نوشته‌ها

پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه

در بررسی پدر و مادرهایی که از خانه مهاجرت کرده اند و در آرزوی داشتن فرزندی مسلط به هر دو زبان مبدا و مقصد به سر می برند، با الگوی خاصی رو به رو می شویم که ما آن را پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه می خوانیم. والدینی که آرزو می کردند ای کاش برخی موارد را تغییر داده بودند تا نتیجه ی بهتر و سریع تری گرفته بودند. خبر خوب این است که می توانید با دوری از این موارد و اتخاذ اقدامات مناسب از پشیمانی جلوگیری کنید.

ای کاش تلاشی را که برای پرورش یک کودک دو زبانه نیاز بود دست کم نمی گرفتم:

این گزینه یکی از رایج ترین پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه است. اهمیت آن به این دلیل است که مقداری آگاهی بیشتر می تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. اساسا، برخی از والدین تصور می کنند که کودک آنها ساده و اتوماتیک مانند سایر کودکان تک زبانه زبان مادری را فرا خواهد گرفت. اما، برخلاف میل آنها نتایج حاصله با انتظارات آنها مطابق نیست. والدین زمانی متوجه می شوند که در دوره ای نزدیک به شروع دوره ی تحصیل، کودک تسلط کاملی به زبان کشور مقصد دارد اما در زبان مادری دچار ضعف عمده است. این امر چالش بزرگی پیش روی والدین قرار می دهد در حالی که کودک نیز مقاومت شدیدی در برابر یادگیری از خود بروز می دهد. همانطور که قبلا گفته شد تلاش آگاهانه و فعال، می تواند از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کند و تاثیر بسیار زیادی در موفقیت بلند مدت خانواده دارد.

ای کاش زمان بیشتری را با کودک خود گذرانده بودم و وی را بیشتر در معرض زبان قرار می دادم:

این پشیمانی بیشتر در بین والدینی دیده می شود که شاغل هستند و کودک آنها در مهدکودک های تک زبانه بزرگ می شود. ریشه ی این تاسف به مورد اول باز می گردد. از آنجا که والدین اهمیت آموزش زبان اقلیت را دست کم می گیرند، زمان کمتری را به فرزند خود اختصاص می دهند. نتیجه این است که والدین نه تنها در رابطه با نتیجه ای که از دوزبانگی گرفته اند پشیمان می شوند، در خصوص رابطه ی والدین و فرزندی خود نیز احساس پشیمانی می کنند. کودکان برای توسعه مهارت های زبانی خود و بهبود ارتباط عاطفی با والدین به ورودی کمی و کیفی از طرف آنها نیاز دارند.

ای کاش از زبان مادری خود به طور مداوم تر استفاده کرده بودم:

یکی دیگر از پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه عدم استفاده مداوم و قانون مند از زبان مادری است. زمانی که زبان مادری کمتر استفاده می شود یا در ترکیب با زبان اکثریت استفاده می شود، این تصور برای کودک به وجود می آید که نیازی به استفاده از زبان مادری نیست. اغلب اوقات استفاده بیش از حد از زبان اکثریت به دلیل شرایط خاص خانواده در جامعه جدید و محاصره شدن آنها با زبان اکثریت صورت می گیرد. در واقع چنین ترکیبی بیشتر در والدین جوان دیده می شود. با این حال خانواده ها باید بدانند که استفاده از این الگو در بچه هایی که هنوز به زبان مادری تسلط نیافته اند و به نحوه استفاده از آن عادت نکرده اند درست نیست. کودک زمانی با این الگو می تواند رشد کند که بداند محل و افراد مرتبط با استفاده از زبان مادری و زبان اکثریت کجا و چه کسانی هستند.

ای کاش تلاش بیشتری برای یافتن منابعی به زبان مادری کرده بودم:

جواب اغلب والدینی که بچه های آنها در استفاده از زبان مادری مقاومت می کنند به این سوال مثبت است: «آیا منابع متعددی به زبان مادری در دسترس داشته اید؟» با این حال اگر سری به خانه آنها بزنید متوجه می شوید که جز چند کتاب کهنه و تکراری چیزی در کتابخانه نیست. بچه ها برای یادگیری به منابع گسترده و جذاب نیاز دارند. تکنولوژی در یادگیری آنها تاثیر زیادی دارد. با حجم زیاد نرم افزارها و دی وی دی های موجود در بازار و اینترنت به زبان های مختلف دیگر این اهمال از سوی والدین پذیرفته نیست. کسانی که یادگیری را برای کودک خود شاد، متنوع و جذاب کنند هرگز دچار پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه نمی شوند.

ای کاش برای فرزندم کتاب خوانده بودم:

شاید به نظر خیلی تکراری برسد، اما نتیجه اغلب تحقیقات نشان داده است که خواندن مطلب با صدای بلند تاثیر بسیار زیادی در مهارت های زبانی کودک دارد. نگران مشغله های خود نباشید. ۱۵ دقیقه در روز قبل از خواب هم کافی است و اثر زیادی دارد. بلند خواندن مطالب برای کودک بستر مناسبی برای یادگیری زبان مادری در همه ی انها، بدون استثنا، فراهم می کند. پدر و مادری که به این برنامه پایبند نباشند، تلاش لازم برای پیشرفت فرزند خود را نادیده گرفته اند.

پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه؛ خبر های خوب:

می دانیم که بحث در مورد پشیمانی های بزرگ والدین مهاجر در رابطه با پرورش کودکان دو زبانه کمی افسرده کننده است. با این حال فراموش نکنید که نمی توانید انتظار داشته باشید که تلاش نکنید اما جز استثناها باشید. شانس یادگیری بدون رعایت اصول توصیه شده کم است. در پایان شما می مانید و کودکی که به زبان مادری شما مسلط نیست. با این وجود نگران نباشید. حتی اگر فرزند شما بزرگ تر شده است، هنوز هم دیر نیست. حتی اگر امروز پر از احساس پشیمانی هستید، هنوز هم فرصت دارید که برای پیشرفت فرزند خود تلاش کنید.

منبع

bilingualmonkeys

فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه

حتی با وجود حمایت کامل دوستان و اطرافیان، پرورش یک کودک دو زبانه چالش های زیادی، هم به لحاظ فیزیکی و هم روانی، پیش روی والدین قرار می دهد. آموزش زبان مادری نه تنها به تلاش فیزیکی زیادی به صورت روزمره نیاز دارد، بلکه گاهی فشارهای روانی زیادی هم به والدین وارد می آورد. یکی از آنها احساس تنهایی در این مسیر است. این احساس به خصوص در صورت فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه بدتر و شدیدتر هم می شود.

امروزه شکایت های زیادی در این رابطه از سوی برخی از مهاجرین می شنویم: همسر، وابستگان، یا دوستانی که از یادگیری زبان مادری حمایت نمی کنند، یا حتی به وضوح با آن مخالفت می کنند. چالش هر کس با دیگری متفاوت است، اما مبنای مشکل مشابه است:

چگونه فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه را مدیریت کنم تا بر احساس ناامیدی و تنهایی خود فائق آیم و به آموزش فرزند خود ادامه دهم؟

پاسخی همگانی به این سوال وجود ندارد و دلیل این فقدان حمایت در هر خانواده ای متفاوت است. راه حل این مشکل تا حد زیادی به شرایط خانواده بستگی دارد. با این حال می توان گفت دلیل عمده فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه، عدم ارزش گذاری به زبان مادری و عدم توجه به مزایای دو زبانه بودن کودک است.  بر این اساس کمک به سایرین در درک ارزش زبان مادری و دو زبانه بودن، می تواند در جلب حمایت آنها در این روند و افزایش آگاهی آنها تاثیر زیادی داشته باشد.

راه های غلبه بر فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه:

ارزش دو زبانه بودن به طور کلی

در حال حاضر شواهد علمی زیادی مبنی بر تاثیر مثبت دو زبانه بودن بر مغز وجود دارد. این تاثیر نه تنها در کودکی بلکه در سراسر دوران زندگی فرد دیده می شود. شواهد نشان داده اند که دو زبانه بودن از وقوع زوال عقلی در پیری تا حد زیادی جلوگیری می کند. بنابراین به اطرافیان توضیح دهید که دو زبانه بودن تاثیر مثبتی در مغز و پردازش فکری دارد.

ارزش دو زبانه بودن در زندگی کودک

فرقی نمی کند که زبان مادری چه باشد. والدین نمی توانند در مورد آینده تصمیم گیری کنند. شاید در جامعه فعلی زبان مادری کاربرد زیادی نداشته باشد، اما چه کسی می داند فردا کودک چه تصمیمی برای ادامه کار و زندگی خود می گیرد؟ دنیای امروز به قدری کوچک شده است که دو زبانه بودن قطعا به غنی تر کردن زندگی انسان کمک زیادی می کند.

ارزش دو زبانه بودن کودک در زندگی دیگران

مسلما دو زبانه بودن تاثیر مثبتی در زندگی فردی کودک دارد. این مزایا در اغلب موارد به زندگی دیگران نیز بسط داده می شود. مادربزرگ و پدربزرگی که می توانند از راه دور و از طریق تماس تصویری با نوه خود صحبت کنند، مسلما از شما بابت این آموزش تشکر می کنند.

دلیل فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه چیزی جز عدم آگاهی نیست. راه حل این مشکل نه سرزنش کردن، بلکه آموزش دادن است. با آموزش صبورانه فرد از طریق برقراری ارتباط مثبت و توصیف ارزش های زبان اقلیت می توانید تا حد زیادی در جهت مثبت حرکت کنید.

شما تنها نیستید:

در نهایت، به یاد داشته باشید، که در این راه تنها نیستید. حتی با وجود فقدان حمایت از سوی اطرافیان در پرورش کودک دو زبانه می توانید حمایتی گرم از سوی فارسیمیا دریافت کنید. صدها پدر و مادر دیگر در اینجا با شرایط شما حضور دارند که می توانیم در کنار هم این مسیر را هموار سازیم.

منبع

bilingualmonkeys

اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه: مسیرهای اشتباه

به عنوان والدین اشتباهات زیادی در تربیت کودک خود داریم. والدین بودن سفری آموزشی است و در طول این راه تحولات و تغییرات زیادی در ما رخ می دهد و مهم ترین چیز این است که از این تغییرات و از تجربیات سایر والدین چیزهای زیادی می آموزیم. در این مطلب به برخی اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه توسط والدین مهاجر می پردازیم.

تصور می کنید فرزندتان به صورت اتوماتیک دو زبانه می شود

یکی از اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه توسط والدین این است که فکر می کنند چون به یک زبان صحبت می کنند، این زبان به صورت اتوماتیک به فرزند آنها منتقل می شود. قطعا این طور نیست. پرورش کودک دو زبانه به تلاش و صبر زیادی نیاز دارد و اگر به آن اهمیت داده نشود در نهایت کودک شما به یک دو زبانه ی منفعل تبدیل خواهد شد. این اصطلاح به این معنی است که فرزندتان قادر به درک جملات شما هست، اما نمی تواند به همان زبان به شما پاسخ دهد.

برای پرورش یک کودک دو زبانه و به خصوص تقویت زبان مادری خود در کودک باید زمان زیادی را صرف صحبت کردن با او، خواندن کتاب های مختلف، و انجام فعالیت های جذاب برای تشویق وی به حرف زدن بکنید.

تصور می کنید تلویزیون به فرزند شما زبان یاد می دهد

کودکان برای یادگیری زبان به تعامل انسانی نیاز دارند. صرف قرار دادن آنها جلو تلویزیون چیزی به دانش زبانی آنها اضافه نمی کند. در صورتی که فرزند شما مقداری دانش پایه و درک ابتدایی از زبان داشته باشد، در این صورت تلویزیون مقداری به پیشرفت وی کمک می کند. با این حال، حرف زدن، خواندن، نوشتن و بازی با کودک بهترین راه آموزش زبان به او است.

اسباب بازی ها و وسایل کمک آموزشی بسیار گران می خرید

فرزند شما برای یادگیری زبان به تعداد زیادی چیز گران قیمت نیازی ندارد. مقداری وسیله ی کمک آموزشی ارزان قیمت هم کفایت می کند. مهم ترین چیز استفاده از آنها به شیوه ی درست برای تشویق فرزند به صحبت کردن است. کتاب ها از این نظر بسیار عالی هستند. خواندن کتاب بهترین راه برای تقویت واژگان و درک وی از زبان است.

فرزند خود را بیش از حد تصحیح می کنید

زمانی که به طور دائم اشتباهات فرزند خود را تصحیح می کنید، در واقع جریان صحبت کردن و تفکر وی را قطع می کنید و در آن اختلال ایجاد می کنید. در حالی که باید اشتباهات بزرگ و مهم را تصحیح کنید، اما از بسیاری از اشتباهات جزئی چشم پوشی کنید. جملاتی که اشتباه هستند اما در هر صورت شما متوجه معنی و منظور آن می شوید، نیازی به اصلاح ندارند. این اشتباهات در طول زمان به صورت خود به خود تصحیح می شوند. این مسئله جز اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه است و باعث ناامیدی کودک و در برخی موارد خودداری وی از حرف زدن می شود.

قانونمند نیستید

یکی دیگر از اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه، این است که قانونمند نیستید. اگر برنامه ای تعیین کرده اید و در راه آموزش کودک خود روشی را برگزیده اید، به آن پایبند باشید و دائما روش خود را تغییر ندهید. فراموش نکنید که درست مانند هر چیز دیگری، تمرین کردن جواب می دهد.

فکر می کنید دیر شده است

هرگز فکر نکنید که دیر شده است. اگر چند سالی از مهاجرت شما گذشته است و تازه به فکر حرف زدن کودک خود به زبان مادری افتاده اید، هنوز هم دیر نیست. هنوز هم وقت کافی برای معرفی زبان جدید و ایجاد ورودی کافی و با کیفیت برای کودک شما هست. هر چند هر چه بچه کوچک تر باشد، این مسیر آسان تر است، اما به هر حال کودکان در هر سنی می توانند زبان را فرابگیرند. این امر در مورد بزرگسالان نیز صادق است.

به مشورت ها و توصیه های غلط دیگران گوش می دهید

تصمیم گرفته اید که زبان مادری خود را نیز به فرزندتان آموزش دهید. از همین امروز با کلی نظر و ایده ی عجیب رو به رو خواهید شد. یکی از مهلک ترین اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه گوش دادن به نظرات غیرتخصصی و مشاوره های منفی اطرافیان است. تصورات غلطی درباره ی پرورش کودکان دو زبانه بین مردم رایج است که خیلی از آنها باعث ناامیدی شما می شوند. بهترین چیز این است که از نظرات و مشاوره های منفی چشم پوشی کنید و به تصمیم درست خود پایبند باشید.

چگونه اشتباهات رایج در پرورش کودک دو زبانه خود را برطرف کنیم؟

هرگز تسلیم نشوید. هر چند به نظر در ابتدای مسیر سخت می آید، اما ارزش آن را دارد. کودک شما قرار نیست یک شبه زبان مادری شما را فرا گیرد، از وی انتظار غیر منطقی نداشته باشید. صبر و تحمل و پشتکار داشته باشید و با ارائه ی ورودی با کیفیت و در کمیت مناسب این مسیر را برای فرزند خود تسهیل کنید.

منبع

bilingualkidspot

 

تاخیر در گفتار کودکان: آیا دو زبانه بودن عامل اصلی است؟

بسیاری از افراد تصور می کنند که دو زبانگی موجب اختلال در ارتباط کلامی (برای مثال تاخیر در گفتار کودک) می شود. به همین دلیل و برای اجتناب از مشکل بسیاری از خانواده های مهاجر از آموزش زبان مادری به فرزند خود پرهیز می کنند. تحقیقات هرگونه ارتباط بین دو زبانگی و اختلال در زبان یا تاخیر در گفتار را مردود می دانند. این گونه باورها حاصل تعصب و جهل نسبت به نتیجه ی تحقیقات زبانی و شناختی است. تفاوت های ارتباطی کودکان دو زبانه باید از اختلالات ارتباطی متمایز گردد. عدم ایجاد این تمایز مهم تا حدودی به دلیل اشتباهات اساسی در ارزیابی و طبقه بندی رخ می دهد.

دلایل تصور افراد مبنی بر تاخیر در گفتار کودکان دو زبانه:

این تصور اغلب به این دلیل پیش می آید که کودک در یکی از زبان هایی ارزیابی می شود که ضعیف تر است. برای مثال کودکی که در چهار سالگی مهاجرت کرده است، پایه ای قوی در زبان مادری دارد و مدتی طول می کشد تا به زبان دوم مسلط شود. این امر موجب مقداری تاخیر در کلام و خطا می شود. گاها ارزیابی معلمان در مدرسه از چنین کودکی اختلال کلام است. در صورتی که اگر این کودک در زبان مادری آزموده شود چنین اختلالی دیده نمی شود. با این حال در اغلب موارد مهارت وی نادیده گرفته می شود.

از سوی دیگر گنجینه ی محدود تر کلمات در هر زبان در کودکان دو زبانه نسبت به کودکان تک زبانه باعث این تصور غلط می شود که این کودکان دچار تاخیر در گفتار هستند. در صورتی که اگر تعداد کلمات یک کودک دو زبانه ی دو ساله را در هر دو زبان بشماریم، چیزی معادل کودکی تک زبانه در همین سن و سال است. گنجینه ی کمتر کلمات در هر زبان برای این گونه کودکان طبیعی است و نشانه ای از اختلال گفتاری نیست.

نتیجه این طور است که در چنین شرایطی و با معیارها و تصورات غلط، کودک با برچسب ناتوانی زبانی یا حتی ناتوانی یادگیری رو به رو می شود. بسیاری از خانواده هایی پرورش کودک دو زبانه را برای خود انتخاب می کنند، اغلب با این پیش آگاهی ها رو به رو می شوند که اگر فرزندتان دیرتر به حرف افتاد نگران نشوید. برخی حتی برای اجتناب از سوال از سوی اطرافیان از قبل به همه هشدار می دهند که ممکن است کودک آنها دیرتر از سایرین صحبت کند. با این حال همان طور که قبلا هم گفته شد نتیجه ی تحقیقات ثابت کرده اند که دو زبانگی ارتباطی با اختلال یا تاخیر در گفتار ندارد. تحقیقات ثابت کرده اند که با وجود باور والدین کودکان دو زبانه هم زمان با کودکان تک زبانه یا در حدود زمانی آنها به حرف می افتند.

تفاوت فردی عامل اصلی مشکل:

نمونه های زیادی از کودکان دو زبانه در تحقیقات دیده شده اند که حتی زودتر از همسالان تک زبانه ی خود شروع به تکلم کرده اند. در اینجا ذکر این نکته ضروری است که بیشتر از آنکه دو زبانگی عامل تاخیر در گفتار باشد، فاکتور تفاوت های فردی در این امر دخیل است. همان طور که تمام کودکان تک زبانه همه در سنی یکسان شروع به حرف زدن نمی کنند، تمام کودکان دو زبانه نیز با هم یکسان نیستند.

محققان هشدار داده اند که تنها در صورتی کودکی دچار اختلال یا تاخیر در گفتار است که در هر دو زبان به صورت مشابه دچار مشکل باشد. در غیر این صورت تفاوت های فردی بین کودکان دو زبانه درست مانند کودکان تک زبان هست. همان گونه که برخی کودکان تک زبانه بسیار دیرتر یا زودتر از سایرین صحبت می کنند، کودکان دو زبانه نیز ممکن است همان قدر دیر تر یا حتی در برخی موارد زودتر به حرف بیافتند. در نتیجه، تصورات غلط مبنی بر تاخیر در گفتار نباید والدین مهاجر را از آموزش زبان مادری به کودکان خود منصرف سازد.

منبع

multilingualliving

کودکان دو زبانه و والدین تک زبانه: استراتژی های آموزشی

بسیاری از والدین همواره از خود می پرسند که آیا می توانند کودکان دو زبانه پرورش دهند؟ آیا در این راه موفق خواهند بود؟ بیشتر مطالعات انجام گرفته در دهه ی ۶۰-۸۰ در مورد والدین تک زبانه ای بود که به دنبال پرورش کودکان دو زبانه بودند. برخی از این والدین زبان مشترکی داشتند و زبان رایج در جامعه زبان دوم بود. در برخی موارد تنها یکی از والدین به زبان رایج در جامعه صحبت می کرد.

امروزه تک زبانه بودن هر روز دشوارتر می شود، به این دلیل که صحبت کردن به یک زبان، حداقل برای غیر انگلیسی زبانان، تقریبا غیرممکن است. هر کسی در برهه ای از زندگی خود زبانی را مطالعه می کند و از آن چیزی می آموزد. بنابراین امروزه والدین تک زبانه بودن و زندگی در محیطی صرفا تک زبانه غیرممکن است. به خصوص اگر گویش ها را زبان به حسب بیاریم این امر بسیار دشوارتر نیز می شود.

تعریف کودکان دو زبانه

برخی از محققین دوزبانه ها را این طور تعریف کرده اند: کودکان دو زبانه به کسانی گفته می شود که در زندگی خود از دو یا چند زبان (یا گویش) استفاده کنند. بدین ترتیب تک زبانه به کسی گفته می شود که: تنها از یک زبان (گویش) در زندگی روزمره ی خود استفاده کند.

طرح آموزش زبان

هر خانواده ای که در حال پرورش کودکان دو زبانه است، به طرح زبان نیاز دارد. استراتژی های مختلفی برای خانواده ها یا والدین تک زبانه وجود دارد. والدین به زبان مادری خود صحبت می کنند و کودک زبان دوم را به فرد یا محل خاصی ارتباط می دهد، مانند کلاس های ویژه و یا سفر جهت بازدید از خویشاوندان یا دوستان. در مواردی که والدین در محلی زندگی می کنند که تکلم به زبان مادری آنها محدود است، باید خود ورودی کافی را برای فرزندشان فراهم کنند. در ادامه سناریوهای مختلف آموزش زبان اول و دوم به کودک را در خانواده های مختلف بررسی می کنیم.

والدینی که تک زبانه هستند و می خواهند زبان اول خود را نیز به کودک آموزش دهند باید از تمام تلاش خود و ابزارهای امروزی بهره ببرند. با کمک تکنولوژی خانواده ها می توانند در طولانی مدت فرزندانی دوزبانه داشته باشند و خود نیز به تدریج به زبان دوم مسلط شوند.

اگر یکی از والدین به زبان دوم تسلط دارد و خانواده در جامعه ی دیگری زندگی می کند، بهتر است یکی از والدین به زبان اصلی خود و دیگری به زبان جامعه یا زبان دوم با کودک صحبت کند. این استراتژی به تلاش زیادی از جانب والدین برای فراهم کردن ورودی کافی برای کودک نیاز دارد. اما مزیت آن این است که کودک همواره کسی را در اختیار دارد که به زبان مورد نظر خود با وی صحبت کند. در دراز مدت کودک می تواند شرکای بیشتری برای هم صحبتی پیدا کند، برای مثال پدر و مادر بزرگی که از طریق تماس تصویری با وی ارتباط برقرار کرده اند. از سوی دیگر معلمان، هم سالان و دوستان در جامعه ی دوم می توانند ورودی کافی برای زبان دوم را برای وی فراهم آورند.

اگر هر دو والدین زبان مشترکی دارند اما در کشور دیگری زندگی می کنند، استراتژی بدین صورت می شود که والدین در خانه به زبان مادری خود صحبت می کنند و یادگیری زبان دوم را به سادگی بر عهده ی جامعه می گذارند. در این شرایط یادگیری زبان دوم در مدرسه و محیط خارج از خانه رخ می دهد و والدین در تعامل روزانه ی خود در خانه زبان اول را تقویت می کنند. معمولا در این شرایط در نقطه ای والدین به کودک رسیده و زبان دوم را نیز فرامی گیرند و می توانند به زبان دوم نیز با وی ارتباط برقرار کنند.

نکته ی مهم در هر کدام از روش های گفته شده این است که والدین باید بر سر طرحی به توافق برسند که باعث افزایش اعتماد به نفس خانواده می شود و در عین حال خلاق، متعهد، سازگار و انعطاف پذیر نیز هست.

منبع

expatsincebirth