چالش های خانواده مهاجر: دائمی اما گاهی خنده دار

زندگی در خانواده ای چند زبانه سرشار از لذت و تنوع است، اما گاهی با خود چالش هایی را هم به همراه دارد که هر چند اجتناب ناپذیر هستند اما در برخی موارد بامزه هم هستند. در این مطلب با چالش های خانواده مهاجر آشنا می شویم.

صدا زدن افراد خانواده به صورت جمعی:

احتمالا اغلب خانواده های عادی صرفا یک بار اعضای خانواده را برای شام صدا می زنند. اما خانواده های مهاجر ناگهان متوجه می شوند که دائما در حال تکرار گفته های خود به زبان های مختلف هستند تا تمام اعضای خانواده احساس راحتی داشته باشند.

به کدام زبان صحبت کنیم؟

در بین خانواده های مهاجر اغلب زبان مورد استفاده از پیش تعیین می شود. خانواده یک الگو را برای خود انتخاب می کند و در تمام لحظات بودن در کنار یکدیگر از آن پیروی می کنند. اما اگر شخصی در جمع آنها وارد شود چه؟ اگر وی یک زبانه باشد مشکلی نیست. به همان زبانی حرف می زنند که او هم بلد است. اما اگر مهمان هم دو زبانه باشد چه؟ در این صورت اگر خانواده مهاجر شناخت کافی از او نداشته باشند احتمالا زبانی را به صورت تصادفی انتخاب می کنند که گاهی هم اصلا مورد علاقه مهمان نیست.

کجا به تعطیلات برویم؟

می توانید در ساحل آفتاب بگیرید، به شهری جذاب سفر کنید یا به جایی بروید که زبان مادری شما در آن استفاده می شود. در اغلب موارد به خاطر آموزش زبان مادری به کودک،ۀ ترازوی مقصد سفر به سمت مقصدی با این زبان پایین می رود.

ترجمه کردن از روی هوا:

فرزندتان کتابی را انتخاب کرده است که بخوانید. اما این کتاب به زبان مادری شما نوشته نشده است. پس شما هم تصمیم می گیرید که از فرصت استفاده کنید و آن را برای فرزندتان ترجمه کنید. اما شما که تمام جملات خود را هر بار به یاد نمی آورید. پس از یکی دو بار خواندن فرزندتان شکایت می کند که شما بلد نیستید از روی کتاب بخوانید و دفعه قبل داستان جور دیگری بود.

حفظ سنت ها:

در خانواده ای چند زبانه معمولا چندین فرهنگ هم رایج است. در بین تمام چالش های خانواده مهاجر انتخاب بین سنت ها و ترویج فرهنگ نیز یکی از دشوارترین ها است. در اینجا است که خانواده انتخاب می کند. فرهنگی را می پذیرد که شادی بیشتری با خود برای او به همراه دارد و از سایر فرهنگ ها روایت جدید می سازد.

تعیین زمان آموزش خواندن و نوشتن به زبان مادری:

آیا باید نوشتن و خواندن به زبان مادری خود را هم زمان با شروع مدرسه به کودک مهاجر اموزش داد یا باید صبر کرد؟ اگر فرزندتان به یادگیری علاقه دارد همین امروز شروع کنید. هیچ زمان از پیش تعیین شده ای برای اموزش وجود ندارد. صرفا علاقه فرزند شما مهم است.

انتخاب نام فرزند:

اگر انتخاب نام فرزند برای خانواده ها دشوار است، این یکی از بزرگ ترین چالش های خانواده مهاجر است. طیف وسیعی از مسائل فرهنگی، مشکلات تلفظ نام در فرهنگ ها، و ترجیحات متفاوت افراد خانواده همه چیز را پیچیده تر می کند.

منبع

multilingualparenting

هویت فرهنگی: دو زبانگی، تطابق با محیط جدید و زندگی مهاجران

سراغ هر سایت یا راهنمای مهاجرتی که بروید به شما گفته می شود که تطبیق با فرهنگ کشوری که اکنون ساکن آن هستید اهمیت زیادی دارد. اما یک مهاجر چگونه می تواند در عین حفظ هویت فرهنگی خود این کار را انجام دهد؟

اجتماع، من که هستم؟

شدت گرفتن روابط اجتماعی در سطح جهانی در رابطه با قومیت، ملیت، زبان، دین و جنسیت به تنوع اجتماعی منجر شده است. این جمله یکی از بزرگ ترین چالش های پیش روی مهاجران در کشور غریب را نمایان کرده است: جستجو برای هویت فرهنگی خود.

تطابق با محیط جدید، حفظ هویت فرهنگی خود:

مهاجرت به کشوری دیگر و شروع یک زندگی جدید مزایا و مضرات خود را دارد. برای ایجاد تعادل باید: زبان جدید فراگرفت، با سبک زندگی خانوادگی تطبیق یافت، دوستان جدید پیدا کرد، و هویت فرهنگی خود را نیز رشد داد. با این حال باید از خود پرسید در طی این مسیر چه گام هایی برداشته ایم؟

زبان، راه ارتباطی ما:

به طرز شگفت آوری ۵۴ درصد از اروپاییان می توانند به دو یا چند زبان به طور مسلط صحبت کنند. این رقم در آمریکا تنها ۹ درصد است. اگر چه زبان تنها راه ما برای انتقال مفهوم است. انگیزه یک مهاجر برای یادگیری زبان دوم در سطح مسلط چیست؟ بهترین راه برای یادگیری زبان دوم غرق شدن در جامعه است تا این مسئله به طور خود به خود صورت گیرد. بسیاری از مهاجران پس از ساکن شدن در کشور خارجی شروع به یافتن دوستان خارجی می کنند. به حدی که تعداد آنها از دوستان هم وطن نیز بیشتر می شود. بدین ترتیب زبان را سریع تر فرامی گیرند و احساس تعلق به جامعه می کنند. از سوی دیگر قابلیت های آنان در زبان مادری افت پیدا می کند. به حدی که گاهی باید بپرسند فلان چیز چه می شود. پس از مدتی فرد متوجه می شود که دوزبانگی به دوفرهنگی شدن او منجر شده است. هویتی دو فرهنگی که تنها مشخصه خود او است.

زندگی با هویت دو فرهنگی و ایجاد هویت سوم:

تعریف خود به عنوان فردی دو فرهنگی برای اطرافیان گیج کننده است. افراد سادگی را دوست دارند و شما با این اصطلاحات آنها را سردرگم می کنید. پس از مدتی متوجه پدیده ای جالب در هنگام تغییر فرهنگی می شوید: شما تعدادی قابلیت در زندگی دارید که برای فرهنگ دوم مناسب است و تعدادی قابلیت دیگر دارید که در فرهنگ اول پذیرفته است. در اینجا است که صحبت از تئوری فرهنگ سوم پیش می آید. افرادی که هویت دو فرهنگی موفقی دارند، یک هویت سوم درونی در خود شکل می دهند که از قابلیت های هر دو فرهنگ تشکیل شده است.

سازگار شدن در عین حفظ هویت فرهنگی قبلی

فرد با زندگی در خارج از کشور، دائما در حال دریافت ورودی هایی است که وی را وادار به پرسش، رشد، و تعریف هویت فرهنگی خود می کند. قبل از مهاجرت به این مسئله فکر کنید و از تعریف مجدد خود نترسید. تعریف مجدد خود بخشی از زندگی فرد است. گاهی درک هویت فرهنگی و تعریف جدید از خود سال ها طول می کشد . با این حا باید بدانید که هویت فرهنگی دائما در حال تغییر است و تحت تاثیر محیط قرار می گیرد.

منبع

internations

دلتنگی برای وطن در کودک مهاجر: راه حل های رفع مشکل

اغلب مهاجران دچار این حس می شوند، خوشحالند، احساس قدم زدن روی ابرها را دارند، همه چیز قشنگ است، و از بودن در خانه جدید حسی بسیار شگفت انگیز دارند. ولی ناگهان صبح از خواب بیدار می شوند و از خود می پرسند «من اینجا چه کار می کنم؟» اصطلاحا در هنگام بروز چنین حسی گفته می شود که دوران ماه عسل مهاجرت تمام شده است و فرد تازه با سختی ها و دلتنگی های آن روبه رو شده است. این حس فقط مخصوص بزرگسالان نیست. کودکان هم دچار حس دلتنگی برای وطن می شوند، گاهی حتی با شدت بیشتر. از بین بردن احساس دلتنگی برای وطن در کودک مهاجر چندان هم سخت نیست، کافی است با راه های آن آشنا شوید.

کودکان فرشته های بی بال هستند. از دویدن در ساحل لذت می برند. از اینکه می توانند بدون کفش روی ماسه ها و زیر آفتاب بازی کنند غرق شادی می شوند. از گشتن در محله جدید استقبال می کنند. از اینکه سفر کرده اند خوشحالند. اما آنها هم روزی بالاخره به یاد دوست قدیمی خود در شهر قبلی می افتند. آنجاست که خانواده با معزلی به نام احساس دلتنگی برای وطن در کودک مهاجر رو به رو می شوند. هیچ چیز بدتر از کودکی نیست که هر لحظه بهانه دوستان و فامیل را می گیرد.

وقتی می گویند دلتنگ شده اند به آنها گوش دهید:

واقعا گوش دهید. هر کاری را که انجام می دهید متوقف کنید، خود را هم قد آنها کنید، به چشم هایش نگاه کنید و گوش دهید. اغلب وقتی بدانند کسی به آنها توجه کرده و گوش کرده است، آرام تر می شوند و احساس بهتری پیدا می کنند.

احساس آنها را تایید کنید:

به او بگویید «می دانم چقدر دلت برای مریم تنگ شده، منم دلم برایش تنگ شده است». وقتی کودک بداند در احساس غربت و غم تنها نیست، احساس بهتری پیدا خواهد کرد. از او درباره احساسش سوالات جزئی تری بپرسید. ببینید دلش برای دقیقا چه چیز آن موضوع تنگ شده است.

به شکل شادی آوری تجدید خاطره کنید:

عکس های نوزادی و کودکیش در خانه قبلی را به او نشان دهید. در کنار هم فیلم های آن زمان را بینید و با آنها بخندید یا درباره ی شادی های آن زمان حرف بزنید.

آنها را با محیط اطراف پیوند دهید:

دنیای بچه ها کوچک است. با کمی آشنایی به سرعت به محیط اخت می شوند. آنها را بیرون ببرید و منطقه را به آنها نشان دهید. بعضی چیزهای شاخص مثل یک درخت بزرگ، پارک یا مدرسه ای در آن نزدیکی را برایش پر رنگ تر کنید. در مورد آن و جزئیاتش با او حرف بزنید. بدین ترتیب دفعه بعد که با ماشین از آنجا رد شدید می توانید به آنها اشاره کنید و محیط را برای وی یادآوری کنید. احساس دلتنگی برای وطن در کودک مهاجر با آشنایی با محیط جدید کمتر می شود.

صادق باشید:

احساس دلتنگی برای وطن در کودک مهاجر مسئله ای واقعی است. سعی نکنید آن را نادیده یا دست کم بگیرید. بنابراین وقتی از شما سوالی پرسیده می شود، رک و راستگو باشید. بچه ها را دست به سر نکنید. باز هم بازمی گردد با سوالی دشوارتر! پس بهتر است وقتی از شما می پرسد کی به خانه قبلی بازمیگردیم بگویید «دقیقا نمی دانم کی بازمی گردیم، اما چند سالی در این شهر هستیم زیرا اینجا خانه فعلی ماست.» صحبت درباره خانه قدیم را ممنوع نکنید، اما همیشه در مورد محل فعلی خانه صریح و صادق باشید.

از هنر و تکنولوژی کمک بگیرید:

وقتی  احساس دلتنگی برای وطن در کودک مهاجر به نهایت می رسد، خلاق باشید. اگر به نقاشی علاقه دارد، از او بخواهید شکل خانه قبلی و دوستانش را بکشد. اگر می توانید راهی برای ارتباط تصویری با دوست قدیمی او بیابید. گرفن شماره والدین او قبل از مهاجرت راه حل خوبی برای این مواقع است. با استفاده از اسکایپ و سایر راه های تماس تصویری دلتنگی کودک خود را برای دوست و فامیل کمتر کنید.

احساس دلتنگی برای وطن در کودک مهاجر: واقعی اما گذرا

شاید کودک شما با گریه ها و بهانه جویی هایش لحظات سختی را در غربت برای شما رقم زده باشد، اما نگران نباشید. هر چند این احساس کودک را به اندازه شما آزار می دهد، اما قدرت تطبیق پذیری بچه ها بیشتر از بزرگسالان است. با گذشت زمان و به خصوص وارد شدن وی به اجتماع دوستان جدید از میزان این دلتنگی کاسته می شود. تا رسیدن به این زمان، از انکار این حس در فرزند خود، بدرفتاری با او به دلیل بهانه جویی هایش و دروغ گفتن برای رهایی از دست سوالاتش به شدت پرهیز کنید.

منبع:

expitterpattica

مادر مهاجر: چگونه سختی های راه از شما فردی قوی می سازند؟

مادری، حتی بدون پستی و بلندی های زندگی مهاجران، چالش برانگیز است. با این حال، زندگی به عنوان مهاجر از شما والدینی انعطاف پذیر می سازد. مادری شغلی دشوار و بدون حقوق است. مادری حادثه ای مهم در زندگی هر زنی است که آن را به قبل و بعد از خود تقسیم می کند. حادثه ای است که اگر هویت شما را مجددا تعریف نکند، آن را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. مادر مهاجر بودن گاهی شما را زیر فشارهای خود خم می کند. اما شما نمی شکنید، باز هم قامت صاف می کنید و محکم تر به راه خود ادامه می دهید.

تجربه کردن مادری بدون شبکه حامیان:

مادر شدن پس از مهاجرت تجربه دشواری برای اغلب زنان است. در بهترین حالت مادر خودتان چند ساعتی از شما فاصله دارد. همسرتان باید خیلی زود به کار بازگردد و کم و بیش دوستانی هم که در این مدت برای خود دست و پا کرده اید، آن قدر گرفتار هستند که نمی توانند زیاد به شما کمک کنند.

اما کودک رشد خواهد کرد، و شما نیز با او به عنوان مادر رشد خواهید کرد. راه های جایگزینی برای تماس با خانواده پیدا خواهید کرد و برای ایجاد یک شبکه حامی جدید استراتژی های بهتری شکل می دهید. همه این کارها را به تنهایی انجام خواهید داد و زمانی که به پشت سر نگاه کنید، احساس موفقیت و مدبر بودن خواهید داشت.

دوره پس از زایمان تنها زمانی نیست که فقدان حمایت خانواده را حس خواهید کرد. کودک رشد می کند و روال زندگی شما تغییر خواهد کرد. برای انجام کاری در بیرون از خانه به پرستار کودک نیاز خواهید داشت. کودک بیمار می شود و شما برای انجام سایر امور باید ترتیبات متفاوتی را اجرا کنید. پس از موفقیت در همه این مراحل به عنوان یک مادر مهاجر مدال افتخاری باید نصیب شما شود.

باید با یک همسر اقماری زندگی کنید:

زندگی مهاجرتی همیشه خوش و جذاب نیست. گاهی علاوه بر مهاجرت از کشوری به کشور دیگر، همسرتان هم باید برای کار خود دائما در حال سفر باشد. برخی از مهاجران در مشاغلی استخدام می شوند که مستلزم حضور اقماری فرد است. در چنین حالتی زن متوجه می شود که در نبود فرد استراتژی های جبرانی برای دلتنگی های بچه ها ترتیب داده است، امور زندگی را می چرخاند، و حتی برخی امور شخصی همسر را نیز انجام می دهد.

مادر مهاجر ستون مرکزی خانواده خود است:

چه هر دو شاغل باشید، چه همسرتان شاغل اقماری باشد، و حتی در مواردی که شریک زندگی شما در خانه می ماند، هنوز هم شما مادر هستید. مادر مهاجر مانند چسبی است که خانواده مهاجر را بدون شبکه حامیان کنار هم نگه می دارد. بنابراین شما نه تنها مسئول اجرای همه چیز هستید، بلکه مرکز ثقل احساسات خانواده نیز هستید. در دنیای همیشه در حال تغییر مهاجران، بچه ها به نیروی ثابت و مرجعی محکم برای متکی بودن نیاز دارند که آن شما هستید. بچه ها وقتی با شوک فرهنگی، اضطراب جابه جایی یا مشکلات زبانی دست به گریبان هستند، به شما رجوع می کنند. این شما هستید که برای تمام مشکلات مهاجرت باید راه حلی داشته باشید. بنابراین باید یاد بگیرید که با احساسات منفی خود در اثر مهاجرت کنار بیایید و احساس آرامش و اطمینان خاطر را به فرزند و همسر خود منتقل کنید.

در چیزهایی متخصص می شوید که قبلا هرگز به آن فکر هم نمی کردید:

در تلاش برای ایجاد ثبات و آرامش در خانواده مهاجر خود، شروع به یادگیری چیزهایی می کنید که هرگز قبلا به آن فکر هم نمی کردید. احتمالا در کشور خود هرگز به روش های دوست یابی فکر نمی کردید اما اکنون در آن به یک فرد حرفه ای تبدیل شده اید که نه تنها برای خود بلکه فرشته های کوچکتان نیز دوست پیدا می کنید.

احتمالا به سرعت در سیستم تحصیل کشور مقیم هم متخصص خواهید شد. از آنجا که مادران به تحصیل فرزندان اهمیت زیادی می دهند و در هر حالتی آخرین چیزی که می خواهند آسیب دیدن تحصیل فرزندشان است، به سرعت تصویر واضحی از سیستم آموزشی محل زندگی خود و بهترین مدارس پیدا خواهید کرد. زمانی که هویت شما به یک مادر مهاجر تغییر پیدا کند، به صورت خودکار قابلیت هایی پیدا خواهید کرد که از آن شگفت زده خواهید شد.

ظاهر خانواده را شما تعیین خواهید کرد:

به عنوان یک مادر مهاجر که پشتیبانی ندارد، این شما هستید که باید فرهنگ و زبان مادری خود را در خانه جاری کنید. در عین حال، دیگر کسی در اطراف شما نیست که شما را وادار به اجرای رسوم یا روش هایی در تربیت فرزند کند که به آن اعتقادی ندارید. این شما هستید که هویت خانواده خود را به عنوان مهاجران در کشوری جدید شکل می دهید.

سختی های مادر مهاجر بودن بیشتر از این چند مورد است.  اما دیدن این وضعیت از جنبه دیگر بسیار انگیزه بخش تر است. تمام سختی هایی که از آن عبور کرده اید، تمام استرس ها و فشارها، همه برای قوی تر کردن شما بوده اند. شما هم برای فارسیمیا از تجربه خود از مادری در غربت و چیزهایی که باعث قوی تر شدن شما گشته اند بنویسید.

منبع

internations

 

کودک چند فرهنگی: دشواری های زندگی او و مسئولیت های والدین

آیا شما و همسرتان در یک کشور به دنیا آمده اید، فرزندتان در کشوری دیگر بزرگ شده است و اکنون در کشور دیگری زندگی می کنید؟ در چنین حالتی کودک شما اصطلاحا چند فرهنگی خوانده می شود. یعنی کودکی که در خانه با فرهنگ والدین خود بزرگ شده است، تا مدتی در جامعه ای غریبه بزرگ شده و به مدرسه رفته و در آنجا با فرهنگ کشوری رشد یافته است، اما اکنون به مقتضای شرایط در کشور دیگری به سر می برد. زندگی به عنوان یک کودک چند فرهنگی دشواری های زیادی دارد و مستلزم کار و تلاش زیادی از سوی والدین برای تسهیل آن است.

غریبه بودن همیشگی یک کودک چند فرهنگی:

کودکی که در هر دوره ای از زندگی خود با فرهنگ خاصی رو به رو بوده است، ممکن است نتواند به راحتی خود را در محیط اطراف وارد کند. در عوض ممکن است همیشه و در همه جا به عنوان یک غریبه دیده شود. اگرچه یک کودک چند فرهنگی از تنوع فرهنگی در زندگی خود بهره می برد، اما ممکن است هرگز با هیچ یک از فرهنگ ها به طور کامل سازگار نشود.

فراگیری زبان نیز مسئله دیگری است. اغلب خانواده هایی که مدام در حال تغییر مکان هستند، کودکان خود را در مدرسه های بین المللی ثبت نام می کنند. هر چند عملکرد درسی آنها ممکن است مناسب باشد، اما در بزرگسالی اغلب به جز زبان مادری که در خانه صحبت می شود و زبان انگلیسی که در مدرسه رایج تر است، از سایر زبان ها تنها چیزهای کمی به یاد می آورند. همین موضوع پیوند آنها را با گروه های دوستی کم رنگ تر می کند.

از دل برود هر آنکه از دیده برفت؟

خداحافظی های دائمی و دوستیابی های جدید برای یک کودک چند فرهنگی امری رایج حساب می شود. هر چند این روش زندگی می تواند باعث گسترده شدن شبکه دوستی فرد شود، اما از سوی دیگر باعث سبک زندگی «از دل برود هر آنکه از دیده برفت» هم می شود. حفظ رابطه های دوستی قدیمی برای این کودکان دشوار است و این امر می تواند زندگی و عواطف آنها را تحت تاثیر قرار دهد.

غریبه بودن در فرهنگ خویشتن:

برگشت به کشور مادری برای یک کودک چند فرهنگی از هر کاری سخت تر است. در حالی که او در تمام عمر در تمام کشورهای محل زندگی خود به عنوان یک غریبه دیده می شده است، در بازگشت به وطن ناگهان همه از او می خواهند به مانند بقیه رفتار کند.

با ورود به گروه دوستان، این کودکان هر چند زبانی مشترک با بقیه دارند، اما به لحاظ فکری فاصله ای بسیار دور از بقیه دارند. آنها از برنامه های جذاب در حال پخش از شبکه ملی، از جریانات روز کشور، بازی های رایج در بین نوجوانان، آخرین آهنگ خواننده محبوب کشور، و مد فعلی خبر ندارند. برخی از این کودکان به خوبی با فرهنگ مادری خود ارتباط نداشته اند و اکنون نمی توانند به مانند سایرین رفتار کنند. بدین ترتیب در جامعه خود غریبه می شوند.

اگرچه کودک چند فرهنگی در بازگشت به کشور خود باید هویت غریبه بودن را از دست بدهد، اما مشخص می شود که او اکنون از هر زمان دیگری غریبه تر است. گروه های دوستی که اکنون آنها ملاقات می کنند با تصویر ایده آلی که از وطن ساخته بودند کیلومترها فاصله دارد.

چه کمکی از والدین برای حل غریبه بودن کودک چند فرهنگی بر می آید؟

فراموش نکنید که در هر کشوری که زندگی می کنید، فرق نمی کند. آموزش فرهنگ مادری باید جز اولویت های زندگی شما و فرزندتان باشد. مهم نیست قرار است بازگردید یا خیر، او باید با کشور شما آشنا شود. حداقل چند ساعت در هفته، تلویزیون کشور خود را در خانه ببینید. پیگیر اخبار کشور خود باشید و با همسرتان پیش روی بچه ها از مسائل درون کشور صحبت کنید. با گروه های هم وطن خود بیشتر ارتباط داشته باشید و سعی کنید فرزندتان در هر جایی حداقل یک دوست هم وطن داشته باشد. یادگیری زبان کشور فعلی به واسطه تحصیل به صورت خودکار در دستور کار فرزندتان قرار دارد. آنچه از شما به عنوان والدین انتظار می رود، تقویت پایه های زبان مادری در خانه به صورت دائمی است.

منبع

internations

دوستیابی کودکان مهاجر: ۶ راه حل برای والدین جهت تسهیل این روند

مهاجرت به مکانی ناشناخته، به خصوص برای کودکانی که مجبور به ترک گروه های دوستی خود هستند، می تواند مشکل آفرین باشد. به عنوان والدین می توانید به روش های مختلف به دوستیابی کودکان مهاجر خود کمک کنید و به آنها در خانه جدید احساس بهتری بدهید. فرقی نمی کند فرزند شما در زمان مهاجرت چند ساله باشد، وی پشت سر خود دوستان و آشنایانی را جا گذاشته است. بنابراین یافتن شبکه حامیان جدید برای او اهمیت زیادی دارد.

دوستیابی کودکان مهاجر: شرط اول

دوستی چیزی جز ارتباط گرفتن با افراد نیست. ارتباط یافتن نیز به حرف زدن نیاز دارد. اولین مشکلی که بر سر راه دوستیابی کودکان مهاجر وجود دارد، یادگیری زبان دوم است. اگر مهاجرت شما برنامه ای از پیش تعیین شده بوده است، گنجاندن آموزش زبان به فرزندتان قبل از مهاجرت ایده خوبی است. لازم نیست وی تسلط کامل به زبان پیدا کند. در حد رفع نیاز کفایت می کند. پس از ورود به جامعه دوستان، او با سرعتی باور نکردنی پیشرفت خواهد کرد. در صورتی که فرزندتان آموزش لازم را ندیده است و اکنون در کشور خارجی هستید، باز هم مسئله مهمی نیست. شاید در ابتدای رابطه وی کمی مشکل داشته باشد، اما بچه ها روش های خود را برای سرگرم شدن دارند. فوتبال در همه جای دنیا زبان مشترکی دارد.

قبل از مهاجرت تحقیق کنید:

در دنیای دیجیتال امروز، با گشتی در دنیای مجازی می توانید وارد گروه های مهاجرین در کشور مقصد خود شوید. با پست کردن اطلاعات در گروه می توانید با پدر و مادرها آشنا شوید و قبل از رسیدن به مقصد آشنایان و دوستانی برای فرزند خود ایجاد کنید. در عین حال می توانید در مورد بهترین مدرسه در محل زندگی آینده خود، امکانات و هزاران موضوع دیگر با آنها تبادل نظر کنید.

در کلاس ثبت نام کنید:

برای نوپایان و خردسالان پیش از سن مدرسه، کلاس های ورزشی، هنر و موسیقی بهترین مکان برای دوستیابی کودکان مهاجر (و البته شما) است. برای کودکانی که در سن مدرسه هستند، تیم های ورزشی مناسب اند. سعی کنید به چیزی فکر کنید که فرزندتان به آن علاقه دارد و از قبل کمی در آن مهارت و آشنایی دارد. در این صورت وی در همان جلسه اول احساس اعتماد به نفس خواهد داشت.

محل مناسبی را برای زندگی انتخاب کنید:

بودجه، امنیت مکان، متراژ و فاصله آن تا محل کار، از اولین ملاحظات در هنگام انتخاب منزل است. اما مدرسه را نیز فراموش نکنید. مکانی را انتخاب کنید که در نزدیکی یک مدرسه خوب قرار دارد. اگر در محلی نزدیک مدرسه زندگی کنید، شانس آشنایی با خانواده ای از همان مدرسه افزایش می یابد.

کلوپی بیابید:

در کشورهایی که تعداد مهاجران زیاد است، کلوب های خانوادگی زیادی پیدا می شود. لازم نیست حتما دارای ملیت همان کلوپ باشید تا بتوانید از آن استفاده کنید. در عوض این کلوپ ها محیطی خانوادگی در کنار امکاناتی نظیر زمین بازی و استخر فراهم می کنند. مهاجران یکدیگر را بهتر درک می کنند. بنابراین، دوستیابی کودکان مهاجر در چنین کلوپ هایی راحت تر است.

کودکتان را بیرون بفرستید:

این توصیه به امنیت منطقه زندگی شما بستگی دارد. زمانی که در خانه جدید ساکن شدید، کودکتان را تشویق کنید که بیرون برود و خودش دوستی پیدا کند. او را به نزدیک ترین پارک ببرید. در جایی بنشینید و اجازه دهید خودش به تنهایی به گروه بچه ها بپیوندند.

منبع

internations

راه های رفع دلتنگی برای وطن: احساسی ناخوشایند و مانع پیشرفت

مهاجرت باعث خوشحالی، افزایش انرژی و تجربه فردی است. اما می تواند چالش برانگیز هم باشد که فراتر از صرفا عادت کردن به فرهنگی است که ساعت ۱۰ شام نمی خورند. یکی از مهمترین چالش های پیش روی مهاجران، به خصوص افرادی که برای اولین بار مهاجرت کرده اند، دلتنگی است. فارسیمیا اینجا است که به شما در ارائه ی راه های رفع دلتنگی برای وطن کمک کند. اجازه ندهید که دلتنگی مانع لذت بردن از این تجربه شود.

اول به عنوان یک توریست، بعد به عنوان مهاجر، شروع کنید:

بعد از وارد شدن به کشور فعلی از محل های دیدنی و جذاب آن دیدن کنید تا با فرهنگ و رسوم آنها نیز آشنا شوید. بعد از اینکه در مورد این محل احساس خوبی پیدا کردید، جاهایی را بیابید که در آن احساس راحتی میکنید. رستورانی که عاشق غذاهایش شده اید، پارکی که از قدم زدن در آن حس خوبی دارید و به طور کلی هر چیزی که در زندگی روزمره شما مهم بوده است.

خود را در مسائل درگیر کنید:

اگر مسئله ای وجود دارد که باعث دلتنگی شما می شود، خود را در آن غرق کنید. برای مثال اگر ساکن شهری ساکت و خلوت بوده اید و حالا از بازارهای شلوغ اینجا احساس بدی دارید، آن قدر به این بازارها بروید تا به آنها عادت کنید و احساس راحتی داشته باشید. در عین اینکه شما محیط را می شناسید، محیط اطراف هم می فهمد شما که هستید!

برای خانه هدیه بفرستید:

در تماس بودن با خانواده یکی از بهترین راه های رفع دلتنگی برای وطن است. با ارسال هدیه برای دوستان و خانواده علاوه بر اینکه روزی شاد برای خود می سازید، تجربه خود از کشور دیگر را نیز با آنها سهیم می شوید.

با استفاده از تکنولوژی به خود استراحت بدهید:

تکنولوژی راه های رفع دلتنگی برای وطن را گسترش داده و به کیفیت آن افزوده است. هیچ چیز بهتر از دیدن صورت مادرتان در مانیتور کامپیوتر و حرف زدن با او نیست. با این حال فراموش نکنید که تماس های متعدد حتی می توانند مشکل شما را بدتر بکنند. اگر قرار باشد روزی دو ساعت در اتاق بنشینید و با خانواده حرف بزنید، دیگر زمانی برای آشنایی با محیط اطراف و ملاقات آدم های جدید نمی ماند. در حالی که یافتن دوستان و دلبستگی های جدید سریع تر مشکل شما را حل می کند.

عادت های خود را حفظ کنید:

خیلی چیزها پس از مهاجرت تغییر می کنند، اما قرار نیست همه چیز عوض شود. اگر در وطن عضو تیم، گروه یا فعالیتی بوده باشید، طبیعی است که حالا دلتان برای آن تنگ شود. پس چرا سعی نکنیم که نسخه ای از آن را در محیط فعلی خود درست کنیم؟ به عنوان یکی از راه های رفع دلتنگی برای وطن، حفظ فعالیت ها و ورزش های قبلی به متعادل کردن فعالیت های روزمره و افزایش دلبستگی به محیط فعلی کمک زیادی می کند. در باشگاهی ثبت نام کنید یا فعالیت های قبلی خود را به نحوی از سر بگیرید. فکر نکنید باید تسلیم شوید. در هر جایی از دنیا افرادی زندگی می کنند که فعالیت هایی مشابه شما دارند. کافی است کمی تحقیق کنید و آنها را بیابید.

زمانی را به خود اختصاص دهید:

پنهان کردن مشکل از خودتان کمکی به شما نمی کند. زمانی را در آسایش کامل در محیطی ساکت صرف کنید. در مورد نکات مثبت زندگی فعلی در دفتری بنویسید و برای نکات منفی راه حلی بیابید. یا آن قدر در مورد آنها در دفترتان غر بزنید تا تخلیه شوید. اتاقی ساکت و نیمه تاریک بیابید. دراز بکشید و چشم های خود را ببندید. نفس هایی از ته دل بکشید و آرام شوید. این گونه استراحت ها بسیار به آرامش روح و روان شما کمک می کنند.

سازگار شوید:

اینکه صدها یا هزاران کیلومتر از خانواده خود دور هستید و دیگر نمی توانید در چند دقیقه آنها را ببینید، به این معنی نیست که دیگر نمی توانید شبکه افراد حامی برای خود درست کنید. دوستانی را بیابید که شما را به خانه خود دعوت می کنند و اگر روز بدی داشته اید با آنها درد دل کنید. در اغلب کشورها، خانواده هایی داوطلب اسکان مهاجرین در منزل خود هستند. هر چند ایده هم خانه شدن با افرادی غریبه ممکن است عجیب برسد، اما تاثیر شگفتی در سرعت آشنایی شما با محیط و دوست یابی دارد.

چیزی جدید فرا بگیرید:

یکی از راه های رفع دلتنگی برای وطن منحرف کردن فکر خود از این احساس است. چه فرصتی بهتر از این برای یادگیری زبانی جدید، آشپزی به سبک کشور فعلی یا فراگیری رقص مخصوص آن کشور؟

دوستی هموطن خود بیابید:

دوست یابی در کشور جدید بسیار خوب است. اما گاهی نیاز به کسی دارید که وقتی می خواهید از کشور خود حرف بزنید یا از شرایط فعلی شکایت کنید، شما را درک کند. نیازی نیست خود را به غریبه ها محدود کنید، یافتن دوست هایی با پس زمینه مشترک به رفع احساس دلتنگی در شما کمک زیادی می کند.

راه های رفع دلتنگی برای وطن، یکی به جای همه:

اگر هر روز به خود بگویید من در اینجا غریبه هستم، این حس در شما درونی می شود. به جای این افکار منفی به چیزهای مثبت و شاد فکر کنید. به خود بگویید که قرار است دوستان جدیدی در اینجا بیابید. روزهای خوبی در انتظار شما است و به زودی احساس دلتنگی شما رفع می شود.

منبع

gooverseas

دلتنگی بعد از مهاجرت: چه عواملی باعث تشدید مشکل می شود؟

مهاجرت به هر دلیل و در هر شرایطی که باشد، در هر حال سخت است. هر کس به شما غیر از این بگوید دروغ می گوید. هر چند مدتی که از مهاجرت بگذرد همه چیز بهتر می شود، اما برای رسیدن به این نقطه مراحل سخت زیادی پیش روی فرد است. یکی از آنها دلتنگی بعد از مهاجرت است. پیش از این کمی در مورد دلتنگی برای وطن و تحلیل های روانشناسی مرتبط با آن صحبت کردیم. بهتر است قبل از پرداختن به راه حل های رفع دلتنگی به کارهایی تمرکز کنیم که اوضاع روحی شما را در این شرایط بدتر می کنند.

دلتنگی بعد از مهاجرت: آن را قبول کنید:

بزرگسالان فکر می کنند چون بچه نیستند حق احساساتی شدن ندارند. همه چیز را یا در خود می ریزند یا انکار می کنند. فراموش نکنید که عواطف بشری سن و سال ندارد. از اینکه دلتنگی خود را قبول کنید و به دیگران ابراز کنید شرمنده نباشید. حرف زدن در چنین شرایطی بسیار بهتر از نشستن گوشه یک اتاق دلگیر و در خود ماندن به شما کمک می کند. با دوستان و آشنایان خود تماس بگیرید و به آنها ابراز علاقه کنید.

زیاده روی نکنید:

هر چقدر هم که دلتنگی بعد از مهاجرت برای خانواده و آشنایان طبیعی باشد، فراموش نکنید که قرار است از این مرحله بحرانی گذر کنید و به ثبات روحی و فکری برسید. اینکه کار و زندگی خود را رها کنید و دائما در حال تماس با والدین یا دوستان خود باشید، جز بدتر کردن اوضاع کمک چندانی نمی کند. متعادل باشید. پس از مدتی تماس های هر روزه را به تماس های یک روز در میان تبدیل کنید. همین مقدار تماس را نیز برای برخی افراد مانند دوست صمیمی قدیمی به یک بار در هفته کاهش دهید. قرار است شما با شرایط فعلی خود کنار بیایید و با افراد جدیدی آشنا شوید. چسبیدن به آدم های گذشته شما را از ملاقات با آدم های جدید دور می کند.

از ایده آل سازی گذشته خود دست بکشید:

اغلب افراد وقتی دلتنگ می شود، شروع به ایده آل سازی کشور و هم وطنان خود می کنند و همه چیزهای بد را فراموش می کنند. «در ایران مردم صمیمی تر بودند.» «وقتی در کوچه راه می رفتم می توانستم به هر کسی سلام کنم و پاسخی گرم بگیرم. اما اینجا نمی شود چنین کاری کرد.» حتی اگر این گفته ها درست باشد، مردم هر کشوری بدی های خود را دارند. اما این چیزها وقتی در حال ایده آل سازی کشور خود هستید به ذهنتان نمی رسد. مثلا به این فکر نمی کنید که قبلا از همین سلام و احوال پرسی های گرم در کوچه، وقتی صحبت به مسائل خصوصی و خانوادگی شما کشیده می شد، چقدر متنفر بودید. اما حالا همه چیز را فراموش کرده اید و همه چیز وطن برایتان خوش آیندتر است: «چمن های کشورم سبزتر از اینجا بود!» کمی دلتنگی و یاد از گذشته بد نیست، اما چسبیدن به گذشته زمانی شما را دچار مشکل می کند که از قدردانی از آنچه حالا به دست آورده اید و دیدن تجربه ها و افراد جدید باز بمانید.

منزوی نشوید:

دلتنگی بعد از مهاجرت فقط برای شما پیش نیامده است و قرار هم نیست خود به خود از درون شما بخار شود و به هوا برود. برای رفع این حالت هیچ کس جز خودتان نمی تواند کاری بکند. اگر دائما در خانه بنشینید و حسرت خوشی های قبل را بخورید و از مقابله با سختی های این راه خودداری کنید، تنها از موفقیت دور می شوید. از خلوت خود و لابه لای آلبوم های عکس بیرون بیایید و وارد اجتماع شوید. گذشته رفته است و حالا باید آینده را بسازید. پس هر چه قدر هم که سخت باشد، برای ملاقات با آدم های جدید خود را آماده کنید.

منبع

lifehacker

دلتنگی برای وطن: عامل ایجاد چنین حسی در مهاجر چیست؟

مهاجرت اغلب به دلایل خوبی رخ می دهد: پیشرفت تحصیلی، پیشرفت شغلی، داشتن زندگی مرفه تر یا حتی کسب تجربه های جدید. رسیدن به این مزایا سختی های خود را دارد. با این حال هرچه قدر هم اوضاع خوب باشد، کمتر مهاجری دچار دلتنگی برای وطن نمی شود. دوست مهاجری داشتم که می گفت پس از یک هفته اقامت در خارج از کشور به شدت دلم برای همه چیز تنگ شده بود، حتی ترافیک و دود تهران! با این حال جرات ابراز احساسم را به کسی نداشتم. من مرد بالغی بودم که از او انتظار نمی رفت دلش برای مادرش تنگ شود و از اینکه دوستانش هنوز می توانند آخر هفته ها دورهم جمع شوند احساس ناراحتی کند، درحالی که او باید با مشکلات مهاجرت دست و پنجه نرم کند. ناراحت نباشید، حتی اگر ۶۰ سالتان هم باشد دلتنگی برای وطن پس از مهاجرت امری طبیعی است.

دلتنگی برای وطن واقعا چه حسی است؟

ممکن است مدتی پس از اقامت در کشور خارجی، از اینکه نمی توانید خانواده خود را ببینید احساس خشم و سرخوردگی کنید. نسبت به آدم های اطراف خود دچار پیش داوری می شوید. احساس می کنید هیچ کس دوست قدیمی شما نمی شود. اما همه مشکل فقط این است که دلتان برای زندگی قدیم خود تنگ شده است.

روانشناسان بالینی معتقدند که دلتنگی برای وطن در واقع نیاز ذاتی ما به عشق، امنیت و حمایت است، یعنی کیفیت هایی که به طور خاص با خانه پیوند خورده اند. بنابراین وقتی در فضای کنونی خود چنین چیزی را حس نکنید، دچار دلتنگی برای خانه می شوید. وقتی به محل جدیدی مهاجرت می کنید، افراد جدیدی را ملاقات می کنید. دریافت احساس عشق، امنیت و حمایت از سوی افراد جدید بسیار دشوار است.

ریسک فاکتورها:

روانشناسان معتقدند چهار عامل ریسک ابتلا به دلتنگی برای وطن را افزایش می دهند:

تجربه: اگر هرگز قبلا از خانه دور نبوده اید و هرگز تجربه سفر به تنهایی را نداشته اید، احتمال دلتنگ شدن برای خانه بیشتر می شود. در این صورت شما با احساس غریب بودن آشنایی ندارید و نمی توانید به راحتی با آن کنار بیایید.

نگرش: گاهی احساس دلتنگی برای وطن نوعی پیشگویی از طرف خویشتن است. اگر از قبل آماده احساس ناراحتی در موقعیت جدید باشید، به احتمال زیاد چنین چیزی رخ می دهد.

شخصیت: محققان در مورد کودکان و پرستاران جدید آنها از اصطلاح «دلبستگی ناامن» استفاده می کنند. اما به طور کلی اگر شما در ایجاد ارتباط گرم با افراد جدید دچار مشکل هستید، این امر به طور حتم توان شما را برای سازگاری با محیط جدید تحت تاثیر قرار می دهد.

عوامل بیرونی: البته میزان دلتنگی شما برای وطن به میزان تمایل شما برای مهاجرت نیز ارتباط مستقیم دارد. آیا مجبور به این کار بوده اید؟ یا از این اتفاق به شدت استقبال کرده اید؟ احساس دلتنگی برای وطن در شما به نحوه برخورد خانواده با مهاجرت نیز ارتباط دارد.

به طور کلی، عوامل زیادی در ایجاد این حس در فرد دخیل هستند و بروز و شدت آن در هر کس متفاوت از دیگری است. بهتر است بدانید که در این وادی تنها نیستید و کمتر کسی دچار آن نمی شود. به طور معمول بروز این حس در فرد مانع ادامه کار و فعالیت او می شود و فرد در خانه منزوی می شود. برای غلبه بر این حس اولین گام تشخیص علت و شدت دلتنگی است. در مطالب بعدی، فارسیمیا با راه حل های غلبه بر دلتنگی برای وطن به کمک شما می آید.

منبع

lifehacker

بزرگترین مشکلات مهاجران: این مشکلات چیست و چگونه با آنها کنار بیاییم

بررسی های اخیر از افراد مقیم در خارج از وطن خود، برخی از بزرگترین مشکلات مهاجران را مشخص ساخته است که سایه ای تیره بر زندگی آنها انداخته است. این مشکلات هر یک به تنهایی می توانند پیشرفت و رشد مهاجر را کند سازند. در ادامه به این مشکلات رایج و راه های حل و فصل آنها می پردازیم.

تنهایی، از بزرگترین مشکلات مهاجران:

با جدا کردن ریشه های خود از وطن، تنهایی تقریبا اجتناب ناپذیر است. تنهایی به این دلیل در شما به وجود می آید که تصمیم گرفته اید به یک کشور خارجی بروید و باید با فرهنگ و زبان آنها منطبق شوید. چیزهایی هست که دلتنگ آنها می شوید به خصوص غذاها و افراد خانواده. به همین دلیل مهاجران بسیاری را می بینیم که به دلیل مشکل در تطبیق یابی با محیط جدید تا ماه ها خود را در خانه حبس می کنند. فائق آمدن بر فاز اولیه ی انطباق با محیط جدید مقداری زمان می طلبد با این حال سعی کنید مثبت باشید در غیر این صورت سلامت جسمی و روانی شما تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. فراموش نکنید که شوک فرهنگی و افسردگی پس از مهاجرت از رایج ترین موارد در بین بزرگترین مشکلات مهاجران است. بنابراین شما تنها فردی نیستید که دچار این حالت می شوید.

تفاوت های فرهنگی:

اگر به کشور دیگری مهاجرت کرده باشید، به خصوص اگر این کشور در قاره ای دیگر باشد، موضوع تفاوت های فرهنگی بسیار رایج است. بسیاری از مهاجران درک فرهنگ های دیگر و جذب آن در اعتقادات خود را در ابتدا دشوار می بینند. با این حال، باید نسبت به ایده ها و عقاید جدید باز و پذیرا باشید تا در مورد دیگران دچار سوءتفاهم نشوید. پذیرش و احترام به شیوه ها و فرهنگ محلی باعث ادغام سریع تر شما در جامعه می شود.

علاوه بر این، باید سبک زندگی خود را با کشور جدید منطبق کنید. به عنوان مثال شاید لازم باشد روش رفت و آمد خود را تغییر دهید. هزینه های بالای حمل و نقل در برخی کشورها یا سبک رانندگی مشکلات زیادی برای مهاجران به وجود می آورد. وقتی می خواهید محلی را برای سکونت انتخاب کنید باید ویژگی های جمعیتی آن را در نظر بگیرید. برای مثال محلی که اجاره اش ارزان است شاید محله ای بسیار پر سر و صدا و شلوغ باشد. بنابراین در مورد فرهنگ کشور و مسائل ریز آن از قبل تحقیق کنید.

مسائل زبانی:

یکی از بزرگترین چالش های تطبیق با یک فرهنگ جدید در بین بزرگترین مشکلات مهاجران یادگیری برقراری ارتباط موثر است. بر اساس گزارش اکسپلورر اکسپت توسط موسسه بین المللی  HSBC، پنجاه و هشت درصد از افراد مورد پرسش اظهار کرده اند که یادگیری زبان محلی بزرگ ترین چالش پیش روی آنها بوده است. این مورد به قدری مهم است که حتی در امریکا و انگلیس، با وجود استفاده از زبان انگلیسی به عنوان فرم اصلی ارتباط، مسائل زبانی به دلیل تفاوت در تلفظ و زبان عامیانه باعث ایجاد مشکل در روابط مهاجرین می شود. یک نظر کاملا مودبانه می تواند در فرهنگ دیگر بی ادبانه تفسیر شود. بنابراین برای جلوگیری از موقعیت های خجالت آور باید از تفاوت های فرهنگی و زبانی آگاه بود.

هزینه زندگی:

شکی نیست که افزایش دستمزد و درآمد بهتر یکی از مهم ترین دلایل مهاجرت است. با این حال فرصت دریافت حقوق بیشتر به معنی هزینه زندگی بالاتر نیز هست. باید به یاد داشت که در برخی کشورها هزینه زندگی در حومه یک شهر بزرگ از هزینه زندگی در شهری بزرگ در وطن بیشتر است. در این رابطه باید جنبه های زیادی را در نظر گرفت، از جمله املاک، مواد غذایی، آب و برق، مالیات های محلی و مسائل دیگر. با این حال در بین بزرگترین مشکلات مهاجران، هزینه های بالای زندگی در کشورهای خارجی نگران کننده ترین آنها است. مشورت گرفتن از یک مشاور مالی قبل و بعد از مهاجرت توصیه می شود.

بهداشت و درمان:

یکی دیگر از بزرگترین مشکلات مهاجران که در سال های اخیر تبدیل به یک مسئله عمده شده است افزایش هزینه های مراقبت های بهداشتی خصوصی است. از سوی دیگر سطح بهداشت و درمان عمومی نیز در برخی از کشورها افت داشته است. در ماه های اول بدن مهاجران با مواد غذایی و آب و هوای کشور فعلی تطابق نیافته است، در نتیجه آنها سریعا قربانی آنفلوانزا، مسمومیت، سرماخوردگی و بیماری های دیگر می شوند. بسیاری از مهاجران در ماه های اول نمی دانند برای مراقبت های پزشکی به کجا مراجعه کنند و بدون مزایای درمانی و بیمه، هر بار مراجعه به پزشک هزینه ی زیادی برای آنها در پی دارد. در نتیجه خرید یک بیمه پزشکی در اسرع وقت به نفع مهاجران است. در اغلب کشورها می توان این بیمه را با مشورت وکیل مهاجرت هماهنگ و خریداری کرد.

منبع

asiaexpatguides