نوشته‌ها

روش بافت: روشی در آموزش زبان مادری به کودک مهاجر

روش های متنوعی برای پرورش یک کودک دو زبانه توسط زبان شناسان معرفی شده است. در مطالب قبل به دو روش یک والد- یک زبان و روش MLAH اشاره کردیم. این دو روش جز روش های بسیار پر طرفدار در میان مهاجران است. اما روش های متنوع دیگری هم برای دو زبانه شدن کودک مهاجر وجود دارد که در ادامه به معرفی روش بافت و مزایا و معایب آن می پردازیم.

روش بافت و یا زمان و مکان:

روش بافت مستلزم آن است که از هر زبان در یک بافت یا وضعیت متفاوت استفاده شود. در واقع استفاده از زبان به جایی که در آن هستید و کسی که کنار شما است بستگی دارد. برای مثال، اگر اعضای خانواده یا دوستان شما تنها به یک زبان خاص صحبت می کنند، در کنار آنها به زبانی مکالمه خواهید کرد که همه قادر به درک آن هستید. در روش بافت ممکن است خانواده به بازار بروند و در یک ساعت چندین بار بین زبان های مختلف تغییر موقعیت دهند. برای مثال در صحبت با فروشنده خارجی به زبان دوم و در گفتگو با یک دوست خانوادگی که در راه با او برخورد کرده اند به زبان مادری صحبت کنند.

راهی دیگر برای استفاده از روش بافت این است که خانواده در تمام روزها به یک زبان خاص صحبت می کنند، اما یک روز خاص یا یک ساعت خاص در روز را برای صحبت به یک زبان دیگر تعیین می کنند. بسیاری از خانواده های مهاجر این روش را انتخاب می کنند تا فرزندشان با یک زبان تماس بیشتری داشته باشد.

خانواده هایی که از روش بافت استفاده می کنند، معمولا در طول روز از زبان های مختلفی برای صحبت با یکدیگر استفاده می کنند.

مزایا:

  • کودک، شما به سرعت خواهد آموخت که با چه کسی و در کجا به چه زبانی صحبت کند. وی متوجه خواهد شد که در موقعیت های مختلف به زبان های مختلفی صحبت می کند.
  • دیگران از مکالمه های ما جدا نمی شوند زیرا با توجه به فرد پیش رو زبان مکالمه خود را تغییر می دهیم.

معایب:

  • واقعا هیچ نوع ثباتی در روش بافت وجود ندارد و می تواند موجب سردرگمی و بروز خطا در گفتار کودک شود.
  • کودک مهاجر ممکن است یک زبان را به دیگری بیشتر ترجیح دهد و در این صورت زبان دوم ورودی کمتری دریافت می کند.

پرورش کودک دو زبانه کار دشواری است و مستلزم پشتکار و صبر زیاد است. هر روشی را که برای خانواده خود مناسب تشخیص دادید، فراموش نکنید که ثبات در ارائه ورودی و تبعیت از قانون های خانه فاکتور اصلی موفقیت است.

منبع

bilingualkidspot

روش MLAH: زبان اقلیت در خانه، زبان اکثریت در بیرون

همان طور که در مطالب قبلی گفتیم لازمه پرورش کودک دو زبانه داشتن برنامه است. بدون برنامه، اگر شکست نخوریم، در بهترین حالت دستیابی به موفقیت زمان زیادی می برد. در مطالب قبلی به روش های پرورش کودک دو زبانه پرداختیم. یکی از آنها روش یک والد- یک زبان بود. در ادامه به روش دیگری تحت عنوان روش MLAH و مزایا و مضرات آن می پردازیم .

چارچوب ها:

روش MLAH تحت عنوان روش خارج، خانه نیز شناخته می شود.  در این روش زبان اقلیت توسط تمام افراد خانواده در خانه استفاده می شود و زبان اکثریت به بیرون از خانه محدود می شود. این روش امن ترین راه برای موفقیت است زیرا کودک از تولد تا زمانی که خانه والدین را ترک کند، به زبان اقلیت صحبت خواهد کرد.

در این روش، کودک تا حدود سن ۵ سالگی یا زمانی که کودک با جامعه ارتباط یابد زبان اکثریت را فرا نخواهد گرفت. از همین رو ممکن است والدین با فشار و استرس رو به رو شوند. به هر حال، هیچ کس نمی خواهد فرزندش در مدرسه نقطه ضعف داشته باشد. اما نباید نگران بود. به محض اینکه کودک آموزش را آغاز کند، یا با سایر همسالان خود در جامعه احاطه شود مانند اسفنج زبان آنها را جذب خواهد کرد. اگر وی کمی با اصول اولیه آشنا باشد، دوره تسلط به زبان اکثریت چیزی در حدود شش ماه خواهد بود.

خطر انزوای زبانی در روش MLAH، به این صورت که کودک هرگز زبان اکثریت را فرا نگیرید، چیزی در حد صفر است. دلیل این امر این است که برای انزوای زبانی کامل لازم است که جامعه بزرگی از افراد به زبان مادری کودک صحبت کنند که وی از تسلط به زبان اکثریت بی نیاز باشد. بنابراین این روش برای والدین مهاجری که می خواهند فرزندشان پایه ای قوی در زبان مادری داشته باشد، راهی بسیار مناسب است.

روشی انشعابی از MLAH:

به عنوان یک روش جایگزین، برخی از والدین ترجیح می دهند که روش MLAH را تا شش ماه یا یک سال پیش از شروع مدرسه به طور کامل رعایت کنند. در این زمان یکی از والدین برای صحبت به زبان اکثریت با کودک انتخاب می شود تا کودک قبل از شروع مدرسه به آن تسلط نسبی یا بالا دست پیدا کند. پس از شروع مدرسه و تسلط به زبان اکثریت، مجددا والدین به روش MLAH باز می گردند.

مزایای روش MLAH:

  • تمام خانواده می توانند به یک زبان با هم صحبت کنند.
  • کودک ورودی کافی از زبان مادری دریافت می کند و شانس فراموشی آن کاهش می یابد.

مضرات این روش:

  • کودک کوچک تر از سن مدرسه، تماسی با زبان اکثریت نخواهند داشت. بدین ترتیب در زمان شروع مدرسه، کمی از سایر همکلاسی های خود عقب تر خواهند بود.
  • اگر یکی از والدین به زبان اقلیت مسلط نباشد (برای مثال وی متولد همان کشور خارجی باشد) از صحبت به این زبان در خانه احساس راحتی نخواهد کرد. از سوی دیگر، به دلیل وجود خطاهای احتمالی در گفتار او، کودک نیز ممکن است الگوهای اشتباهی از زبان اقلیت دریافت کند.

منبع

bilingualkidspot

پرورش کودک دو زبانه: پنج گام اصلی به سمت موفقیت در این راه

سابق بر این رایج ترین راه پرورش کودک دو زبانه ثبت نام وی در مدارس شبانه روزی بین المللی بود که هزینه اش هم سر به فلک می گذاشت. خوشبختانه از آن دوران مدت های زیادی گذشته است و الان والدین خودشان کودکان دو زبانه تربیت می کنند. کودکان مانند محیط اطراف خود بزرگ می شوند و در این بین پدر و مادر خود را نیز بهتر می شناسند. با این حال، چند نکته می تواند این مسیر را هموار تر کند.

رایج ترین سوالی که در این بین والدین می پرسند این است: «بهترین راه تربیت یک کودک دو زبانه چیست؟» پاسخ به این سوال ساده است: «تنها با آنها حرف بزنید!». هر چقدر هم که این توصیه کوتاه باشد، اما عملی است. نوزادی که تنها اصوات محدودی را می تواند تولید کند، با گذشت زمان به یک سخنور حرفه ای تبدیل خواهد شد. اما برای رسیدن به این نتیجه ما پنج گام اول را به شما معرفی می کنیم:

توافق خانواده در پرورش کودک دو زبانه:

همکاری و توافق نظر خانواده اولین شرط در موفقیت در پرورش کودک دو زبانه است. اگر شما و همسرتان زبان مشترکی ندارید، همسرتان ممکن است از اینکه شما و کودک با هم به زبانی صحبت کنید که او بلد نیست احساس بدی پیدا کند. او از این زبان سری بین شما دو نفر احساس ناامنی خواهد کرد. حتی والدینی هم که زبان مشترک دارند ممکن است در این مورد توافق نظر نداشته باشند. در این صورت چاره حرف زدن و مصالحه است. بسیار مهم است که والدین به چاره ای برسند که برای هر دو قابل قبول است و برای کودک نیز مفید است.

اشتیاق، اما واقع گرایانه:

زمانی که توافق بر سر دو زبان انجام شد، بسیاری از والدین برای آموزش زبان بعدی نیز وسوسه می شوند. معمولا تعداد زبانی که در خانه صحبت می شود برای پرورش کودک دو زبانه کافی است، با این حال تحقیقات نشان داده اند که به شرط ایجاد ورودی کافی، تا چهار زبان را می توان به طور موفقیت آمیز و همزمان آموزش داد. از سوی دیگر تحقیقات نشان داده اند که برای یادگیری زبان، کودک باید در زمان بیداری حداقل ۳۰ درصد با یک زبان برخورد داشته باشد تا بتواند به طور فعال به آن زبان صحبت کند. از آنجایی که زمان بیداری کودک محدود است، یادگیری زبان نیز به همین صورت است.

برنامه عملی:

برنامه ای برای پرورش کودک دو زبانه انتخاب کنید. روش های زیادی در این راه وجود دارد. یکی را انتخاب کنید و به آن پایبند باشید. یکی از رایج ترین آنها صحبت به یک زبان توسط هر والد است. یکی دیگر از آنها صحبت کردن کل خانواده به زبانی است که در موقعیت ضعیف تر قرار دارد. در صورتی که هیچ یک از شما فرصت آموزش و ایجاد ورودی کافی برای فرزند خود را ندارید راه دیگر استفاده از پرستار، کلاس های بیرون از خانه یا فامیل است.

کنارهم بودن:

ایجاد شبکه حمایتی یکی از نادیده گرفته شده ترین عوامل موفقیت است. بنابراین افرادی را بیابید که مانند شما در حال پرورش کودک دو زبانه هستند. در کنار آنها می توانید تردیدها، مسائل، شادی ها و موفقیت های خود را بیان کنید. می توانید بازی ها، روش ها، و نرم افزارهایی که برای آموزش زبان اقلیت هستند را با هم به اشتراک بگذارید و تبادل نظر کنید. فارسیمیا برای همین کار ایجاد شده است.

صبر و بردباری:

پرورش کودک دو زبانه مستلزم صبر زیاد است. زمان های زیادی پیش می آید که دچار تردید می شوید. همانند دیگر جنبه های پدر و مادر شدن، آموزش زبان مادری یا زبان دوم نیز تعهدی بلند مدت است و فراز و فرودهای زیادی دارد. اما فراموش نکنید که بسیاری از مواردی که برای شما پیش می آید برای والدین کودکان تک زبانه هم رخ می دهد. بنابراین اگر فرزندتان مانند دوستانش به سرعت به دو زبان مسلط نشد یا حرف نزد، ناامید نشوید. برعکس، بر موفقیت او اصرار کنید و به رشد مغز او کمک کنید. او را دائما تشویق کنید و هر روز بر مقدار تشویق خود بیافزایید.

فراموش نکنید که تنها نیستید. مدونا و آنتونیا باندراس هم کودک دو زبانه پرورش داده اند. اگر آنها توانسته اند، چرا شما نتوانید؟

منبع

omniglot

روش یک والد- یک زبان: محبوب ترین روش پرورش کودک دو زبانه

یکی از شناخته شده ترین روش های پرورش کودک دو زبانه استفاده از روش یک والد- یک زبان است. در این روش هر یک از والدین به یک زبان خاص با کودک صحبت می کند. این روش صرفا در خانواده هایی به کار می رود که حداقل یکی از والدین به زبان دوم کشور فعلی مسلط باشد. این روش تحت عنوان روش OPOL نیز خوانده می شود.

سابقه علمی روش یک والد- یک زبان:

این راهبرد احتمالا اولین بار با رواج ازدواج در بین افراد متعلق به گروه های زبانی مختلف در جوامع به کار رفته است. با این حال تاریخ دقیق آن به ۱۹۰۸ باز می گردد. در آن سال که پسر بچه ای به نام لوئیس در خانواده رونجات در فرانسه متولد شد. ژول رونجات، زبان شناس فرانسوی، همسری آلمانی داشت و آنها می خواستند پسری دو زبانه داشته باشند. بنابراین ژول نظر همکار خود، موریس گرامونت، که در رشد زبان تحقیقاتی کرده بود، را در این مورد جویا شد.

گرامونت مدت کوتاهی پس از تولد لوئیس پاسخ ژول را داد. ژول ده خط از نامه همکار خود را در کتابی چاپ کرد که در مورد دو زبانگی لوئیس می نگاشت. گرامونت به ژول توصیه کرده بود که هر والد با یک زبان متفاوت با کودک صحبت کند. بنابراین، ژول می بایست همیشه به فرانسه و همسرش همیشه به آلمانی با لوئیس صحبت کنند و هرگز این الگو را معکوس نکنند.

کتاب ژول رونجات بعدها به تایید بسیاری از زبان شناسان رسید و مورد ارجاع قرار گرفت. از آن زمان، روش یک والد- یک زبان به عنوان رویکرد زبان شناسی برای پرورش کودک دو زبانه به طور مداوم استفاده شده است و نتایج آن در تحقیقات مختلف گزارش شده است.

پرورش از روز اول:

روش یک والد- یک زبان برای والدینی جذاب است که دوست دارند فرزند خود را از روز اول دو زبانه پرورش دهند. در این روش هر والد زبانی را صحبت می کند که به آن مسلط تر است. با استفاده از این ورودی دوگانه، کودکان به سرعت قادر به تولید صدا، هجا، و کلمات در هر زبان می شوند و به طور قابل ملاحظه ای در استفاده از هر زبان با هر والد از خود مهارت نشان می دهند.

آغاز مشکلات:

با این حال، با گذشت زمان، مشکلات روش یک والد- یک زبان شروع به ظاهر شدن می کند. از آنجا که قرار گرفتن در معرض هر دو زبان به ندرت برابر است، به ویژه هنگامی که کودک شروع به برقراری ارتباط با جهان خارج می کند، زبانی که ورودی کمتری دارد دچار مشکل می شود. این زبان اغلب زبان اقلیت در جامعه است. مشکل زمانی حادتر می شود که والدی که به زبان اقلیت صحبت می کند به زبان دوم هم مسلط باشد. کودک با درک این مسئله، کم کم شروع به صحبت به زبان دوم با والد زبان اقلیت می کند. در اخر، والدین با کودکی روبه رو می شوند که در زبان اقلیت تنها دارای مهارت گیرنده ای است. یعنی زبان را می فهمد اما پاسخ نمی دهد.

استراتژی تطبیقی:

استفاده از این روش برای برخی استرس آور است. والدی که به زبان اقلیت صحبت می کند و با کودکی رو به رو می شود که پاسخ او را با زبان غالب می دهد، دچار سردرگمی می شود. والدین در محیط هایی که زبان غالب صحبت می شود (مکان های عمومی) دچار سردرگمی در استفاده از زبان می شوند. در بعضی موارد، محیط آنها را وادار به تغییر استراتژی می کند. گاهی نیز والدین از خود می پرسند پس در مقابل کودک با یکدیگر به چه زبانی صحبت کنند. در این مورد خاص باید گفت برای کودک مهم نیست والدین با هم به چه زبانی صحبت می کنند. می توانید به هر زبانی با هم حرف بزنید. با این حال در مواردی که زبان اقلیت ورودی کمتری دریافت می کند، توصیه می شود که به زبان اقلیت صحبت کنید. در روش یک والد- یک زبان، پس از بروز این موقعیت ها والدین متوجه می شوند که از چارچوب های این روش بیرون آمده اند و استراتژی تطبیقی خود را بر اساس نیازهایشان اتخاذ کرده اند. برای مثال والدی که به زبان اقلیت صحبت می کرده است در بازار به زبان دوم با کودک خود حرف می زند.

آنچه باید بدانید این است که چسبیدن به تمام اصول یک روش در اغلب موارد ممکن نیست. اینکه شما کلیت یک روش را رعایت کرده اید و در موارد استثنا از آن تخطی کرده اید، مشکل چندانی ایجاد نمی کند. آنچه در روند یادگیری زبان کودک اهمیت دارد، مقدار ورودی و کیفیت آن در تعاملات با کودک است.

در آخر باید به نوشته سوزان هاروت بارون در یکی از کتاب هایش بر اساس روش یک والد- یک زبان اشاره کرد:

«گاهی شک می کنم که این روش بهترین راه پرورش کودک دو زبانه باشد. شاید اینکه بتوانیم به طور موثر موقعیت صحیح استفاده از هر زبان را بشناسیم و هر یک را در موقعیت درست به کار ببریم، بهترین راه برای آموزش فرزندمان باشد.»

منبع

psychologytoday