از صحبت به زبان مادری می شود.

۳٫ سن وی مهم است:

فرزندان ما از مراحل زیادی در زندگی خود می گذرند. رابطه ی آنها با زبان مادری ما نیز به همین شکل است. اگر فرزندتان در حال تطبیق خود با مدرسه ی جدید است، رد کردن زبان مادری بخشی از این فرآیند است. با فرزند خود با ملایمت رفتار کنید و با صحبت نکردن کودک به زبان مادری همانند سایر تغییرات در رفتار وی برخورد کنید. سعی کنید حال فرزند خود را درک کنید. اگر لازم است با وی در مورد احساسش در مورد صحبت کردن به زبان اقلیت حرف بزنید. برای حرف زدن به زبان مادری با فرزند خود به توافقی برسید که برای هر دو شما حال خوبی را به همراه می آورد.

۴٫ آیا منابع وی کافی است:

آیا منابع فرزند شما برای یادگیری زبان کافی است؟ در مورد کتاب های آموزش زبان خشک و خالی حرف نمی زنیم، در مورد کتاب های جذابی به زبان مادری صحبت می کنیم. منبع بزرگی از دی وی دی ها، بازی های رایانه ای، کارتن های زیبا و مواردی از این دست به زبان مادری به سرعت گرفتن فراگیری زبان در فرزند شما کمک می کنند. عدم وجود منابع کافی از زبان مادری، کودک را به سرعت کسل می کند و وی را به سوی زبان جامعه با تمام جذابیت های ان سوق می دهد. علایق فرزند خود را در نظر بگیرید و برای گردآوری منابع از خانواده و یا سفارشات آنلاین کمک بگیرید.

۵٫ الگو باشید:

چه مقدار در صحبت نکردن کودک به زبان مادری دخیل هستید؟ شما چه الگویی برای فرزند خود هستید؟ آیا تمام مدت از زبان اول استفاده می کنید یا اینکه حتی بدون اینکه آگاه باشید دائما به زبان دوم با فرزند خود صحبت می کنید؟ در تحقیقات هزاران مورد پدر و مادر دیده شده است که اصرار داشته اند که تمام مدت به زبان مادری خود با فرزندشان صحبت می کنند، اما در بازدید از خانه ی آنها دیده شده است که در اکثر اوقات در حال حرف زدن به زبان جامعه ی فعلی با فرزند خود هستند و حتی از این امر آگاه نیز نیستند. باور کنید که گیر کردن در این الگو بسیار ساده و رایج است. می توانید این مشکل را با آگاه بودن از مدت زمان صحبت کردن خود به زبان مادری و زبان دوم با فرزندتان حل کنید. هر بار که متوجه شدید در حال حرف زدن به زبان دوم هستید، به زبان مادری خود بازگردید. از خود بپرسید که چرا مایلید به زبان دوم با فرزند خود صحبت کنید. اگر بتوانید دلیلی برای این حرکت بیابید، گام بزرگی برای حل آن برداشته اید.

۶٫ آموزش ندهید، زندگی کنید:

قرار نیست زبان مادری را مانند یکی از دروس مدرسه به وی آموزش دهید. باید با آن زندگی کنید و عشق به آن را از طریق سبک زندگی خود، نه از طریق کتب آموزشی، به وی انتقال دهید. تا جایی که ممکن است با وی صحبت کنید: در حال رانندگی، در حال پخت و پز، در حال خرید و غیره. این زبان را بخشی از هر قسمت از زندگی فرزند خود قرار دهید. به زبان مادری برای وی آهنگ بگذارید و با او برقصید. داستان هایی از فرهنگ خود برای وی تعریف کنید و از زندگی خود در کشور مادری داستان هایی برای او تعریف کنید.

۷٫ از آن لذت ببرید:

آیا استفاده از زبان مادری برای فرزندتان جذاب است یا کسل کننده؟ صحبت نکردن کودک به زبان مادری شاید به دلیل کسالت بار بودن روش شما باشد. اطمینان یابید که حرف زدن و یادگیری زبان مادری برای وی لذت بخش و سرگرم کننده است. به زبان مادری با وی بازی کنید. به دیدار دوستان و آشنایانی بروید که به این زبان گفتگو می کنند. اجازه ندهید که زبان را در مغز فرزندتان با مته فرو کنید. این کار بهترین راه برای متنفر کردن فرزندتان از زبان مادری است. بسیاری از والدین متوجه می شوند که پس از انجام یک بازی به زبان مادری فرزندشان شروع به استفاده از این زبان می کند. این کار نه تنها به فرزندتان زبان را آموزش می دهد، بلکه خانواده را نیز گردهم جمع می کند.

۸٫ قانون مند باشید (نه سخت گیر):

آیا فرزندتان می داند با چه کسی، چه زمانی و به چه زبانی صحبت کند؟ آیا دائما در حال تغییر زبان هستید و از هر زبان به صورت تصادفی و دلخواه استفاده می کنید؟ البته تغییر مداوم زبان آخر دنیا نیست، اما اگر از یک قانون و طرح مشخص پیروی کنید طی کردن مسیر آسان تر می شود. اگر فرزندتان نداند که در هر موقعیت چه انتظاری از وی می رود و باید به چه زبانی صحبت کند، ناامیدی حاصل از این امر باعث صحبت نکردن کودک به زبان مادری می شود.

۹٫ نیاز داشتن ضروری است:

چرا باید فرزندتان از زبان اقلیت استفاده کند؟ اگر فرزندتان تمام نیازهای خود را از طریق زبان دوم برآورده سازد، نیازی به استفاده از زبان مادری نمی بیند. این نیاز در قالب های مختلف به وجود می آید: نیاز به بازی به زبان اول، نیاز به حرف زدن با کسی که تنها به زبان مادری مسلط است، یا درک کردن زبان یک کارتن یا دی وی دی آموزشی. برخی از والدین تا زمان حرف زدن کودک به زبان مادری از پاسخ دادن به وی اجتناب می کنند. هر چند این راه چندان توصیه نمی شود اما برای برخی کاربرد دارد. در اینجاست که خانواده ها باید بسته به شرایط خود و منابعی که در اختیار دارند در ایجاد این نیاز خلاق باشند.

۱۰٫ وی به اندازه ی کافی در معرض زبان مادری قرار ندارد:

آیا فرزندتان به طور مداوم و منظم در معرض زبان مادری قرار دارد؟ شاید برخی پاسخ دهند که ۳۰ درصد چنین است. ۳۰ درصد برای یادگیری یک زبان کافی نیست. این مقدار چندزبانگی را در فرزند شما تضمین نمی کند. هر چند در کنار اعداد عوامل دیگری هم در یادگیری دخیل هستند، اما افزایش این درصد به موفقیت شما کمک شایانی می کند.

منبع

multilingualliving

زبان مادری: زبان قلب و ذهن

مروری بر آمارهای جمعیت دانش آموزی در کشورهای جهان تأیید می کند به طور تقریبی نزدیک به نیمی از کودکان و نوجوانان لازم التعلیم به مدرسه راه نیافته اند. هر کودک (فرد ۵-۶ تا ۱۷-۱۸ سال) باید بتواند به حق آموزش خود برسد. از سوی دیگر، او باید به آموزش شایسته هم دسترسی داشته باشد. در واقع، در کنار برآورده شدن حق آموزش باید آموزش مناسب و متناسبی هم تدارک شود. یکی از راه های متناسب و مناسب سازی آموزش، آموزش به زبان مادری است. فراهم نشدن آموزش به زبان مادری به معنای عدم رعایت فرصت برابر آموزشی و یادگیری است. دانش آموزی که زبان مادری او فارسی است و آموزش هم به زبان او فراهم می آید نسبت به دانش آموزی که زبان او کردی یا ترکمنی است، فرصت یادگیری بیشتری به دست می­آورد.

آموزشی که به زبان مادری دانش آموز فراهم نمی آید، او را در معرض بسیاری از آسیب های تحصیلی و اجتماعی قرار می دهد.

از سوی دیگر، دولت هایی که حق آموختن به زبان مادری را نادیده می گیرند، به طور آشکار فرصت نابرابر آموزشی هم فراهم می آورند. در واقع، غنی را غنی تر می سازند. تاکنون در ایران هیچ دولتی به رفع این نابرابری آموزشی توجه نشان نداده است.

باری، عدم توجه به آموزش و یادگیری زبان مادری، به اندازه دست کم ۱۲ سال کودکان را از تجربه و اندیشیدن به زبان مادری باز می دارد. کودکان با محروم ماندن از یادگیری زبان مادری، زبان دل و ذهن خود را از دست می دهند و درست پس از پایان تحصیلات مدرسه ای یا دانشگاهی که وارد تجربه واقعی زندگی اجتماعی می شوند با کاستی حاصل از زبان مادری روبرو می شوند.

هر زبانی در جهان بازنمایانندۀ فرهنگی خاص است. زبان به مثابه یک پدیده اجتماعی حامل فرهنگ، لحن، طرز تفکر و طرز نگرش به جهان است. برتر از همه، آنچه می ­توان تصور کرد، محتوای زبان مادری است. زبان مادری، یگانه زبانی است که آمیخته با احساس یادگرفته می شود، احساسی که بدیلی برای آن وجود ندارد.

اگر چه آموختن زبانی دیگر چونان پنجره جدیدی برای نگریستن و معنادادن به زندگی است، ولی در قیاس با زبانی دیگر، زبان مادری خودِ پنجره است. فروگذاشتن این زبان به بهانه یا به دلیل آموختن زبان رسمی(نه ملّی) یا زبان مدرسه ای به معنای دست انداختن به خس و خاشاکی برای نجات یافتن از غرق شدن است. شاهد چنین ادعایی سخن نلسون ماندلا است. ماندلا می­گوید: “اگر با شخصی به زبانی سخن بگویی که بفهمد، آن سخن به ذهن او می نشیند. اگر با او به زبان خودش سخن بگویی، آن سخن به دلش می نشیند.” تجربه نشان نداده است اشخاص از رسیدن به کسی که به زبان مادری ایشان سخن می گوید ناخرسند باشند. از این رو است که، هر کس در هر جایی که هست می­کوشد همزبانش را پیدا کند. کسانی که با توسل به سخن حضرت مولانا، ادعا می کنند همدلی از همزبانی بهتر است، بیراه و گزافه نمی گویند. با این همه، دانستن این نکته خالی از لطف نیست که نظر مولانا کاستن از ارزش زبان مادری نبوده است. بنا بر این، استناد به اهمیت همدلی، مقدمۀ خوبی برای به کنار نهادن کبرایی چون زبان مادری نیست.

در ادامه این نوشتار به چند دلیل تأکید بر آموختن زبان مادری پرداخته می شود.

زبان مادری پیش‌نیاز رشد هیجانی و ذهنی

زبان مادری و یادگیری آن توأمان آثار پرباری بر شکل گیری چگونگی هر شخص دارند. زبان شناسان، زیست شناسان و زیست روان شناسان بر این باور هستند که آهنگ، رنگ و زیبایی صدایی مادری از زمانی که کودک در رحم مادر هست به او انتقال می یابد. به دیگر سخن، بخشی از میراثی که نوزاد با خود به دنیا می آورد اندوخته هایی از زبان مادری است. بر این اساس است که، نوزاد به صدای مادر و پدر زودتر و بیش از هر کس دیگر واکنش نشان می دهد. توصیه عمومی و تخصصی به همه کسانی که از کودکان مراقبت می کنند آن است که برای ارتباط با کودکان به جای زبان آمرانه از زبان مادرانه استفاده کنند.

زبان کودک، زبان ساده و پیش پا افتاده نیست. زبان کودک آکنده از هیجان، احساسات، تصویرها و تخیلات است. بنا بر این، وقتی بیان می شود شایسته است با کودک به زبان کود سخن گفت، بدان معنا نیست که به ساده ترین شکل ممکن با او سخن گفته شود. زبان کودک همانا زبان مادر او است. رشد مغزی، عاطفی و هیجانی کودک در سال های اولیه زندگی، یعنی تا پایان دوره ابتدایی مرهون بهره مندی از زبان مادری است.

نخستین مفهوم سازی های کودک از خود و جهان اطرافش بر پایه زبان مادری اش شکل می گیرد. به همین ترتیب، کودک نخستین تجربه های عاطفی و شناختی خود از جهان را هم با زبان مادری ابراز می کند.

از این رو، بر پایه دیدگاه های روان­شناسان رشدنگر، شناخت نگر و ساخت گرا، می توان گفت، بن مایه ها و ساخت های پایه ای ذهنِ هر شخص با مصالح زبانی مادر و در درجه دوم خانواده ای که کودک در آن قرار دارد ساخته می شود.

مردم دنیا از هر تیره و قبیله ای که باشند و به هر چند زبان سخن بگویند، زبان مادری برای آنان در درجه نخست اهمیت قرار دارد. کسانی که نمی توانند به زبان مادری صحبت کنند، بنویسند و ابراز عقیده کنند همیشه در حسرت بهره جستن از زبان مادری هستند. تجربه نیایشگری و برگزاری مراسم عبادی و آیینی در هر کجای مؤید آن است که مردم ترجیح می دهند عمیق ترین عواطف و احساسات و برداشت های خود را به زبان مادری خود شکل بدهند. بر این اساس، برای مردم، بهترین ترانه ها، لالایی ها، سوگ نامه ها و اندرزنامه ها آن هایی هستند که به زبان مادری ایشان فراهم آمده است.

وقتی شخص به زبان مادری اش سخن می گوید ارتباط مستقیمی بین دل، مغز و زبان او برقرار می شود. سخن گفتن به زبان مادری به شخص جرأت می بخشد. مردم به آن مقدار که از بی سوادی می ترسند، از سخن گفتن به زبان دیگر هم می ترسند. در مطالعه ای به مترجمان همزمان(دیلماج) ایتالیایی زبان که به زبان انگلیسی هم تسلط کامل داشتند، دو دسته واژه نشان داده شد(انگلیسی و ایتالیایی) در هر بار سرعت شناخت واژگان و واکنش آنان به واژه به وسیله موج نگارهای مغزی ثبت شدند. مقایسه اطلاعات به دست آمده نشان داد، شرکت کنندگان پژوهش، در شناخت و واکنش به واژه های ایتالیایی نسبت به شناخت و واکنش به واژه های انگلیسی عملکرد بهتری داشته اند. پروفسور آلیس مادو پرووربیو، استاد الکتروفیزیولوژی شناختی در دانشگاه Milano-Bicocca به دست آمدن چنین نتیجه ای را متأثر از آموخته های حاصل از زبان مادری می داند.

زبان مادری شاخصی برای هویت فرهنگی

کودک با استفاده از زبان مادری اش با والدین، خانواده، نزدیکان و منسوبان، فرهنگ، تاریخ، هویت و دین اش ارتباط برقرار می­ کند. زبان مادری، کودک را با فرهنگ جامعه ای که از آن برآمده است و هویت اش در آن شکل گرفته است پیوند می­ دهد. کودکی که زبان مادری اش را نداند از اثرگذارترین و کارآمدترین ابزاری که می تواند با استفاده از آن در دامان فرهنگ تربیت یابد، محروم می ماند.

زبان مادری ابزار سرآمدی برای انتقال فرهنگ و حفظ علقه های فرهنگی است. کودکی که از فرهنگ و تاریخ اش ناآگاه باشد در هر جای جهان باشد، در وطن یا در محل زندگی دیگر جرئت ورزانه زندگی نخواهد کرد. هر کسی با زبان و فرهنگ اش قد می کشد و احساس سرافرازی می کند. بریده ماندن کودک از زبان مادری اش به گلی می ماند که بدون ریشه در داخل گلدان آبی گذاشته شده است. زبان، انسان را نامیرا می سازد. عمر زبان ها بلندتر از عمر انسان ها هستند.

غفلت رسمی و غیررسمی، عمدی و غیرعمدی خانواده ها و دولت ها از ایجاد زمینه برای رشد کودک با زبان مادری اش، جفا در حق کودک، فرهنگ و جامعه است. نادیده گرفتن زبان مادری کودکان و تحمل یک زبان به مثابه زبان ملّی که به غایت نادرست است حاصلی جز سست کردن هویت فردی، قومی و ملی نخواهد داشت. زبان رسمی یا زبان مدرسه ای، زبان ملی نیست. زبان مادری هر کس زبان ملی او است. چون زبان متعلق به آب و خاکی است که کودک در آن زندگی می کند. زبان انگلیسی در هند و پاکستان زبان رسمی هست ولی زبان ملی نیست. در مقابل، زبان های هندی، سندی، پنجابی و اردو زبان های ملی هستند. این زبان ها زاییده هند و پاکستان هستند. به همین قیاس، زبان فارسی زبان رسمی و مدرسه ای ایران است و زبان ملّی نیست. هفتاد و پنج زبان و حتی بیشتر از آن که در ایران یافت می شود همگی زبان های ملی هستند. ملی بودن چیزی به معنای تعلق داشتن آن به همه آحاد جامعه است. مردم ایران در هر جای کشور که باشند زبان ترکمنی را متعلق به خود می دانند.

زبان های موجود در هر کشوری پرچمی برای نمایاندن فرهنگ آن کشورهستند.

زبان مادری بنیانی برای یادگیری زبان های دیگر

جیم کامینز بر این باور است که، “کودکانی که با پیشینه قویی از زبان مادری وارد مدرسه می شوند، غنای زبان مادری آنان سبب می شود مهارت های زبانی زبانِ مدرسه را بهتر و سریع تر بیاموزند. توصیه به آن نیست که کودکان پیش از ورود به مدرسه زبان مدرسه را بیاموزند، بلکه اصرار بر آن است والدین و نزدیکانِ کودک پیش از ورود او به مدرسه برای او داستان های به زبان مادری بگویند و بخوانند. از این رو، وجود منابع گوناگون چاپی به زبان مادری کودک حیاتی است. داستان خوانی و داستان گویی های پیش از مدرسه ضمن رشد دادن و عمق بخشیدن به ریشه های زبان مادری به ایجاد هویت فرهنگی و مانا نگه داشتن بخش اصیلی از فرهنگ یاری می کند. کودکانی که دارای پیشینه غنی ای از زبان مادری هستند پیشرفت تحصیلی بیشتری نسبت به همتایان خود نشان می دهند.”

توانایی صحبت کردن به زبانی دیگر مدیون زبان مادری است. کودکی که با ظرافت های زبان مادری خود آشنا باشد، با مهارت های فراشناختی بالاتری برای یافتن راهی برای آموختن زبان دیگر می کوشد. چنین کوشش آگاهانه نتایج شایسته تری را برای یادگیرنده زبانی به جز زبان مادری به ارمغان می آورد. بر خلاف نظر کسانی که زبان مادری را مخل آموختن زبان مدرسه می دادند و اصرار دارند که کودک باید زبان مدرسه را پیش از مدرسه بیاموزد، مهارت های زبانی قابل انتقال هستند. این بدان معنا است که اگر یادگیرنده ای در زبان اول توانا باشد برای یادگیری زبان دوم از آموخته های زبان اول بهره خواهد جست. این پدیده درست مانند، مهارت های ظریف هنری یا غیره است. کسی که نخست ساز دوتار را آموخته است حتمن برای آموختن سه تار، تار و گیتار مهارت های پایه ای خود را به کار خواهد گرفت. بدین سبب نمی توان و نباید گفت، برای آموختن گیتار نباید کسی پیشتر هیچ سازی را بیاموزد.

تجربه و پژوهش کشورهای مهاجر پذیر اروپایی و امریکایی نشان می دهد که کودکان در آموختن زبان مدرسه، زبان عمومی و زبان درسی، دچار دشواری اساسی نمی شوند. در این کشورها تأکید بیش از آن به آموختن زبان مدرسه باشد تمرکز بر فراموش نشدن زبان مادری است. دلیل اساسی این است که آن­ها به تجربه دریافته اند کودکان از ناحیه یادگیری زبان مدرسه آسیب نمی بینند، بلکه آسیب جدی از سر گسسته شدن ارتباط زبانی کودک با فرهنگ خانوادگی و ملی خود است.

چه باید کرد؟

۱٫ عمل به تعهدات قانونی و ملّی برای ایجاد فرصت یادگیری پایه ای زبان مادری پیش از مدرسه و در مدرسه. کسانی که از درک این ضرورت عاجز هستند از درک فرهنگ و اهمیت آن هم عاجز هستند یا دانسته از کنار موضوع می گذرند.

۲٫ پرداخت هزینه عدم تأمین آموزش به زبان مادری یا پرداخت هزینه نابرابری آموزشی. هر سال، از بودجه ملی برای فراهم کردن آموزشی نابرابر هزینه کلانی می شود. بنا بر این، برای جبران، هزینه ای که از حساب دانش آموزانی که زبان اولشان زبان مدرسه نیست، شده است، دولت باید دست به اقدامات جبرانی بزند. بر اساس محاسباتی که صورت می گیرد، دولت باید هزینه یادگیری زبان مادری را به دانش آموزان محروم از آموزش به زبان مادری بپردازد.

۳٫ حمایت مالی و نهادی از نویسندگان زبان های در معرض خطر. بخشی از جبران هزینه های نابرابری آموزشی، می تواند به صورت حمایت از نویسندگانی که به زبان های مادری تولید اثر می کنند صورت بگیرد. بند های شماره های ۴ تا ۸ هم می تواند تحت شمول توضیح بند شماره ۳ باشند.

۴٫ تخصیص یارانه حمایت از نشریه های ویژه زبان های ملّی.

۵٫ ایجاد فرهنگ سراهای زبان مادری و حمایت مادی، مالی و معنوی از آن­ها.

۶٫ حمایت از شبکه های اینترنتی، سازمان های مردم نهاد فعال در ترویج زبان های های ملّی/مادری.

۷٫ راه اندازی و حمایت از شبکه های رادیویی به زبان های های ملّی.

۸٫ ایجاد فرصت یادگیری بدیل برای یادگیری دروس مدرسه ای به زبان مادری.

نویسنده

محرم آقازاده – مدیر انجمن کانادایی نوآوری های آموزشی – عصر ایران