کودکان دو زبانه و والدین تک زبانه: استراتژی های آموزشی

بسیاری از والدین همواره از خود می پرسند که آیا می توانند کودکان دو زبانه پرورش دهند؟ آیا در این راه موفق خواهند بود؟ بیشتر مطالعات انجام گرفته در دهه ی ۶۰-۸۰ در مورد والدین تک زبانه ای بود که به دنبال پرورش کودکان دو زبانه بودند. برخی از این والدین زبان مشترکی داشتند و زبان رایج در جامعه زبان دوم بود. در برخی موارد تنها یکی از والدین به زبان رایج در جامعه صحبت می کرد.

امروزه تک زبانه بودن هر روز دشوارتر می شود، به این دلیل که صحبت کردن به یک زبان، حداقل برای غیر انگلیسی زبانان، تقریبا غیرممکن است. هر کسی در برهه ای از زندگی خود زبانی را مطالعه می کند و از آن چیزی می آموزد. بنابراین امروزه والدین تک زبانه بودن و زندگی در محیطی صرفا تک زبانه غیرممکن است. به خصوص اگر گویش ها را زبان به حسب بیاریم این امر بسیار دشوارتر نیز می شود.

تعریف کودکان دو زبانه

برخی از محققین دوزبانه ها را این طور تعریف کرده اند: کودکان دو زبانه به کسانی گفته می شود که در زندگی خود از دو یا چند زبان (یا گویش) استفاده کنند. بدین ترتیب تک زبانه به کسی گفته می شود که: تنها از یک زبان (گویش) در زندگی روزمره ی خود استفاده کند.

طرح آموزش زبان

هر خانواده ای که در حال پرورش کودکان دو زبانه است، به طرح زبان نیاز دارد. استراتژی های مختلفی برای خانواده ها یا والدین تک زبانه وجود دارد. والدین به زبان مادری خود صحبت می کنند و کودک زبان دوم را به فرد یا محل خاصی ارتباط می دهد، مانند کلاس های ویژه و یا سفر جهت بازدید از خویشاوندان یا دوستان. در مواردی که والدین در محلی زندگی می کنند که تکلم به زبان مادری آنها محدود است، باید خود ورودی کافی را برای فرزندشان فراهم کنند. در ادامه سناریوهای مختلف آموزش زبان اول و دوم به کودک را در خانواده های مختلف بررسی می کنیم.

والدینی که تک زبانه هستند و می خواهند زبان اول خود را نیز به کودک آموزش دهند باید از تمام تلاش خود و ابزارهای امروزی بهره ببرند. با کمک تکنولوژی خانواده ها می توانند در طولانی مدت فرزندانی دوزبانه داشته باشند و خود نیز به تدریج به زبان دوم مسلط شوند.

اگر یکی از والدین به زبان دوم تسلط دارد و خانواده در جامعه ی دیگری زندگی می کند، بهتر است یکی از والدین به زبان اصلی خود و دیگری به زبان جامعه یا زبان دوم با کودک صحبت کند. این استراتژی به تلاش زیادی از جانب والدین برای فراهم کردن ورودی کافی برای کودک نیاز دارد. اما مزیت آن این است که کودک همواره کسی را در اختیار دارد که به زبان مورد نظر خود با وی صحبت کند. در دراز مدت کودک می تواند شرکای بیشتری برای هم صحبتی پیدا کند، برای مثال پدر و مادر بزرگی که از طریق تماس تصویری با وی ارتباط برقرار کرده اند. از سوی دیگر معلمان، هم سالان و دوستان در جامعه ی دوم می توانند ورودی کافی برای زبان دوم را برای وی فراهم آورند.

اگر هر دو والدین زبان مشترکی دارند اما در کشور دیگری زندگی می کنند، استراتژی بدین صورت می شود که والدین در خانه به زبان مادری خود صحبت می کنند و یادگیری زبان دوم را به سادگی بر عهده ی جامعه می گذارند. در این شرایط یادگیری زبان دوم در مدرسه و محیط خارج از خانه رخ می دهد و والدین در تعامل روزانه ی خود در خانه زبان اول را تقویت می کنند. معمولا در این شرایط در نقطه ای والدین به کودک رسیده و زبان دوم را نیز فرامی گیرند و می توانند به زبان دوم نیز با وی ارتباط برقرار کنند.

نکته ی مهم در هر کدام از روش های گفته شده این است که والدین باید بر سر طرحی به توافق برسند که باعث افزایش اعتماد به نفس خانواده می شود و در عین حال خلاق، متعهد، سازگار و انعطاف پذیر نیز هست.

منبع

expatsincebirth

صحبت نکردن کودک به زبان مادری: ۱۰ دلیل و راه چاره

برای یافتن دلیل صحبت نکردن کودک به زبان مادری سردرگم مانده اید؟ بیان دلیل این امر که چرا کودکی زبان دوم را مشتاقانه صحبت می کند اما در برابر زبان مادر و پدر خود مقاومت می کند دشوار است. در ادامه ده دلیل برای این امر آمده است. آیا برخی از آنها شما را به یاد شرایط خودتان نمی اندازد؟

دلایل صحبت نکردن کودک به زبان مادری چیست؟

صحبت نکردن کودک به زبان اول باعث آزار بسیاری از خانواده های مهاجر می شود. بسیاری از والدین نگران قضاوت افراد فامیل هستند. گاهی حتی این امر به دلخوری و دعوا در خانه منجر می شود. در صورتی که دچار این مشکل هستید، دلیل آن هر چه باشد، به یاد داشته باشید که زمان و پشتکار شما حلال مشکلات است.

۱٫ صبر کنید:

به خودتان زمان بدهید. برای شما و فرزندتان مدتی طول می کشد تا همه چیز عادی شود. اگر حتی شما به زبان مادری خود مسلط هستید و از ان به خوبی استفاده می کنید، همه چیز کمی زمان می برد. زمانی که این روند شروع شد، برای طی کردن هر گام کمی زمان اختصاص دهید. فرزند خود را تحت فشار نگذارید، این امر همه چیز را بدتر می کند. به یاد داشته باشید که شما در حال پرورش یک کودک چند زبانه هستید، نه در حال شرکت در یک مسابقه.

۲٫ به او آرامش دهید:

آیا فرزندتان از حرف زدن به زبان مادری احساس ناراحتی می کند؟ هرگز او را در جمع با جملاتی نظیر بلندتر صحبت کن شرمنده نسازید و از او نخواهید در موقعیت های ناراحت کننده صحبت کند. از آرامش درون خانه شروع کنید و هر بار یک گام فراتر بروید. گاهی اوقات این والدین هستند که به دلیل اقلیت بودن در استفاده از زبان مادری خود احساس راحتی نمی کنند. اگر این موارد در مورد شما یا فرزندتان صادق است، صحبت نکردن کودک به زبان مادری عجیب نیست. به عنوان یک خانواده در مورد آن با هم صحبت کنید. در مورد موقعیت ها و عللی صحبت کنید که باعث معذب شدن یا شرمساری شما از صحبت به زبان مادری می شود.

۳٫ سن وی مهم است:

فرزندان ما از مراحل زیادی در زندگی خود می گذرند. رابطه ی آنها با زبان مادری ما نیز به همین شکل است. اگر فرزندتان در حال تطبیق خود با مدرسه ی جدید است، رد کردن زبان مادری بخشی از این فرآیند است. با فرزند خود با ملایمت رفتار کنید و با صحبت نکردن کودک به زبان مادری همانند سایر تغییرات در رفتار وی برخورد کنید. سعی کنید حال فرزند خود را درک کنید. اگر لازم است با وی در مورد احساسش در مورد صحبت کردن به زبان اقلیت حرف بزنید. برای حرف زدن به زبان مادری با فرزند خود به توافقی برسید که برای هر دو شما حال خوبی را به همراه می آورد.

۴٫ آیا منابع وی کافی است:

آیا منابع فرزند شما برای یادگیری زبان کافی است؟ در مورد کتاب های آموزش زبان خشک و خالی حرف نمی زنیم، در مورد کتاب های جذابی به زبان مادری صحبت می کنیم. منبع بزرگی از دی وی دی ها، بازی های رایانه ای، کارتن های زیبا و مواردی از این دست به زبان مادری به سرعت گرفتن فراگیری زبان در فرزند شما کمک می کنند. عدم وجود منابع کافی از زبان مادری، کودک را به سرعت کسل می کند و وی را به سوی زبان جامعه با تمام جذابیت های ان سوق می دهد. علایق فرزند خود را در نظر بگیرید و برای گردآوری منابع از خانواده و یا سفارشات آنلاین کمک بگیرید.

۵٫ الگو باشید:

چه مقدار در صحبت نکردن کودک به زبان مادری دخیل هستید؟ شما چه الگویی برای فرزند خود هستید؟ آیا تمام مدت از زبان اول استفاده می کنید یا اینکه حتی بدون اینکه آگاه باشید دائما به زبان دوم با فرزند خود صحبت می کنید؟ در تحقیقات هزاران مورد پدر و مادر دیده شده است که اصرار داشته اند که تمام مدت به زبان مادری خود با فرزندشان صحبت می کنند، اما در بازدید از خانه ی آنها دیده شده است که در اکثر اوقات در حال حرف زدن به زبان جامعه ی فعلی با فرزند خود هستند و حتی از این امر آگاه نیز نیستند. باور کنید که گیر کردن در این الگو بسیار ساده و رایج است. می توانید این مشکل را با آگاه بودن از مدت زمان صحبت کردن خود به زبان مادری و زبان دوم با فرزندتان حل کنید. هر بار که متوجه شدید در حال حرف زدن به زبان دوم هستید، به زبان مادری خود بازگردید. از خود بپرسید که چرا مایلید به زبان دوم با فرزند خود صحبت کنید. اگر بتوانید دلیلی برای این حرکت بیابید، گام بزرگی برای حل آن برداشته اید.

۶٫ آموزش ندهید، زندگی کنید:

قرار نیست زبان مادری را مانند یکی از دروس مدرسه به وی آموزش دهید. باید با آن زندگی کنید و عشق به آن را از طریق سبک زندگی خود، نه از طریق کتب آموزشی، به وی انتقال دهید. تا جایی که ممکن است با وی صحبت کنید: در حال رانندگی، در حال پخت و پز، در حال خرید و غیره. این زبان را بخشی از هر قسمت از زندگی فرزند خود قرار دهید. به زبان مادری برای وی آهنگ بگذارید و با او برقصید. داستان هایی از فرهنگ خود برای وی تعریف کنید و از زندگی خود در کشور مادری داستان هایی برای او تعریف کنید.

۷٫ از آن لذت ببرید:

آیا استفاده از زبان مادری برای فرزندتان جذاب است یا کسل کننده؟ صحبت نکردن کودک به زبان مادری شاید به دلیل کسالت بار بودن روش شما باشد. اطمینان یابید که حرف زدن و یادگیری زبان مادری برای وی لذت بخش و سرگرم کننده است. به زبان مادری با وی بازی کنید. به دیدار دوستان و آشنایانی بروید که به این زبان گفتگو می کنند. اجازه ندهید که زبان را در مغز فرزندتان با مته فرو کنید. این کار بهترین راه برای متنفر کردن فرزندتان از زبان مادری است. بسیاری از والدین متوجه می شوند که پس از انجام یک بازی به زبان مادری فرزندشان شروع به استفاده از این زبان می کند. این کار نه تنها به فرزندتان زبان را آموزش می دهد، بلکه خانواده را نیز گردهم جمع می کند.

۸٫ قانون مند باشید (نه سخت گیر):

آیا فرزندتان می داند با چه کسی، چه زمانی و به چه زبانی صحبت کند؟ آیا دائما در حال تغییر زبان هستید و از هر زبان به صورت تصادفی و دلخواه استفاده می کنید؟ البته تغییر مداوم زبان آخر دنیا نیست، اما اگر از یک قانون و طرح مشخص پیروی کنید طی کردن مسیر آسان تر می شود. اگر فرزندتان نداند که در هر موقعیت چه انتظاری از وی می رود و باید به چه زبانی صحبت کند، ناامیدی حاصل از این امر باعث صحبت نکردن کودک به زبان مادری می شود.

۹٫ نیاز داشتن ضروری است:

چرا باید فرزندتان از زبان اقلیت استفاده کند؟ اگر فرزندتان تمام نیازهای خود را از طریق زبان دوم برآورده سازد، نیازی به استفاده از زبان مادری نمی بیند. این نیاز در قالب های مختلف به وجود می آید: نیاز به بازی به زبان اول، نیاز به حرف زدن با کسی که تنها به زبان مادری مسلط است، یا درک کردن زبان یک کارتن یا دی وی دی آموزشی. برخی از والدین تا زمان حرف زدن کودک به زبان مادری از پاسخ دادن به وی اجتناب می کنند. هر چند این راه چندان توصیه نمی شود اما برای برخی کاربرد دارد. در اینجاست که خانواده ها باید بسته به شرایط خود و منابعی که در اختیار دارند در ایجاد این نیاز خلاق باشند.

۱۰٫ وی به اندازه ی کافی در معرض زبان مادری قرار ندارد:

آیا فرزندتان به طور مداوم و منظم در معرض زبان مادری قرار دارد؟ شاید برخی پاسخ دهند که ۳۰ درصد چنین است. ۳۰ درصد برای یادگیری یک زبان کافی نیست. این مقدار چندزبانگی را در فرزند شما تضمین نمی کند. هر چند در کنار اعداد عوامل دیگری هم در یادگیری دخیل هستند، اما افزایش این درصد به موفقیت شما کمک شایانی می کند.

منبع

multilingualliving

زبان مادری: زبان قلب و ذهن

مروری بر آمارهای جمعیت دانش آموزی در کشورهای جهان تأیید می کند به طور تقریبی نزدیک به نیمی از کودکان و نوجوانان لازم التعلیم به مدرسه راه نیافته اند. هر کودک (فرد ۵-۶ تا ۱۷-۱۸ سال) باید بتواند به حق آموزش خود برسد. از سوی دیگر، او باید به آموزش شایسته هم دسترسی داشته باشد. در واقع، در کنار برآورده شدن حق آموزش باید آموزش مناسب و متناسبی هم تدارک شود. یکی از راه های متناسب و مناسب سازی آموزش، آموزش به زبان مادری است. فراهم نشدن آموزش به زبان مادری به معنای عدم رعایت فرصت برابر آموزشی و یادگیری است. دانش آموزی که زبان مادری او فارسی است و آموزش هم به زبان او فراهم می آید نسبت به دانش آموزی که زبان او کردی یا ترکمنی است، فرصت یادگیری بیشتری به دست می­آورد.

آموزشی که به زبان مادری دانش آموز فراهم نمی آید، او را در معرض بسیاری از آسیب های تحصیلی و اجتماعی قرار می دهد.

از سوی دیگر، دولت هایی که حق آموختن به زبان مادری را نادیده می گیرند، به طور آشکار فرصت نابرابر آموزشی هم فراهم می آورند. در واقع، غنی را غنی تر می سازند. تاکنون در ایران هیچ دولتی به رفع این نابرابری آموزشی توجه نشان نداده است.

باری، عدم توجه به آموزش و یادگیری زبان مادری، به اندازه دست کم ۱۲ سال کودکان را از تجربه و اندیشیدن به زبان مادری باز می دارد. کودکان با محروم ماندن از یادگیری زبان مادری، زبان دل و ذهن خود را از دست می دهند و درست پس از پایان تحصیلات مدرسه ای یا دانشگاهی که وارد تجربه واقعی زندگی اجتماعی می شوند با کاستی حاصل از زبان مادری روبرو می شوند.

هر زبانی در جهان بازنمایانندۀ فرهنگی خاص است. زبان به مثابه یک پدیده اجتماعی حامل فرهنگ، لحن، طرز تفکر و طرز نگرش به جهان است. برتر از همه، آنچه می ­توان تصور کرد، محتوای زبان مادری است. زبان مادری، یگانه زبانی است که آمیخته با احساس یادگرفته می شود، احساسی که بدیلی برای آن وجود ندارد.

اگر چه آموختن زبانی دیگر چونان پنجره جدیدی برای نگریستن و معنادادن به زندگی است، ولی در قیاس با زبانی دیگر، زبان مادری خودِ پنجره است. فروگذاشتن این زبان به بهانه یا به دلیل آموختن زبان رسمی(نه ملّی) یا زبان مدرسه ای به معنای دست انداختن به خس و خاشاکی برای نجات یافتن از غرق شدن است. شاهد چنین ادعایی سخن نلسون ماندلا است. ماندلا می­گوید: “اگر با شخصی به زبانی سخن بگویی که بفهمد، آن سخن به ذهن او می نشیند. اگر با او به زبان خودش سخن بگویی، آن سخن به دلش می نشیند.” تجربه نشان نداده است اشخاص از رسیدن به کسی که به زبان مادری ایشان سخن می گوید ناخرسند باشند. از این رو است که، هر کس در هر جایی که هست می­کوشد همزبانش را پیدا کند. کسانی که با توسل به سخن حضرت مولانا، ادعا می کنند همدلی از همزبانی بهتر است، بیراه و گزافه نمی گویند. با این همه، دانستن این نکته خالی از لطف نیست که نظر مولانا کاستن از ارزش زبان مادری نبوده است. بنا بر این، استناد به اهمیت همدلی، مقدمۀ خوبی برای به کنار نهادن کبرایی چون زبان مادری نیست.

در ادامه این نوشتار به چند دلیل تأکید بر آموختن زبان مادری پرداخته می شود.

زبان مادری پیش‌نیاز رشد هیجانی و ذهنی

زبان مادری و یادگیری آن توأمان آثار پرباری بر شکل گیری چگونگی هر شخص دارند. زبان شناسان، زیست شناسان و زیست روان شناسان بر این باور هستند که آهنگ، رنگ و زیبایی صدایی مادری از زمانی که کودک در رحم مادر هست به او انتقال می یابد. به دیگر سخن، بخشی از میراثی که نوزاد با خود به دنیا می آورد اندوخته هایی از زبان مادری است. بر این اساس است که، نوزاد به صدای مادر و پدر زودتر و بیش از هر کس دیگر واکنش نشان می دهد. توصیه عمومی و تخصصی به همه کسانی که از کودکان مراقبت می کنند آن است که برای ارتباط با کودکان به جای زبان آمرانه از زبان مادرانه استفاده کنند.

زبان کودک، زبان ساده و پیش پا افتاده نیست. زبان کودک آکنده از هیجان، احساسات، تصویرها و تخیلات است. بنا بر این، وقتی بیان می شود شایسته است با کودک به زبان کود سخن گفت، بدان معنا نیست که به ساده ترین شکل ممکن با او سخن گفته شود. زبان کودک همانا زبان مادر او است. رشد مغزی، عاطفی و هیجانی کودک در سال های اولیه زندگی، یعنی تا پایان دوره ابتدایی مرهون بهره مندی از زبان مادری است.

نخستین مفهوم سازی های کودک از خود و جهان اطرافش بر پایه زبان مادری اش شکل می گیرد. به همین ترتیب، کودک نخستین تجربه های عاطفی و شناختی خود از جهان را هم با زبان مادری ابراز می کند.

از این رو، بر پایه دیدگاه های روان­شناسان رشدنگر، شناخت نگر و ساخت گرا، می توان گفت، بن مایه ها و ساخت های پایه ای ذهنِ هر شخص با مصالح زبانی مادر و در درجه دوم خانواده ای که کودک در آن قرار دارد ساخته می شود.

مردم دنیا از هر تیره و قبیله ای که باشند و به هر چند زبان سخن بگویند، زبان مادری برای آنان در درجه نخست اهمیت قرار دارد. کسانی که نمی توانند به زبان مادری صحبت کنند، بنویسند و ابراز عقیده کنند همیشه در حسرت بهره جستن از زبان مادری هستند. تجربه نیایشگری و برگزاری مراسم عبادی و آیینی در هر کجای مؤید آن است که مردم ترجیح می دهند عمیق ترین عواطف و احساسات و برداشت های خود را به زبان مادری خود شکل بدهند. بر این اساس، برای مردم، بهترین ترانه ها، لالایی ها، سوگ نامه ها و اندرزنامه ها آن هایی هستند که به زبان مادری ایشان فراهم آمده است.

وقتی شخص به زبان مادری اش سخن می گوید ارتباط مستقیمی بین دل، مغز و زبان او برقرار می شود. سخن گفتن به زبان مادری به شخص جرأت می بخشد. مردم به آن مقدار که از بی سوادی می ترسند، از سخن گفتن به زبان دیگر هم می ترسند. در مطالعه ای به مترجمان همزمان(دیلماج) ایتالیایی زبان که به زبان انگلیسی هم تسلط کامل داشتند، دو دسته واژه نشان داده شد(انگلیسی و ایتالیایی) در هر بار سرعت شناخت واژگان و واکنش آنان به واژه به وسیله موج نگارهای مغزی ثبت شدند. مقایسه اطلاعات به دست آمده نشان داد، شرکت کنندگان پژوهش، در شناخت و واکنش به واژه های ایتالیایی نسبت به شناخت و واکنش به واژه های انگلیسی عملکرد بهتری داشته اند. پروفسور آلیس مادو پرووربیو، استاد الکتروفیزیولوژی شناختی در دانشگاه Milano-Bicocca به دست آمدن چنین نتیجه ای را متأثر از آموخته های حاصل از زبان مادری می داند.

زبان مادری شاخصی برای هویت فرهنگی

کودک با استفاده از زبان مادری اش با والدین، خانواده، نزدیکان و منسوبان، فرهنگ، تاریخ، هویت و دین اش ارتباط برقرار می­ کند. زبان مادری، کودک را با فرهنگ جامعه ای که از آن برآمده است و هویت اش در آن شکل گرفته است پیوند می­ دهد. کودکی که زبان مادری اش را نداند از اثرگذارترین و کارآمدترین ابزاری که می تواند با استفاده از آن در دامان فرهنگ تربیت یابد، محروم می ماند.

زبان مادری ابزار سرآمدی برای انتقال فرهنگ و حفظ علقه های فرهنگی است. کودکی که از فرهنگ و تاریخ اش ناآگاه باشد در هر جای جهان باشد، در وطن یا در محل زندگی دیگر جرئت ورزانه زندگی نخواهد کرد. هر کسی با زبان و فرهنگ اش قد می کشد و احساس سرافرازی می کند. بریده ماندن کودک از زبان مادری اش به گلی می ماند که بدون ریشه در داخل گلدان آبی گذاشته شده است. زبان، انسان را نامیرا می سازد. عمر زبان ها بلندتر از عمر انسان ها هستند.

غفلت رسمی و غیررسمی، عمدی و غیرعمدی خانواده ها و دولت ها از ایجاد زمینه برای رشد کودک با زبان مادری اش، جفا در حق کودک، فرهنگ و جامعه است. نادیده گرفتن زبان مادری کودکان و تحمل یک زبان به مثابه زبان ملّی که به غایت نادرست است حاصلی جز سست کردن هویت فردی، قومی و ملی نخواهد داشت. زبان رسمی یا زبان مدرسه ای، زبان ملی نیست. زبان مادری هر کس زبان ملی او است. چون زبان متعلق به آب و خاکی است که کودک در آن زندگی می کند. زبان انگلیسی در هند و پاکستان زبان رسمی هست ولی زبان ملی نیست. در مقابل، زبان های هندی، سندی، پنجابی و اردو زبان های ملی هستند. این زبان ها زاییده هند و پاکستان هستند. به همین قیاس، زبان فارسی زبان رسمی و مدرسه ای ایران است و زبان ملّی نیست. هفتاد و پنج زبان و حتی بیشتر از آن که در ایران یافت می شود همگی زبان های ملی هستند. ملی بودن چیزی به معنای تعلق داشتن آن به همه آحاد جامعه است. مردم ایران در هر جای کشور که باشند زبان ترکمنی را متعلق به خود می دانند.

زبان های موجود در هر کشوری پرچمی برای نمایاندن فرهنگ آن کشورهستند.

زبان مادری بنیانی برای یادگیری زبان های دیگر

جیم کامینز بر این باور است که، “کودکانی که با پیشینه قویی از زبان مادری وارد مدرسه می شوند، غنای زبان مادری آنان سبب می شود مهارت های زبانی زبانِ مدرسه را بهتر و سریع تر بیاموزند. توصیه به آن نیست که کودکان پیش از ورود به مدرسه زبان مدرسه را بیاموزند، بلکه اصرار بر آن است والدین و نزدیکانِ کودک پیش از ورود او به مدرسه برای او داستان های به زبان مادری بگویند و بخوانند. از این رو، وجود منابع گوناگون چاپی به زبان مادری کودک حیاتی است. داستان خوانی و داستان گویی های پیش از مدرسه ضمن رشد دادن و عمق بخشیدن به ریشه های زبان مادری به ایجاد هویت فرهنگی و مانا نگه داشتن بخش اصیلی از فرهنگ یاری می کند. کودکانی که دارای پیشینه غنی ای از زبان مادری هستند پیشرفت تحصیلی بیشتری نسبت به همتایان خود نشان می دهند.”

توانایی صحبت کردن به زبانی دیگر مدیون زبان مادری است. کودکی که با ظرافت های زبان مادری خود آشنا باشد، با مهارت های فراشناختی بالاتری برای یافتن راهی برای آموختن زبان دیگر می کوشد. چنین کوشش آگاهانه نتایج شایسته تری را برای یادگیرنده زبانی به جز زبان مادری به ارمغان می آورد. بر خلاف نظر کسانی که زبان مادری را مخل آموختن زبان مدرسه می دادند و اصرار دارند که کودک باید زبان مدرسه را پیش از مدرسه بیاموزد، مهارت های زبانی قابل انتقال هستند. این بدان معنا است که اگر یادگیرنده ای در زبان اول توانا باشد برای یادگیری زبان دوم از آموخته های زبان اول بهره خواهد جست. این پدیده درست مانند، مهارت های ظریف هنری یا غیره است. کسی که نخست ساز دوتار را آموخته است حتمن برای آموختن سه تار، تار و گیتار مهارت های پایه ای خود را به کار خواهد گرفت. بدین سبب نمی توان و نباید گفت، برای آموختن گیتار نباید کسی پیشتر هیچ سازی را بیاموزد.

تجربه و پژوهش کشورهای مهاجر پذیر اروپایی و امریکایی نشان می دهد که کودکان در آموختن زبان مدرسه، زبان عمومی و زبان درسی، دچار دشواری اساسی نمی شوند. در این کشورها تأکید بیش از آن به آموختن زبان مدرسه باشد تمرکز بر فراموش نشدن زبان مادری است. دلیل اساسی این است که آن­ها به تجربه دریافته اند کودکان از ناحیه یادگیری زبان مدرسه آسیب نمی بینند، بلکه آسیب جدی از سر گسسته شدن ارتباط زبانی کودک با فرهنگ خانوادگی و ملی خود است.

چه باید کرد؟

۱٫ عمل به تعهدات قانونی و ملّی برای ایجاد فرصت یادگیری پایه ای زبان مادری پیش از مدرسه و در مدرسه. کسانی که از درک این ضرورت عاجز هستند از درک فرهنگ و اهمیت آن هم عاجز هستند یا دانسته از کنار موضوع می گذرند.

۲٫ پرداخت هزینه عدم تأمین آموزش به زبان مادری یا پرداخت هزینه نابرابری آموزشی. هر سال، از بودجه ملی برای فراهم کردن آموزشی نابرابر هزینه کلانی می شود. بنا بر این، برای جبران، هزینه ای که از حساب دانش آموزانی که زبان اولشان زبان مدرسه نیست، شده است، دولت باید دست به اقدامات جبرانی بزند. بر اساس محاسباتی که صورت می گیرد، دولت باید هزینه یادگیری زبان مادری را به دانش آموزان محروم از آموزش به زبان مادری بپردازد.

۳٫ حمایت مالی و نهادی از نویسندگان زبان های در معرض خطر. بخشی از جبران هزینه های نابرابری آموزشی، می تواند به صورت حمایت از نویسندگانی که به زبان های مادری تولید اثر می کنند صورت بگیرد. بند های شماره های ۴ تا ۸ هم می تواند تحت شمول توضیح بند شماره ۳ باشند.

۴٫ تخصیص یارانه حمایت از نشریه های ویژه زبان های ملّی.

۵٫ ایجاد فرهنگ سراهای زبان مادری و حمایت مادی، مالی و معنوی از آن­ها.

۶٫ حمایت از شبکه های اینترنتی، سازمان های مردم نهاد فعال در ترویج زبان های های ملّی/مادری.

۷٫ راه اندازی و حمایت از شبکه های رادیویی به زبان های های ملّی.

۸٫ ایجاد فرصت یادگیری بدیل برای یادگیری دروس مدرسه ای به زبان مادری.

نویسنده

محرم آقازاده – مدیر انجمن کانادایی نوآوری های آموزشی – عصر ایران