مادر مهاجر: چگونه سختی های راه از شما فردی قوی می سازند؟

مادری، حتی بدون پستی و بلندی های زندگی مهاجران، چالش برانگیز است. با این حال، زندگی به عنوان مهاجر از شما والدینی انعطاف پذیر می سازد. مادری شغلی دشوار و بدون حقوق است. مادری حادثه ای مهم در زندگی هر زنی است که آن را به قبل و بعد از خود تقسیم می کند. حادثه ای است که اگر هویت شما را مجددا تعریف نکند، آن را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. مادر مهاجر بودن گاهی شما را زیر فشارهای خود خم می کند. اما شما نمی شکنید، باز هم قامت صاف می کنید و محکم تر به راه خود ادامه می دهید.

تجربه کردن مادری بدون شبکه حامیان:

مادر شدن پس از مهاجرت تجربه دشواری برای اغلب زنان است. در بهترین حالت مادر خودتان چند ساعتی از شما فاصله دارد. همسرتان باید خیلی زود به کار بازگردد و کم و بیش دوستانی هم که در این مدت برای خود دست و پا کرده اید، آن قدر گرفتار هستند که نمی توانند زیاد به شما کمک کنند.

اما کودک رشد خواهد کرد، و شما نیز با او به عنوان مادر رشد خواهید کرد. راه های جایگزینی برای تماس با خانواده پیدا خواهید کرد و برای ایجاد یک شبکه حامی جدید استراتژی های بهتری شکل می دهید. همه این کارها را به تنهایی انجام خواهید داد و زمانی که به پشت سر نگاه کنید، احساس موفقیت و مدبر بودن خواهید داشت.

دوره پس از زایمان تنها زمانی نیست که فقدان حمایت خانواده را حس خواهید کرد. کودک رشد می کند و روال زندگی شما تغییر خواهد کرد. برای انجام کاری در بیرون از خانه به پرستار کودک نیاز خواهید داشت. کودک بیمار می شود و شما برای انجام سایر امور باید ترتیبات متفاوتی را اجرا کنید. پس از موفقیت در همه این مراحل به عنوان یک مادر مهاجر مدال افتخاری باید نصیب شما شود.

باید با یک همسر اقماری زندگی کنید:

زندگی مهاجرتی همیشه خوش و جذاب نیست. گاهی علاوه بر مهاجرت از کشوری به کشور دیگر، همسرتان هم باید برای کار خود دائما در حال سفر باشد. برخی از مهاجران در مشاغلی استخدام می شوند که مستلزم حضور اقماری فرد است. در چنین حالتی زن متوجه می شود که در نبود فرد استراتژی های جبرانی برای دلتنگی های بچه ها ترتیب داده است، امور زندگی را می چرخاند، و حتی برخی امور شخصی همسر را نیز انجام می دهد.

مادر مهاجر ستون مرکزی خانواده خود است:

چه هر دو شاغل باشید، چه همسرتان شاغل اقماری باشد، و حتی در مواردی که شریک زندگی شما در خانه می ماند، هنوز هم شما مادر هستید. مادر مهاجر مانند چسبی است که خانواده مهاجر را بدون شبکه حامیان کنار هم نگه می دارد. بنابراین شما نه تنها مسئول اجرای همه چیز هستید، بلکه مرکز ثقل احساسات خانواده نیز هستید. در دنیای همیشه در حال تغییر مهاجران، بچه ها به نیروی ثابت و مرجعی محکم برای متکی بودن نیاز دارند که آن شما هستید. بچه ها وقتی با شوک فرهنگی، اضطراب جابه جایی یا مشکلات زبانی دست به گریبان هستند، به شما رجوع می کنند. این شما هستید که برای تمام مشکلات مهاجرت باید راه حلی داشته باشید. بنابراین باید یاد بگیرید که با احساسات منفی خود در اثر مهاجرت کنار بیایید و احساس آرامش و اطمینان خاطر را به فرزند و همسر خود منتقل کنید.

در چیزهایی متخصص می شوید که قبلا هرگز به آن فکر هم نمی کردید:

در تلاش برای ایجاد ثبات و آرامش در خانواده مهاجر خود، شروع به یادگیری چیزهایی می کنید که هرگز قبلا به آن فکر هم نمی کردید. احتمالا در کشور خود هرگز به روش های دوست یابی فکر نمی کردید اما اکنون در آن به یک فرد حرفه ای تبدیل شده اید که نه تنها برای خود بلکه فرشته های کوچکتان نیز دوست پیدا می کنید.

احتمالا به سرعت در سیستم تحصیل کشور مقیم هم متخصص خواهید شد. از آنجا که مادران به تحصیل فرزندان اهمیت زیادی می دهند و در هر حالتی آخرین چیزی که می خواهند آسیب دیدن تحصیل فرزندشان است، به سرعت تصویر واضحی از سیستم آموزشی محل زندگی خود و بهترین مدارس پیدا خواهید کرد. زمانی که هویت شما به یک مادر مهاجر تغییر پیدا کند، به صورت خودکار قابلیت هایی پیدا خواهید کرد که از آن شگفت زده خواهید شد.

ظاهر خانواده را شما تعیین خواهید کرد:

به عنوان یک مادر مهاجر که پشتیبانی ندارد، این شما هستید که باید فرهنگ و زبان مادری خود را در خانه جاری کنید. در عین حال، دیگر کسی در اطراف شما نیست که شما را وادار به اجرای رسوم یا روش هایی در تربیت فرزند کند که به آن اعتقادی ندارید. این شما هستید که هویت خانواده خود را به عنوان مهاجران در کشوری جدید شکل می دهید.

سختی های مادر مهاجر بودن بیشتر از این چند مورد است.  اما دیدن این وضعیت از جنبه دیگر بسیار انگیزه بخش تر است. تمام سختی هایی که از آن عبور کرده اید، تمام استرس ها و فشارها، همه برای قوی تر کردن شما بوده اند. شما هم برای فارسیمیا از تجربه خود از مادری در غربت و چیزهایی که باعث قوی تر شدن شما گشته اند بنویسید.

منبع

internations

 

کودک چند فرهنگی: دشواری های زندگی او و مسئولیت های والدین

آیا شما و همسرتان در یک کشور به دنیا آمده اید، فرزندتان در کشوری دیگر بزرگ شده است و اکنون در کشور دیگری زندگی می کنید؟ در چنین حالتی کودک شما اصطلاحا چند فرهنگی خوانده می شود. یعنی کودکی که در خانه با فرهنگ والدین خود بزرگ شده است، تا مدتی در جامعه ای غریبه بزرگ شده و به مدرسه رفته و در آنجا با فرهنگ کشوری رشد یافته است، اما اکنون به مقتضای شرایط در کشور دیگری به سر می برد. زندگی به عنوان یک کودک چند فرهنگی دشواری های زیادی دارد و مستلزم کار و تلاش زیادی از سوی والدین برای تسهیل آن است.

غریبه بودن همیشگی یک کودک چند فرهنگی:

کودکی که در هر دوره ای از زندگی خود با فرهنگ خاصی رو به رو بوده است، ممکن است نتواند به راحتی خود را در محیط اطراف وارد کند. در عوض ممکن است همیشه و در همه جا به عنوان یک غریبه دیده شود. اگرچه یک کودک چند فرهنگی از تنوع فرهنگی در زندگی خود بهره می برد، اما ممکن است هرگز با هیچ یک از فرهنگ ها به طور کامل سازگار نشود.

فراگیری زبان نیز مسئله دیگری است. اغلب خانواده هایی که مدام در حال تغییر مکان هستند، کودکان خود را در مدرسه های بین المللی ثبت نام می کنند. هر چند عملکرد درسی آنها ممکن است مناسب باشد، اما در بزرگسالی اغلب به جز زبان مادری که در خانه صحبت می شود و زبان انگلیسی که در مدرسه رایج تر است، از سایر زبان ها تنها چیزهای کمی به یاد می آورند. همین موضوع پیوند آنها را با گروه های دوستی کم رنگ تر می کند.

از دل برود هر آنکه از دیده برفت؟

خداحافظی های دائمی و دوستیابی های جدید برای یک کودک چند فرهنگی امری رایج حساب می شود. هر چند این روش زندگی می تواند باعث گسترده شدن شبکه دوستی فرد شود، اما از سوی دیگر باعث سبک زندگی «از دل برود هر آنکه از دیده برفت» هم می شود. حفظ رابطه های دوستی قدیمی برای این کودکان دشوار است و این امر می تواند زندگی و عواطف آنها را تحت تاثیر قرار دهد.

غریبه بودن در فرهنگ خویشتن:

برگشت به کشور مادری برای یک کودک چند فرهنگی از هر کاری سخت تر است. در حالی که او در تمام عمر در تمام کشورهای محل زندگی خود به عنوان یک غریبه دیده می شده است، در بازگشت به وطن ناگهان همه از او می خواهند به مانند بقیه رفتار کند.

با ورود به گروه دوستان، این کودکان هر چند زبانی مشترک با بقیه دارند، اما به لحاظ فکری فاصله ای بسیار دور از بقیه دارند. آنها از برنامه های جذاب در حال پخش از شبکه ملی، از جریانات روز کشور، بازی های رایج در بین نوجوانان، آخرین آهنگ خواننده محبوب کشور، و مد فعلی خبر ندارند. برخی از این کودکان به خوبی با فرهنگ مادری خود ارتباط نداشته اند و اکنون نمی توانند به مانند سایرین رفتار کنند. بدین ترتیب در جامعه خود غریبه می شوند.

اگرچه کودک چند فرهنگی در بازگشت به کشور خود باید هویت غریبه بودن را از دست بدهد، اما مشخص می شود که او اکنون از هر زمان دیگری غریبه تر است. گروه های دوستی که اکنون آنها ملاقات می کنند با تصویر ایده آلی که از وطن ساخته بودند کیلومترها فاصله دارد.

چه کمکی از والدین برای حل غریبه بودن کودک چند فرهنگی بر می آید؟

فراموش نکنید که در هر کشوری که زندگی می کنید، فرق نمی کند. آموزش فرهنگ مادری باید جز اولویت های زندگی شما و فرزندتان باشد. مهم نیست قرار است بازگردید یا خیر، او باید با کشور شما آشنا شود. حداقل چند ساعت در هفته، تلویزیون کشور خود را در خانه ببینید. پیگیر اخبار کشور خود باشید و با همسرتان پیش روی بچه ها از مسائل درون کشور صحبت کنید. با گروه های هم وطن خود بیشتر ارتباط داشته باشید و سعی کنید فرزندتان در هر جایی حداقل یک دوست هم وطن داشته باشد. یادگیری زبان کشور فعلی به واسطه تحصیل به صورت خودکار در دستور کار فرزندتان قرار دارد. آنچه از شما به عنوان والدین انتظار می رود، تقویت پایه های زبان مادری در خانه به صورت دائمی است.

منبع

internations

دوستیابی کودکان مهاجر: ۶ راه حل برای والدین جهت تسهیل این روند

مهاجرت به مکانی ناشناخته، به خصوص برای کودکانی که مجبور به ترک گروه های دوستی خود هستند، می تواند مشکل آفرین باشد. به عنوان والدین می توانید به روش های مختلف به دوستیابی کودکان مهاجر خود کمک کنید و به آنها در خانه جدید احساس بهتری بدهید. فرقی نمی کند فرزند شما در زمان مهاجرت چند ساله باشد، وی پشت سر خود دوستان و آشنایانی را جا گذاشته است. بنابراین یافتن شبکه حامیان جدید برای او اهمیت زیادی دارد.

دوستیابی کودکان مهاجر: شرط اول

دوستی چیزی جز ارتباط گرفتن با افراد نیست. ارتباط یافتن نیز به حرف زدن نیاز دارد. اولین مشکلی که بر سر راه دوستیابی کودکان مهاجر وجود دارد، یادگیری زبان دوم است. اگر مهاجرت شما برنامه ای از پیش تعیین شده بوده است، گنجاندن آموزش زبان به فرزندتان قبل از مهاجرت ایده خوبی است. لازم نیست وی تسلط کامل به زبان پیدا کند. در حد رفع نیاز کفایت می کند. پس از ورود به جامعه دوستان، او با سرعتی باور نکردنی پیشرفت خواهد کرد. در صورتی که فرزندتان آموزش لازم را ندیده است و اکنون در کشور خارجی هستید، باز هم مسئله مهمی نیست. شاید در ابتدای رابطه وی کمی مشکل داشته باشد، اما بچه ها روش های خود را برای سرگرم شدن دارند. فوتبال در همه جای دنیا زبان مشترکی دارد.

قبل از مهاجرت تحقیق کنید:

در دنیای دیجیتال امروز، با گشتی در دنیای مجازی می توانید وارد گروه های مهاجرین در کشور مقصد خود شوید. با پست کردن اطلاعات در گروه می توانید با پدر و مادرها آشنا شوید و قبل از رسیدن به مقصد آشنایان و دوستانی برای فرزند خود ایجاد کنید. در عین حال می توانید در مورد بهترین مدرسه در محل زندگی آینده خود، امکانات و هزاران موضوع دیگر با آنها تبادل نظر کنید.

در کلاس ثبت نام کنید:

برای نوپایان و خردسالان پیش از سن مدرسه، کلاس های ورزشی، هنر و موسیقی بهترین مکان برای دوستیابی کودکان مهاجر (و البته شما) است. برای کودکانی که در سن مدرسه هستند، تیم های ورزشی مناسب اند. سعی کنید به چیزی فکر کنید که فرزندتان به آن علاقه دارد و از قبل کمی در آن مهارت و آشنایی دارد. در این صورت وی در همان جلسه اول احساس اعتماد به نفس خواهد داشت.

محل مناسبی را برای زندگی انتخاب کنید:

بودجه، امنیت مکان، متراژ و فاصله آن تا محل کار، از اولین ملاحظات در هنگام انتخاب منزل است. اما مدرسه را نیز فراموش نکنید. مکانی را انتخاب کنید که در نزدیکی یک مدرسه خوب قرار دارد. اگر در محلی نزدیک مدرسه زندگی کنید، شانس آشنایی با خانواده ای از همان مدرسه افزایش می یابد.

کلوپی بیابید:

در کشورهایی که تعداد مهاجران زیاد است، کلوب های خانوادگی زیادی پیدا می شود. لازم نیست حتما دارای ملیت همان کلوپ باشید تا بتوانید از آن استفاده کنید. در عوض این کلوپ ها محیطی خانوادگی در کنار امکاناتی نظیر زمین بازی و استخر فراهم می کنند. مهاجران یکدیگر را بهتر درک می کنند. بنابراین، دوستیابی کودکان مهاجر در چنین کلوپ هایی راحت تر است.

کودکتان را بیرون بفرستید:

این توصیه به امنیت منطقه زندگی شما بستگی دارد. زمانی که در خانه جدید ساکن شدید، کودکتان را تشویق کنید که بیرون برود و خودش دوستی پیدا کند. او را به نزدیک ترین پارک ببرید. در جایی بنشینید و اجازه دهید خودش به تنهایی به گروه بچه ها بپیوندند.

منبع

internations

انتخاب مدرسه یا مهدکودک برای کودکان مهاجر: دو زبانه یا تک زبانه؟

اگر با نوپا یا خردسالی مهاجرت کرده باشید، متوجه می شوید که انطباق آنها با شرایط بسیار راحت تر از نوجوانان و کودکان است. و البته این امر امتیازی هم برای شما به شمار می رود. به واسطه آنها سریع تر دوست یابی می کنید و سریع تر در جامعه وارد می شوید. خردسالان به راحتی یخ رابطه ها را می شکنند و باعث تلطیف فضا می شوند. انتخاب مدرسه یا مهدکودک برای کودکان مهاجر می تواند بسیار چالش برانگیز باشد، اما خوبیش این است که خیلی سریع با شرایط کنار می آیند. ثبت نام زودهنگام آنها در مهدکودک ها می تواند آنها را سریع تر با سیستم آموزشی و زبان کشور جدید آشنا کند. انتخاب های اجتماعی و آموزشی در سال های اولیه رشد کودک درست به اندازه سایر مراحل زندگی وی اهمیت دارد. فراموش نکنید که مبنای استقلال، تمایل به یادگیری و اعتماد به نفس در این سال ها شکل می گیرد.

تفاوت در قوانین آموزشی در کشورها:

مدارس، مراکز نگهداری از بچه ها و مهدکودک ها قوانین مربوط به خود را در هر کشوری دارند. بنابراین تحقیق و تفحص از سوی والدین در انتخاب مدرسه یا مهدکودک برای کودکان مهاجر اهمیت زیادی دارد. برای مثال در اغلب کشورها آموزش اجباری قبل از ۶ یا ۷ سالگی شروع نمی شود و مهدکودک ها بر مبنای بازی آموزش می دهند. در این صورت کودک ۵ ساله ای که از انگلستان به کشورهایی با این سیستم مهاجرت کند، احساس پس رفت می کند. زیرا وی از قبل آموزش اجباری را آغاز کرده است، احساس بزرگ شدن داشته و حالا باید مجددا به مهدکودک برگردد. این گونه تفاوت ها را در یابید و سعی کنید به کودک خود کمک کنید.

نحوه انتخاب مدرسه یا مهدکودک برای کودکان مهاجر:

ترجیحا قبل از عزیمت در مورد قوانین مدارس کشور مقصد خود تحقیق کنید. بعد از تصمیم گیری در مورد ثبت نام فرزند خود در مدرسه و یا مهدکودک به مراکز نزدیک محل زندگی خود سر بزنید و با پرسنل، قوانین، روش ها، امکانات، و ساختار فعالیت روزانه بچه ها آشنا شوید. برخی دیگر از روش های آشنایی با مراکز عبارتند از:

  • به جای اینکه بروشور آن مرکز را بخوانید با پرسنل حرف بزنید.
  • سعی کنید مرکزی در نزدیکی محل زندگی خود انتخاب کنید که با کمی پیاده روی دسترسی به آن امکان پذیر است. زیرا هوای پاک و تازه صبح به افزایش قدرت تمرکز کودک کمک می کند.
  • فضای بیرونی مرکز را بررسی کنید و در مورد مقدار ساعتی که بچه ها در فضای باز هستند و سرانه متر مربع به ازای هر دانش آموز سوال کنید.
  • در مورد دو زبانه بودن مرکز سوال کنید.
  • از سایر والدینی که در آن نزدیکی زندگی می کنند سوال کنید. خجالت نکشید. شاد بودن حق شما و فرزندتان است.

مزایای انتخاب مهدکودک یا مدرسه تک زبانه:

با اینکه بسیار به شما توصیه می شود که زبان مادری خود را به فرزندتان آموزش دهید، در این مورد خاص بهتر است فرزندتان را در مرکزی ثبت نام کنید که به زبان جامعه فعلی تکلم می کنند. در سال های ابتدایی رشد زبانی و شخصیتی کودک در جامعه مهاجر بهتر است وی را در مراکزی تک زبانه ثبت نام کنید. این امر برای توسعه مهارت های زبانی وی بسیار مفید است.

از آنجا که سرعت اکتساب زبان در بچه های کوچک بسیار بالاست، آنها به سرعت زبان کشور مقصد را فرامی گیرند. محققین ثابت کرده اند که با افزایش سن سرعت یادگیری کندتر می شود، بنابراین خردسالان در یادگیری زبان دشواری کمتری را تجربه می کنند. ثبت نام آنها در مدارس تک زبانه به توسعه سریع این مهارت کمک بیشتری می کند. این امر به خصوص در مورد خانواده هایی که صرفا برای چند سال محدود مهاجرت کرده اند و قرار است در نهایت به کشور خود بازگردند اهمیت بیشتری دارد. کودک می تواند در این مراکز زبان را به سرعت و بدون دشواری فرا بگیرد.

در عین حال، شما و همسرتان نیز می توانید در خانه با او به زبان مادری تکلم کنید و پایه زبان مادری کودک خود را همچنان مستحکم حفظ کنید. در صورتی که کودک در دو محل متفاوت با دو زبان متفاوت رو به رو شود و قانون استفاده از زبان در هر دو مکان حفظ شود، کودک مقاومت کمتری در برابر زبان ها خواهد داشت و به مهارت های زبانی خود می افزاید.

ماندن در خانه؟

برخی از والدین از فرستادن کودک خود به مهدکودک ناراضی هستند. به خصوص خانواده هایی که یکی از والدین در خانه است و قرار نیست برای همیشه در کشور خارجی بمانند، تمایلی به فرستادن  فرزند نوپا یا خردسال خود به مهدکودک ندارند. جدا از اینکه آموزش در خانه در برخی از کشورها غیرقانونی است، به یاد داشته باشید که فرزند شما به دوست هم سن و سال و وارد شدن در اجتماع نیاز دارد. از سوی دیگر مزایای دو زبانه شدن به قدری زیاد است که چند ساعت دوری از فرزند دلبندتان در کشوری غریب ارزش آن را دارد.

مهمترین چیزی که در مهاجرت باید به یاد داشته باشید این است که فرزندتان برای انطابق با شرایط به تشویق و حمایت شما نیاز دارد. انتخاب مدرسه یا مهدکودک برای کودکان مهاجر اهمیت زیادی دارد. برای برخی از کودکان جدا شدن از محیط قبلی دشوار است. این مشکل با وارد شدن به محیطی جدید و غریب ممکن است تشدید شود. در صورتی که پس از چند ماه فرزندتان هنوز هم با مهدکودک یا مدرسه خود ارتباط برقرار نکرده است، بهتر است به فکر تغییر محل آن یا مشورت گرفتن از متخصصین تربیت کودک باشید.

منبع

expatchild

 

شوک فرهنگی در کودکان مهاجر: علائم، علل و راه های رفع آن

شوک فرهنگی نوعی شرایط روانی است که افراد مهاجر را مدتی پس از ورود تحت تاثیر قرار می دهد. در واقع تعریف و توضیح شوک فرهنگی مقداری دشوار است، زیرا اغلب افراد علائم متفاوتی را تجربه می کنند. به طور معمول شوک فرهنگی حدود ۶ ماه پس از ورود فرد به کشور خارجی رخ می دهد. یعنی زمانی که شوق و هیجانات اولیه، جذابیت های محیطی و تغییر روال زندگی فروکش می کند و فرد با این پرسش رو به رو می شود که «این واقعا همان چیزی بود که می خواستم؟». رهایی از این حس مبهم ممکن است خیلی سریع رخ دهد یا چند ماه به طول انجامد. برخی افراد اصلا دچار آن نمی شود و برخی دیگر تا زمان بازگشت به کشور خود از این حس خلاصی ندارند. کودکان نیز از این امر مستثنی نیستند. موارد زیادی از شوک فرهنگی در کودکان مهاجر دیده شده است که در این مطلب به علل و راه های رفع آن می پردازیم.

برخی از علائم روانی و عاطفی دیده شده در طول شوک فرهنگی عبارتند از:

  • غمگینی
  • تنهایی
  • احساس غربت
  • افسردگی
  • نوسانات خلقی
  • تحریک پذیری، خشم
  • گریه های زیاد
  • حالت عاطفی نامتوازن
  • نارضایتی از زندگی به طور کلی
  • ایده آل دیدن کشور و فرهنگ خود
  • درست کردن کلیشه در مورد فرهنگ خارجی
  • احساس گیجی در طنز؛ همه چیز را خیلی جدی می گیرد و یا هیچ چیز را جدی نمی گیرد
  • تعمیم دهی تمام مشکلات به وجود آمده به فرهنگ جدید و مقصر ندانستن فرهنگ خود
  • احساس انزوا، خروج شخصی از جامعه
  • ترس های سخت و غیر منطقی مربوط به کشور میزبان
  • از دست دادن هویت
  • احساس بی کفایتی و یا ناامنی
  • تصویر منفی از خود، عدم اعتماد به نفس
  • عدم تمایل به درک و اطاعت از رفتار/ قوانین / و مقررات فرهنگ جدید
  • عدم برقراری ارتباط با افراد دیگر به خصوص خارجی ها
  • بزرگ انگاری مشکلات
  • محتاط شدن در همه چیز

شوک فرهنگی در کودکان مهاجر: آنها نیز دچار این حالت می شوند

در کل، کودکان نسبت به بزرگسالان بیشتر در برابر تغییر انعطاف پذیر هستند. با این حال، شوک فرهنگی در کودکان مهاجر نیز رخ می دهد. بسته به خلقیات فرزندتان وی ممکن است حالت های متفاوتی داشته باشد و شوک فرهنگی در او به شکل های مختلفی بروز کند. حالت های خلقی وی را زیر نظر بگیرید. انزوا طلبی، نوسانات خلقی و بد اخلاقی در پی ورود به کشور خارجی می تواند نشانه ای از شوک فرهنگی در کودکان مهاجر باشد.

فرزندتان را به حرف زدن تشویق کنید و از او بخواهید که در مورد احساساتش با شما بیشتر صحبت کند. از او بپرسید چه چیزی او را آزار می دهد و حرف های وی را تجزیه و تحلیل کنید. گاهی ممکن است لازم باشد خودتان از حرف های وی مشکل واقعی را برداشت کنید.

چه چیزی باعث شوک فرهنگی در کودکان مهاجر می شود؟

شوک فرهنگی در کودکان مهاجر می تواند به هر دلیلی رخ دهد که ما به عنوان بزرگ سال حتی به آن فکر نیز نمی کنیم. با او در مورد مسائل و مشکلات حرف بزنید و هرگز برای دلداری دادن به او دروغ نگویید. اگر قرار نیست دوستانش به دیدن وی بیایند، برای آرام کردنش به او وعده ندهید که به زودی دوستانش را می بیند. اگر نمی توانید به کشور خود بازگردید یا به این زودی میسر نیست، به او وعده های دروغین ندهید. در غیر این صورت حالات روحی وی بدتر از آنچه هست می شود.

آماده سازی قبل از نقل مکان

قبل از مهاجرت به کشور خارجی، در مورد هر چیزی که فکر می کنید با آن رو به رو می شوید تحقیق کنید و در این رابطه با فرزند خود صحبت کنید. از او در مورد مجهولات ذهنی وی نیز بپرسید و در مورد آنها نیز تحقیق کنید.

خداحافظی کنید:

اطمینان یابید که فرزندتان می داند که در حال رفتن هستید. خداحافظی درست و کامل باعث می شود وی رفتن را واقعی ببیند و این امر به تسهیل روند جدایی کمک می کند.

مانند یک کودک فکر کنید:

یکی از مشکلات رایج با کودکان به خصوص در مورد کودکان کوچک تر این است که آنها متوجه تفاوت زمانی و بعد فاصله نمی شوند. آنها نمی فهمند که دیگر دوستشان نمی تواند چند دقیقه بعد در خانه ی آنها باشد، درک نمی کنند که این یک تعطیلات کوتاه مدت نیست و اینجا خانه جدید آنها است. تنها کاری که می توانید انجام دهید این است که با او صادق باشید، با او از فاصله و زمان حرف بزنید و از هر چیز مثبتی برای پرت کردن حواس وی به سمت منزل جدید استفاده کنید.

محیط اطراف ناآشنا

در داخل فضای خانه خود می توانید چیدمان را به نحوی انتخاب کنید که وی با محیط مانوس تر شود. می توانید اتاق او را تا حد ممکن مانند قبل تزیین کنید. برای مواقعی که همه چیز، به خصوص شوک فرهنگی، به یک معضل تبدیل می شوند، می توانید چیزی آشنا و ملموس در دسترس داشته باشید. مقداری از دی وی دی های مورد علاقه او را با خود به همراه داشته باشید. شاید دلتان بخواهد که وی از لحظه ورود به کشور خارجی در فرهنگ آنها غرق شود، اما فراموش نکنید که هر کس گاهی نیاز به مقداری آرامش و رهایی از استرس دارد.

زبان جدید

عدم درک از زبانی که همه در گوشه و کنار به آن صحبت می کنند یکی از علل رایج شوک فرهنگی در کودکان مهاجر و حتی بزرگ سالان است. برای جلوگیری از این مشکل، قبل از رسیدن به کشور مورد نظر کودکتان را مقداری با زبان آنها آشنا کنید.

اقلیم

تغییرات آب و هوا به وضوح خارج از کنترل شما است. اما با همراه داشتن لباس های مناسب و ایجاد شرایط مطلوب برای کودک می توانید تا حد زیادی از مشکل کم کنید.

مواد غذایی مختلف

در دسترس نبودن مواد غذایی آشنا یکی از اولین چیزهایی است که فرزندتان به محض ورود به کشور خارجی متوجه آن می شود. عجیب و غریب بودن طعم خوراکی ها و ظاهر آنها باعث بروز شوک فرهنگی در کودکان مهاجر می شود. برای هفته های اول بهتر است بعضی از غذاهای مورد علاقه ی وی را در دسترس داشته باشید. برای مثال می توانید چند بسته از غلات صبحانه ی مورد علاقه ی او را به همراه بیاورید. تا زمانی که کودکتان به منوی غذایی کشور جدید و ذائقه ی آنها عادت کند، بد نیست که گاهی غذاهای کشور خود را برای او طبخ کنید.

منبع

expatchild

آموزش به فرزند: رفتار وی مهم تر از هوش او است

زمانی که صحبت از آموزش به فرزند پیش می آید، همه آن را گامی به سوی یک دنیای شاد می بینیم. همه می خواهیم کودک خود را خوشحال ببینیم. برای برخی این به این معنا است که فرزندمان باید معدل خوبی کسب کند تا در یک دانشگاه خوب پذیرفته شود. گرفتن یک مدرک دانشگاهی نقش زیادی در آینده ی شغلی آنها دارد. شغل خوبی که آنها را خوشحال کند به پرورش کودکان خوشحال دیگری نیز کمک می کند.

مشکل این طرز تفکر چیست؟

به طور خلاصه بیشتر از سود ضرر دارد. در واقع کاملا اشتباه است. با تمرکز بر نمره، مدرک و موفقیت، آنها را با تفکری بزرگ می کنیم که از آغاز انها را با شکست روبه رو می کند. بر اساس مطالعات انجام گرفته، توجه زیاد به تحسین هوش باعث می شود که کودک از روبه رو شدن با وظایف دشوار دوری کند.

زمانی که صحبت از مقابله با مشکلات زندگی می شود، دو نوع تفکر عمده وجود دارد: رشد و ثابت. ما نه تنها بر اساس آنچه تحسین می کنیم بلکه بر اساس نحوه ی تحسین نیز، چگونگی برخورد با چالش ها را به فرزندان خود می آموزیم. در ادامه هر طرز تقکر و نتیجه ی آن بررسی می شود.

تفکر ثابت: اجتناب از چالش ها

این طرز تفکر بیشتر بر اساس ستایش هوش و ذکاوت، یا استعداد کودک بنا شده است. همه ی این موارد خارج از کنترل وی است. آنها همین طور که هستند خلق شده اند. این طرزتفکر به آنها می آموزد که آنها هرگز نمی توانند خود را بهبود ببخشند و در حالتی ثابت قرار دارند.

تفکر رشد: تلاش مساوی موفقیت

تحسین در طرز تفکر رشد شامل ستایش کار سخت و پشتکار می شود. از آنجا که این کودکان با این طرز تفکر بزرگ می شوند که تلاش با موفقیت همراه است، بیشتر به روی آوردن به چالش و وظایف دشوار تمایل دارند.

نحوه ی آموزش به فرزند

اگر بعد از خواندن این نوشته به این نتیجه رسیدید که در حال تشویق تفکر ثابت در فرزند خود هستید و حس کردید که دوست دارید روش خود را تغییر دهید، نگران نباشید. هنوز هم وقت دارید که تاثیر زیادی در آموزش به فرزند خود و طرز فکر او داشته باشید.

اول از همه، یاد بگیرید که به جای نمره، تلاش وی را تشویق کنید. همه ی ما به دنبال ایجاد انگیزه در فرزند خود هستیم. انگیزه با خود کار و پشتکار و در نهایت موفقیت به همراه می آورد. شاید فرزند شما از رتبه ی ضعیف در دروس خود به متوسط رسیده باشد. به یاد داشته باشید که نمره به اندازه ی تلاش به موفقیت ختم نمی شود. اجازه دهید که آنها بدانند که شما متوجه تلاش انها هستید.

به عنوان روشی دیگر، اگر متوجه شدید آنها در کلاسی با تلاش کم یا عدم تلاش موفق می شوند، به انها چیزی دشوارتر را پیشنهاد دهید که آنها را به چالش می کشد. به آنها یاد دهید که تا زمانی که در حال تلاش هستند، رسیدن به نمرات عالی اهمیت چندانی ندارد. ایجاد این طرز فکر در کودک باعث می شود که وی برای زندگی بهتر تلاش کند و به چیزی که می خواهد برسد.

منبع

aplatformforgood